در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آن وقتها البته آخر سال این حس به آدم دست میداد؛ اما امسال انگار از این نظر با سالهای دیگر تفاوت دارد. در پایان هر ماه به پشت سرمان که نگاه میکنیم میفهمیم که در همین مدت کوتاه (30 روز مثلا) چهرههایی را از دست دادهایم که میشود برای هر کدام از آن یک پرونده ویژه بست؛ چهرههایی که هرکدام در حوزه کاری خودشان بینظیر بودهاند و جریانساز.
اصلا چرا راه دور برویم، همین ماه مرداد را در نظر بگیرید، هنوز به نیمه این ماه نرسیدهایم، اما خیلیها را در همین ماه از دست دادهایم. محمد نوری و بهمن محصص 2 تن از چهرههایی هستند که در همین چند روز گذشته راهی دیار باقی شدند و به جاودانگی رسیدند.
البته خود مرگ با همه هول و هراس و رمز و رازش یکی از واقعیتها یا حتی میشود گفت بخشهای زندگی است، مهم احساسی است که پس از مرگ هر کدام از این هنرمندان به آدم دست میدهد. این که چه کسی میتواند جای خالی آنها را در عرصه فرهنگ و هنر ایران پر کند.
اصلا جای خالی محمد نوری با آن موقعیت بینظیرش در عرصه موسیقی ایران، پرشدنی هست؟ این واقعیت تلخی است که نسلی از هنرمندان تاثیرگذار این دیار حالا به سن پیری رسیدهاند و خوب که دقت میکنی میبینی، فاصله آنها با کسانی که پشت سرشان آمدهاند آنقدر زیاد هست که حالاحالاها نمیشود امید داشت کسی از راه برسد و بر جای آنها تکیه بزند.
خبر مرگ هنرمندان این واقعیت تلخ را هر بار به شکلی به ما یادآوری میکند تا ما بعد از نوشتن خبر تلخ درگذشت چهرهای از چهرههای فرهنگی، ادبی و هنری این دیار باز به همین مساله فکر کنیم و تلخیای که در این واقعیت نهفته است.
ای کاش برنامهریزیهای فرهنگی به شکلی انجام شود که تجربیات این هنرمندان به بهترین شکل ثبت و ضبط شود تا نسلهای بعد در کنار استفاده از تولیدات هنری آنها بتوانند از تجربیاتشان هم بهره بگیرند.
رضا عظیمی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: