در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم ماقبل آخر رئیسیان هم «پرونده هاوانا» نام داشت با بازی امین تارخ و نیکی کریمی که هنوز فرصت نمایش پیدا نکرده است. درباره پرونده هاوانا، تقریبا اکثریت قریب به اتفاق اعتقاد داشتند که با فیلمی زیر متوسط طرف هستند و شاید یکی از دلایل عدم نمایش فیلم نیز اشکالات فراوانش بود.
به این ترتیب درگیریها و مشغلههای فراوان رئیسیان در خانه سینما از یک سو و فیلمهای ضعیفی که این اواخر کارگردانی کرد از سوی دیگر باعث شده بود تا تماشاگران توقع زیادی از رئیسیان نداشته باشند. بنابراین چه زمانی که خبر تولید «چهلسالگی» منتشر شد و چه در روزهای نمایش این فیلم در جشنواره فجر، کسی کنجکاو دیدن فیلم نبود. اما اگر قرار بر قضاوت منصفانه باشد، باید گفت که این فیلم بهترین و مهمترین فیلم کارنامه علیرضا رئیسیان است. اثری که با اقتباس از رمانی به همین نام نوشته ناهید طباطبایی ساخته شده است و در ساختار آن ظرافتهایی دیده میشود که در کمتر فیلمی از ساختههای اخیر سینمای ایران دیدهایم.
در سینمای ایران کمتر دیده شده که کارگردانان سینما گرایشی به کارهای اقتباسی داشته باشند. آنان عموماً برای نگارش فیلمنامههایشان کمترین زمان را اختصاص میدهند و به همین دلیل اشکالاتی که متوجه این فیلمهاست، بیشتر درباره فیلمنامه آنهاست. اما رئیسیان مانند نمونههای استاندارد سینمای بینالملل، داستانی را متناسب با ظرفیتهای سینما تشخیص داد و انتخاب کرد و سپس از فیلمنامهنویسی تحصیلکرده و خوشذوق دعوت کرد تا این داستان را به فیلمنامه برگرداند و به همین ترتیب مقدمات اصولی ساخت فیلمی خوب را فراهم آورد. نفس اقتباس و بهره گرفتن از ادبیات در سینما، یکی از گرایشهای فراموششدهای است که سینمای ایران در 2 دهه اخیر از نبود آن بسیار آسیب دیده است. عمده اشکالات فیلمنامهای و گلایه مردم و تماشاگران از قصههای تکراری و گاهی سطحی به دلیل فراموش کردن سرمایهای به نام ادبیات است.
این که چرا چهلسالگی را نمیتوان اثری ماندگار خواند (با وجودی که در قیاس با سایر آثار سازندهاش یک سر و گردن بالاتر است) و آن را شاهکار دانست، در نحوه شخصیتپردازی غلط چهرههای اصلیاش باید جست. مثلاً با شکلگیری زمزمههایی مبنی بر بازگشت مردی از خارج که زمانی میان او و زن اصلی فیلم رابطهای عاطفی بوده، واکنشهای همسر بسیار اغراقشده و غیرقابل درک است. اگر طبق تعریف فیلمنامه، این مرد دارای دیدگاه سنتی است، پس تکلیف ماجرا مشخص است. در این وضعیت او مانع هرگونه ارتباطی میان زن و این آهنگساز است. اما تعریفی که فیلم از مرد ارائه میکند منطبق با این الگو نیست. او فردی است تحصیلکرده و آگاه که پس از عدم ارتباط با شغلی که داشته آن را ترک کرده و به حرفه دیگری روی آورده است. ضمناً در صحنههایی که از این زندگی میبینیم، نمیتوانیم این مرد را غیر از این تصور کنیم. اما پس از شکلگیری بحران (اگر بتوان نامش را بحران گذاشت) مرد بهناگاه چهره دیگری از خودش به نمایش میگذارد. در این دقایق و موقعیتها او را فردی بیخرد و حتی گاهی بیرحم میبینیم که درک درستی از نیازهای انسانی دیگران ندارد و به خود اجازه میدهد که غیراخلاقیترین رفتارها را در حق آنها داشته باشد. مثلاً ایده جاسوسبازی مرد و پنهانی گوش دادن به دیالوگهای زن و مرد از طریق سیستم شنودی که گذاشته، یکی از عجیبترین ایدههای فیلمنامه است. شاید یکی بگوید که چنین شخصیتی با این ویژگیها ممکن است استعداد چنین کارهایی هم داشته باشد. این را میتوان پذیرفت اما مطلقاً نمیتوان قبول کرد که در شخصیتپردازی او در فیلم، جوری عمل شده باشد که جایگاهی همتراز با یک قهرمان داشته باشد. لحن این فیلم بهگونهای است که انگار کارگردان دارد او را تطهیر میکند یا بهتر است بگوییم بر رفتار او صحه میگذارد.
همچنین باید از شخصیت اضافهای در فیلم گفت که تا پایان، تکلیفمان با او روشن نیست. شخصیت پیر مرادی که عزتالله انتظامی ایفاگر آن است با وجود توصیههای حکیمانهاش اصلاً جایگاه تعریفشدهای در فیلمنامه ندارد. مصطفی رستگاری فیلمنامهنویس چهلسالگی که جایزه بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز از جشنواره فجر گرفت در توضیحاتی که درباره این کار داده، ایده پیر مراد و... را برگرفته از داستان «پادشاه و کنیزک» مثنوی دانسته و گفته که سعی کرده در فیلمنامه از هر دوی این ظرفیتها استفاده کند؛ یعنی هم به داستان طباطبایی وفادار باشد و هم درونمایه را به قصه مولوی نزدیک کند. چنین به نظر میرسد که او در تطبیق این دو فضا نتوانسته خوب عمل کند و چهلسالگی در موارد زیادی دچار گنگی در مضمون است.
اما نباید از بازی خوب لیلا حاتمی و محمدرضا فروتن غافل شد. این دو در بسیاری از صحنههای رودررو یا تنهایی، با درک خوبشان از شخصیتهایی که ایفا میکنند، توانستهاند لحظات گرم و سرگرمکنندهای را خلق کنند.
در این فیلم کارگردان با خلق میزانسنی صحیح از همین بازیگران در سنین جوانتر نیز بازی باورپذیری میگیرد. ساختن فیلمی نظیر چهلسالگی با همه انتقادهایی که به آن داشتیم، در شرایط کنونی سینمای ایران کاری است دشوار و شایسته احترام. رئیسیان قصهای را برای ساخت انتخاب کرده است که کمترین اکشن یا صحنههای هیجانانگیز دارد و مهمتر از آن در سومین دهه از فیلمسازیاش سبکی تازه را اختیار کرده تا نشان دهد هنرمندی پویاست و میتواند از برخی ضعفهای فیلمهای قبلیاش درس بگیرد و در ترمیم آنها بکوشد.
لیلا خراط
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: