نقش‌های ماندگار

نقش‌های ماندگار، در ذهن و زبان مخاطبان خود باقی می‌مانند و در شخصی‌ترین تصمیم‌گیری‌های آنها نقش ایفا می‌کنند، از این روست که شایسته شناخت و توجه‌اند.
کد خبر: ۳۴۶۸۱۸

تراویس در راننده تاکسی*

تراویس یک راننده تاکسی باوجدان است؛ درست برخلاف چیزی که درباره خودش به مسوول پذیرش اداره تاکسیرانی می‌گوید. او یک راننده تاکسی بیدار است؛ درست برخلاف همه آدم‌های غفلت‌زده دور و برش. شاید هم این که تراویس شب‌ها نمی‌تواند بخوابد و ناچار است با تاکسیرانی شبانه، خودش را سرگرم کند، تمثیلی نمادین از همین بیداری وجدان او باشد. اگر کارآگاه فیلم «بی‌خوابی» از عذاب وجدان ناشی از خطای خود نمی‌توانست بخوابد، تراویس از عذاب وجدان ناشی از خطای دیگران خوابش نمی‌برد. او از فرط خودآگاهی‌اش بی‌خواب شده، اما نمی‌خواهد باور کند که جنس او با دیگران یکی نیست: «باورم نمیشه یه نفر عمرش رو صرف یه خودآگاهی آزاردهنده بکنه. باور دارم که یه نفر می‌تونه مثل بقیه باشه.»

از نگاه تراویس، شب‌های نیویورک سراسر فساد و کثیف است. او حتی در مقابل نامزد ریاست‌جمهوری آمریکا هم این عقیده‌اش را بصراحت ابراز می‌کند و راحت و بدون تعارف خطاب به رئیس‌جمهور آینده کشورش می‌گوید: «این شهر مثل یه جوب فاضلاب می‌مونه. پر از آشغال و کثافته. کسی که رئیس‌جمهور میشه باید واقعا تمیزش کنه. می‌فهمی منظورم چیه؟... رئیس‌جمهور باید همه این کثافت‌ها رو پاک کنه. باید مثل اون توالت لعنتی سیفون رو بکشه.»

تراویس عادت خوبی دارد. این‌که اهل یادداشت نویسی روزانه است. شاید این در واقع تنها وسیله‌ای باشد که به او کمک می‌کند تا قدری از درد تنهایی آزاردهنده و بی‌امان زندگی‌اش خلاصی یابد. تراویس واقعا تنهاست. حتی با وجود آدم‌های جور واجور دور و برش. آخر او با بقیه فرق دارد. تراویس مرد تنهای شب و مرد تنهای خداست: «تنهایی، همه‌جا توی زندگی دنبال من بوده. توی کافه‌ها، توی ماشین‌ها، پیاده‌روها، فروشگاه‌ها، همه‌جا... هیچ راهی برای فرار نیست. من مرد تنهای خدا هستم.»

تراویس هر چه انتظار می‌کشد دریچه امیدی به رویش گشوده نمی‌شود. هیچ‌کس را نمی‌یابد که بتواند به او به عنوان ناجی این شهر کثیف یا لااقل به عنوان همدرد خودش، دل خوش کند. پس خودش به تنهایی دست به کار می‌شود. جانش را کف دستش می‌گذارد تا حتی فقط یک نفر مثل آیریس را هم که شده از چنگال این شهر بی‌رحم رهایی بخشد. صبر و تحمل تراویس دیگر سر آمده: «گوش کنید عوضی‌های کله‌خراب. اینجا یه مرد هست که دیگه تحمل نداره. کسی که علیه کثافت ایستاده. آشغال‌ها، سگ‌ها، عوضی‌ها، فاسدها، اینجا کسی هست که ایستادگی کرده.»

و البته فروتنی تراویس آنقدر زیاد و آرمان فکری او آنقدر بلند هست که این فداکاری خودش را کار بزرگی تلقی نکند و در جواب بتسی که از گزارش روزنامه‌ها درباره نجات آیریس خبر می‌دهد، این‌طور بگوید: «روزنامه‌ها همیشه این‌جور چیزها رو خیلی بزرگ می‌کنند. یه کار کوچیک بود. فقط همین.»

* محصول 1976 آمریکا، کارگردان: مارتین اسکورسیزی، بازیگران: رابرت دنیرو، جودی فاستر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها