ماجرایی که سال 1383 بهوقوع پیوست، میتواند زنگ خطر و هشداری جدی برای والدین باشد . موضوع از این قرار است که آن زمان یک نابغه 13 ساله رایانه به نام کامبیز وقتی با افت تحصیلی روبهرو شد، برای توجیه نمرات امتحانات، سناریوی ربوده شدن خودش را طراحی کرد.
پیش از وقوع این حادثه مردی تاجر به پلیس آگاهی رفت و طی شکایتی گفت: «مدتی است که هرچند روز یک بار نامهای به صورت تایپشده، پشت در ورودی خانهام پیدا میکنم. فرستنده نامهها بدون آنکه انگیزه خود را بیان کند، تهدید کرده پسرم را خواهد ربود.»
کارآگاهان بعد از شنیدن این ماجرا به خانه مرد تاجر رفتند و احتمال دادند فرستنده نامهها شاید یکی از ساکنان مجتمع مسکونی محل زندگی شاکی باشد، ولی هیچ سرنخی از متهم به دست نیاوردند.
کارآگاهان در ادامه با مراجعه به مدرسه پسر بچه 13 ساله درباره او از مسوولان مدرسه تحقیق کردند و متوجه شدند کامبیز که دانش آموز کلاس دوم راهنمایی است، از مدتی قبل دچار افت تحصیلی شده است. مدیر مدرسه به کارآگاهان درباره خیالپردازیها و رویایی بودن این دانشآموز اطلاعاتی داد و همچنین توضیح داد کامبیز در کار با رایانه یک نابغه است.
نتایج این تحقیقات، پلیس را به کامبیز مظنون کرد ولی قبل از این که ماموران از او پرس و جو کنند، کامبیز تلفنی درحالی که میگریست خانوادهاش را در جریان ربوده شدن خود قرار داد. به این ترتیب تجسسها برای نجات پسربچه وارد مرحله تازهای شد. این بار هم قبل از این که تحقیقات به نتیجه برسد، اتفاق جدیدی رخ داد و کامبیز با تماس تلفنی دیگری مدعی شد توانسته از دست آدمربایان بگریزد و هم اکنون در حوالی میدان انقلاب است. کارآگاهان بلافاصله به محل مورد نظر رفتند و کامبیز را درحالی که سر و وضعی نامرتب و خاک آلود داشت، به خانه انتقال دادند.
این دانشآموز نابغه درباره ماجرای ربوده شدن خود ادعا کرد: وقتی از مدرسه بیرون آمدم، یک مرد جوان که سوار بر پژوی سبزرنگی بود، مقابلم توقف کرد، او با معرفی خود به عنوان دوست پدرم، از من خواست سوار خودرویش شوم تا مرا به خانه برساند. وقتی سوار شدم، از تغییر مسیر او پی به نیت شومش بردم. هنگامی که خودرویش پشت ترافیک حوالی میدان انقلاب متوقف شد، از فرصت استفاده و خودم را به بیرون پرت کردم. مرد آدمربا وقتی داد و فریادهای مرا که از مردم کمک میخواستم شنید از محل فرار کرد. این پسربچه برای اثبات گفتههایش، تصویر مرد آدمربا را در رایانه خود طراحی کرد اما هنگام طراحی به اشتباه وارد فایل دیگری شد که نامههای تهدیدآمیز در آنجا دخیره شده بود و به این شکل فاش شد کامبیز خودش نامهها را تایپ کرده است. این نوجوان وقتی دستش رو شد، درباره انگیزهاش از این اقدام گفت: از چندی پیش نمراتم ضعیف شد، برای اینکه سرزنشهای پدرم را نشنوم، با طرح این نقشه سعی کردم افت تحصیلیام را توجیه کنم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم