اول: آقا مهدی عزیز فوتبالیست دیروز! در این فایل به طور ضمنی میگویی از ایران بدت میآید و هیچ جای دنیا برایت اتریش نخواهد شد. اتریش برایت آرامش دارد و هزار چیز میز دیگه! برادر مهدی... یادت رفته است که بلیط اولین پروازت به سمت اتریش را چگونه با پولی که در سرمستی این ملت در راهیابی تیم ملی به جام جهانی 98 تامین شد. شما و دوستان فوتبالیست دیروزت! که امروز بیشترشان یا مغازهدار و معاملات ملکی شدهاند یا دلال، آن روزها همه در معرفی خود میگفتند که همگی فوتبال را از کوچه خاکیهای فلان شهرک شروع کردهاند!
عزیز دل! یادمان نرود که در آن سالها و در سرمستی مردم در راهیابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی 98 فرانسه آنقدر موج تقدیر و تجلیل از سوی مراکز و نهادهای دولتی و غیردولتی زیاد شده بود که شایع شده بود که دوستان فوتبالیست برای حضور در مراسم تجلیل اول نحوه تقدیر را میسنجیدند و سپس با سبک سنگین کردن در آن مراسم شرکت میجستند.
راستی اصلا اولین تیم باشگاهیات کدام تیم بود. تو از کدام شهر برای ادامه ورزش به تهران آمدی که این روزها آرامش اتریشات را با هیچ نقطه از ایران زیبایمان عوض نمیکنی؟
دوم: آقای فوتبالیست دیروز! در این گفتگو اظهار ناراحتی کردهای که چرا باید ماشینات را به علت سرعت زیاد در اتوبان توقیف کنند. راستی ماشین تو از چه مدل بوده است؟ با چه سرعتی میراندی که مجبور شدهاند که خودروات را توقیف کنند. حتما بالای 150 کیلومتر در ساعت بوده است. میدانی چند میلیون پیکان از رده خارج این روزها در شهرها تنها با سرعت 10 کیلومتر در ساعت میرانند تا شب برای زن و بچهشان نانی به خانه ببرند؟
راستی تو که اینقدر فوتبالیست خوبی هستی و در نمیدانم چی چی لیگا بازی کردی، مگر آنجا برای توقیف نشدن باید در اتوبانها با چه سرعتی راند! من به همه چیز شک دارم. مطمئن نیستم یا آنجا ماشین نداشتی یا مانند یه شهروند خوب به قوانین احترام میگذاشتی. راستی یادم نبود تنها آنجا قانون حکمفرماست.
آخر: راستی اگر به قول خود شما فوتبالیستها که در آن راهیابی تیم ملی به جام جهانی 98 در هر شبکه رادیویی و تلویزیونی به اظهارنظر میپرداختید، مگر دعای این مردم نبود که شما به مرحله نهایی جام جهانی راه یافتید.
آقای فوتبالیست این گفته یعنی گواه بر این که شما آنقدر خوب نبودید که به جام جهانی بروید، اما مردم دعا خواندند و نیت کردند و نذر کردند تا باعث شوند که شما با این طریق به نان و نوایی برسید. حال چه شده است که شما از بودن در کنار این مردم اظهار شرم میکنی؟ این روزها از ایران بدگفتن راحت است. دنیاست دیگر، اما کاش حرمت ایرانی بودن خودت را هم قیمت یک قبض جریمه نمیدانستی که راحت بفروشیاش.
وبلاگ نارون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم