در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال در طول پرواز با یکی از بومیهای زاهدان سرصحبت را باز میکنم تا به خود روحیه دهم که آمدنم اشتباه نبوده است. فردایش از شهر زاهدان خارج میشویم تا به دیدار بزرگ طایفه ریگیها برویم. هر چه بیشتر با مردم بلوچ حرف میزنم، بیشتر از تصورات اشتباهی که هست، شرمنده میشوم. تعداد زیادی از آنان به معنای واقعی کلمه محرومند اما به همان اندازه قانعند. بحث شیعه و سنی بینشان جایی ندارد هرچند بعضاً دلخوری یا اعتراضی دارند، اما نجیبند.
شهید شوشتری و نماینده مقام معظم رهبری در زاهدان جزو چهرههای محبوب مردم این دیارند. نماز مغرب که میشود جلوی مسجد جامع شهر هستم. نمازگزاران بدون آنکه نگاهی به آثار به جامانده از بمبگذاری دو هفته قبل بیندازند، به مسجد میآیند.
ساعتی بعد هم صدای اذان اهل سنت از مساجدشان بلند میشود. پنجره اتاقم در هتل رو به خیابان است و صدای بوق ماشینهایی که کاروان عروس را همراهی میکنند، به دفعات مهمان اتاقم میشود. تا دو روز بعد که در شهر گشت و گذار میکنم و با هرکس اعم از شیعه و سنی، بلوچ و سیستانی، صحبت میکنم بیشتر به این واقعیت میرسم که اینجا هم امن است؛ درست مثل خانهام، درست مثل تهران...
مریم جمشیدی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: