در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سکوت ادامه داشت . همه سرشان پایین بود و کسی حرف نمیزد.
نریمان آهی کشید و ادامه داد: چه مرگتونه؟ چرا لالمونی گرفتین. اگر شهامت ندارین، اگر هنوز دودلاید، اگر هنوز ترسو هستین، این موقع، تو این پارک، تو این گوشه دنج چه غلطی میکنین؟ میخواین من شروع کنم؟
فرشاد تکانی به خود داد و دوزانو نشست، دو دستش را روی پاهایش گذاشت و در حالی که به جلو خم شده بود گفت: داریم. خوبشم داریم. عرضه داریم، شهامت هم داریم. بذار بلند بگم تا این درختای کور و کر هم بشنوند. درست در همچین جایی، همچین ساعتی، دو نادوست، اون لعنتی رو تعارفم کردند و من به دلیل احمقانه «کم نیاوردن» کشیدم و بدبخت شدم. حالا که اولین قدم ترک، اعترافه، من بلند اعتراف میکنم. خلوتی پارک، نادوستان و حماقت خودم کار دستم داد.
نیما اکرامیفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: