نامگذاری روزی برای جوانان، زنان، معلمان، کارگران، جانبازان و... اقدامی ستایشآمیز است، اگر علاوه بر تبلیغات مجالی برای تعیین و بازخوانی سیاستهای کلان نظام در برابر این اقشار باشد.
نامگذاری روزها به مناسبتهای مختلف، تنها به منزله این نیست که جمعیت نزدیک به 75 میلیون نفری کشور، برای 34 درصد که در سنین 15 تا 29 سال هستند، هورا بکشند و کف بزنند و وانمود کنند که قدر و ارزش آنان را جامعه میداند و برایشان ارج و منزلت قائل است.
تحقیقات رسمی سازمانهای متولی نشان میدهد که در حال حاضر مهمترین مطالبات جوانان کشور، اشتغال، ازدواج و مسکن است.
این مشکلات مثل زخمی کهنه سالیان سال است که در رسانهها و نشریات کشور برجسته میشود و در چند روز سال درباره آن میگویند و مینویسند و بعد فراموش میشود.
وقتی نزدیک به 70 درصد بیکاران کشور جوانان و از آن مهمتر دانشآموختگان دانشگاهها هستند، وقتی بیش از 70 درصد جوانان دغدغه اشتغال و مسکن دارند، وقتی حقوق ماهانه 400 هزار تومان کفاف زندگی مشترک را نمیدهد، وقتی وامهای 4 میلیون تومانی ازدواج نه برای یک جشن عروسی ساده کافی است و نه برای پول پیش یک خانه محقر، وقتی یک جوان 30ساله با مدرک تحصیلی فوقلیسانس حسرت زندگی کسانی را دارد که از دانش او بیبهرهاند و... معلوم نیست چرا برخی مسوولان با انحراف از معیار مشکلات اصلی جوانان بر بحثهایی مانند هویت، تجملات، چشمهمچشمی، بیمسوولیتی، بیبندوباری و... تاکید میکنند تا صورت مساله را تغییر داده و بار آن را بر دوش جوانان بیندازند.
هفته جوان هفته تغییر نگاهها به جوان امروزی است؛ جوانی که مطالبات عصر خودش را میخواهد.
کتایون مصری
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم