گفتگو با استاد حسن ناهید ، نوازنده پیشکسوت نی

همدمی 57 ساله با نی

حسن ناهید متولد 1322، نوازنده سرشناس نی است. او اولین کسی است که پرده‌های نی را با نت موسیقایی تطبیق داد و باعث تسهیل و تسریع در روند آموزش این ساز شد.
کد خبر: ۳۴۷۷۴۳

وی به همراه بسیاری از بزرگان موسیقی ایران در داخل و خارج از کشور از قدیم تاکنون نی نواخته است. در جشنواره نی نوازان نیز یکی از بهترین اجراها را داشت.

آنچه در پی می‌آید گفتگویی با او درباره فراز و نشیب‌های ساز نی از دیرباز تاکنون است.

نی همواره از سازهایی بوده که در قیاس با دیگر سازها چه در کنسرت‌ها و چه در بطن آهنگ‌ها، جایگاهش به اندازه‌ای که باید مورد توجه قرار نگرفته است. به نظر شما دلیل این مساله چیست؟

من در 57 سال پیش که شروع به تمرین ساز نی کردم، فقط استاد حسن کسایی در اصفهان بودند که نی می‌زدند. او در اصفهان بود. من که مشتاق دیدار او بودم در شیراز زندگی می‌کردم و به او دسترسی نداشتم. بنابراین مجبور بودم خودم به شکل تجربی کار کنم. سال‌ها به تمرین پرداختم تا این که در 17 سالگی به تهران آمدم و در برنامه گل‌ها شروع به کار کردم و در واقع نخستین بارقه‌های فعالیت رسمی‌ و جدی من در این عرصه در رادیو با برنامه «گل‌ها» آغاز شد و البته همراهی و همکاری استادانی چون زنده‌یاد فرامرز پایور. اما درباره سوال شما که چرا نی به آن شکلی که باید جا نیفتاده و اصولا چرا هنرمندان نی نواز تعدادشان کم است باید بگویم به این خاطر که نی تفاوت‌هایی با سایر سازها دارد. به عنوان مثال، اگر یک بچه‌ای تصادفا روی ساز سنتور یا ویلون یا حتی پیانو بزند، یک صدایی بالاخره از این سازها خارج می‌شود. اما درباره نی این طور نیست. نی 4 صدای مختلف دارد. می‌دانید که موسیقی ما دارای 24 ربع پرده است. ساز نی 6 سوراخ دارد که برای دستگاه‌های مختلف از 5 تای آنها استفاده‌های مختلف می‌شود.

کاربرد آن یکی چیست؟

کاربردش این است که ما برای آواز بیات اصفهان، آن سوراخ چهارم را که عمدتا در وسط نی هم قرار دارد باز می‌کنیم. اما برای شور «می» سوراخ سوم را باز می‌کنیم. در ابتدای زدن صدایی ناصاف مثل پارازیت از نی در می‌آید و 6 یا 7 سال طول می‌کشد که این صدای ناصاف مبدل به صدایی صاف و شیشه‌ای شود.

به هرحال، در 50 سال پیش همان طور که اشاره کردم، جز استاد حسن کسایی نی نواز دیگری نبود. هرچند هنرمند دیگری به نام زنده‌یاد حسین یاوری هم بودند که اواخر عمرشان بود و زیاد نمی‌توانستند انرژی بگذارند.

امروز درحیطه نی نوازی شاهد تعدد هنرمند هستیم؟

بله. امروز می‌بینیم که در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌ها هزاران نوازنده نی پیدا شده است. منتها کیفیت کار مهم است. در واقع مهم این است که ببینیم چه کسی می‌تواند صدای شیشه‌ای از این نی در بیاورد. اغلب نوازندگان نی فکر می‌کنند نی سازی آسان است و می‌توانند در مدت زمان کوتاهی بر آن مسلط شوند، درحالی که این ساز در عین سهل بودن، ممتنع نیز هست. اصولا ساز مشکلی است و کمتر کسی در این حیطه دوام می‌آورد که کار را ادامه دهد. من از سال 39 که به تهران آمدم تا به امروز در هنرستان عالی موسیقی و دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های مختلفی به تدریس نی پرداخته‌ام و از نزدیک شاهد این مساله بوده‌ام. خاطرم هست در جشنواره نی نوازان که 3 سال پیش در استان همدان برگزار شد، حدود 300 نی نواز در جشنواره شرکت کرده بودند که از این بین 90 نفر سازشان قابل ارائه بود. به نظرم این خیلی اتفاق خوبی است که طی سال‌های اخیر در حیطه نی افتاده است. بویژه این که این ساز هیچ وقت طی سال‌های گذشته، نوازنده خانم نداشته و امروز می‌بینیم در دانشگاه‌های موسیقی، تعداد فارغ‌التحصیلان خانم نیز دراین زمینه داریم.

چطور شد که نواختن نی با استفاده از دندان رایج شد ؟

ببینید، اصولا در شیوه مکتب اصفهان، نی را با دندان می‌زده‌اند. اما چون من تا آن زمان ندیده بودم، صدای بم را با دندان می‌زدم و از لب برای درآوردن صدای زیر استفاده می‌کردم. بعدها استاد کسایی به من گفتند حالا که به شیوه مکتب اصفهان می‌زنی، همه را با دندان بزن. من هم پذیرفتم و از آن به بعد با این شیوه کار کردم و شیوه نواختن با لب، فراموش شد. شاید به این خاطر که بیش از 30سال است شیوه خودم را کنار گذاشتم و به شکلی که استاد کسایی گفتند به نواختن پرداختم.

طی سال‌های اخیر مایل بودید در این شیوه و نحوه نواختن نی به دخل و تصرف نیز بپردازید؟

نه به آن شکل. موقعی که من در نوجوانی کارم را شروع کردم. پیش از آن که به رادیو و تهران بیایم، فکر کردم باید یک انگشت‌گذاری درست کنم تا نی هم بتواند مثل سایر سازها از نت بهره‌مند شود. خاطرم هست، آن سال‌ها مرحوم روح‌الله خالقی، رئیس شورای موسیقی رادیو بودند. من نزد ایشان آمدم و نی را براساس انگشت‌گذاری‌ای که کرده بودم نواختم. آن موقع دستمزد هر نوازنده در رادیو، 70تومان بود. اما مرحوم خالقی وقتی کار مرا دید زیر ورقه ثبت نام من نوشت او علاوه براین که نی را می‌داند، نت نیز بلد است. چیزی که خیلی جالب بود این بود که ایشان برای من جلسه‌ای 100 تومان دستمزد در نظرگرفت. آن موقع 17 سالم بود و در سال 1339، صد تومان پول زیادی محسوب می‌شد. یعنی اگر 10 جلسه می‌زدم می‌شد 1000 تومان. آن موقع اصلا نمی‌دانستم باید با این پول چه کار کنم. (با خنده)‌

فکر می‌کنم همان سال هم بود که جرقه‌های فعالیتتان در رادیو با ارکسترهای مختلف شکل گرفت؟

دقیقا. من ابتدا در اداره هنرهای زیبا که بعد شد وزارت فرهنگ و بعد شد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ‌در ارکستری به فعالیت پرداختم که استاد دهلوی سرپرستی آنجا را برعهده داشت. او مرا به مرحوم نصرت‌الله گلپایگانی معرفی کرد. من یک جوان شهرستانی بودم که نی را از روی نت می‌زدم. تمام کسانی که در این اداره حضور داشتند، از جمله خود آقای گلپایگانی از این مساله تعجب کرده بودند، چون آن موقع نی در قیاس با سازهای دیگر چندان جا نیفتاده بود. چه برسد به این که حالا یکی بیاید و آن را از روی نت هم بزند. اما عمر کاری من با ارکستر آقای گلپایگانی کم بود. زیرا ایشان گواتر داشتند و رفتند عمل کنند که در حین عمل فوت کردند. بعد از آن به ارکستر درویش به سرپرستی مرحوم مهدی مفتاح رفتم و با ایشان همکاری کردم. بعد هم که ارکسترهای مختلفی در رادیو درست شد. مثل ارکستر رودکی به سرپرستی ابراهیم منصوری که هنرمندانی چون زنده‌یادان علی تجویدی، احمد عبادی، ملک، فرهاد فخرالدینی عضو این ارکستر بودند.

و بعد هم به ارکستر مهندس همایون خرم پیوستید که اگراشتباه نکنم اسمش «برنامه سوم» یا «اف‌ام» بود.

درست است. علاوه برآن هم زنده‌یاد اسدالله ملک، برنامه‌ای به نام «نوایی از موسیقی ملی» داشت که بیشتر قطعات آن را محمود خوانساری می‌خواند. ضمن این که استاد پایور هم در آن برهه 2 ارکستر راه انداختند. یک ارکستر متعلق به فارغ‌التحصیلان هنرستان موسیقی بود که آقایان ظریف، رحمت‌الله بدیعی و... اعضای آن بودند و دیگری ارکستر اساتید که هنرمندانی چون حسین تهرانی نوازنده تنبک، علی اصغرخان بهاری نوازنده کمانچه، جلیل شهناز که تار می‌زدند، آقای پایور سنتور و خود من فعالیت می‌کردیم. درسال‌های 47 و راه‌اندازی تلویزیون ملی، مرحوم مرتضی حنانه، ارکستر بزرگی از سازهای ایرانی درست کردند که در این ارکستر نصرالله زرین پنجه، سیاوش زندگانی، عباس زندی، من و... حضور داشتیم. گروه‌های دیگری هم به سرپرستی استادانی چون لطف‌الله مجد یا آقای فرهنگ شریف تشکیل شده بودند که در آنها نیز فعالیت می‌کردم.

آخرین اجرایتان کی بوده است؟

3 سال پیش به همراه زنده‌یاد پرویز مشکاتیان در تالار وزارت کشور. بعد از فوت ایشان هم کارم به تدریس محدود شد و دیگر برنامه‌ای اجرا نکردم.

در گفتگویی که 2 سال پیش با شما داشتم، اشاره کردید که تردید دارم کسی بتواند جای استاد پایور و مشکاتیان را بگیرد. در این مساله که شما گفتید شکی نیست. اما سوال این جاست که این 2 استاد چه مولفه‌ای داشتند که توانستند در عرصه موسیقی ماندگار شوند؟ ضمن این که درحال حاضر جوانانی هستند که تمایل دارند راه این استادان را ادامه دهند. راه کار شما دراین ارتباط چیست؟

زنده‌یاد پایور 2 خصیصه عمده داشتند. نخست این که بسیار وقت‌شناس بودند. به جرات می‌توانم بگویم حتی یک‌دقیقه وقت تلف شده هم در زندگی‌اش نداشته است. در طول 30 سال که من و سایر اعضای ارکستر در خدمتشان بودیم، اگر یک دقیقه دیر می‌آمدیم، او سکوت می‌کرد و پلک‌هایش را به هم می‌زد و ما می‌فهمیدیم بزرگ‌ترین گناه یعنی دیر رسیدن را مرتکب شده‌ایم. ویژگی دیگرش پرکاری‌اش بود. شاید صدها کار برای خوانندگان مختلف نوشت. زنده‌یاد مشکاتیان هم نوازنده بسیار با ذوقی در عرصه سنتور بودند. ذوق بالایی هم در عرصه آهنگسازی داشتند. بیشتر کارهای ارکستری ایشان هنوز بعد از گذشت سال‌ها، تازه است و رنگ کهنگی به خود نگرفته است. به طورکلی، نظر من این است اگر کسی می‌خواهد راه این دو هنرمند ماندگار را امروز ادامه دهد، باید دنباله‌روی کارهای آنها باشد، آثارشان را گوش کند و روی این آثار به تحقیق و تفحص بپردازد. تا پیش از آقای پایور، کتاب چندانی درباره سنتور نوشته نشده بود، اما بعد از آن کتاب‌های زیاد و مفیدی در این باره تالیف شد. همین‌طور با فعالیت زنده‌یاد مشکاتیان.

در حال حاضر مشاهده می‌شود که بیشتر فعالیت‌ها در زمینه موسیقی فعالیت‌هایی شفاهی است و کمتر آثار مدون و تالیفی از هنرمندان برجای می‌ماند. بخصوص در زمینه نی. خود شما هیچ وقت نخواستید درباره این ساز مطلبی در قالب کتاب یا جزوه بنویسید؟

نه. چون من یک نوازنده نی بودم نه آهنگساز. اما کتاب‌هایی در زمینه موسیقی وجود داشت که به قلم دیگر استادان نوشته شد. به عنوان مثال، شاگردان برای شروع کار می‌توانند از 4 کتاب ویولن مرحوم خالقی و کتاب 3 ردیف استاد صبا استفاده کنند. بعد هم مجموعه کتاب‌های استاد پایور که بسیار مشکل است و هر کسی بتواند از روی این کتاب‌ها بزند دیگر مشکلی نخواهد داشت.

اگر موافق باشید بحث را با مساله انگشت‌گذاری شما روی نی ادامه دهیم. شما زندگی پر فراز و نشیبی را طی کردید. از آن زمان که در شیراز بودید و علی‌رغم میل پدر به نی زدن روی آوردید تا زمانی که پدرتان متوجه شد و چندین‌بار نی را شکست و بالاخره با وساطت‌های مادر و اطرافیان و البته سماجت‌های خودتان توانستید در این عرصه موفق شوید، انگیزه این انگشت‌گذاری در شما که تحصیلات آکادمیکی در زمینه موسیقی نداشتید چطور شکل گرفت؟

تقریبا بعد از آشنایی با استاد حسین دهلوی. می‌دانید من متوجه شدم اگر بخواهم در ارکستری مشغول کار شوم، باید بتوانم از روی نت بزنم. مثل کسی که فقط غزل‌های حافظ و مولانا را حفظ می‌کند، ولی سواد خواندن و نوشتن ندارد تصمیم گرفتم کار را از پای بست ثمر بخشم. پس به انگشت‌گذاری پرداختم تا در این زمینه با مشکل مواجه نشوم که طی این 50 سال هم نشدم.

در ایران مشهورترین و قدیمی‌ترین نی، نی هفت‌بند است که به صورت عمودی نواخته می‌شود و مثل این که نحوه نواختن آن به این صورت است که بین 2 دندان قرار می‌گیرد. درباره کاربرد آن توضیح دهید؟

البته نمی‌شود گفت قدیمی‌ترین نی است. چون قدیمی‌‌ترین نی‌ها را نی‌های چوپانی تشکیل می‌داده‌اند. یا مولانا که مثنوی خود را با نی شروع کرده و ما دقیقا نمی‌دانیم این نی چه جور نی‌ای بوده است. نی هفت‌بند همان طور که شما هم اشاره کردید، قدمتش به بیش از 100 سال می‌رسد. همین نی که دست ما هست، نی هفت‌بند است. علت این که به آن هفت‌بند می‌گویند این است یک بند کوچک در پایین، یک بند کوچک در بالا و 5 بند بزرگ در وسط اینها قرار دارد. این نی 6 تا گرده دارد و از داخل شامل یک برجستگی است که نباید صاف باشد. در واقع این برجستگی تولید صدا می‌کند.

آزاده صالحی ‌
‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها