در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از دیرباز، بودهاند مردان و زنانی که چون رمضانالشریف میرسید، به رسم نجواهای سحرگاه ساعتی قبل از طنین اذان، سر از بالش گرم برداشته و جان را در خنکای آستان حق روانه میکردند و سنت شریفی را برپا میداشتند که مومنی از کاروان روزهگزاران باز نماند.در طول تاریخ این شهر، هنر مناجاتخوانی به مانند روزنهای برای ورود فرشیان به عرش کبریایی خدا توسط مردمان پاکنهاد و دینمدارش پاس داشته شده است.اگر یک رمضان را مهمان نوشآباد شوی، در تاریکی شب صدایی را میشنوی، تو گویی فرشتهای است که ترا به خویش میخواند. هرچند که این رسم کهن رو به فراموشی نهاده است اما هنوز هم مردم، رمضان را با آوای سحرخوانان آغاز میکنند.یکی از سحرخوانان نوشآباد، «حاج علی چاوشیان» است که هر ماه رمضان از ماذنه مسجد امام حسین(ع) سحرخوانی میکند. او میگوید: «6 دهه از عمرش را به سنت میراث پدریاش سحرخوانی کرده است و جالب آن که سحرخوانی و دعای سحر را خودش میخواند اما اذان صبح را برادرش حاج حسن میگوید تا هردوشان سهمی از صدقه جاریه پدر برده باشند.
حاج علی میگوید: «طی سالها تعداد سحرخوانان کم شده است و امروز عدد آنها به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد.» او صحبت زیادی برای گفتن دارد اما راز نگفتهاش این است که « سحرخوانی یک عشق است که باید در دل اثر کند».
اگر در تاریک روشن یک صبح همت کنی و از کنار درخت گز پیر و کهنسال مسجد علی(ع) نوشآباد به طرف قلعه سیزان بروی، صوت حزین حاج حسین عمارتی را میشنوی که همسایگان را به مهمانی خدا دعوت میکند.
آنچه که قابل وصف نیست حالت درونی و احساس معنوی سحرخوانان است که با وجود کهولت سن، بر تاریکی شب زده و فضیلت آسمانی شدن را جستجو میکنند.
ولی در عصر تکنولوژی این سنت دیگر به فراموشی سپرده میشود، چراکه چشمان تنگ و زمانزده ما چیزی بیشتر از ساعت و رایانه و نظایر آن را نمیبیند و هر روز که میگذرد، بیشتر به تاریکی عادت میکند، از اینرو که آیین روشنی و روشنیبخشی را فراموش کردهایم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: