اما امید در بم زنده است...

آنچه می خوانید، گزارش جیمز آستیل ، گزارشگر روزنامه گاردین از فاجعه بم است که روز دوشنبه این هفته ( 29دسامبر) منتشر شد. شاید فضای این گزارش بیش از حد ناامید کننده است ؛ شاید پذیرفتن این که
کد خبر: ۳۴۳۸۷
گروههای جستجو بعد از مدتی کوتاه از یافتن اجساد زیر آوار ناامید شده اند، آنقدرها هم راحت نباشد.
بالاخره ، همیشه روزنه امیدی وجود دارد. کما این که طبق آمارهای اعلام شده در 3 روز اول حادثه 2 هزار نفر از زیر آوار بیرون کشیده شدند؛ اما باید پذیرفت که آمار 2هزار نفری در مقابل آمار 25 هزار نفری کشته شدگان بسیار اندک است.
چرا بیشتر آنها که زیر آوار ماندند، زنده نماندند؛ این موضوعی است که گزارشگر گاردین به آن پرداخته است.


بعد از 48 ساعت وحشت ، در میان خرابه هایی که به نام بم شناخته می شد و اکنون بوی مرگ از زیر آوار آن به مشام می رسد،ناگهان برق امیدی در چشمان زیپ مارکس دیده می شود.
وقتی که سگ جستجوگر او در حالی که از سرما در حال یخ زدن است روی تل دیگری از خرابه ها می دود.
سگ به دنبال اثری از زندگی ، آوارها را بو می کند.زیپ مارکس که مربی آلمانی این سگ جستجوگر است می گوید که تاکنون این سگ را اینچنین هیجان زده ندیده است.
این اولین نشانه حیاتی است که سگ در زیر این آوار یافته است.او به وسیله بی سیم تیم نجات را خبر می کند.
در کنار او پیرمردی با ریش خاکستری و صورتی غبارآلود در حال کندن زمین با دست است.اینجا خانه برادرزاده اوست.
او در حالی که آوار را کنار می زند می گوید: «برادرزاده من و شوهرش هنوز زنده هستند. آنها زیر زمین محکمی داشتند.گوش کنید،این صدای آنهاست.»
او مرتب این حرفها را تکرار می کند. شاید اصرار بیش از حد او قابل درک نیست ؛ ولی او حدود 80 نفر از بستگانش را در زلزله از دست داده است. تلاش 20 تیم همراه با سگهای جستجوگرشان که از روز شنبه به طور مداوم در حال کار بوده اند، تا به حال نتیجه فوق العاده ای نداشته است.
آنها تقریبا هنوز هیچ کس را نتوانسته اند زنده از زیر آوار بیرون بکشند. آواری که باقیمانده خانه های خشتی بم است. پیرمرد هم خیلی زود این حقیقت تلخ را فهمیده است. نیروهای نجات آمده اند، ولی عملیات نجات آنقدر سریع پیش نرفته است.
حالا امدادگران می دانند که جنازه های بسیاری زیر آوار است ، ولی از آدم زنده خبری نیست. زیپ مارکس دیگر کاملا ناامید شده است.او می گوید: «هر سگ روش مخصوص به خودش را برای فهماندن آن که چیزی را پیدا کرده دارد، ولی من مطمئنم دیگر کسی زیر این آوارها زنده نیست.
سگها شامه خوبی دارند.اما در زیر این آوارها هیچ حرکت و بویی که امید به زندگی را نشان بدهد وجود ندارد.»
این داستان بسیار غم انگیزی برای گروههای نجات است.اما این حقیقت تلخ را گروه هماهنگی سازمان ملل در شب گذشته تایید کردند.این به معنای متوقف شدن عملیات جستجو بعد از 48 ساعت است.
زمانی که بسیار برای جستجو کوتاه است. در حالی که هنوز غذا در شهر کم است ، پناهگاه های مناسب و امکانات پزشکی در شهر وجود ندارد.
هلگار استرونز، مربی یک تیم دیگر از سگهای جستجوگر، بر این عقیده است که علاقه مند کردن سگها به جستجو وقتی که مربی آنها ناامید است ، بسیار مشکل است.
استرونز می گوید:«هیچ بازمانده ای زیر این آوارها وجود ندارد. این مساله را از ساعتهای اول رسیدن به بم فهمیدم.» استرونز مانند دیگر افرادی است که داوطلبانه به بم آمده اند.
«سگها حس خیلی خوبی دارند. وقتی شما این موضوع را می دانید، نباید هیچ کجا افسرده و ناامید شوید. باید به یاد داشته باشید که اینجا افرادی زنده هستند.آنها امیدوارند که حداقل جنازه بستگانشان پیدا شود.آنها زنده هستند،پس باید زندگی کنند.»
میزان کشته شدگان زیر آوار به خاطر آجرهای خشتی شهر بسیار زیاد است.آجرهای خشتی که زمانی یکی از زیباترین شهرهای تاریخی خاورمیانه را می ساختند.
همان طور که دیوار بلند ارگ تاریخی بم فرو ریخت ،هزاران خانه کوچک نیز با آجرهای خشتی فرو ریختند و به پودر تبدیل شدند.
این مساله باعث شد کسانی که زیر آوار مانده اند هوای کمی برای تنفس داشته باشند. یک باد صحرایی با بلند کردن خاکها باعث می شود امدادگران مجبور شوند دهان خود را با پارچه بپوشانند.
امدادگرانی که داوطلبانه در جواب درخواست دولت از شهرهای دیگر به بم آمده اند.حداقل تعداد آنها 20 هزار نفر است.
ناصر امامی تاجری که با بولدوزر از تهران به بم آمده است ، می گوید: «نمی توانستم بنشینم و نگاه کنم در حالی که خارجی ها هم برای کمک آمده بودند. آمدم تا هر کاری از دستم بر می آید بکنم».
به هر حال امدادگران با افرادی در ارتباط هستند که شرایط روحی مناسبی را در غم از دست دادن خویشاوندان ندارند.
زمانی که یک امداگر الجزایری با سگ جستجوگرش در راه اصلی است ، یک پیرمرد فریاد می زند: «پس شما اینجا چکار می کنید؛ همه خانواده من مردند. شما اینجا چکار می کنید؛»
مردی در حالی که جنازه کفن شده برادرش بر دوشش است در حال رفتن است. او می گوید جنازه همه بستگانش را پیدا کرده و حالا می تواند برود.
در بیمارستان صحرایی پیرمرد 70 ساله ای که زخمی شده بود گریه می کند و می گوید که 4 دختر و 4 پسرش در همین بیمارستان و در کنار او به دلیل بی توجهی مرده اند؛ ولی پرستار برای او توضیح می دهد که آنها بر اثر خونریزی داخلی جان داده اند.
گروههای امدادی با سگهای جستجوگر اکثرا از اروپا آمده اند. 2 گروه از آنها انگلیسی هستند.آنها دیروز دلیل دیگری برای دست کشیدن و ناامید شدن از جستجو داشتند.
ساعت یک بعدازظهر، تعدادی پس لرزه دوباره شهر را لرزاند و ترس از زلزله را دوباره در دلها زنده کرد. جان هالند، مدیر یکی از گروههای امدادی مجهز به سگهای جستجوگر، سابه بیشتری از دیگر مربی ها دارد. او در 22زمین لرزه در نقاط مختلف جهان امدادگر بوده است.
او می گوید که در هیچ جای دنیا به اندازه بم به نجات از زیر آوار ناامید نبوده است.او می گوید که در قسمتی از فیلیپین 9 روز به جستجو در زیر آوار پرداخته اند، در حالی که متوسط زمان جستجو در زیر آوار 6 تا 7 روز است.
او احتمال می دهد بعد از تنها 2 روز جستجو در زیر آوارهای بم ، دیگر امیدی نباشد و دست از کار بکشند.او می گوید:
«ما درخواست های زیادی از مردم برای گشتن زیر آوارها داریم.آنها می گویند که صدای ضربه ها یا چیزی مشابه آن را زیر آوار می شنوند؛اما حقیقت این است که دیگر امیدی نیست.
اینجا فقط آوارها باقی مانده است و آن طور که ما می دانیم ، اثری از بازمانده ای نیست.»


جیمز آستیل ، گزارشگر گاردین
ترجمه: محمد کرباسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها