منظم باشید تا رستگار شوید

جوانی نظم و انضباط نمی‌شناسد. دلتان می‌خواهد همه چیز همان‌طور که شما می‌خواهید پیش برود. صبح‌ها هیچ کلاس دانشگاهی تشکیل نشود و درست همان روزی بتوانی به کارهایت برسی که حوصله داری. اصلا نمی‌توانی این نظم عجیب و غریبی را که کلاس‌های دانشگاه دارند، قبول کنی. هیچ‌گونه برنامه‌ریزی را بر نمی‌تابی و اصلا نمی‌فهمی برای چه باید خودت را با این همه کار درگیر کنی. البته به همه آنها تن می‌دهی و صبح‌ها با قیافه خسته و خواب آلود و چشم‌های پف کرده سر کلاس‌های دانشگاه حاضر می‌شوی.
کد خبر: ۳۴۴۳۶۲

اصلا هم از این وضعیت راضی نیستی اما می‌دانی که چاره‌ای نیست و دنیا دارد روی مدار نظم می‌چرخد. اگر می‌خواهی به زندگی‌ات ادامه بدهی، باید به این نظم تن بدهی و حتی تلاش کنی که از‌آن لذت ببری. اولین قدم این است که خودت را با این نظم هماهنگ کنی یا دست‌کم برای خودت نظمی نو را پایه‌ریزی کنی. نمی‌توانی منتظر باشی که دیگران برای تو کار و در این چرخه نظم به تو خدمات رسانی کنند. اگر قرار است به موقعیت اجتماعی که می‌خواهی برسی، باید به این نظم و ترتیب اجتماعی توجه و خودت را با آن هماهنگ کنی. در غیر این‌صورت در گردبادی که خودت از بی‌نظمی درست کرده‌ای، می‌چرخی و معلوم هم نیست که در نهایت از کجا سر در می‌آوری.

منظم بودن را از کجا شروع کنیم

برای منظم بودن اولین گامی که باید بردارید خیلی هم دور نیست؛ همینجا روی میز تحریرتان، در اتاق و میان قفسه کتاب‌هایتان، میز کارتان یا کوله‌ای که روزها روی دوش می‌اندازید و از خانه بیرون می‌روید. سری هم بزنید به دراور و کمد لباس‌هایتان، آنجا هم می‌تواند اولین قدم برای منظم بودن باشد. برای این‌که بتوانید در یک نظم بزرگ اجتماعی غرق نشوید و خودتان را جدا افتاده نبینید، باید از همان ابتدا کار را شروع کنید. داشتن اتاق نامرتب ضمن این‌که خانواده و مخصوصا مادر خانواده را دچار دردسر می‌کند، زندگی خود شما را هم با مشکلات بسیاری مواجه می‌کند. شاید با خودتان بگویید این هم از آن حرف‌هاست. مرتب بودن اتاق هر‌ آدمی ارتباط چندانی با زندگی اجتماعی او در بیرون از خانه ندارد.اما روان‌شناس‌ها با شما خیلی موافق نیستند. به اعتقاد آنها ریشه بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی به زمان‌های تنهایی آدم‌ها بر می‌گردد. وقتی برای سرکار رفتن همیشه به دنبال بهانه‌ای برای تاخیرهایتان هستید، بهتر است اول نگاهی به اتاقتان بیندازید. بدون شک لباس‌های کثیف‌تان در کف اتاق، روی میز و صندلی‌ها جا خوش کرده‌اند. حتما لیوان‌های چای هفته پیش زیرمیز و کنار رایانه‌ای که چند روزی هست خاموشش نکرده‌اید در انتظار دستان مهربانی هستند که بیاید آنها را در سینی بگذارد با آب داغ و مایع ظرفشویی تفاله‌های چسبیده به ته‌شان را جدا کند بشوید و مرتب در سبد ظرف‌های تمیز بگذارد تا خشک شوند.

روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر شما تصمیم بگیرید نقش آن دست‌های مهربان را بازی کنید، حتما آمادگی لازم را برای زندگی در یک نظم بی‌توقف اجتماعی به‌دست می‌آورید. روان‌شناس‌ها قصد دارند شما را قانع کنند که چاره‌ای ندارید جز این‌که همراه با این نظم خودتان را به روز کنید و هماهنگ با آن زندگی‌تان را ادامه بدهید. اگر شما از جمله آدم‌هایی هستید که به این زندگی اجتماعی نیاز دارید از همین حالا خودتان را به دست آن بسپرید، قبل از‌ آن‌که خیلی دیر بشود و فقط افسوسش برایتان باقی بماند.

چوب و فلک نمی‌خواهیم

کودکی‌های ما در مدرسه با نمره انضباط معنای دیگری می‌گرفت. معمولا نمره انضباط نشان‌دهنده میزان پای‌بندی ما به قوانین مدرسه و کلاس‌های درس بود. اگر کسی نمره انضباط خوبی نمی‌گرفت به معنی‌ تنبلی و درس نخواندن او نبود؛ اما وجهه خوبی هم نداشت که نمره ریاضی‌ات در کارنامه 20 باشد و از انضباط، نمره زیر 15 آورده باشی. نمره انضباط برایمان یک جور اعتبار بود. گاهی مهم‌تر از خیلی درس‌های دیگر. در سال‌های ابتدایی‌تر مدرسه همراه داشتن لیوان شخصی و دستمالی که فقط متعلق به خودمان بود، گرفتن مرتب ناخن‌ها و کوتاه کردن موها به میزانی که مدرسه برایمان تعیین کرده بود و مرتب و مودب بودن در صف‌های صبحگاهی نمره انضباط ما را رقم می‌زد.

بعدها نمره آوردن در انضباط، آنقدرها برایمان مهم نبود. اگرچه مدیر و معاونان مدرسه معیارهای دیگری را برای نمره دادن به ما در نظر می‌گرفتند اما تقید بچه‌ها‌ی‌ دوره راهنمایی یا دبیرستان به این نمره‌ها کمتر می‌شد و حساسیتشان بتدریج از بین می رفت. برای همین هم در دوران دانشگاه دیگر مدیر و معاونی نبود که حواسش به رفتارها و عملکرد ما باشد و مچمان را موقع انجام کارهای غیرقانونی در مدرسه بگیرد، اما فاکتوری به اسم‌ «خودم باید حواسم باشه» در ذهن خیلی‌هایمان شکل گرفته بود که می‌دانستیم کجا باید بی‌نظمی کنیم و کجا نه.

اگر چه برای غیبت‌های کلاس‌ دانشگاه هیچ چوب و فلکی وجود ندارد و هیچ کسی جلوی در دانشگاه نایستاده که آنها را در دفتر انضباطی‌اش ثبت کند، اما درکی که با افزایش سن و تجربه در ما ایجاد شده، عواقب بسیاری از کارهای نادرستی را که انجام می‌دهیم، نشانمان می‌دهد و این یعنی نمره انضباط سرخود. گاهی وجدان آدم‌ها خودش وظیفه ناظم و مدیر را انجام می‌دهد و دیگر نیازی به خط‌کش‌های بلند که روی کف دست‌هایمان فرود بیاید، نیست.

البته درحال حاضر هم کمتر مدرسه‌ و مدیر و ناظمی را پیدا می‌کنید که هنوز از ابزارهای قدیمی مثل چوب و فلک برای ایجاد نظم و انضباط استفاده کنند. حالا روش‌های روان‌شناسی بیشتر راهگشا هستند. برای نظم دادن به زندگی‌تان دیگر نیازی به عامل بیرونی نیست. روان‌شناسی این کار را به عهده خودتان گذاشته است. البته با این پیش‌فرض که شما به اندازه کافی از نظر ذهنی پیش رفته‌اید تا خیر و صلاح خودتان را تشخیص بدهید.

هر چیزی در جای خود

خوش قولی با منظم بودن رابطه مستقیم دارد. همان‌قدر که آدم‌های دور و برمان خوش‌قول‌ها را دوست دارند، نظم و انضباط هم می‌تواند آنها را به شما علاقه‌مند کند.

برای این‌که بتوانید خوش قول باشید، باید بتوانید قبل از هر چیز به زندگی خودتان نظم بدهید. باید قبل از هر چیز بتوانید صبح‌ها را بدون غر زدن از تخت بیرون بیایید و خودتان را به یک صبحانه مفصل مهمان کنید. برای آموختن نظم و انضباط چوب و فلک چاره‌ساز نیست اما خود شما بهترین ناظم خودتان هستید. بهترین چوب و فلک هم عذاب وجدان شما به‌خاطر بی‌نظمی‌هایتان است.

یکی دیگر از مظاهر نظم در زندگی مدرن و تکنولوژیک امروز فایل‌های رایانه‌تان است. اگر پوشه‌هایتان منظم و طبقه‌بندی شده باشد و هر بار که می‌خواهید مطالبی را برای فلان روزنامه بفرستید، پوشه‌اش سر جای خودش باشد، نشان می‌دهد که نظم به هر ترتیبی خودش را وارد زندگی شما کرده‌ است.

نظم در کار می‌تواند در ساختن آینده‌ای روشن به جوان‌ها کمک کند و اولین قدمی که باید بردارید این است که بموقع سرکار حاضر شوید و بهانه‌جویی برای تاخیر هایتان را کنار بگذارید. میز کارتان مرتب باشد و فکر نکنید که باید لیوان چای را روی میز بگذارید تا آبدارچی بیاید و همه کارها را انجام بدهد. برای این‌که فایل‌های کاریتان با نظم و ترتیب، مثل یک انار درسته با دانه‌های منظم در قفسه چیده شده باشند و هر بار که ارباب رجوعی جلویشان می‌ایستد، با چهره‌ای گیج و ناامید لابه‌لای کاغذپاره‌های روی میزتان را نگردید، باید همه چیز را در جای خودش بگذارید. این مفهوم ابتدایی نظم است.

جوانی‌تان را با نظم دادن به زندگی‌ بسازید. به این ترتیب میانسالی و پیریتان هم با همان روند منظم ادامه پیدا می‌کند. بنابر این تا جوانید نظم را شروع کنید، همین حالا که در مدرسه‌اید و نمره انضباط مثل یک نمره درسی در معدل سال آخرتان تاثیر دارد.

محدثه مومنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها