با بن بست هایی مواجهیم

وقتی پس از 2 روز باد و باران ، آسمان تهران را صاف می بینیم ، تازه می فهمیم در شهری مثل تهران از اولین موهبت زندگی یعنی نفس کشیدن در هوای پاک محروم شده ایم.
کد خبر: ۳۴۷۴۵

حالا در خبرها آمده که 7 شهر دیگر کشور نیز به فهرست شهرهای آلوده اضافه شده است ؛ و مگر آلودگی ها فقط به آسمان محدود شده است؛ آلودگی رودخانه ها، دریاها، جنگلها و کوهها و... همه تاوان و خساراتی است که ما برای توسعه غیرپایدار و نامتعادل می دهیم.
شهرهای انباشته از خودروهای فرسوده ، شهرکهای صنعتی چسبیده به شهرها و... از نمونه های این خسارت هاست. در این میان ، گویی بخشی از سیستم های دولتی و خصوصی حفظ محیط زیست را بحث لوکس و دست و پاگیر توسعه می دانند و این احتمالا بزرگترین چالشی است که سازمان حفاظت محیط زیست در کشور ما با آن روبه روست.
در این باره با دکتر یوسف حجت ، معاون منابع انسانی سازمان حفاظت محیط زیست به گفتگو نشسته ایم.


مدتی است ، از دولت سبز صحبتهایی شنیده می شود. براساس چه ضرورت هایی دولت سبز به وجود آمد؛
هدف دولت سبز، توجه و استفاده صحیح از انرژی ، آب ، کاغذ و سایر لوازم مصرفی است.
نقش اصلی دولت ، سیاستگذاری برای کل جامعه است و در این زمینه باید به شکلی جامعه را هدایت کند که از منابع به بهترین شکل استفاده شود، تا آلودگی های ناشی از استفاده از منابع به حداقل برسد، اما نکته اینجاست که در جامعه ما دولت ، یکی از مصرف کنندگان بزرگ است.
برای این که دولت ، بقیه بخشهای جامعه را به سمت مصرف صحیح سوق بدهد، قطعا باید از خودش شروع کند.
به همین دلیل ، در قانون بودجه سال 82 یک تبصره برای دولت سبز دیده شده و 25 دهم درصد از اعتبارات جاری هر دستگاه به این اختصاص داده شده که فعالیت های دولت سبز اجرا شود.
فعالیت هایی که در دولت سبز قابل اجراست ، فعالیت های ساده ای است. به طور مثال ، استفاده از لامپهای کم مصرف به جای لامپهای پرمصرف ، یا خاموش کردن لامپهای اضافی. بیشتر چراغهای بسیاری از ساختمان های دولتی ، بعد از ساعت اداری روشن است.
بسیاری از ساختمان های دولتی را می بینیم ، که از نظر تهویه مطبوع در زمستان ، اتاق را بیش از حد گرم می کنند و پنجره را باز می گذارند و به این شکل حرارت هدر می رود. بسیاری از پنجره ها دو جداره نیستند و باعث اتلاف انرژی در زمستان و تابستان می شوند.
تجربه ای که در نهاد ریاست جمهوری وجود دارد، نشان داده است که با فعالیت های بسیار مختصری می توانیم صرفه جویی قابل توجهی حاصل کنیم ؛ حتی تا 25 درصد صرفه جویی در برق سوخت ، آب و حتی در کاغذ در دولت امکانپذیر است ، بدون این که به کیفیت فعالیت ها لطمه ای وارد شود.

پس دولت سبز ساختاری است برای بهینه مصرف کردن و کاهش آلودگی ها. آیا این مستقیما به سازمان محیط زیست ربط پیدا می کند؛
بله ، طبیعتا بهینه مصرف کردن مواد و انرژی فعالیتی زیست محیطی است.
وقتی کاغذ زیاد از حد مصرف می کنیم ، به جنگلها لطمه می زنیم ؛ چون چوب بیشتری برای تولید کاغذ مصرف خواهد شد و از طرف دیگر زباله بیشتری تولید می شود.
درباره انرژی هم به همین ترتیب است. وقتی انرژی بیش از حد مصرف می کنیم ، سوختی در یک نیروگاه سوخته می شود و ضمن این که منابع انرژی زیادی از بین می رود، آلودگی هم حاصل می شود لذا بهره بری صحیح از مواد و انرژی اقدامی است برای حفاظت از محیط زیست.

وقتی بحث از دولت سبز و مصرف بهینه در بدنه آن می شود بی شک نقش اصلی به عهده مدیران است. آیا شما برای آموزش مدیران اقداماتی صورت داده اید؛
تا الان توانسته ایم 12 راهنمای دولت سبز را برای بخشهای مختلف تهیه کنیم. این دستورالعمل ها تازه آماده شده و ما در نظر داریم هفته های آینده جلسه ای را با حضور تمام نمایندگان دستگاه های اجرایی بگذاریم و این دستورالعمل ها را توضیح دهیم و درخواست کنیم بر طبق این دستورالعمل ها به فعالیت های خود جهت بدهند.
همین طور در نظر داریم از استان های مختلف کشور افرادی را به عنوان مدرس جمع کنیم و به آنها آموزش بدهیم دولت سبز یعنی چه و از این جزوات چگونه استفاده کنند و بعد آنها برای ساختارهای دولتی آن استان ، آموزش های مذکور را ارائه بدهند.

پس در واقع کار اجرایی دولت سبز از سال آینده شروع می شود.
امیدواریم. چون این تکلیف قانون بودجه بوده و امید داریم دستگاه ها فعالیت های خوبی انجام داده باشند.
از بعضی دستگاه ها گزارش هایی داریم ، اما از همه نداریم.
امسال را به عنوان سال تجربه برای شروع این حرکت در نظر بگیرید. امیدواریم فعالیت های سال آینده بسیار جدی تر باشد.

مساله دیگری که از چالش های جدی سازمان محیط زیست است آلودگی هوای تهران است که ظاهرا همه پذیرفته اند غیرقابل حل است.
خودروهای فرسوده شریان تهران را بسته اند. غیر از آلودگی هوا مشکل ترافیک هم کاملا به چشم می آید. با این وصف قضیه خودروهای فرسوده به کجا رسید؛

درست است. ما با بن بست هایی مواجهیم. یکی بن بست ترافیک است ، یعنی با تیراژ تولیدی که ما داریم ، ترافیک به سمت قفل شدن حرکت می کند.
بن بست دوم سوخت است که در هفته های اخیر بحث آن داغ بود.
بن بست سوم آلودگی است. ما خیلی تلاش کردیم و توانستیم در سالهای اخیر آلودگی را ثابت نگه داریم و از رشد آن جلوگیری کردیم ؛ اما اگر خودروها به همین شکل اضافه شوند حرکتهای ما نتیجه نهایی را نمی دهد.
بن بست چهارم که بسیار مهم است ، بن بست تولید خودرو است. وقتی ظرف جامعه ما پر از خودرو شد خودروساز نمی تواند خودروی جدیدی تولید کند و بازار را از دست می دهد.
برای هر 4 بن بست ، راه حل این است که خودروهای فرسوده از رده خارج شوند، اما بعضی ها اعتقاد دارند اگر شهر پر از ترافیک شده است ، خودرو تولید نشود.
ما چنین اعتقادی نداریم. ما اعتقاد داریم شهر مثل برکه ای است که نیاز به آب تازه دارد. نمی توانیم چون پر شده مانع ورود آب تازه شویم ؛ بلکه باید آب مانده و گندیده از آن خارج شود.
خودروهایی که الان تولید می شوند، از نظر کاهش آلودگی بمراتب بهتر هستند. بارها گفتیم نه به زور می توان این کار را کرد، نه با اعتبارات دولتی می توان خودروهای فرسوده را خارج کرد.
مطمئن باشید در سال 83 دولت بیشتر از 50 میلیارد تومان برای از رده خارج کردن خودروهای فرسوده نمی تواند اعتبار بگذارد، که این مبلغ در مقابل خودروهای فرسوده رقمی نیست.
بنابراین نه می توانیم به خودروساز فشار بیاوریم و نه به دولت که پول نقد مستقیم برای تسهیلات بانکی این کار بگذارد.
اخیرا مجلس شورای اسلامی طرحی دارد که اگر وارد کننده خودرو در ازای هر هزار دلار ارزش 30 خودروی وارداتی یک و نیم سیلندر خودرو از رده خارج کند، از سود بازرگانی معاف می شود.
این طرح به این معناست که اگر خودرویی به ارزش 14 هزار دلاری وارد شود باید 5/1 سیلندر از خودروهای فرسوده خارج شود.
تقریبا 21 سیلندر می شود که معادل 5 پیکان است. اگر بتوانیم 100 هزار تا خودرو وارد کنیم می توانیم 500 هزار خودرو در ازای آن از رده خارج کنیم که مشکل جامعه را حل می کند.
در اینجا دولت اعتباری نمی گذارد تنها از یک سود بازرگانی که تاکنون استفاده نکرده چشم می پوشد؛ ولی نفع کلانی می برد.

با حذف یارانه بنزین چه اتفاقی خواهد افتاد؛
ببینید. اگر یارانه به گازوییل داده می شد، با آن مخالف نبودیم ؛ چون گازوییل سوخت اتوبوس است.
اقشار آسیب پذیر و کم درآمد از اتوبوس استفاده می کنند که کار بسیار خوبی است ؛ اما یارانه به چیزهایی داده می شود که هدفمند نیست. مثل یارانه بنزین.
از این یارانه 2 قشر استفاده می کنند؛ یکی قشر پولدار و دیگر اقشاری که از خودروی سواری برای جابه جاکردن مسافر استفاده می کنند. چه مسافری که سوار می شود و چه فردی که مسافر سوار می کند.
این یارانه ها، با این روندی که پیش می رود، نه فقط از نظر اقتصادی کمر دولت را می شکنند؛ بلکه از نظر زیست محیطی هم فجایع بسیاری را ایجاد خواهند کرد.
ما هر چه جلوتر می رویم ، در این باتلاق بیشتر فرو می رویم. باید یارانه را هدفمند کنیم و جهت آن را به سمت افراد نیازمند بچرخانیم.
یارانه چیزی شبیه مسکن است وقتی ما برای بیماری مسکن تجویز می کنیم ، در واقع ممکن است برای مدتی وی را آرام و به سوی شرایط بهتر سوق دهیم ؛ اما اگر روزبه روز دوز مسکن را بالا ببریم پایان آن مرگ است.
ما با افزایش روزبه روز یارانه ها، به افراد آسیب پذیر جامعه صدمه می زنیم. من معتقدم تمام یارانه هایی که روی بعضی از مواد دادیم ، به صورت رانت ، در جیب افرادی که یک شبه به پولهای زیادی رسیده اند، رفته است و همیشه به نام مستضعف و به کام پولدار تمام شده است.

خودروهای ساخت داخل مثل پیکان ، پراید و... با استانداردهای زیست محیطی مطابق نیستند. برای آنها چه فکری کرده اید؛
البته این طور نیست که تمام تولیدات کشور با استاندارد مصوبه ها مطابق نباشد.
امسال استاندارد خودروها دو پله ای است. پله پایین تر آن برای خودروهایی است که فناوری قدیمی دارند مثل پراید، پیکان ، پژو و سمند.
در پله دوم خودروهایی مثل ماکسیما، زانتیا، 206 و مزدا قرار دارند. استدلال ما این است که اگر استاندارد را با خودروهای فناوری پایین مطابق کنیم به خودروهای مدرن سهل گرفته می شود و اگر استاندارد را با پله دوم تطبیق دهیم به خودروسازی داخلی فشاری می آوریم که قابل تحمل نیست.
به همین علت استاندارد 2 مرحله ای شد. ولی بتدریج به این سمت می رویم که در سال 84 استاندارد، سختگیرتر باشد.
درحال حاضر کلیه خودروهای تولیدی داخل ، استانداردهای ملی دارند. آلودگی متوسط خودروها امروز، فقط 20 درصد سالهای پیش است.
5 خودروی امروزی معادل یک خودروی ساخت چند سال پیش آلودگی ایجاد می کند. برای پیکان هم این بحث صادق است. پیکان های امروزی همه انژکتوری تولید می شوند و این استانداردها باعث شده فناوری کاربراتور از خودروسازی ما حذف و انژکتور جایگزین آن شود.
در حال حاضر نیز تنها 70 درصد پراید با کاربراتور تولید می شود که تا پایان سال به انژکتور تبدیل خواهد شد و از سال آینده به هیچ وجه خودروی کاربراتور سواری نخواهیم داشت.
ما در این مسیر هم تعداد زیادی از خودروها را متوقف کردیم ، مثلا پژو دو هزار به خاطر این که نتوانست استاندارد زیست محیطی را رعایت کند، متوقف و پژو 1800جایگزین آن شد یا خودروی 1300 که به جای 1100 P.K تولید می شود و دقیقا از موتور پراید استفاده می کند.
تا به امروز ساخت حدود 12 خودرو که با استانداردهای زیست محیطی مطابق نبودند، متوقف شده است. توقف خودروها هزینه ای چند 100 میلیارد تومانی برای خودروسازها داشت تا خود را با استانداردها مطابق کنند و جای تشکر دارد.
یا یک مساله دیگر را عرض کنم ؛ به عنوان مثال ، تبدیل خودروهای کاربراتوری به انژکتوری چیزی در حدود 300هزارتومان هزینه دارد و کاتالیز هم حدود 100 هزارتومان ، بنابراین یک پیکان تولید امروز هزینه اش دست کم 400هزار تومان نسبت به گذشته بالاتر رفته آن هم فقط برای حفاظت از محیط زیست.

با این اوصاف ، بالاخره ما با استانداردهای زیست محیطی جهانی ، مطابقت داریم؛
استانداردی که تا سال پیش رعایت می شد استاندارد 1504 بود که بسیار قدیمی است. استاندارد بعدی یورو یک برای خودروهایی با فناوری قدیمی تر است و با استاندارد دنیا فاصله دارد.
استاندارد خودروهای جدیدتر یورو 2 است اما از سال 84همه خودروهای ساخت داخل را یورو 2 خواهیم کرد که در آن صورت تقریبا با استانداردهای روز جهان یکسان خواهد شد و می شود گفت در کلاس جهانی قرار می گیریم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها