در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همین موقع راکب موتورسیکلت بر سرعت خود افزود و فرار کرد. ماموران به تعقیب او پرداختند تا این که پس از طی مسافتی موتورسیکلت را متوقف و راکب آن را بازداشت کردند.
ماموران هنگام انتقال وی به کلانتری، متوجه شدند او یک دختر است که لباس پسرانه به تن کرده است. دختر جوان به کلانتری 134 تهران منتقل و بازجویی شد.
اعتراف دختر پسرنما
دختر جوان ـ متهم ـ در اظهاراتش گفت: مدتی پیش خانوادهام بدون این که نظر مرا جویا شوند، قرار گذاشتند مراسم نامزدی مرا با جوان خواستگارم برگزار کنند.
دختر کیفقاپ افزود: آن شب به بهانه رفتن به آرایشگاه، خانه را ترک کرده و متواری شدم. چند ساعتی را در بوستانهای شهرمان پرسه زدم، سپس برای ادامه زندگی به تهران آمدم و آواره خیابانها شدم.
از گدایی تا کیفقاپی
متهم تصریح کرد: شبها را در بوستانهای تهران سپری کرده و صبحها در خیابانها پرسه میزدم. پس از یک هفته وقتی پولهایم تمام شد، در بوستانها گدایی میکردم تا این که یک روز با زنی میانسال آشنا شدم و او مرا به خانهاش دعوت کرد.
دختر متهم به سرقت افزود: ابتدا گمان میبردم او قصد خیر دارد و به من کمک خواهد کرد؛ اما بعد از چند روز فهمیدم او سرکرده یک باند فساد و سرقت است و دخترانی مانند مرا شناسایی و در دام خود گرفتار میکند.
متهم گفت: به خاطر داشتن سرپناه و دریافت مبلغی پول، با او همکاری کردم. ابتدا 3 زن و مرد که اعضای فعال باند او بودند، طی 3 هفته راندن موتورسیکلت و کیفقاپی را به من آموزش دادند و بعد چند روزی آنها در کیفقاپیها مرا همراهی کردند، اما بعد از آن سرقتها را به تنهایی انجام میدادم.
دختر کیفقاپ تصریح کرد: با پوشیدن لباس پسرانه در مقابل بانکها، فروشگاهها، صرافی، طلافروشی و آرایشگاه زنانه زنان و دختران جوان و گاه مردها را شناسایی و آنها را تعقیب میکردم و پس از طی مسافتی کیف آنها را قاپیده و متواری میشدم.
دختر فراری در دام باند فساد
وی افزود: چند ماهی را کیفقاپی کرده و پول و اموال به دست آمده را به «خاله زری» که سرکرده باند بود، تحویل میدادم ولی او در قبال سرقتهایم مبلغ ناچیزی در اختیارم قرار میداد. من هم تصمیم گرفتم به تنهایی کیفقاپی کنم. بنابراین از خانه خالهزری، سرکرده باند خارج شده و دیگر به آن محل بازنگشتم. کیفقاپیها را به تنهایی ادامه میدادم .
وی افزود: پس از ترک خالهزری و با توجه به آشنایی با دزدهای حرفهای این بار اموال مسروقه را به آنها تحویل داده و مبالغی بابت هر سرقت دریافت میکردم.
وی اضافه کرد: در این مدت یک بار نیز دستگیر شدم که با گریه و التماس از کسانی که مرا دستگیر کرده بودند خواستم تا رهایم کنند.
بنابراین گزارش، با اعتراف دختر کیفقاپ به سرقتهای متعدد، با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
ماموران در جستجوی اعضای باندی هستند که دختر جوان با آنها همکاری داشته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: