به گزارش فارس، شامگاه 13 شهریور 87، مأموران آگاهی شهرستان دماوند از وقوع یک فقره درگیری منجر به قتل بین کارگران یک کارگاه ساختمانی باخبر شدند.
مأموران پلیس با حضور در محل حادثه متوجه شدند که مرد جوانی به نام کاوه بر اثر اصابت ضربات چاقو به بدنش به شدت زخمی شده و قبل از رسیدن به بیمارستان فوت کرده است.
طبق اظهارات شاهدان، کاوه با یکی از کارگران درگیر شده است و در این درگیری دایی شخصی که با کاوه درگیر شده است، کاوه را با چاقو به قتل رسانده است.
متهم به نام امرالله، دستگیر و در تحقیقات مدعی شد که کاوه با خواهرزادهاش به نام هومن درگیر شده و به او فحاشی کرده است. او هم عصبانی شده و در یک لحظه کاوه را با چاقو زده است.
با صدور قرار مجرمیت برای امرلله، از سوی دادسرای جنایی دماوند، پرونده برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شد.
جلسه رسیدگی به این پرونده در تاریخ 3 خرداد امسال در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد که نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده، مجازات متهم را خواستار شد. مادر مقتول به عنوان ولیدم در جایگاه قرار گرفت و ضمن اعلام شکایت مجدد از متهم، خواسته خود را قصاص متهم عنوان کرد.
در ادامه جلسه، متهم به قتل در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام قتل را قبول ندارد، گفت: من اعتیاد شدید داشتم و هیچیک از اعترافات قبلی خود را قبول ندارم. برای کاری به شمال میرفتم که به دلیل بسته بودن جاده مجبور شدم به کارگاهی که خواهرزادهام در آنجا کار میکرد بروم. ساعت 7 شب متوجه درگیری هومن و کاوه شدم اما از اتاق بیرون نرفتم تا اینکه متوجه شدم کاوه فوت کرده است. من از اتاق بیرون نرفتم و هیچ شناختی نسبت به مقتول نداشتم.
قاضی به اعترافات صریح متهم مبنی بر اینکه کاوه را به دلیل فحاشی به قتل رسانده است، اشاره کرد که متهم در جواب گفت: من چاقویی به همراه نداشتم و هیچ کاری نکردم.
قاضی تردست همچنین به اعترافات متهم نزد بازپرس که گفته بود به دلیل اعتیاد شدید مرتکب قتل شده و تقاضای بخشش دارد، اشاره کرد که متهم باز هم منکر اعترافات شد.
در ادامه جلسه، مادر مقتول مدعی شد که دوست پسرش به نام مهرشاد اظهار داشته است که کاوه را شخصی که برای اولین بار به کارگاه آمده است (اشاره به مقتول) به قتل رسانده که پلیس آن شخص را زیر یک تخت در حالی که خود را مخفی کرده بود، دستگیر کرد.
متهم در پاسخ به اظهارات مادر مقتول، گفت: دروغ است و من آن را قبول ندارم.
2 شاهد حادثه نیز در جایگاه قرار گرفتند و مدعی شدند که شاهد درگیری بودند ولی ندیدند که متهم مقتول را زده باشد. یکی از شاهدان مدعی شد که متهم به صورت مخفیانه وارد کارگاه شده بود و چند روز بعد چند نفر از کارگران مدعی شدند که متهم، کاوه را با چاقو به قتل رسانده است.
شاهدی که از طرف خانواده مقتول به دادگاه معرفی شده بود، امروز در آخرین جلسه محاکمه حاضر شد و در تشریح حادثه گفت: بعد از درگیری اول، کاوه را به اتاق آوردم اما بعد از دقایقی شخصی شروع به فحاشی به کاوه کرد. کاوه بیرون رفت و در یک لحظه گفت مرا زدند، در همین لحظه متهم را در حالی که چاقویی خونی در دست داشته دیدم.
متهم نیز اظهارات قبلی خود را تکرار کرد و در بیان آخرین دفاع نیز مدعی شد مرتکب قتل نشده است.
بعد از بیان آخرین دفاع توسط متهم، قاضی تردست ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه متهم را به قصاص محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم