در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مکس*
مکس یک خواننده سطح پایین لسآنجلسی است، ولی با همه بیسوادی و بیفرهنگیاش بامزه است و دوست داشتنی. او یکی از همان مردعوضیها یا به عبارت دیگر مرد اشتباهیهای همیشگی سینماست. کسی است که او را با یکی در نقطه مقابل خودش اشتباه گرفتهاند، به خیال اینکه او استاد موسیقی فاخر ارکستری است که برای ارتقای موسیقی ایران او را بعد از سالها حضور در خارج از کشور به ایران دعوت کردهاند تا به این وسیله مانع مهاجرت استعدادهای جوان از کشور شوند. مکس آن کسی که میخواستند باشد، نیست اما خیلی خوب میتواند دعوتکنندگان را به هدفی که در نظر داشتهاند برساند، هرچند آنها خودشان این را ندانند و نفهمند. دلیلش هم این است که مکس خودش زخم خورده فرار به خارج از کشور است و هیچ گزینهای برای بازداشتن جوانان از مهاجرت بهتر از کسی که خودش درد غربت را چشیده، نیست.
از این گذشته مکس با اینکه این همه سال در خارج از کشور به سر برده هنوز ایراندوست است و نسبت به هر چیز بومی حس نوستالژیک دارد. طوری که همراهان را وامیدارد به او بگویند: «شما خیلی بیشتر از اونی که ما فکر میکردیم ایرونی هستین.» اصلاً اگر مکس بهرغم نظر اعضای گروهش تصمیم میگیرد به ایران برگردد، دلیلش همین علاقه او به وطن است. هیچ چیز برای مکس خوشحالکنندهتر از این نیست که او را هنرمند ارزنده و گرامی و بخصوص نگین افتخار هنر ایران خطاب کنند. همین کافی است تا او بیتوجه به خطرات احتمالی، عازم تهران شود و دعوت مسوولان کشورش را الساعه اجابت کند.
مکس قبل از مهاجرت به آمریکا، در ایران مطرب عروسی بوده ولی از آن مطربهای خوبی که وقتی میفهمیده عروس و داماد وضع مالی خوبی ندارند، برایشان مجانی میخوانده است. دانشجو بوده ولی بیاستعدادتر از آن بوده که بتواند درسش را تمام کند. بتهوون و... را قبول ندارد و معتقد است ساز را باید با دل نواخت! به قول رهبر ارکستر، یک آنارشیست واقعی است. خودش هم اعتراف دارد که توخالی و بیمایه است و از این بابت و بهخاطر اینکه باعث سرافکندگی گوهری شده از او عذرخواهی میکند. ولی خب، مکس است دیگر. بیشتر از این از او توقعی نیست. مهمترین ویژگی شخصیتی مثبت مکس ـ که محبوبیت او را نزد موافق و مخالف توجیه میکند ـ صمیمیت و سادگی اوست که این خودش از شخصیت عاطفی و مهربان او و نیز از صداقت سرشارش نشأت میگیرد. مکس آدم بزرگی نیست، عیب و ایراد هم کم ندارد ولی در عوض صاف، ساده، صادق و بیادعاست. همین کافی است تا بیشتر از هر کسی توجه جوانهای ایرانی عشق خارج را به خود جلب کند و آنها را در تصمیمشان برای ترک وطن به تردید بیندازد و به آنها بباوراند که: «اگه هر جا بری و هر کاری کنی دنیا همینه...»
* محصول 1383 ایران، نویسنده فیلمنامه: پیمان قاسمخانی، کارگردان: سامان مقدم، بازیگران: فرهاد آییش، گوهر خیراندیش و ...
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: