گفتگو با احمد ساعتچیان بازیگر نقش سرگرد در سریال تاوان

بازیگر نباید تکروی کند

تاوان از بازیگران متعدد و متنوعی برای روایت داستانش استفاده کرده است. چهره و نام این بازیگران خیلی آشناست و همواره به چشم می‌آیند اما گاهی یک بازیگر با نوع و جنس بازی‌اش توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند و آن نقش را در حافظه تماشاگر به ثبت می‌رساند.
کد خبر: ۳۴۲۱۰۵

احمد ساعتچیان یکی از این بازیگران است که در نقش سرگرد ملک، بازی روان و راحتی از خود به نمایش گذاشت و خیلی زود در دل مخاطب نشست.

ساعتچیان معتقد است تجربه‌های تئاتری و اعتقاد به این‌که بازیگر باید با نقش و مخاطبانش صمیمی باشد، با تیم سازنده هماهنگ باشد و تکروی نکند در دیده شدن این نقش تاثیر گذاشت. با وی در این زمینه بیشتر صحبت کردیم که در این گفتگو می‌خوانید.

از چگونگی پیوستنتان به تاوان برایمان بگویید؟

من قبلا با شهرام شاه‌حسینی تله فیلمی به نام سایه‌های بلند گناه را کار کرده بودم که همان تجربه بهانه‌ای شد تا همکاری مجدد با هم داشته باشیم، ضمن این‌که خود فیلمنامه و نقش هم برایم جذاب بود.

ظاهرا در چند فیلم سینمایی هم حضور کوتاهی داشتید. درست است؟

بله. اولین تجربه سینمایی‌ام در فیلم «جایی برای زندگی» محمدرضا بزرگ‌نیا بود که نقش خیلی کوتاهی بود. در به همین سادگی رضا میر‌کریمی هم خیلی کوتاه نقش پلیس را بازی کرده بودم.

واقعا این نقش‌های کوتاه در تجربه و کارنامه بازیگریتان تاثیر داشته یا صرفا می‌خواستید در یک فیلم سینمایی حضور داشته باشید؟

یک بخش آن برمی‌گردد به ریسکی که یک بازیگر در این حرفه انجام می‌دهد. من معمولا نقش‌های اول را در تئاتر بازی می‌کنم اما دوست داشتم سینما را هم تجربه کنم و لذت حضور در آن را تجربه کنم حتی با یک نقش کوتاه. برای من مهم تجربه سینما بود نه کوتاهی و بلندی نقش.

علاوه بر جنس بازی شما در تاوان، شخصیتی که به عهده شماست از حیث دراماتیک حائز اهمیت است بدین معنی که همیشه این انتقاد وجود داشته که تصویر پلیس در فیلم و سریال‌های ایرانی یا کپی‌برداری از نمونه‌های غربی است یا آنقدر خشک و رسمی است که برای مخاطب دافعه ایجاد می‌کند و چه بسا تماشاگر آن را پس می‌زند ولی به نظر می‌رسد که شما تلاش کردید تا این خشک بودن را بشکنید و تصویر ملموس و راحت‌تری از این کاراکتر ارائه کنید. این به جنس بازی شما برمی‌گردد یا آگاهانه و بر اساس مختصات فیلمنامه پیش می‌رود؟

من سعی کردم که از تجربیات روزانه و شخصی خود در بازنمایی این نقش کمک بگیرم. مثلا خونسردی که در خیلی از این پلیس‌ها دیده بودم و اینکه سریع واکنش نشان نمی‌دهند. شما اگر چند روز در اداره آگاهی بچرخید متوجه این رفتارها و خصوصیات می‌شوید و من هم سعی کردم از این تجربیات الگوبرداری کنم. ضمن این‌که کارگردان تاکید داشت که وجوه دراماتیکی این شخصیت و موقعیت را نمایش دهیم. یادم هست که در سریال مرگ تدریجی یک رویا که نقش یک دیپلمات را بازی می‌کردم سعی داشتم که آن تصویر رسمی و کلیشه‌ای را بشکنم و آن وجوه نمایشی شخصیت را پررنگ‌تر کنم. واقعیت این است که این تصور وجود دارد برخی مشاغل مثل پلیس، وکیل، سیاستمدار که واجد یک قدرت و اعتبار اجتماعی هستند باید خیلی مهم بازی شوند و همین باعث فاصله گرفتن مخاطب از آنها شده یا نقش خیلی پیچیده و غیرقابل درک می‌شود. معمولا مخاطب این شخصیت‌ها را در زندگی روزمره کمتر تجربه می‌کند و به همین دلیل نقش خیلی غریب و غیرقابل باور از کار در می‌آید. ما در تاوان سعی کردیم که این پلیس خیلی راحت و باورپذیر باشد. مثلا برخی شوخی‌ها و طنازی‌ها در رفتار او دیده می‌شود که به ارتباط بیشتر مخاطب با این شخصیت کمک کرده است.

فرصت بداهه کاری هم داشتید؟

بله ولی من سعی می‌کردم تا جایی که امکان دارد و منطقی است خود را با فیلمنامه و خواسته کارگردان تطبیق دهم. گاهی متفاوت بودن باعث می‌شود بازیگر با کلیت اثر و مجموعه همخوانی نداشته باشد و در نهایت این کار به ضرر خود بازیگر و اثر ختم شود. در واقع گاهی میل و اراده به متفاوت بودن، یک نوع حس خودنمایی را در نقش ایجاد می‌کند که توی ذوق مخاطب می‌زند و به ضرر بازیگر هم تمام می‌شود. در واقع متفاوت بودن نباید خود را نشان دهد و مخاطب آن را حس کند.

سرگرد ملکی به عنوان یک پلیس آگاهی دارای دو ویژگی بارز است؛ هم شوخ طبع است و هم مرموز و نوعی زیرکی و رندی هوشمندانه‌ای دارد که باعث جذابیت بیشتر نقش شده است.

همین‌طور است. ضمن این‌که تدوین حرفه‌ای مستانه مهاجر نیز خیلی به درآمدن این نقش و اساسا جذابیت کل سریال کمک کرده است. این دو ویژگی در عین تضاد ظاهری که با هم دارند به این شخصیت جذابیت بیشتری بخشیده و خود فیلمنامه هم بر این خصلت‌ها تاکید کرده است، بویژه این‌که به دنیای شخصی و خلوت این پلیس هم سرک می‌کشد و او را صرفا در محیط کار نمی‌بینیم. به نظر من هر چقدر بازیگر صادقانه با نقش روبه‌رو شود و یک صمیمیت در بازی‌اش وجود داشته باشد تماشاگر هم با آن شخصیت ارتباط بهتری برقرار می‌کند. رابرت دنیرو جمله زیبایی دارد و می‌گوید من از بازی‌هایی خوشم نمی‌آید که بازیگر مدام می‌گوید منو نگاه کن. در واقع تلاش برای این جلب توجه نتیجه معکوس می‌دهد و اتفاقا مخاطب هم چندان آن بازیگر را نمی‌بیند. برعکس یک بازیگر هر چقدر که بیشتر در خدمت گروه باشد بیشتر دیده می‌شود. تکروی در سینما مثل فوتبال بد است و به کل تیم ضربه می‌زند.

رفتارشناسی سرگرد ملک در عین انطباق با خرده فرهنگ‌های پلیسی در برخی مواقع، بوی‍ژه در برخی عکس‌العمل‌ها شبیه به یک مامور امنیتی ـ اطلاعاتی است تا پلیس....

.... چون من یک کمی هم از این‌گونه شخصیت‌ها وام گرفتم و آن را با خصلت‌های پلیسی ترکیب کردم. ضمن این‌که لباس شخصی بودن وی نیز به این تصور دامن زده است و این‌طور القا می‌کند که او یک مامور اطلاعاتی است. جالب است که وقتی به اداره آگاهی می‌رفتیم برخی سربازها به من احترام نظامی می‌گذاشتند و گمان می‌کردند که من یک پلیس با لباس شخصی هستم!

آقای ساعتچیان شما قبل از اتمام فیلمبرداری فیلمنامه را خواندید و احتمالا به پایان قصه وقوف دارید. این آگاهی پیشین در نوع بازی شما که یک پلیس است که باید رازگشایی کرده و حقیقتی را کشف کند تاثیر نمی‌گذارد؟

روز اولی که جلوی دوربین مدار صفردرجه رفتم سکانس پایانی نقشم بود که همان ابتدا باید بازی می‌کردم یا در تاوان سکانسی که من به خانه رضا رویگری می‌روم تا دستگیرش کنم اولین یا دومین سکانسی بود که بازی کردم در‌حالی‌که از لحاظ منطق زمانی این سکانس به ابتدای قصه مربوط نمی‌شد. این‌که من نسبت به کل داستان آگاهی داشته باشم و بدانم که قرار است چه اتفاقی بیفتد به من کمک می‌کند تا بهتر بتوانم نقش را بازی کنم. خوبی این سریال این بود که ما با یک فیلمنامه کامل روبه‌رو بودیم برعکس خیلی سریال‌ها و تله فیلم‌هایی که تا لحظه آخر نمی‌دانیم که چه اتفاقی قرار است بیفتد.

شاید بارزترین ویژگی شما در این نقش راحت بازی کردن باشد. چگونه به این نوع بازی رسیدید؟

مطمئنا از تجربه‌های تئاتر. در تئاتر مجال و فرصت بیشتری برای کلنجار رفتن با نقش وجود دارد و بازیگر با مخاطبان مستقیم و رودروست و همین کمک می‌کند که جلوی دوربین هم راحت‌تر بازی کند. برخی از هنرپیشه‌ها درگیر جزئیاتی در بازی می‌شوند که هیچ ضرورت و کارکردی ندارد. مثل مدل مو یا نوع گریم. به نظر من مهم‌ترین خصلت یک بازیگر باید دوری کردن از منیت باشد. وقتی صمیمیت و تواضع در بازی وجود داشته باشد نقش باورپذیرتر خواهد شد و تماشاگر هم با وی همراه خواهد شد. بازیگر نباید به شیوه‌ای رفتار و بازی کند که مخاطب احساس کند که وی به زور می‌خواهد خود را نشان دهد گاهی اوقات مارلون براندو به‌گونه‌ای در صحنه حضور می‌یابد که انگار هیچ‌کاری نمی‌کند ولی اوج بازیگری‌اش را در همان لحظه می‌توان درک کرد.

این به فاصله‌گذاری بازیگر با نقش برمی‌گردد که در سبک‌های بازیگری روی آن تاکید زیادی شده است.

دقیقا همین‌طور است. این فاصله باید تا جایی حفظ شود که به اصطلاح بازیگر غرق در نقش نباشد و بتواند با ایجاد فاصله آگاهانه به ایفای آن نقش بپردازد. این تمهید به او کمک می‌کند تا راحت‌تر و صمیمی‌تر هم بازی کند. بازیگری امروز از یک تجربه حسی به یک علم و تکنیک بدل شده است.

شما معتقدید که تجربه‌های تئاتری در راحت بازی کردن شما در تاوان خیلی تاثیر داشته در حالی که جنس بازیگری در تئاتر با غلو و اغراق بیشتری آمیخته است و این با بازیگری در سینما و تلویزیون فرق می‌کند.

واقعیت این است که بازیگر در تئاترهای مجلسی که تماشاگران کمتری دارد می‌تواند از تکنیک‌های بازیگری در تلویزیون یا سینما هم استفاده کند و اینها با هم منافاتی ندارد. چون بازیگر هر چقدر به بیننده نزدیک‌تر باشد باید دقیق‌تر کار کند. ضمن این‌که همیشه در تئاتر به بازی غلوآمیز نیازی نیست.

این را هم اضافه کنم که تجربه بازی در تئاتر و ارتباط مستقیم و زنده با تماشاگران بشدت در افزایش اعتماد به نفس بازیگر تاثیر می‌گذارد و به او کمک می‌کند تا در جلوی دوربین هم راحت‌تر بازی کند.

سید رضا صائمی 
جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها