در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که خبر آمد، عقربههای ساعت روی 23 دقیقه بامداد ایستاده بودند. کاشان در سکوت و تاریکی فرورفته بود که ناگهان تلفن مرکز اورژانس به صدا درآمد. زنی آن سوی خط پریشان و مضطرب کمک میخواست. او کارگر یک کارخانه گلابگیری در 45 کیلومتری شهر بود و آنطور که میگفت یکی از همکارانش دچار درد زایمان شده بود. این پیام ظرف چند ثانیه به 2 امدادگر پایگاه جادهای برزک رسید و آنها سوار بر آمبولانس آژیرکشان به سوی کارخانه گلابگیری راه افتادند. 2 امدادگر که تا پیش از این، ماموریتهای زیادی رفته و حوادث و سوانح گوناگونی را تجربه کرده بودند، هرگز تصور نمیکردند این ماموریت به خاطرهانگیزترین تجربه کاریشان تبدیل شود.
زنی که درانتظار تولد فرزندش بیتابی میکرد 32 سال داشت. او از درد به خودش میپیچید و همه شواهد نشان میداد او باید بزودی زایمان کند. امدادگران ، زن جوان را به آمبولانس منتقل کردند و به سمت زایشگاه رفتند، اما نوزاد برای چشم باز کردن چنان عجلهای داشت که نتوانست تا بیمارستان صبر کند. درد زن شدیدتر میشد و فریادهایش بلندتر. 2 امدادگر تشخیص دادند اگر مادر بیش از این در چنین وضعیتی قرار بگیرد، جان خود و فرزندش به خطر خواهد افتاد برای همین خودشان دست به کار شدند و توانستند به کارگر کارخانه گلابگیری در وضع حمل طبیعی کمک کنند. به این ترتیب نوزاد در آمبولانس به دنیا آمد و لبخند را بر لبان تکنسینهای اورژانس نشاند. بعد از این اتفاق نادر مادر و فرزند، هر دو به بیمارستان منتقل شدند. به خاطر این اتفاق 2 امدادگر اورژانس به عنوان چهره مثبت هفته انتخاب شدند، البته صاحب آن کارخانه گلابگیری را هم باید در این عنوان سهیم دانست، چرا که او از مردان خیری است که پایگاه امداد جادهای با هزینه وی احداث شده بود و اگر او مدتها قبل پول راهاندازی این پایگاه را نمیداد، چه بسا این خبر به حادثهای تلخ و دردناک تبدیل میشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: