نگاهی ‌به ‌اتفاقات ادبی ‌در ‌هفته‌ای که‌ گذشت

تجویزهای آقای دکتر برای شعر معاصر

گزارش ادبیات این هفته به دلیل تاخیری که در یکی دو هفته قبل پیش آمد، کمی پر و پیمان‌تر تقدیمتان می‌شود. دعا کنید ابر و باد و مه و خورشید و فلک و آگهی‌ها دست از سر ما بردارند تا بتوانیم گزارش ادبیاتی به کف آریم و خدمت شما تقدیم کنیم.
کد خبر: ۳۴۵۰۹۳

امیری فیروزکوهی یا ابتهاج؟

اگر به خاطر داشته باشید چند هفته قبل درباره صحبت‌های آقای دکتر ضیاء موحد پیرامون غزل در همین ستون مطلبی نوشتیم و تاکید کردیم جدا از خوب و بد یا درست و نادرست بودن قضاوت‌های ایشان، مطرح کردن دیدگاه‌هایی که شاید مخاطبان شعر را به تفکر و جستجوی فضاهای تازه و بحث‌های جدید بکشاند و در روشن‌تر شدن صحنه ادبیات، موثر باشد؛ دارای ارزش است.ضیاء موحد در اولین پنجشنبه در مردادماه، مهمان نشست «عصر روشن» بود و در آنجا درباره دیدگاه‌های خود بیشتر صحبت کرد.

نکته اول درباره صحبت‌های آقای موحد این است که ایشان با تاکید بر این که در ادبیات دیکتاتوری نیست و هیچ کس نمی‌تواند بگوید «کسی حق ندارد غزل و قصیده بنویسد» تاکید کرده است که نه حکم کلی داده است و نه برای کسی تکلیف تعیین کرده است. البته ایشان در ادامه استدلال‌های خود، به شکل روشنی بارها از معیارهای پذیرفته شده نقد ادبی تخطی کرده است و به عبارت دیگر قضاوت شخصی خود را در تحلیل جریانی شناخته شده و دارای مخاطب بسیار در ادبیات معاصر دخالت داده است.

به این جملات از صحبت‌های آقای دکتر توجه کنید: «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا شعر نیست؛ مهمل است»، «استفاده خوب از آزادی فرهنگ می‌خواهد و ما نتوانستیم از آن خوب استفاده کنیم. نتیجه این شد که پس از انقلاب، غزل پا گرفت و به آن توجه شد»، «من اعتقادم به رهی معیری و امیری فیروزکوهی بیشتر[ از سایه] است»، «کسی که شعور شاعری دارد حیف است خودش را در این قالب (غزل)‌ و تنگنا محصور کند».

به نظر می‌رسد مخاطبان ادبیات امروز، به اندازه کافی با سلیقه و درک آقای موحد از شعر معاصر و بخصوص غزل آشنا شده باشند. این که مخاطبان تا چه حد نظرات شخصی ایشان را حجت بدانند و از آن بهره‌مند شوند و از این به بعد «آمدی جانم به قربانت...» را وارد دایره مهملات کنند یا امیری فیروزکوهی را در غزل بر ابتهاج ترجیح دهند؛ مساله‌ای است که زمان آن را روشن خواهد کرد.

شعر، دولتی نمی‌شود

خبر خوشی هم بشنوید و آن این که قائم‌مقام وزیر ارشاد در حوزه شعر و ادب «با توجه به تجربه علمی، تاریخی، آموزشی و پژوهشی خود» تصورش این است که دولتی شدن شعر اصلا حرف درستی نیست.

دکتر یحیی طالبیان در مصاحبه‌ای با کتاب هفته البته از حمایت‌های وزارت ارشاد از تشکل‌ها و شاعران و ادامه برگزاری همایش شاعران ایران و جهان صحبت کرده و چندین بار تاکید کرده است که ما باید این کار را انجام دهیم و ما باید آن کار را انجام دهیم. نکته مهم این است که برنامه‌هایی که تاکنون ایشان درباره آنها صحبت کرده است، به جز حرف‌های کلی، ادامه همان برنامه‌های قبل وزارت ارشاد در حمایت یارانه‌ای و بودجه‌ای از برخی گروه‌ها، تشکل‌ها و افراد و برگزاری جشنواره‌ها و همایش‌های دولتی است.اهالی ادبیات بخصوص منتظرند ببینند ایشان برای وارد شدن شغل نویسندگی در چرخه مشاغل رسمی کشور، تغییر روند توزیع کتاب، حمایت از جایزه‌های خصوصی و تشکل‌های غیردولتی ادبی و ... چه برنامه‌ای دارند.

بازهم ممیزی

«علی موذنی» اگرچه در عرصه نویسندگی کم‌کار است و کم‌سخن اما هرگاه که می‌نویسد و می‌گوید نتیجه کار خواندنی از آب درمی‌آید.

او اخیرا در مصاحبه‌ای به موضوع چالش‌برانگیز «ممیزی» پرداخته است و با انتقاد از تاثیر مخرب خودسانسوری ناشی از ممیزی حرف جالبی زده است: «برای من پیش آمده است که یک داستان را به یک انتشاراتی داده‌ام تا در مجموعه‌ای همراه با داستان‌‌های عده‌ای دیگر از دوستان نویسنده چاپ بشود که قابل چاپ تشخیص داده نشده است، اما همین داستان از طریق یک ناشر دیگر بدون هیچ مشکلی چاپ شده است.»

موضوعی که موذنی به آن اشاره کرده است، احتمالا برای خیلی از شاعران و داستان‌نویسان و حتی پژوهشگران آشناست و این مساله که بعضی «اسم‌ها» اعم از اسم نویسنده یا ناشر برای ممیزان وزارت ارشاد حساسیت‌برانگیز است؛ شاید مساله‌ای تقریبا عادی محسوب شود.تنها جای یک سوال باقی می‌ماند: اگر یک اثر ادبی، دچار مشکلاتی است که آن را «غیرقابل چاپ» می‌کند چگونه ممکن است همان اثر ادبی اگر زیر نام یک ناشر دیگر منتشر شود از هرگونه عیب و ایراد و مفسده خالی شود و «قابل چاپ» تشخیص داده شود؟ آیا وقت آن نرسیده است که ضوابط روشن و قابل اتکایی برای بحث ممیزی تدوین شود و ممیزی از حالت سلیقه‌ای و اجتهاد فردی ممیزان خارج شود‌؟ قائم‌مقام وزیر در امور شعر و ادب می‌تواند در این زمینه هم وارد شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها