با این احوال روند حوادث و تحولات به دلایل سیاسی، اجتماعی داخلی و نیز مشکلات خارجی چنانکه انتظار میرفت مبنایی منطقی و درست پیدا نکرد و باعث کاهش دخالتهای پایانناپذیر دو کشور روس و انگلیس نشد. همین مساله البته به اختلافاتی سیاسی و نظری میان رهبران و تئوریپردازان نهضت مشروطیت انجامید و بحرانهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی قابل توجهی به دنبال آورد و موجب عمیقتر شدن اختلافات میان مقام سلطنت و پارلمان (به عنوان نماد اصلی انقلاب مشروطیت) شد و به این ترتیب هنوز انقلاب مشروطیت عمری دو ساله نیافته بود که به دنبال بالا گرفتن اختلافات و شکافی که در صف مشروطه خواهان (به دلایل عدیده سیاسی، اجتماعی و نظری) پدید آمده بود، محمدعلی شاه با کمک برخی عوامل خارجی، مجلس شورای ملی را بمباران کرد و با پراکنده ساختن بسیاری از رهبران و فعالان نهضت مشروطه بر عمر کوتاه نظام مشروطیت در ایران پایان داد و آغازگر دوران موسوم به استبداد صغیر شد. این دوران بیش از 13 ماه ادامه یافت و در موقعیتی که حکومت محمدعلی شاه با بحرانهای متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی روبهرو بود و در همان حال دو کشور روس و انگلیس هم با شدت هر چه تمامتری در امور مختلف کشور دخالت میکردند، بتدریج زمینههای قیام دیگری ضد نظام استبدادی موجود در برخی شهرها و ایالات کشور بهوجود آمد و در اوضاعی که مشروطه خواهان تبریز و آذربایجان ماهها در برابر حکومت محمدعلی شاه و متجاوزان روسی مقاومت میکردند، انقلابیون از سوی گیلان و اصفهان و مناطق غربی کشور به سوی تهران حرکت کردند و با هماهنگیهای صورت گرفته سرانجام در 25 تیر 1288 تهران را فتح کرده و به عمر سلطنت محمدعلی شاه پایان دادند. به این ترتیب مشروطه دوم متولد شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم