در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حسنزاده در مورد مهمترین حادثه زندگیاش میگوید: در سال 76 برای مسابقات جام باشگاههای آسیا به عربستان رفته بودیم تا مقابل تیم الهلال این کشور قرار بگیریم. نیمه اول مسابقه 2 بر صفر از حریف جلو بودیم، اما در دقایق پایانی نیمه اول من دومین اخطار را گرفتم و از زمین اخراج شدم. در حالی که به هیچ عنوان باور نمیکردم در چنین بازی حساسی اخراج بشوم. در رختکن از شرمندگی نمیتوانستم سرم را بلند کنم اما بچهها به من قول دادند که نتیجه را حفظ میکنند تا به دور بعدی مسابقات راه پیدا کنیم. تمام نیمه دوم بازی را در رختکن نشستم. واقعا نمیتوانستم نیمه دوم را نگاه کنم و بازی را از رادیو دنبال میکردم. با هر توپی که روی دروازه استقلال میآمد، یک گوسفند نذر میکردم که تعداد آنها به 100 گوسفند رسید بالاخره بازی را با نتیجه 2 بر یک به پایان بردیم و به دور بعدی مسابقات صعود کردیم. بعد از سوت پایان، لحظات بسیار زیبایی بود، واقعا نمیتوانم آن را توصیف کنم. حالا هر چند وقت، یک گوسفند قربانی میکنم اما تا گوسفند صدم هنوز فاصله دارم.
بههرحال وقتی یاد آن بازی میافتم، میبینم که ارزش آن را داشت که این تعداد گوسفند قربانی کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: