در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما از انجام بعضی کارها وحشت داریم، چون میترسیم با شکست مواجه شویم. این ممکن است به خاطر شکستهایی باشد که واقعا در گذشته تجربه کردهایم یا حتی واقعا چنین شکستی را تجربه نکردهایم ولی از اینکه ممکن است شکست بخوریم میترسیم. بیشتر مواقع ما از چیزی میترسیم که حتی یک بار با آن روبهرو نشدهایم.
آیا احمقانه نیست؟ حقیقت این است که ما میتوانیم انواعی از شکستها را در ذهن خود تصور کنیم. آنگاه باور میکنیم این شکستها به حقیقت خواهد پیوست و حتی برای رسیدن به هدف تلاش هم نمیکنیم و همینجاست که دچار خطا شدهایم، چون به خاطر یک احتمال حتی از تلاش کردن میترسیم و موفقیت بدون تلاش و کوشش معنایی ندارد.
مارک تواین سخن جالبی در این زمینه دارد: «من در زندگی خود سختیهای زیادی را تحمل کردهام، در حالی که تعداد کمی از آنها واقعا رخ دادهاند.»
منظور این است که بسیاری از این مشقات در ذهن او بودهاند. اکنون این سوال مطرح میشود که چه کسی میتواند واقعا شکست و موفقیت را تعریف کند؟ بعضی از افراد تعاریف سختگیرانهتری نسبت به دیگران دارند.
برای این منظور از افراد مختلف سوال شد شما موفقیت را چگونه تعریف میکنید، دو تا از جوابها این گونه بودند:
ـ آلکس گفت: «هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم و زندهام و فرصت دارم موفق هستم.»
ـ ولی جف عقیده داشت اگر در سال حداقل یک میلیون دلار درآمد داشته باشد موفق است.
آلکس تعریف خود را از موفقیت ساخته است و رسیدن به این موفقیت نسبتا ساده است، اما جف تا زمانی که یک میلیون دلار در سال به دست نیاورد احساس موفقیت نمیکند. فکر میکنید جف و انسانهایی مانند او چقدر در روز احساس میکنند، شکست خوردهاند، چون هنوز آن یکمیلیون دلار را به دست نیاوردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: