در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما آدمهای عجیب و غریبی هستیم. یک زمانی مینشینیم برای خودمان آنقدر برنامهریزیهای رنگارنگ میکنیم که نمیدانیم اصلا کجا، کی و کدامشان را عملی کنیم، بعضی وقتها هم در چنان بطالتی خودمان را غرق میکنیم که از حال یک ساعت دیگرمان هم بیخبریم.
ما آدمهای عجیب و غریبی هستیم. قصد برنده شدن را که میکنیم، چنان پاشنههایمان را ورمیکشیم که رستم جلویمان کم میآورد؛ اما به محض این که مشکلی، چیزی سر راهمان سبز شد، طوری جا میزنیم که اصلا انگار نه انگار که ما همان پهلوانی هستیم که میخواست دنیا را عوض کند.
آدمهای فراموشکاری هم هستیم. خیلی چیزها را از یاد میبریم و بعضی چیزها را هم به یاد نمیآوریم. مثلا به یاد نمیآوریم، این کسی که امروز به زور جوابش را میدهیم و خیلی لطف کنیم دو سه کلمه با او حرف میزنیم؛ همان کسی است که چند سال پیش در عالم بچگی، قبله همه آرزوهایمان بود و آن کسی نبود جز مادر.
حالا نه که فکر کنید خودم را تافته جدا بافته میدانم یا مثلا دارم این حرفها را میزنم که شما به خودتان بیایید. به من که ربطی ندارد. من سر زندگی خودم هستم، شما هم لابد سر زندگی خودتان ولی این حرفها راستش را بخواهید نسل سوم و چهارم و دوم نمیشناسد. شامل حال همه ماست؛ مایی که به قول قدیمیها با یک غوره سردیمان میشود با یک مویز گرمیمان.
بندههای خدا خوب میدانستند که ما چه خلق و خویی داریم که نشستند و این ضربالمثلها را ساختند؛ ضربالمثلهایی که خیلی خوب میتوانند خلقیات ما را کالبدشکافی کنند.
حالا لابد به خودتان میگویید خب که چی؟ این حرفها را زدی که مثلا چه بشود؟ کجای دنیا با این حرفها درست میشود؟ اصلا چرا داری این حرفها را به ما میزنی؟... بله آدمهایی هستیم که کوچه علی چپ را خیلی دوست داریم، آدمهایی هستیم که با یک «که چی» دخل همه چیز را میآوریم،... این جور آدمهایی هستیم ما!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: