این آزاده بیرجندی در گفتوگو با فارس در بیرجند با اشاره به 26 مردادماه سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی اظهار داشت: از آغاز سن 19 سالگی تا 26 سالگی را در دوران اسارت به سر بردم و به عنوان یک بسیجی در سال 62 در عملیات خیبر که نخستین عملیات عظیم ایران بود و در آن از راه آب به عراق حمله میشد شرکت داشتم. زمان و مکان اسارتم در عمق 30 کیلومتری خاک عراق در روستایی به نام البیزه عراق بود.
وی ادامه داد: در عملیات خیبر برای نخستین بار تعداد بیشماری از رزمندگان ایران که بسیاری از آنها از نیروهای بسیجی و سپاهی بودند در مناطق حورالهویزه و مجنون به اسارت درآمدند.
رخشانی با اشاره به اینکه دوران اسارت به آن منظر که آمیختهای از انسانهایی بود که از گوشه گوشه نقاط ایران اسلامی با طرز تفکرهای مختلف، با سنین و ایده مختلف در یک مکان و مجتمعی با وجود همه شاخصها جمع شده بودند بسیار زیبا بود، تصریح کرد: در مقابل رزمندگان، دشمن بعثی عراق بود که هر چه در جبههها نمیتوانستند در مقابل رزمندگان ایستادگی کنند تلافی آن را در مقابل آزادگان و اسیرانی که در اردوگاه بودند در میآوردند.
شکلگیری کمپ رمادی هفت برای برنامههای تبلیغی عراق بود
این آزاده بیرجندی با تاکید بر اینکه هفت سال در اسارت بودهام، گفت: شاید شش ماه نخست اسارت برای همه به تصور اینکه همین یک هفته و یک ماه است میگذشت، اما گذشت ایام و گذشت سال به خودمان فهماندیم که دوران اسارت ادامهدار و محدود بوده و پایان آن مشخص نیست و به همین لحاظ شش ماه دوم اسارت در هر اردوگاهی برنامهریزی بیشتر میشد و به ویژه اردوگاههایی که انسجام و اتحاد رزمندگان بیشتر بود.
رخشانی در مورد اردوگاهها نیز گفت: در چهار اردوگاه یعنی اردوگاه موسع، رمادی شش، رمادی هفت و تکریت 17 بودهام و هر کدام از این اردوگاهها با وجود یک سری شباهتها تفاوتهای خاص خود را هم داشتند.
وی با بیان اینکه قسمت عمده اسارت در کمپ رمادی هفت است، افزود: شکلگیری این اردوگاه از اسیران کم سن و سال بود به این خاطر افراد کم سن و سال را در این اردوگاه جمع کردند که مباحث تبلیغی را بهتر بتوانند اجرا کنند.
آزاده بیرجندی ادامه داد: از آنجایی که خداوند متعال مددرسان بچههای آزاده بود نقشه دشمنان برعکس شده و این اردوگاه تبدیل شد به یکی از مراکزی که مبارزه با نیروهای عراقی بیشتر بود.
رخشانی با اشاره به اینکه مسنترین فرد در اردوگاه 19 سال سن داشت، گفت: بیشترین خاطرات و تجربههای که بنده دارم حضور در رمادی هفت است.
وی به عزم بلند رزمندگان و کمی سن این افراد در اردوگاه اشاره کرد و افزود: این عزم بلند سبب شد که خاطره شیرینی از رمادی هفت به جا بگذارند و بهترین خاطره شود.
تلخترین خاطره در دوران اسارت شنیدن فوت امام خمینی(ره) از رادیو عراق بود
این آزاده بیرجندی در مورد غذاهای این اردوگاه گفت: غذای صبح آش و غذای ظهر برنج و غذای شب هم یک غذای آبکی بود و غلظت غذا و کیفیت نامطبوع غذا در روزهای نخست رزمندگان را اذیت میکرد اما با گذشت زمان رزمندگان به این نوع غذاها عادت کرده بودند.
رخشانی ادامه داد: در بسیاری از مناسبتها و برنامهها رزمندگان تن به شکنجه میدادند زیرا آنها به اصول و عقایدی پایبند بودند که عراقیها خوششان نمیآمد.
وی با اشاره به اینکه پایداری و اتحاد رزمندگان سبب شد که بچهها هر روز شادابتر باشند، تصریح کرد: این شکنجهها به خاطر همین پایداری و اتحاد و وحدتی که بین رزمندگان بود نتوانست بچهها را از اصول و قوانین برگرداند.
این آزاده بیرجندی ادامه داد: رهایی از کتک و شکنجه برای رزمندگان فراهم بود ولی با اعتقاد و توکلی که به خدا داشتند توانستند تمام این شکنجهها را تحمل و دروان اسارت را بگذرانند.
رخشانی در پاسخ به اینکه از تلخترین خاطره خود بگویید، چشمانش پر از اشک شد و با صدای آرام گفت: تلخترین خاطره در دوران اسارت شنیدن فوت امام خمینی (ره) از رادیو عراق بود.
رخشانی تصریح کرد: وقتی که خبر فوت امام را شنیدیم همه بچهها تا هفت روز در آسایشگاهها ختم و جلسه برگزار میکردند و رسیدن خبر فوت امام خمینی(ره) همراه با آمدن صلیب سرخ به اردوگاه شد.
وی افزود: عراقیها چون روحیه رزمندگان را دیده بودند در همان روز پخش کردن آهنگهای مبتذل را آغاز کردند که بچهها را از این وادی دور کنند.
آزاده بیرجندی ادامه داد: بچهها با پاره کردن سیم بلندگوها و کندن بلندگوی اردوگاه به عراقیها فهماندند که نباید این کار را انجام دهند و بگذارند که رزمندگان به عزاداری خود ادامه دهند.
بهترین خاطره بیرون کردن یک ضد انقلابی از اردوگاه بود
رخشانی بهترین خاطره را بیرون کردن مهدی ابریشمی یک ضد انقلابی از اردوگاه دانست و گفت: با بیرون کردن این فرد از اردوگاه در هفتمین روز رحلت امام خمینی (ره) این احساس در رزمندگان ایجاد شد که اگر امام رفته ولی پیروانش هنوز ادامه دهنده راه او هستند و این بهترین خاطره در آن زمان بود.
وی در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه شکنجههای عراقیها چگونه بود، افزود: شکنجههای دوران اسارت دو نوع بود که یکی از آن شکنجهها مربوط به کل آزادگان بود که همه آزادگان این را تجربه کردهاند و دیگری شکنجه ویژه مناسبتها بود که هر مناسبتی مانند محرم، رمضان و مناسبتهای دیگر افرادی که بیشتر دخالت در این مناسبتها داشتند شکنجه میدادند.
اتصال برق و وصل کردن پنکه به اسرای ایرانی در برنامههای عراقیها بود
وی یکی دیگر از شکنجهها را شکنجه اختصاصی عنوان کرد و گفت: این شکنجهها مربوط به کسانی بود که رهبر و مدیر اردوگاه بوده و یا تمام برنامهها با این افراد هماهنگ میشد و این افراد را به تک سلولی میبردند و وصل کردن برق و وصل کردن پنکه به این افراد در برنامههای عراقیها بود.
وی در مورد آزادی و برگشتن به وطن خود نیز افزود: برگشتن رزمندگان به ایران روز جمعه 26 مرداد بود که تا ظهر خبری از آزادی رزمندگان در اردوگاه نبود و نزدیک ظهر بچهها خبر دادند که تلویزیون عدهای از رزمندگان را نشان داده که تبادل میشدند.
وی ادامه داد: ساعت دو شب بود که به مرز رسیدیم اما در آن زمان هنوز باور نداشتیم که آزاد شده و به وطن برمیگردیم. در نخستین برخورد یک فرد با لباس سبز سپاهی داخل اتوبوس شد و صحبتهای در مورد آزادگی کرد و همه خوشحال بودیم.
رخشانی با بیان اینکه ورود من به فرودگاه مشهد بود، تصریح کرد: بعد از هفت سال که دور از خانواده بودم هیچ کس را نمیشناختم و تا وقتی که در آغوش مادر قرار گرفتم باور نمیکردم که اسارت تمام شده است.
وی ادامه داد: زمانی که از اسارت برگشتیم مسئولان و مردم دید خاصی به آزادگان داشتند ولی بعد از گذشت زمان دید مسئولان نسبت به آزادگان تغییر کرد و نمیدانیم چرا اینگونه شده است.
قاعده تکریم آزاده از ذهن مسئولان پاک شده است
رخشانی با بیان اینکه قاعده تکریم آزاده از ذهن مسئولان پاک شده است، گفت: تکریم از آزاده ویژه یک فرد خاص نیست بلکه به این دلیل میگوییم که باید به خانواده شهید و آزاده احترام گذاشت که تکریم ارزشها است و اگر پایبند به ارزشها باشیم بیمه شده هستیم.
وی با اشاره به اینکه سیستمی و برنامهای که امروز بنیاد شهید و امور ایثارگران کشور دارد زیربنایی و زیرساختی نیست، اظهار داشت: بنیاد شهید با برنامهریزیهای غلط اتحاد و وحدت بین آزادگان را زیر سئوال میبرد و باید تدابیری اندیشیده شود.
رخشانی تصمیمهای سلیقهای و غلط را از دیگر مشکلات آزادگان در سیتمهای اداری دانست و گفت: عدم پایبندی به قوانین و ایجاد دلسردی بین آزادگان از مشکلات سیستم اداری امروزه است که باید بیشتر توجه شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم