در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
غلام بهرغم گذشت چندسال از شروع زندگی مشترکشان و با داشتن 2 دختر خردسال به خوشگذرانىهاى خود ادامه مى داد تا این که به اتهام کلاهبردارى به زندان افتاد. دادگاه نیز او را به ?سال زندان محکوم کرد. مهناز با توجه به محکومیت همسرش به دادگاه خانواده مراجعه کرد و دادخواست طلاق داد. غلام وقتى از دادخواست طلاق مهناز باخبر شد با سپردن وثیقه از زندان مرخصی گرفت و از همسرش خواست براى آخرین بار اجازه دهد دخترانش را براى تفریح به شمال ببرد. مهناز که نمیدانست چه نقشهای برایش طراحی شده است فقط به خاطر 2 فرزند خود قبول کرد با شوهرش همراه شود. به این ترتیب آنها به سمت لاهیجان به راه افتادند. وقتى سوار بر خودروى شخصى به شهرستان لنگرود رسیدند، غلام به بهانه این که کارت بنزین خود را نیاورده است از همسر و فرزندانش خواست چند دقیقهاى کنار دریا به انتظار بایستند تا او بنزین تهیه کند. سپس پیاده به راه افتاد. او دقایقى بعد با یک گالن 10 لیترى که در آن مایع قرمزرنگى وجود داشت، برگشت. سپس غلام همراه خانوادهاش با خودرویشان به سمت لاهیجان راه افتادند. در میان راه غلام فرزندانش را به شهربازى برد و به آنان اصرار کرد شب را درآنجا بمانند اما مهناز نپذیرفت. سرانجام شبانه آنان به راه افتادند اما در بین راه وقتى مهناز و 2 فرزندش درخواب بودند، وى گالن اسید را روى همسرش پاشید. مهناز در حالى که نمىدانست همسرش یک گالن اسید روى او پاشیده از شدت سوزش به سمت جاده فرار کرد و لحظاتی بعد براثر سوختگى شدید بیحال روى زمین افتاد. این بار غلام تصمیم گرفت با خودرو از روى مهناز عبور کند اما 2 دختر خردسال مانع کار او شدند و در نهایت غلام فرار کرد. این جنایت مرد سابقهدار با بازتاب گستردهای مواجه شد و پلیس برای دستگیری او به تکاپو افتاد و بالاخره چند ماه بعد وی در خانه پسری که از همسر اولش داشت، بازداشت و به پرداخت دیه و زندان محکوم شد، هر چند برای متهم مجازات در نظر گرفته شده است، اما به هیچ وجه نمیتوان صدمهای را که به مهناز وارد شده جبران کرد و این زن اکنون روزهای سختی را سپری میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: