گفتگو با آیت الله رفسنجانی(2) یک قدم برداشتند؛ ما هم برداشتیم

نخستین بخش از گفتگوی ما با آیت الله هاشمی رفسنجانی درباره مسائل عراق و وضعیت سیاسی کشور در آستانه انتخابات مجلس هفتم را خواندید. بخش دوم این گفتگو شامل 2 موضوع
کد خبر: ۳۴۱۸۵
کلی است؛ ابتدا بحث چالش های پیش روی ایران ، برای دستیابی به انرژی هسته ای مطرح شده و در ادامه سوالاتی را می خوانید که عمدتا درباره دیدگاه های اقتصادی آیت الله هاشمی رفسنجانی و سیاست های اقتصادی دوران 8 ساله ریاست جمهوری اوست.


اگر اجازه دهید بحث انرژی هسته ای را مطرح کنیم. به عنوان یک کارشناس و یک صاحب نظر تا چه حد با سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال پذیرش پروتکل الحاقی موافق بودید؛
فکر نمی کنم در ایران کسی باشد که فکر نکند حق ماست که تکنولوژی هسته ای را داشته باشیم. وضعیت دنیا را می بینیم و به این نتیجه می رسیم که استفاده صلح آمیز از تکنولوژی هسته ای حق ماست.
برای این کار هم هیچ وقت غفلت نکردیم. حتی در زمان شاه هم دنبال این مسائل بودند. پس از پیروزی انقلاب هم همیشه پیگیری کردیم. دست کم همه می دیدند که دنبال نیروگاه بوشهر بودیم که متوقف نشود.
وقتی آلمانی ها همکاری نکردند، ادامه آن را به روس ها دادیم. قرارداد سه چهار نیروگاه دیگر را با چین بسته ایم. با شوروی هم تا مذاکره پیش رفتیم.
چینی ها در چند پروژه پول هم گرفتند، ولی با فشار امریکا عقب نشینی کردند. تکنولوژی پشتیبانی را نیز از ساوند، انارک ، اصفهان و الموت تهیه کردیم.
مرکز کارمان همان است که از پیش از انقلاب در امیرآباد بود. به هر حال نیروگاه کوچکی داریم که برای آموزش مفید است. در مجموع ، نظام همیشه دنبالش بود و آرام آرام پیش رفتیم.
به دلیل تحریم ها هیچ وقت نتوانستیم جهش داشته باشیم. بیشتر با تکیه به خودمان پیش رفتیم. فکر می کردیم با همان آهنگ ، روزی می توانیم همه نیازهای غیرنظامی به اتم را تامین کنیم.
کار دیگری را در مجمع تشخیص مصلحت نظام شروع کردیم و جزو سیاست ها گذاشتیم که سیاست استفاده از سیستم گداخت و جوش به جای شکافت است. این تکنولوژی خیلی جدید است و هنوز در جایی عملیاتی نشده است.
همان سیستمی است که خورشید عمل می کند و اتمها جوش می خورند و انرژی سطح بالایی آزاد می کنند. در دنیا مطالعه شده که به سوی این طرح بروند. هم پاک است و هم خطر هسته ای و نظامی ندارد. موادش هم پایان ناپذیر است و همه دریاها موادش هستند.
دنبال این رفتیم. مدتی با بحثهایی که در اروپا و امریکا بر سر مساله هسته ای است ، تحت فشار بودیم. امروز هم خبر مهمی راجع به این پخش شد. چون دنیا به اینجا رسید که باید این را عملیاتی کند.
چند کشور هم برای سرمایه گذاری شریک شدند که در مورد محل آن اختلاف دارند. الان فرانسه و ژاپن دو محل را معرفی کردند و صبح روز سی ام آذر ماه اعلام شد جلسه ای که برای تعیین محل برگزار شده بود، شکست خورد.
چون واقعا بر سرش رقابت است. مایل بودیم در این جمع هم باشیم. حتی به مسوولان هسته ای پیشنهاد کردم در قبال پروتکلی که امضا می کنید، بگویید ما را هم در این کار شریک کنند.
چون در آنجا خطر سلاحهای نظامی نیست ، می توانیم سرمایه گذاری و بهره گیری کنیم که هنوز اعمال نکردند. به هر حال فکر می کردیم در حرکت آرام به جایی می رسیم ، ولی به هر دلیل این موج بلند شد و بوقهای تبلیغاتی دنیا این را جزو مسائل مهم روز مطرح و شانتاژ کردند و گفتند برای دنیا خطر دارد.
بالاخره کار را به اینجا رساندند. همان اول که آقای البرداعی به ایران آمد، به ایشان گفتیم مشکلی برای امضای پروتکل نداریم. اول قرارداد موجود را عملی کنید تا ما قدم بعدی را برداریم.
چون آنها در انجام وظایف خود در قرارداد فعلی عقب هستند. آنها گفتند اگر شما آماده شوید، ما هم عمل می کنیم.
فکر می کنم اگر به اینجا برسد که آنها به تعهدات خود عمل کنند و ما هم که از اول شفاف عمل کردیم و ادامه دهیم ، دنیا می فهمد ما به دنبال تکنولوژی صلح آمیز هستیم و تعهد داریم دنبال مسائل نظامی نرویم و آنها هم بدون نگرانی کمکهای اعضای کشورهای اتمی را با ما هم مبادله می کنند.
مثل رفتاری که با ژاپن و کشورهای دیگر می کنند. ما حتی در مرکز عظیم غنی سازی اورانیوم سهم زیادی داریم ؛ ولی الان فقط شریک هستیم و هنوز حق برداشت محصول را به ما نداده اند. روی آن هم در زمان مسوولیت خودم خیلی کار کردم.

در تامین مواد اولیه شریک هستیم؛
نخیر، سرمایه گذاری کردیم و الان کمی از سود را به ما می دهند، البته مدتی سود نداشت.

یعنی در مالکیت معنوی و پز بین المللی و علمی آن شریک هستیم؛
در مالکیت مادی آن هم شریک هستیم ؛ اما این که سهمی از مواد غنی شده را برداریم ، به ما نمی دهند. باید در این زمینه پیش برویم. اگر با ما خوش رفتاری کنند، ما هم با دنیا خوش رفتاری می کنیم.
می توان خوشبین بود.

خوشبختانه امریکا در شورای داوری شکست خورد و نتوانست علیه جمهوری اسلامی اجماع درست کند؛ اما تجربه نشان داده است که ساکت نمی نشیند.
الان بعضی از کارشناسان پیش بینی می کنند با توجه به پذیرش بازرسی بدون قید و شرط، موضوعی دیگر را علم کنند و با اتهامی دروغ ، پرونده را به شورای امنیت ببرند و سناریوی عراق را - البته نه به آن شدت - تکرار کنند. جنابعالی چگونه ارزیابی می کنید؛

امریکایی ها می خواهند این کار را بکنند. اگر دیپلماسی ما قوی باشد و بموقع اقدام کنیم ، فکر می کنم راه آنها بسته می شود.
چون بنا شد که شفاف باشیم و هستیم. بیایند ببینند. ممکن است بهانه جویی کنند و در جاهایی که ربطی به این مسائل ندارد و صرفا برای بهانه جویی ، مثل کارهایی که در عراق کردند، باشد، مقداری صبر، حوصله ، متانت و کار اطلاع رسانی و طرح مسائل جهانی ، مساله را حل می کند.
چون به خودمان اطمینان داریم ، نگران نیستیم. البته دشمن ، دشمن است و در مقابل دشمنی که دستش بازتر است ، نباید خوشبین باشیم و خیال ما راحت باشد.

مطمئنا شخصیت حقیقی و حقوقی و سخنان حضرتعالی در هر برهه ای از انقلاب برای همه ، حتی دشمنان اهمیت داشته و دوستان انقلاب ، بیانات شما را در مراحل مختلف مثل شورای انقلاب ، مجلس شورای اسلامی ، جنگ تحمیلی و ریاست جمهوری فراموش نخواهند کرد.
با توجه به اظهار لطفی که نسبت به روزنامه مبذول فرمودید، با عرض معذرت اجازه می خواهیم در یک گفتگوی صریح ، شبهات مختلف را در قالب پرسش مطرح کنیم؛ شبهاتی که وجود دارد فکر می کنیم طرح و پاسخگویی به آنها لازم است.

hashemi2

در مورد دوران شورای انقلاب و مجلس شورای اسلامی شبهه ای آنچنانی مطرح نیست. در مورد جنگ عراق علیه ایران هم.
جنابعالی به کرات در سخنرانی ها و مصاحبه ها از سیاست های نظام درباره دفاع مقدس از بدو تحمیل آن تا پایان دفاع کرده اید؛ اما مهمترین سوالات و یا به عبارتی شبهات عنوان شده جامعه درباره دوران 8 ساله ریاست جمهوری شماست.
اگر اجازه دهید از دولت سازندگی شروع کنیم. در تحلیل کارنامه دولت جناب عالی برخی مطرح می کنند که کارنامه دولت سازندگی یکسویه بود، یعنی توجه زیاد به مسائل اقتصادی باعث عدم توجه به مسائل فرهنگی شد و همین امر باعث شد که جامعه نتواند از نتایج سیاسی و اقتصادی 8سال ریاست جمهوری حضرتعالی به بهترین شکل استفاده کند.
نظر خود شما در این مورد چیست؛

مساله ای که شما مطرح کردید، یعنی انتقاد گروهی از چهره های سیاسی ، فرهنگی نظام از سیاست های فرهنگی دولت سازندگی بر من پوشیده نیست و تقریبا همه انتقادات را خوانده ام و به بسیاری از آنان که جنبه تکراری نداشت ، جواب داده ام.
این که گفتید جامعه از نتایج سیاسی و اقتصادی آن دوره به بهترین شکل استفاده نکرده ، درست است. هیچ کس ادعا نمی کند که کار در آن دوره به بهترین شکل انجام شد که بهترین نتیجه را بدهد.
اصلا این حدیث که اگر امروزتان مثل دیروز باشد، مغبون هستید، ناظر بر این است که انسان باید برای بهتر شدن اوضاع خویش تلاش روزانه داشته باشد.
این را هم نباید فراموش کنیم که میزان سنجش موفقیت هرکاری بستگی کامل به شرایط و ظرف زمانی و مکانی خاص خود را دارد و معمولا نتیجه هرکاری پس از تهیه مقدمات آن کار به دست می آید.
اما درباره مسائل فرهنگی و جایگاه آن در سیاست های دولت سازندگی ، ضمن احترامی که برای هر نظر و فکر قائل هستم ، باید بگویم متاسفانه بسیاری از سخنان ، مطمئنا ناشی از کمی مطالعه و نقص اطلاعات درست است و اگر کمی به مدارک موجود مراجعه شود، نتیجه آن برعکس این ادعاها خواهد بود.
به عنوان نمونه به بخشی از سیاست های فرهنگی دولت سازندگی اشاره می کنم: اگر توجه به گسترش مدارس و دانشگاه ها در نقاط دوردست و افزایش چشمگیر تعداد دانش آموز و دانشجو در کشور و فضای آموزشی ، فرهنگ سازی نیست ، اگر گسترش انواع نشریات ، زمینه ای برای بسط کارهای فرهنگی نیست ، پس باید یک بار فرهنگ را تعریف کرد تا محدوده دایره آن مشخص شود.
مطمئنا فرهیختگان کشور در این موضوع با من هم عقیده هستند که یکی از شاخصه های فرهنگی جوامع بشری ، کتاب است. در سال 68 تعداد عناوین کتابهای منتشره 8 هزار جلد و تیراژ آن 50 میلیون جلد بود که این رقم در دوره سازندگی به 12 هزار جلد و تیراژ آن به 65 میلیون جلد رسید.
تعداد کتابخانه ها در سال شروع به کار دولت من 513 عدد بود و در پایان دوره به بیش از 980 عدد رسید. اگر مطبوعات را شاخص فرهنگ بگیریم ، در سال 57 جمعا 86 نشریه در کل کشور منتشر می شد و در طول جنگ هم به خاطر مشکلاتی که دامنگیر جامعه ما بود، افزایشی نداشت و در دوره سازندگی به بیش از 500 عنوان رسید.
شاید دوستانی که انتقاد می کنند، بگویند که چه کسانی از این نشریات و کتب استفاده می کردند؛ یعنی برای باسواد شدن جامعه چه کار کردیم؛
وزارت آموزش و پرورش در پایان سال 76 اعلام کرده بود که تعداد دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی در سال 68 حدود 13 میلیون نفر بود و این رقم در سال 76 به 18 میلیون نفر رسید که با توجه به همین تعداد، مدارس هم در کشور زیاد شد.
در سال 68 در تمام کشور تقریبا 28 هزار باب کلاس درس داشتیم که تا سال پایان دولت من 116 هزار کلاس درس به مساحت 9/13 میلیون متر مربع ساخته شده است.
از کسانی که انتقاد می کنند، می خواهم یک بار با آمار و ارقام به مسائل نگاه کنند. کل فضای آموزشی مدارس کشور در سال 68 براساس محاسبات دقیق 1/3 میلیون متر مربع بوده است و در طول سازندگی ، 4 برابر تاریخ نوین آموزش و پرورش ، یعنی از 70 سال گذشته در کشور فضای آموزشی ایجاد شد.
در بعد دانشگاهی مطمئنا منتقدان منصف بهتر می دانند که کارهای عظیمی صورت گرفته است. این که رقم 175 هزار دانشجوی در سال 57 به یک میلیون و 200 هزار نفر در سال 76 با 570 درصد رشد رسید، حاکی از توجه ویژه دولت به مقوله فرهنگی است.
حضور زنان در دانشگاه اگر نشان از ارتقای فرهنگی مردم ایران نیست ، پس چیست؛ در سال 68 کمتر از 90 هزار دانشجوی زن در کشور داشتیم که این رقم در پایان دوره من به 185 هزار نفر رسیده است.
مورد دیگر، تحول سطح تحصیلی دانشگاه ها بود. در دوره مورد انتقاد، مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی به ترتیب 4/3 و 6/3 برابر شده اند.
مورد دیگر، پراکنش جغرافیایی آموزش عالی در سراسر کشور است که برای رعایت حال مردم مناطق محروم ، سیاست ما گسترش دانشگاه ها در نقاط دور افتاده کشور بود. به عنوان نمونه در سال 67 در استان کهکیلویه و بویر احمد فقط 1870 دانشجو بودند که در سال 76 به 80 هزار نفر رسید.
نکته بسیار مهم این که در همین دوره از تمرکز مراکز آموزش عالی در شهرهای برخوردار کاسته شد. مثلا در سال 67 تهران 39 درصد دانشجویان کشور را در خود جایی داده بود که این رقم در سال 76 به 31 درصد کاهش یافت.
شاید دوستانی که می گویند در دوره سازندگی کارهای فرهنگی کم بود، این مسائل را فرهنگی ندانند که اگر چنین باشد، باید از زوایه دید آنان به کارهای فرهنگی این دوره نگاه کرد.
اگر منظور، نهادهای فرهنگی باشد، بعید است فرهیخته ای نداند که فرهنگستان ها، فرهنگسراها، خانه های فرهنگ و مراکز فرهنگی زیادی در سال 68 تا 76 در کشور تائسیس یا ساخته شد.
مثلا ساخت 2 فرهنگسرای بهمن و جوان در جنوب و جنوب شرق تهران ، امروزه بزرگترین مرکز تجمع جوانان فرهنگ دوست جنوب و حتی همه تهران است ؛ البته نباید فراموش کنیم که گستردگی مراکز مسوول امور فرهنگی در کند بودن کارها تاثیر دارد، یعنی مراکز موازی فراوانی برای این امور خلق شده است که باید با توجه به شرایط آن ، درهم ادغام یا حوزه کاری آنها تعریف شود.

در برخی مجامع پرسش و پاسخ مخصوصا در دانشگاه ها مطرح است ، که می گویند در دوره ریاست جمهوری و الان به سوالات قشر فرهیخته پاسخ ندادید و نمی دهید.
شاید بعضی از انتقادات به شما ناشی از این فاصله باشد. آیا این موضوع علت خاصی دارد یا فرصت مناسبی مهیا نشد؛ یعنی شما به نسل اول و دوم انقلاب نزدیک بودید.
از پیش از پیروزی در خط مقدم مبارزان بودید و با نسل اول کاملا مرتبط، بعد از پیروزی هم در جنگ تحمیلی ، مسوولیت اداره و به تعبیری فرماندهی را به عهده داشتید و نسل دوم انقلاب که در جنگ آزموده شد، خیلی به شما نزدیک بود.
الان به تعبیر تاریخی ، این گسست را بین نیروهای موثر انقلاب ، بویژه جنابعالی با نسل سوم داریم. مطمئنا حضور شخصیت هایی مثل شما در دانشگاه ها خیلی موثر است.

قبول ندارم که در دوره ریاست جمهوری کم به دانشگاه می رفتم. تقریبا به همه دانشگاه های تهران رفتم و در جلسات عمومی و باز به همه سوالات پاسخ می دادم.
به شهرستان ها که زیاد مسافرت می کردم و یکی از برنامه های ثابت و بهترین برنامه هایم ، حضور در جمع دانشگاهیان بود.
در آنجا هم چند ساعت به صورت آزاد سوال و جواب بود. اگر مقدار حضور مرا در دانشگاه ها، در زمان ریاست جمهوری با سایرین مقایسه کنید، می بینید بیشتر است ، منتهی شاید چون به دلیل شرایط زمانی آن موقعها، بیشتر می بایست به کارهای مملکت می رسیدم و امور جاری ، عمرانی و مدیریت کشور مسائل روزانه من بود، بیشتر ابعاد اقتصادی ، سازندگی و عمرانی خود را نشان می داد.
فکر می کنم هر رئیس جمهوری بخواهد به امور مملکت برسد، قلمرو کارهای روزانه اش بیشتر است. بعد از مسوولیت اجرایی ، کم به دانشگاه ها رفتم.
شاید ملاحظاتی وجود داشته است ، که نمی توانستم همه حرفهای خود را بازگو کنم. با همان دلیل که گفتم باید مسائل را به نیروهای تازه وارد واگذار کنیم.
می خواستم افراد جدید در دانشگاه ها بیشتر حضور یابند، تا شناخت جامعه نسبت به آنها عمیق شود. به طور طبیعی ، چند جاست که می روم.
یکی از برنامه ها، مراسم ایثارگران ، شهدا و بسیجیان و یکی مسائل روحانیت است. البته بخشی از برنامه های من دانشگاهی است.
به طور کل ، الان در همه صحنه ها کم حضور می یابم. قبلا خیلی زود به زود مصاحبه های عام ، طولانی و باز می گذاشتم.
الان صف طولانی تقاضاهای مصاحبه رسانه های داخلی و خارجی را داریم که اگر بخواهم جواب بدهم ، تقریبا 2 ماه هر روز باید مصاحبه کنم.

البته ما هم مدتی در نوبت بودیم...
مایلم در خیلی از برنامه ها شرکت کنم که نمی توانم. امیدوارم شما بتوانید اعتباری را که کسب کرده اید و مستمعین خوبی دارید، هم حفظ کنید و هم توسعه دهید.
بالاخره آثار مکتوب ، بیشتر از آثار گفتاری و صوتی در جامعه می ماند. خیلی ها روزنامه ها را نگه می دارند و در جاهای دیگر نقل می کنند.

جناب آقای هاشمی! برخی می گویند اندیشه های شما بیشتر مبنای اقتصادی دارد وبه همین دلیل ، این اندیشه در طول زمان تغییرات فراوانی داشته است واقعا افکار سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی شما چگونه شکل گرفته است؛
افکار من عمدتا پیش از انقلاب شکل گرفته و پس از انقلاب تکمیل شده و می شود و نقطه اتکای فکری ام منابع اسلامی ، بخصوص قرآن کریم و راهنمایی استادم امام خمینی (ره) است و برخلاف برداشت بعضی ها همیشه در یک جهت و بر یک محور بوده ، هست و ان شاءالله خواهد بود که یکی از ویژگی های آن اعتدال است.
خوب است بدانید که برای اولین بار جرقه تفکر اعتدالی ، در یکی از درسهای امام (ره) در مسجد سلماسی قم به قلبم نشست.
ایشان با خواندن حدیث شریف: «ان ا یحب ان یوخذ برخصه کما یحب ان یوخذ بعزائمه» تابلوی گویایی از دریای اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط ترسیم کردند و بعدها در مطالعات خود آن را پیگیری کردم و از قرآن و سنت ، دلایل بی شماری برای آن جمع کردم.
اکنون هم وجود و افکار و عمل من تحت تاثیر آن است و براساس همان درس ، طرح جامع تمدن بزرگ اسلامی یا ایران 1400 در دولت سازندگی طراحی شد که رهبر معظم انقلاب نام آن را «حیات طیبه» گذاشتند که براین اساس ، همه ارگانها، امکانات ، نیازها و راهکارهای خود را به سازمان برنامه و بودجه آن زمان دادند تا پس از تلفیق ، برای بررسی نهایی به دولت بیاید که عمر دولت سازندگی تمام شد و آن مجموعه در بایگانی سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتظر فراخوانی مجدد بود که اخیرا به گونه ای دیگر در قالب چشم انداز 20 ساله مطرح شد.
هیچ وقت نخواسته ام آن درس را در دوران مبارزه و در دوران سخت سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و در دوران دفاع مقدس و دوران سازندگی و دوران کم محتوای امروز از دست بدهم.

یکی از کسانی که پس از پیروزی انقلاب بحث عدالت اجتماعی را به طور مبسوط برای عموم مردم مطرح کرد، بخصوص آن را به تریبون نمازجمعه کشاند و مخاطبان گسترده ای در میان همه اقشار جامعه پیدا کرد، جنابعالی بودید.
حتی کسانی بودند که در آن هنگام خطبه های اول شما را بیش از خطبه های دوم - که به لحاظ وضعیت جنگی کشور حساسیت ویژه ای داشت و در داخل و خارج ، افراد بی شماری منتظر اعلام مواضع خطیب جمعه بودند - پیگیری می کردند.
آیا فکر می کنید بحثهای نظری جذاب در دولت 8 ساله شما شکل عملی به خود نگرفت؛
حتی برخی ،این گونه می گویند که نه تنها عدالت اجتماعی در جامعه محقق نشد؛ بلکه شکاف طبقاتی و فشارهای اقتصادی روز به روز گریبان اقشار ضعیف جامعه را بیشتر فشرد.
به گونه ای که سیاست های تعدیل اقتصادی - که جزو شعارهای اولیه و کلیدی دولت جنابعالی محسوب می شد - نتوانست به کمک شعار عدالت اجتماعی بیاید و مردم طعم شیرین آن را احساس کنند و عملا «تقسیم فقر» اتفاق افتاد.

درخصوص توجه به محرومان و نیازمندان - که مصداق مهمی از عدالت اجتماعی است - اتفاقا_ برعکس واقعیت ها قضاوت شده است. من فقط به چند نمونه در این خصوص بسنده می کنم.
علاوه بر بازسازی ویرانه های به جای مانده از جنگ که تاسیسات زیربنایی را در 5 استان کشور ویران و فاقد سکنه کرده بود، توجه به روستاها و نقاط محروم با تاسیس دفتر ویژه مناطق محروم در دولت سازندگی شکل رسمی و قانونی گرفت که علاوه بر اعتبارات معمولی ، سالانه دهها میلیارد تومان اعتبار ویژه برای رفع محرومیت و رساندن آنها به سطح نقاط برخوردار در بودجه ها دیده می شد که اکنون آثار آن را در تائمین آب ، برق ، راه ، مدرسه ، خانه بهداشت ، تلفن و اشتغال در روستاها می بینید و اگر این سیاست در دوران بعد از سازندگی بخوبی دنبال می شد، امروز در روستاها بیکاری نبود.
بیمه درمانی رایگان روستاییان یکی از نمونه های اجرای همان سیاست است که امروزه تقریبا_ تمامی روستاییان از بیمه درمان رایگان برخوردارند. در آن دوره در نقاط محروم ، بخصوص نقاط مرزی کشور، طرحهای مهم عمرانی انجام یا شروع شد که اگر تا رسیدن به نقطه مطلوب پیگیری شود، عنوان نامناسب محروم را به همراه نخواهند داشت.
از آن جمله طرح عظیم توسعه و واگذاری 14 نقطه مستعد مرزی برای حضور نیروهای متعهد و نیازمند است.
علاوه بر انجام برنامه های محرومیت زدایی در کشور، اعتبارات کمیته امداد امام (ره) در دوران سازندگی برای خدمت به محرومان به صورت جهشی در حد 400 درصد بالا رفت که از آن رهگذار توانستند صدها هزار دانش آموز و دهها هزار دانشجو را زیر پوشش بگیرند که می توانید ارقام آن را از مسوولان کمیته امداد بپرسید.
مهمتر از همه اینها، با توسعه سازندگی و سرمایه گذاری ، میلیون ها نفر بیکار و محروم ، به شغل و درآمد رسیدند و در دوره سازندگی درصد بیکاران از 6/15 به 1/9 رسید که این موفقیت ، علاوه بر جذب انبوهی از افرادی بود که شغلشان در دفاع مقدس یا مشاغل جنبی آن بود و اگر آن سیاست ادامه داشت ، سالانه یک درصد نرخ بیکاری تنزل می کرد و امروز آمار بیکاران بسیار کاهش می یافت.
ادعای این که آن دوران به نفع مرفه هان تمام شد، تهمتی نارواست که ضد انقلاب برای دور کردن تکیه گاه اصلی نظام به آن دامن می زند و جریان های داخلی هم هرکدام در مقطعی از آن بهره های سیاسی بردند.
حداقل انتظار جامعه از منتقدان این است که مسائل را با عدد، رقم و سند تحلیل کنند. اگر نگاهی به جدول «ضریب جینی» شود، متوجه می شوید که به اشتباه ، دروغ بزرگ دشمنان در ناکار آمد جلوه دادن نظام تکرار شده است.
جدول ضریب جینی ، نشان می دهد که در دوران سازندگی درآمد دو دهک پایین جدول ، رشد و درآمد دو دهک بالای جدول ، تنزل کرد و این اتفاق در نیم قرن اخیر فقط در دوران سازندگی رخ داده است.
تائمین اجتماعی ، حقوق بازنشستگان ، هلال احمر، بهزیستی و بیماران خاص در دوره سازندگی بیشترین کمک و خدمات را دریافت کرده اند و این جفایی بزرگ به دستاوردهای انقلاب است که آن را تقسیم فقر بنامیم.
ارتقای حقوق سنواتی کارگران که از سالها پیش متوقف شده بود، از سال 68 شروع و مقرر شد حقوقها هماهنگ با نرخ تورم رشد کنند.
قانون کار اصلاح شد و برای جبران توقف ارتقای سالهای گذشته ، بن کارگری داده شد که هنوز هم ادامه دارد. در کنار سیاست خصوصی سازی ، مقرر شد که 33 درصد از سهام کارخانه ها با قیمت پایین و به صورت اقساط طویل المدت به کارگران واگذار شود که تحولی عمده به حساب می آید.
برای تسهیل در جذب فرزندان طبقات محروم به آموزش و بازشدن راه ترقی آنها و رفع تبعیض آموزش که مهمترین عامل تبعیض های جامعه است ، اولا در عمده روستاها مدرسه ساخته شد و در روستاهای خیلی کوچک که ظرفیت حضور یک معلم را نداشتند، برای چند روستا، یک مدرسه شبانه روزی احداث شد تا با هزینه دولت ، کودکان را به آنجا ببرند و آموزش بدهند و اداره کنند و نهادهای اسلامی ، بخصوص کمیته امداد امام (ره) ماموریت یافتند که فرزندان خانواده های نیازمند و عشایری را در دانشگاه ها و مدارس تحت پوشش قرار دهند و سیاست آموزش عالی براساس بردن دانشگاه ها به نقاط دور دست و محروم تنظیم گردید.
بالاخره در اواخر دوره مسوولیت اجرایی من با هدف فقرزدایی از جامعه اسلامی ، لایحه ای 360 صفحه ای به مجلس فرستاده شد که در آن تامین اجتماعی کاملی پیش بینی شده بود، یعنی طی برنامه ای 5 ساله تمام مردم ایران زیر پوشش بیمه های اجتماعی قرار می گرفتند که کسی در مسکن ، شغل ، تحصیل و درمان مشکل اساسی نداشته باشد. منابع مالی آن هم مشخص شده بود.
متاسفانه این لایحه در دولت بعد از سازندگی برای تکمیل شدن از مجلس پس گرفته شد و این روزها خبرش را می شنوید که جدیدا بخشی از آن به مجلس برگشته است. اینها معجزه نیست ؛ بلکه اثر طبیعی توجه به سازندگی و سرمایه گذاری است که اقتصاد، رونق و گردش سرمایه سرعت می گیرد و افراد بیکار به شغل و درآمد می رسند؛ البته افراد توانگر هم سود می برند؛ ولی سودشان به جای چرخش در امور انگلی ، نادرست و مزاحم یا فرار از کشور، در عمران کشور به کار گرفته می شود و بنیه ، اعتبار و موقعیت کشور و نظام را محکم تر می کند و عواید و خیر آن به دیگران هم می رسد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها