در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گاهی این سخنان بر پایه خرد است و گاهی بر سبیل نادانی و نامردمی.
چندی پیش به این نکته در داستانی برخوردم، بد ندیدم با شما هم در میان بگذارم.
اگر خواستید و این گرما و فکر و خیال، حالی برایتان گذاشته بود، آن را بخوانید.
***
در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش زبانزد خاص و عام بود. روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط هم بود با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط، میدانی راجع به یکی از شاگردانت چه شنیدهام؟
سقراط پاسخ داد: لحظهای صبر کن. قبل از این که به من چیزی بگویی به 3پرسش پاسخ بده.
اولین پرسش «حقیقت» نام دارد. تو باید به این سوال پاسخ دهی: آیا کاملا مطمئنی که آنچه را میخواهی به من بگویی، حقیقت دارد؟
مرد جواب داد: نه، اطمینان ندارم، فقط دربارهاش شنیدهام.
سقراط گفت: بسیار خوب، پس به واقع نمیدانی که خبر درست است یا نادرست!
و اما پرسش دوم؛ «پرسش خوبی»: آنچه را که در مورد شاگردم میخواهی به من بگویی خبر خوبی است؟
مردپاسخ داد: نه برعکس، به هیچ وجه خبر خوشایندی نیست.
سقراط ادامه داد: پس میخواهی در مورد شاگردم خبری بد که حتی درباره آن مطمئن هم نیستی بگویی؛ درست فهمیدم؟
مرد کمی دستپاچه شد؛ شانه بالا انداخت و خواست با لکنت چیزی بگوید که سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم که من به آن میگویم «سودمند بودن»؛ آنچه را که میخواهی در مورد شاگردم به من بگویی برای من سودمند است؟ مرد فکری کرد و پاسخ داد: نه، واقعا سودمند نیست... .
پس از این 3 پرسش، سقراط چنین نتیجهگیری کرد: اگر میخواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است، پس چرا اصلا آن را به من میگویی؟
***
در آن دوران، سقراط همیشه کنار همه نبود تا با همه از این نکته سخن بگوید؛ امروز که جای خود دارد.
اما مرور درسهای تاریخ و زندگی به همین دلیل است؛ به این علت که چیزهایی یادمان نرود؛ آن چیزها که همیشه باید در ذهن و یاد انسانها بماند. اصولی که با گذشت زمان کهنه و فرسوده نمیشوند و نکتههایی که مختص زمان یا مکان خاصی نیستند .یکی از همان نکتهها، سخنچینی است از کسی که در میان جمع نیست، حرف زدن و دربارهاش گفتن، که در هر دین و مکتب و مسلکی مذموم شمرده شده است.
اما نمیدانم چگونه است که کسانی نهتنها این چنین رفتار میکنند که گاهی این روش را نوعی تفریح تلقی میکنند اینان هیچ قبح و نامردمیای در این رفتار نمیبینند، ولی امان از آن زمان که بشنوند سخنی نه به طعن و تمسخر که فقط آنچنان که نمیپسندند از ایشان در محفلی نقل شده است. آن موقع است که زمین و زمان را به هم میریزند و از ناجوانمردی و نبود ادب، نزاکت و رفاقت فریاد برمیآورند.
آری اینچنین است برادر، گاهی رسم این روزگار.
اما خوب است ما یادمان نرود هرگاه دانسته یا ندانسته، قصد سخن گفتن از کسی را داشتیم به این پند سقراط گوش فرادهیم.آن 3 پرسش را از خود بپرسیم و اگر پاسخی درخور نیافتیم از آن سخن، چشم بپوشیم و سکوت اختیار کنیم.
علی مهربان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: