کوچک که بودم نمیفهمیدم منظور مادربزرگ از این حرف چیست! بعضی وقتها هم به من برمیخورد؛ آخر فکر میکردم او میخواهد من هم مانند خودش پیر شوم، اما زود و این در ذهن کودکانه من یعنی دیگر صبح زود بیدار شدن و بازی نکردن و از دست دادن اسباببازیها و... بخصوص که روزی از مادربزرگ دوستم شنیدم که به او گفت: «دست به خاکستر ببری، طلا بشه مادر جون.» و همان ذهن کودکانه، چرتکه انداخت که طلا داشتن بهتر از پیر شدن نیست؟
اینها بود تا کودک آن روزها، خود پدر شد و آن وقت فهمید که «ننه پیر شی، الهی.» یعنی چی.
«فرزندتان را دوست دارید و مثل بیشتر پدر و مادرها دلتان میخواهد طوری بار بیاید که خوشبخت و موفق باشد. میدانید که به استثنای خانوادههای نمایشهای تلویزیونی ـ خانوادههایی که انگار بین آنها و فرزندانشان هیچ مشکلی وجود ندارد ـ در دنیای واقعی، پرورش کودک کار بسیار پیچیدهای است. فرزندتان بدرفتاری میکند و شما دقیقاً نمیدانید با این مشکلات رفتاری که دارد نگرانتان میکند (و گاهی موجب خشم یا ناامیدیتان میشود) چگونه مواجه شوید.»
امروز کتاب «والدین و بد رفتاری کودکان» را برایتان معرفی میکنیم.
«موضوع اصلی این کتاب کمک کردن به حل مشکلات رفتاری کودکان بین 3 تا 6 سال است. مطمئنا منظورمان این نیست که والدین کودکان قبل از این گروه سنی هرگز با فرزندانشان دچار مشکل نمیشوند. نوزادان و کودکان نوپا هم احتمالا مشکلات واقعی برای پدر و مادرشان پیش میآورند.»
نویسنده کتاب معتقد است کودکان بین 3 تا 6 سال از جهات مختلف موجودات خاصی هستند؛ اگر به این نکته اعتقاد دارید که هیچ وگرنه این استدلالها را بخوانید.
«همین که کودکان به 3 سالگی نزدیک میشوند، رشدی سریع و استثنایی در مهارتها و تواناییهای آنها بروز میکند. زبان، گفتار، گنجینه لغات، همگی پیچیدهتر میشوند. توانایی تفکر و استدلال شروع به رشد میکند و کودکان نسبت به محیط خود فعالتر و کنجکاوتر میشوند.»
دکتر جفری کلی در ادامه این بحث، نظریههای مختلفی که علل مشکلات رفتاری کودکان را مورد بحث قرار دادهاند بررسی کرده و نکاتی را بر خواننده آشکار میکند. در همین بررسیها، بسیاری از سوالاتی که ذهن والدین را به خود مشغول کردهاند نیز مطرح و پاسخ داده میشوند. پرسشهایی مانند:
این که کودکان شبیه پدر و مادرشان رفتار میکنند، آیا به این معناست که ویژگیهای شخصیتی را از آنها به ارث میبرند؟آیا مشکلات رفتاری نشانههای ناهنجاری عمیقتری در شرایط روحی نیستند که نمیتوان مستقیما درمانشان کرد؟مغز عامل کنترل نهایی تمام رفتارهای ماست. بنابراین آیا مشکلات رفتاری پیامد کارکرد نامطلوب مغز نیستند؟
آیا شخصیت کودک در 5 سالگی شکل میگیرد؟
اما آنچه بسیار مهم است این که مادرها و پدرها بدانند «تقریبا در همه موارد، کودکان مشکلات رفتاری را میآموزند. این نکته اکثر والدین را شگفت زده میکند، چون هیچ پدر یا مادر خیرخواهی هرگز در پی آموزش بدرفتاری به کودک خود نیست و بیشتر آنها فعالانه میکوشند تا رفتار خوب را به فرزندانشان بیاموزند.»
نویسنده در اینجا به نقش آموزشهای غیرمستقیم یا همان الگوبرداری فرزندان از رفتار والدین اشاره میکند و نقش و عمق آن را افزونتر از آموزشهای رسمی (نظیر دورههای پیش دبستانی و مدرسه) میداند.
این نکته تذکری جدی به والدین است تا به مناسبات خود در خانه توجه بیشتری داشته و بدانند این رفتارها چه نقشی در پرورش فرزندشان خواهد داشت.
اما همه ما نگران رفتارهای ناپسند فرزندانمان هستیم. شما اینگونه نیستید؟ پس قدری به رفتارهای خودمان بیندیشیم.
«اگر به کارهایی که معمولا انجام میدهید، فکر کنید احتمالا پی میبرید انواعی از پاداشها و تقویتکنندهها وجود دارند که دلیلی برای رفتار و کارهای شما به حساب میآیند. تا جایی که عملی به این نوع رضایت خاطرها منجر شود، آن را ادامه میدهید. به همان میزان که دیگر این پاداشها را در ازای رفتارتان دریافت نمیکنید به احتمال زیاد ناراضی میشوید و از آن کار دست خواهید کشید.
همین اصل مهم در مورد رفتار کودکان نیز صادق است. به بیان ساده، کودکان یاد میگیرند کارهایی را انجام دهند که نتایج مثبتی برای آنها در پی داشته باشد و از پرداختن به اعمالی که چنین پیامدهایی ندارند اجتناب میورزند.
این اصل نشان میدهد که بهترین راه برای برانگیختن رفتار مثبت در کودک (ترغیب او به کارهایی که در حال حاضر انجام نمیدهد) طرحریزی برنامهای است برای تقویت و تشویق اعمال خوبی که مایلیم از او سر بزند.»
نویسنده تقویتکنندهها را به 3 سطح تقسیم و در هر مورد به تفصیل توضیح میدهد.
اما 7 اصل مهم در این زمینه وجود دارد که باید به آنها توجهی ویژه داشته باشیم.
1. آنچه که از فرزندتان انتظار دارید، باید خیلی مشخص باشد.
2. تقویتکننده باید برای کودک تجسم پاداش باشد.
3. کسب پاداشهای ویژه باید موکول به رفتار خوب کودک باشد.
4. اگر از پاداشهای ملموس بهره میگیرید، آنها را با تحسین و تصدیق رفتار خوب کودک همراه کنید.
5. پاداشها باید بلافاصله در پی رفتار خوب کودک ارائه شوند.
6. در زمان واحد فقط به یک مشکل بپردازید.
7. پیگیر باشید.
آنچه در این کتاب جالب مینماید، این است که نویسنده تلاش نمیکند از معجزهای در تربیت کودکان حرف بزند و پدر و مادر را به سوی یک برنامه خیالی بکشاند.با مطالعه این کتاب میآموزیم که در باره رفتارهای کودکمان فکر کنیم؛ چه رفتارهایی که او انجام میدهد، چه آنها که ما میخواهیم و او از آنها سر باز میزند.همچنین برای رفع نواقص رفتاری او نیز باید فکر کنیم و برنامهریزی داشته باشیم.
در بخشهایی از کتاب به نمونه برنامههایی نیز اشاره شده است تا ما با ذهنی بازتر به این مهم بپردازیم.
در بخشهای دیگر کتاب، پدرها و مادرها با نکاتی مهم و اساسی مواجه میشوند و پاسخ پرسشهایشان را مییابند؛ مواردی مانند:
چرا کودکان میترسند؟ راههای غلبه بر ترس از تاریکی، تنها خوابیدن، حیوانات و...
و همچنین تشویق بچهها برای ابراز عقیده، کمک به آنها برای تصمیمگیری و تقویت عزت نفس در آنها.
نکته مهم دیگر، آماده کردن بچهها برای رفتن به مهد و دورههای پیشدبستانی است، در این مورد هم نکات ارزندهای را در کتاب «والدین و بد رفتاری کودکان» خواهید خواند. کتابی با ترجمه مینا ملکیمعیری که نشر اختران چاپ سوم آن را با قیمت 1900 تومان برای علاقهمندان منتشر ساخته است.
کورش اسعدیبیگی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم