در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میگفت دلت میخواد به یه مهمونی دعوت بشی؛ یه مهمونی پر از آیینه. انعکاس نور تو چشمات، تماشاییت کنه و آفتاب پیش نگاهت کم بیاره؟ میگفت به نون و پنیر، حتی به خرما قسمات میدم یه وقت حرمت آیینهها رو نشکنی! یه وقت وسط این همه آرامش، هیاهوی سرکشی راه نیندازی! میگفت سخته ها؟ یه مهمونی که کلی آداب آسمونی داره که تو رو از دل زمین بکنه و برای شنیدن پچپچ فرشتههای دم صبح، بیقرارت کنه. اون وقت از سحر تا خود خود غروب هم که شده حواست به خودت نباشه و هی از خودت بیخود بشی. میگفت و میگفت و میگفت... و تو هی دلت لک میزنه برای باز شدن درهای آسمون! میخوای به مهربونی خدا زل بزنی و تموم حست پر بزنه برای شنیدن یه عالمه دعای خوب.
این یه دعوتنامه آسمونیه! پنجرهها رو باز کن.
فاطمه خداکرمی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: