کیفر؛ انتخاب هوشمندانه بازیگران

یکی از آسیب‌های سینمای ایران در بحث فیلمنامه، به تکرار ایده‌هایی برمی‌گردد که در سال‌های گذشته یا در سینمای ایران تجربه شده‌اند یا در سینمای جهان به کار رفته‌اند. وحشت تهیه‌کنندگان از عدم بازگشت سرمایه‌شان طی سال‌های اخیر باعث شده همواره در مسیری حرکت کنند که از پیش برایشان سودآوری آن کار مشخص باشد. رواج بی‌حد و حصر فیلم‌های کمدی با دکورهای ثابت و شبیه هم و نیز شوخی‌هایی تکراری فقط به صرف این که می‌تواند حداقل سود را نصیب تهیه‌کنندگان و سینماداران کند، سینمای ایران را دچار چنان وضعیتی کرده که مسوولان نسبت به آینده آن نگرانند. به همین دلیل و با درنظرگرفتن این شرایط است که تماشاگران سینما، نسبت به فیلمی با موضوع و مضمون تازه به شوق می‌آیند و از آن استقبال می‌کنند.
کد خبر: ۳۴۵۲۲۱

«کیفر» یکی از فیلم‌هایی بود که نمایشش در جشنواره فجر، خیلی‌ها را به آینده این نوع فیلم‌ها امیدوار کرد. البته اکران آن در روزهای آغازین جام جهانی و سپس تبلیغات ضعیفش، مانع از آن شد تا آن گونه که شایسته بود از آن استقبال شود. واکنش حسن فتحی، کارگردان کیفر به حواشی اکران فیلمش، فقط سکوت بود و این فیلم که روزهای پایانی نمایشش را می‌گذراند، قربانی وضعیت بد اکران و تلقی غلط برخی اهالی سینما در حوزه پخش و نمایش، از مقوله موفقیت در سینما شد.

سکوت فتحی در برابر کیفر، همزمان بود با تولید سریالی برای ماه رمضان. او بهانه خوبی داشت تا حرف نزند. حضور چند هفته‌ای‌اش در اصفهان در جریان تولید این سریال و فشارهای رساندن یک کار بلندمدت مناسبتی، او را حسابی درگیر کرده بود. فتحی، کارگردانی است که چه در ساخت سریال و چه در تولید فیلم‌های سینمایی، همیشه درصدد بیان چیزهای ناگفته است. او حتی در فیلم‌ها و آثار تلویزیونی ضعیفش نیز همواره نوآوری و حرف تازه دارد. ویژگی اولش همچنان که گفته شد از او کارگردانی مطرح ساخته که هر فیلمش کنجکاوان بسیاری دارد و ویژگی دومش از او هنرمندی متعهد ساخته که حتی در آثار طنزی که می‌سازد نیز گوشه‌هایی از انتقادهای صریح خود را به نمایش می‌گذارد. اما گذشته از اینها، فتحی با کیفر ثابت می‌کند که کارگردانی تواناست. در اغلب نقدهای مثبت و منفی‌ای که به بهانه این فیلم گفته و نوشته شد، به این نکته بسیار مهم اشاره شد که فکر اولیه این فیلم برای ساخت حداقل 2 فیلم کافی بود و اصلاً یکی از ایرادهایی که متوجه کیفر بود، انباشت ایده‌ها و قصه‌هایی بود که گاهی فیلم را متورم می‌کرد.

اهمیت کیفر

ریسک بزرگ سازندگان کیفر، نه در انتقاد اجتماعی‌شان بر شرایط روز در فیلمی قصه‌گو و سرگرم‌کننده که در گشودن راهی است تا ثابت کنند سینمای ایران بر خلاف آنچه ادعا می‌شود، ظرفیت بسیار بالایی برای پوشش دادن ژانرهای اصلی سینما دارد. کیفر، فیلمی است با الگوهای ژانر نوآر و شهری. ریشه این ژانر به سینمای کلاسیک دهه 40 و 50 برمی‌گردد و فیلمسازانی مانند رائول والش، هاوارد هاکس، ساموئل فولر، رابرت آلدریچ و ....

مهم‌ترین ویژگی این ژانر، شهری بودن آن است. درست در تقابل با سینمای وسترن که درونمایه‌های آن حماسی و در رابطه با یک جامعه رشد نیافته روستایی است، در فیلم‌های نوآر، شخصیت‌های اصلی آدم‌هایی بظاهر متمدن و شهرنشین هستند که نه مانند قهرمانان وسترن‌ها قدرت فیزیکی آنچنانی دارند و نه ابزار کار و زندگی‌شان اسب و ششلول و کلاه‌های آنچنانی است. اتفاقاً برخلاف بازیگران شاخص سینمای وسترن مانند جان وین که مردانگی را از همه نظر با خود دارد، شخصیت‌های اصلی فیلم‌های نوآر را بازیگرانی ایفا می‌کردند (مانند جیمز کاگنی، همفری بوگارت و...) که به هیچ عنوان ظاهر مردانه و رویین‌تنی نداشتند.

«کیفر» یکی از فیلم‌هایی بود که نمایش‌اش در جشنواره فجر، خیلی‌هارا به آینده این نوع فیلم‌ها امیدوار کرد. البته اکران آن در روزهای آغازین جام جهانی و تبلیغات ضعیفش، مانع از آن شد تا آن گونه که شایسته بود از آن استقبال شود

انتخاب مصطفی زمانی برای ایفای نقش اصلی کیفر، یک انتخاب هوشمندانه است. او که شهرتش را مدیون بازی‌اش در سریال «یوسف پیامبر» است، در این فیلم دقیقاً بر خلاف الگوی قهرمان جلوی دوربین رفت و هدایت شد. او به نقش سیامک، کسی است که به گفته خود فیلم «از تاریکی درآمده و به روشنی می‌رسد»، شخصیتی ساده‌دل که ناگهان چشم باز می‌کند و متوجه واقعیت اطرافش می‌شود. در اوج گره اصلی فیلم، او پس از ربوده شدن در جلوی بانک و بیهوشی، در ادامه بار دیگر به هوش می‌آید و برمی‌گردد. به هوش آمدن او و بازگشتش وجه کنایی و نمادینی دارد، به این معنا که او انگار از خواب غفلت برخاسته و این بار با دیدی تازه قرار است جهان اطرافش را بشناسد. حتی در صحنه مؤثر و خوب برگزار شده بازگشت او و مواجهه‌اش با خانواده حیرت‌زده و خشمگینش، سیامک به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی تازه از بیهوشی، کما یا خواب درآمده است.

دیالوگ

دیگر این حرف تازه‌ای نیست که آثار حسن فتحی لحنی متشخص دارند. این تشخص ربطی به این ندارد که فیلمنامه را خودش نوشته باشد یا دیگری، ربطی به این ندارد که کارش فیلمی سینمایی است یا سریالی تلویزیونی، مهم نیست که بازیگرانش آیا در زمره افراد طراز اول سینمای ایران هستند یا از میان چهره‌های گمنام تئاتری انتخاب شده‌اند... همه اینها ممکن است در حاشیه کار فتحی، محل بحث باشند اما حقیقت حکایت از پختگی این کارگردان در کارش دارد. دیالوگ‌های کیفر و «پستچی سه بار درنمی‌زند» از یک جنس هستند، با این تفاوت که نویسنده فیلم قبلی حسن فتحی بوده و نویسنده فیلم کنونی علیرضا نادری است. در واقع هر عنصری که در فیلم فتحی مورد استفاده قرار می‌گیرد، پیشتر توسط او چنان صیقل می‌خورد که تماشاگر با دیدن چند فصل از آن براحتی بتواند تشخیص دهد که دیالوگ‌های فتحی کدامند و میزانسن‌هایش به چه ترتیب هستند.

بازیگری

این بخش شاید جذاب‌ترین ویژگی کار این کارگردان باشد که اوجش را در کیفر می‌بینیم. درباره مصطفی زمانی و ضرورت حضورش به عنوان یک شهروند عادی و نه یک قهرمان گفتیم، اما به بازی امیر جعفری و پرحرفی‌هایش توجه کنید که همزمان هم دارد شخصیتی ساده‌لوح و شوخ را به ما معرفی می‌کند و هم در پشت ساده‌لوح‌نمایی‌اش دارد از شخصیتی مرموز و پیچیده حکایت می‌کند. درباره نقش‌های فرعی نیز اوضاع به همین منوال است. جمشید هاشم‌پور پس از سال‌ها بازی‌اش واقعاً دلچسب است. در سکانس گفتگوی طولانی‌اش به نقش اسمال‌چارلی با سیامک، آنقدر مسلط و دقیق نشان می‌دهد که انگار سینمای ایران حالاحالا‌ها با این بازیگر محبوب کار دارد. البته فتحی پیش از این و با سریال‌هایش نیز ثابت کرده بود که در زمینه هدایت بازیگران استادانه عمل می‌کند.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها