در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زن جوان میگوید: «خانه من در طبقه چهارم است و از آنجا میتوانم تمام کوچه را زیر نظر داشته باشم، آن روز مانند همیشه که در انتظار بازگشت فرزندم به خانه بودم تا در کوچه اتفاقی برایش رخ ندهد، دیدم ماشینی توقف کرد.خودرو را نمیشناختم ولی چندان هم اهمیتی ندادم و فکر کردم شاید راننده با یکی از همسایهها کار دارد اما چند لحظه که گذشت، متوجه شدم راننده حرکاتی غیرعادی انجام میدهد، دختر کم سن و سالی هم در ماشین بود که ناگهان صدای جیغهای آن دختر بچه را شنیدم و مطمئن شدم اتفاق بدی در حال وقوع است. دیگر نتوانستم صبر کنم تا ببینم چه اتفاقی میافتد، من خودم مادر هستم و میدانم کودکان و نوجوانان چقدر آسیب پذیرند و چه خطراتی آنان را تهدید میکند. پیش خودم گفتم هر طور که شده باید دخترک را نجات بدهم، سریع مانتو و روسریام را پوشیدم و از آپارتمان بیرون دویدم و با داد و فریاد همسایهها را خبر کردم و آنها را به کوچه کشاندم و آنجا بود که فهمیدیم مرد غریبه قصد داشت به دختر نوجوان اذیت و آزار برساند.»
دختری که با کمک زن خانهدار از خطری بزرگ نجات پیدا کرد، به بیماری عقبماندگی ذهنی مبتلاست، مادر این دختر میگوید: «آن روز با دخترم برای خرید به خیابان رفته بودم که او یکدفعه گم شد و در حالی که بشدت نگرانش شده بودم، داشتم دنبالش میگشتم که خبر دادند او در کلانتری است.»
مردی که متهم این پرونده است، اعتراف کرد دچار وسوسه شیطانی شده بوده و اکنون در بازداشت به سر میبرد و منتظر حکم دادگاه است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: