شبکههای استانی را میتوان بازوهای قدرتمند تلویزیون دانست؛ بازوهایی که میتوانند تلویزیون را در اهداف بلند مدتش یاری کنند. مهمترین هدف صدا و سیما از راهاندازی شبکههای استانی تقویت فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی و فرهنگ قومیتهای مختلف ایرانی است که در گوشه و کنار ایران بزرگ دیده میشوند و رنگین کمان زیبایی را از گویشها و لهجهها و تنوع زیست محیطی و زندگی را شکل دادهاند.
ایران یکی از باستانی ترین کشورهای دنیاست. هر شهر و دیار این سرزمین بخشی از این تمدن بزرگ را در دل خود به یادگار دارد. ریشه آیینها و رسوم زندگی مردم نقاط مختلف ایران را باید در همین تمدنهای باستانی جستجو کرد.
ایرانیان همواره به تاریخ باستان خود بالیدهاند و همه میدانند در دنیای امروز که کشورهای بیتمدن از طریق رسانهها برای خود تمدنسازی میکنند، حفظ تمدن باستانی که وجود داشته و در تاریخ ثبت شده یک نیاز ملی است. شبکههای استانی سیما نیز راهاندازی میشوند تا با نمایش تمدنهای باستانی و اسلامی و نمایش تاثیرات آن در زندگی امروزی، این تمدنها را حفظ کنند.
برای مثال مدتی است، هجمه زیادی از طرف کشورهای منطقه برای تغییر نام «خلیج فارس» به خلیج عربی صورت میگیرد و در این میان رسانهها نقش محوری دارند. در این شرایط، سیمای استانهای هرمزگان و بوشهر که در حاشیه خلیجفارس قرار دارند باید برای خنثی کردن این توطئه بسیار فعال عمل کنند.
برنامهسازانی که در این مراکز فعالیت دارند از میان مردم بومی انتخاب میشوند، آنها با تاریخ منطقه خود بخوبی آشنا هستند و چون زبان رسانه را نیز میشناسند، میتوانند با آثار خود در برابر این توطئه ایستادگی کنند و به شیوهای زیبا و روان تاریخ خلیج فارس را بازگو کنند تا غرور ملی را برانگیزانند و از طرفی روایت رسانهای آنان چنان محکم باشد که آثار آنها بتواند از آنتن شبکههای بینالمللی هم پخش شود و مردم دنیا را متقاعد کند که خلیج همیشه فارس برای همیشه از آن ایرانیان است.
سیمای مراکز استان باید به عنوان بازوان صدا و سیما به کمک تلویزیون بیاید و هوشمندانه جریانسازی کند. اما در یک نگاه کلیتر میتوان به این نکته اشاره کرد که اگر صدا و سیمای مراکز استان برنامههای دراز مدت، برای حفظ تمدن ایرانی را در برنامههای خود بگنجاند، به رسانهای تبدیل میشود که همیشه در حال آمادهباش است و آنقدر به موضوع و منطقه احاطه دارد که میتواند همه افراد با همه سلیقهها و گرایشها را تحت تاثیر قرار دهد.
این نوع مبارزه رسانهای یا در اصطلاح امروزی نرم به زبان و روش خاص نیاز دارد و این روش چیزی نیست جز توجه به فرهنگ بومی و قومی. شبکههای استانی صدا و سیما راهاندازی میشوند تا روح قومیتهای ایرانی را زنده نگه دارند و آن را مانند جریانی به همه کشور سرایت دهند.
به همین دلیل قرار نیست فرهنگ و آداب کلانشهرها بخصوص تهران به شهرستانهای دیگر برود، بلکه قرار است خردهفرهنگها زنده شوند؛ مثلا آدابی که در خراسان شمالی رایج است در آثار تولید این مرکز روایت شوند و این آثار در تمام کشور دیده شوند تا مردم ایران به بزرگی و غنای فرهنگ سرزمین خود ایمان پیدا کنند.
گویشهای محلی، پخت و پزهای منطقهای، لباسها و زیورآلات ایرانی و.... هر کدام ریتم و زیبایی خود را دارند و فرهنگ ایرانی را میسازند. همه اینها باید در آثار مراکز استانها متجلی شوند. حالا دیگر کمتر استانی است که از ضعف نیروی انسانی گلهمند باشد یا از کمبود بودجه بنالد. اکنون فصل خلاقیت و نوآوری برای خلق آثاری است که حتی بتوانند با آثاری که در تهران تولید میشوند نیز رقابت کنند و ذائقه مخاطبی را نیز که در طول شبانه روز در ازدحام برنامههای ماهوارهای قرار دارد، با خود همراه کنند.
مدتی است که مدیریت سیمای استانها، پخش یک فیلم سینمایی یا تلویزیونی را که در یکی از مراکز استانی تولید شده برای پخش در همه استانها برای روز جمعه در نظر گرفته است. این اقدام را میتوان یکی از راههای خوب برای گسترش آداب قومی و بومی ایران دانست. از طرفی با دیجیتال شدن پخش برنامههای صداوسیما، به مرور برنامههای همه استانها در سراسر کشور قابل دریافت است.
دیشب سیمای اترک در خراسان شمالی افتتاح شد. آنهایی که با این استان آشنا هستند، میدانند که این خطه از نظر گویش،آداب و سنن زندگی و طبیعت تنوع زیادی دارد. در سرزمین تقریبا کوهستانی افراد بسیار باهوشی زندگی میکنند که در استعداد و حافظه همیشه مورد توجه بودهاند. پزشکان، مهندسان و.... زیادی را این خاک به دنیای علمی ایران هدیه داده است.
از این هوش و استعداد میتوان برای تولید آثار برجسته محلی استفاده کرد و یکی از ناشناختهترین مناطق ایران را به ایرانیان و حتی جهانیان معرفی کرد. این گام بزرگ کار سختی نیست. ابزار در اختیار برنامهسازان است و آنها فقط باید از ذهن خلاق و پژوهشهای میدانی برای ساخت برنامههای خود استفاده کنند.
طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم