بلیت سینما

کد خبر: ۳۴۵۷۱۹

علی وقتی ماجرا را فهمید، خیلی خوشحال شد و قرار گذاشت روز بعد با هم بروند سینما.

فردای آن روز در راه کلی درباره فیلمی که سینما گذاشته بود و این‌که چه خوراکی بخورند و چه کار کنند، با هم حرف زدند و نقشه کشیدند. وقتی رسیدند چند دقیقه تا شروع فیلم باقی مانده بود. مجید بلیت خرید و علی هم چیزهایی برای خوردن.

جلوی در ورودی آقایی نشسته بود که بلیت‌ها را می‌گرفت و از پسرها هم بلیت خواست. علی با اشاره مجید را نشان داد و گفت: بلیت رو بده. مجید گفت: باشه الان می‌دم.

دست کرد تو جیبش تا بلیت‌ها را دربیاورد؛ اما نشانی از بلیت‌ها نبود و دوباره جیب‌هایش را گشت؛ ولی آنها را پیدا نکرد!

علی گفت: خوب بگرد، همین الان گذاشتی توی جیبت.

مجید بازهم گشت؛ اما جز یک تکه کاغذ تا شده چیز دیگری نبود.

آقایی که جلوی در بود، گفت: چی شد باباجون؟ اگه بلیت ندارید برید بخرید، فقط سریع که الان فیلم شروع میشه.

مجید گفت: خریدیم، همین جاست، الان بهتون می‌دم.

علی هاج و واج مجید را نگاه می‌کرد و او هم برای بار چندم جیب‌هایش را گشت، اما چیزی نیافت.

بچه‌ها نمی‌دانستند چه کار کنند، پولی هم نداشتند که دوباره بلیت بخرند، برای همین هم علی به آقایی که مسوول گرفتن بلیت‌ها بود، گفت: آقا ما بلیت داریم؛ اما نمی‌دونیم اونارو کجا گذاشتیم.

مسوول باجه گفت: بدون بلیت نمی‌شه.

علی گفت: شما اجازه بدین بریم فیلمو ببینیم، منم قول می‌دم که بلیتارو براتون بیارم.

مجید هم گفت: آقا باور کنید ما بلیت خریدیم، دست من بود؛ ولی نمی‌دونم اونارو کجا گذاشتم، تازه ما دیگه پولی نداریم!

بعدش هر دو سرشان را انداختند پایین و هیچ حرفی نزدند!

مرد سرتاپای پسرها رو نگاه کرد و گفت: بسه دیگه، خب حواستونو جمع می‌کردین، حالا بیاید برید تو اما بلیتارو حتما پیدا کنید.

مجید و علی قیافه‌هاشان عوض شد و خندان رفتند تو سالن نمایش فیلم.

وقتی روی صندلی نشستند، مجید آروم در گوش علی گفت: خیلی مرد خوبی بود، مگه نه؟

فیلم که تمام شد، موقع بیرون آمدن علی گفت: مجید یه بار دیگه جیباتو بگرد.

مجید هم همین کار را کرد و دوباره همان کاغذ را نشان داد و خواست حرفی بزند که یه چیزی از وسط کاغذ افتاد روی زمین!

علی با تعجب گفت:بلیتا!.

هر دو نگاهی به هم انداختند و بدون این‌که چیزی بگویند دویدند تا بلیت‌ها را بدهند به آن آقای مهربان!.

رضا بداقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها