گفتگو با آیت الله هاشمی رفسنجانی(1) چرا سکوت کرده بودم

نام «هاشمی رفسنجانی» بی شک یکی از تاثیرگذارترین نامهای تاریخ ایران در تمام سالهای انقلاب است ؛ از سالهای مبارزه و تبلیغ گرفته تا روزهای فریاد و انقلاب و از روزهای زخم و ترور تا صحنه های رزم و دفاع مقدس.
کد خبر: ۳۴۱۱۲

اما نام او بیش از هر دوره دیگری با دوران سازندگی پس از جنگ ، یعنی دوران 8 ساله ای که وی مسئولیت دولت جمهوری اسلامی ایران را بر عهده داشت ، همراه است.
مردی که در حساس ترین سالهای جنگ ، جانشین فرمانده کل قوا و در عمل فرمانده جنگی پهناور بود، تازه در این دوران لقب سرداری یافت ، در حالی که این لقب به واژه «سازندگی» گره خورده بود.
اما با پایان آن دوره و آغاز حوادث امروز دیگری که به شکل گیری مجلس ششم انجامید، مرد تمام سالهای حادثه ، وارد دوره ای از کناره گیری و سکوت شد.
از ویژگی های این دوران نیز حضور کمتر در مجامع و پرهیز از گفتگو با مطبوعات و رسانه ها (جز یکی دو مورد نادر) بود.
اکنون او می گوید مهمترین دلیل این سکوت احتراز از گشوده شدن جریان سوم در برابر 2 جریان سیاسی عمده کشور و دامن نزدن به التهاب ها و مشاجراتی بوده است که در نهایت ، به زیان کشور تمام می شوند.
در این گفتگو از تحولات منطقه و عراق شروع کردیم ، وضع سیاسی کشور در آستانه انتخابات مجلس هفتم را مرور کردیم ، مسائل مربوط به پذیرفتن پروتکل الحاقی و حواشی آن را به پرسش گذاشتیم و در نهایت به مسائل خانوادگی و شخصی پرداختیم و شایعات و شبهات را با وی در میان گذاشتیم.
در برابر این سوالات مانند همیشه پاسخهای روشن و صریحی قرار گرفته و گفتگوی جذابی را پیش روی شما نهاده است. اما سوالی که پرسیده نشد این بود: آیا انجام این گفتگو نشانه ای از پایان دوران سکوت و وارد شدن به دوره جدیدی است؛
به نظر می رسد برای یافتن پاسخ این پرسش ، باید اندکی بیشتر منتظر ماند.


با اجازه شما سوالاتمان را با تحولات منطقه شروع می کنیم.
شما اولین کسی بودید که مطرح کردید اگر امریکا وارد عراق شود، عراق برای نیروهای امریکایی مثل یک باتلاق خواهد بود.
همان موقع قبول این پیش بینی برای عده ای که با ساختارهای بین المللی آشنا بودند، دشوار بود. آنها با توجه به حجم امکاناتی که امریکا داشت ، فکر می کردند کار خیلی راحت پیش می رود، حتی شما عراق را با افغانستان مقایسه کردید و گفتید وضعیت امریکا در عراق به مراتب بدتر از افغانستان خواهد بود.
بعدا پیش بینی می شد با دستگیری صدام ، حجم مقاومت عراق علیه اشغالگران کمتر شود؛ چون بخشی از کارها به نیروهای طرفدار صدام انتساب داشت ؛ ولی چنین اتفاقی نیفتاد.
از طرف دیگر، می بینیم بحث تجزیه عراق یا تحقق شکل فدرالی مطرح است.
حالا شما تحولات عراق را چگونه پیش بینی می کنید؛

بسم الله الرحمن الرحیم ، کسی که اوضاع امروز دنیا را زیر نظر داشته باشد، می بیند که امواج حرکتهای انسانی به طرف استقلال ملتها پیش می رود.
حتی کشورهایی را می بینیم که مردمش زورگویی های داخلی را هم نمی پذیرند. معلوم است اگر قدرت بیگانه ای وارد کشوری شود، هیچ وقت نمی تواند برای مردم جاذبه داشته باشد، حتی اگر اشغالگر، در کشور اشغال شده خرج کند، مردم نمی پذیرند.
بالاخره مردم غیر از خرج ، مسائل دیگری هم دارند که برایشان مهم است. بنابراین الان طبیعت سلطه خارجی با تقاضای مردمی کاملا در تضاد است.
ممکن است زور در حمله های نظامی موفق باشد؛ ولی وقتی با مردم مواجه می شوند، زور کاربرد ندارد.
در حال حاضر دنیا هم برخلاف تصور امریکا، تک قطبی نیست. رقابت ها، حسادت ها و مواظبت ها جدی است.
من هیچ منطقی پشت این نمی بینم که امریکا در عراق بماند و منافع دراز مدت خود را بتواند تامین کند. حتی شکل استعمار قدیم ، یعنی گذاشتن دست نشانده برای تامین منافع استعماری هم مقدور نیست.
با هر ملاکی که نگاه کنیم ، وضع دنیا این گونه است که حرکت امریکا در هر سطحی که انجام شده ، جواب نمی دهد، یعنی می تواند حکومتی را ساقط کند که آن حکومت مردمی نباشد؛ چون اگر مردمی باشد، پس از سقوط به شکلی دیگر برمی گردد.
صدام این گونه نبود و زمینه برگشت ندارد. بعلاوه مردم عراق هم مسلمان ، مقاوم ، ریشه دار و با استعداد هستند و عمیق ترین تمدنها را دارند و جغرافیای آنها بسیار مهم است و شرایط اطرافشان ، مسائلی را به آنها دیکته می کند.
در تحلیل ها براساس محاسبات خودم فکر می کنم امریکا به اهدافش در عراق نخواهد رسید. نفس سقوط صدام ، هدف امریکا نبود.
شاید در شرایط فعلی ، بهترین کسی که می توانست کمی از اهداف امریکا را تامین کند، صدام و حزب حاکم بعث بود. دیگر نمی تواند به این شکل جایگزین پیدا کند. بنابراین امریکایی ها هرچه بمانند، جز هزینه چیزی ندارند.
بالاخره روزی مجبور می شوند، بروند. اگر عاقل باشند و با برنامه ریزی بروند، با خسارت کمتری می روند و اگر بخواهند سماجت و قلدری کنند و با محاسبات نظامی گری به مسائل نگاه کنند، با هزینه های بیشتری خواهند رفت.
اما خود عراق در منطقه مساله ای بسیار جدی است. حتی در روزهایی که با صدامیان می جنگیدیم و امیدوار بودیم که بتوانیم آنان را شکست دهیم ، در محاسبات خود برای آینده عراق نگران بودیم.
فکر می کردیم اگر مردم عراق به حال خودشان واگذار شوند، اداره کردن عراق بسیار مشکل است ؛ چون سه گروه عمده شیعه ، سنی و کرد به اضافه ترکمن ها و گروههای داخل این سه گروه ، مثل سلفیها، بعثیها و جریان های خارجی مثل القاعده در عراق حضور دارند و جمع کردن و اداره کردن این گروهها از مشکل ترین کارهاست و الان فقط یک عقل و کمک جمعی می تواند این مساله را حل کند تا متهم به این نشود که دنبال منافع خاص خودش است.
در این صورت می تواند اعتماد مردم عراق را جلب کند و راهکاری عاقلانه پیش بیاورد. در غیراین صورت ، عراق خطرناک است.
آشوب ، هرج و مرج و تحمیل نوعی حکومت فدرالی که مردم نمی خواهند، مسائل را در عراق بدتر می کند. بهترین شکل این است که راه درستی باز شود تا مردم عراق بتوانند با کمک مراکز خوش نام و خوش نیت دنیا، وحدت ارضی و استقلال خود را حفظ کنند.

مثلا چه مراکزی؛
در درجه اول باید سازمان ملل متولی شود؛ البته به تنهایی نمی تواند، باید قدرتهای جهانی و همسایگان عراق مثل ایران ، ترکیه ، سوریه ، عربستان و حتی کویت و اردن کمک کنند.
پوشش بین المللی هم می خواهد. امریکا هم به عنوان یک کشور جامعه بین الملل می تواند در چنین جمعی موثر باشد. اگر امریکا بخواهد تک تازی کند، ناموفق است.

لااقل تجربه نشان داد که امریکا در حمله به عراق با مجامع جهانی همسو نبود.
مثل اتفاقی که بعد از جنگ جهانی دوم راجع به جامعه ملل افتاد، سازمان ملل را تهدید به تجدید ساختار کردند. این حرف نشان داد که یکجانبه گرایی امریکا جدی است.
مگر این که تحولات عراق ، امریکا را زمینگیر کند و مجبور شود از نظراتش عدول کند.

اگر امریکا بتواند و همه اختیارات به او واگذار شود، همین خواهد بود که دارد انجام می دهد؛ ولی مطمئنم که نمی تواند.
هنوز باید صفحات جدیدی ورق بخورد تا متوجه شود که نمی تواند.

نظر شما درباره حکومت فدرالی چیست؛
شاید روشی برای به حداقل رساندن آشوب داخلی عراق باشد؛ ولی این سیستم همسایگان را دچار مشکلات خواهد کرد.

اگر خود عراقی ها بتوانند تحمل کنند، برای همسایگان هم آسان است.

یعنی خود عراقی ها نمی توانند تحمل کنند؛
مشکل پیدا می کنند؛ ولی محال نیست.
بالاخره مبارزان جدی ، سیستم فدرالی را در اجتماعات قبلی پذیرفتند. الان هم اینها هستند که با امریکایی ها همکاری می کنند.
فکر می کنم برای کشورشان راه حل خوبی است ؛ ولی مشکلات خاص خود را دارد. همین الان بحث است که حکومت فدرالی ، قومی باشد یا مذهبی و جغرافیایی و منطقه ای که هر کدام مشکل خاص خودش را دارد.
ما نمی خواهیم در این مسائل دخالت کنیم. مایلیم مردم عراق خودشان تصمیم بگیرند. عراق ، مردم رشیدی دارد؛ البته اگر با ما مشورت کنند، نظرات خود را می گوییم.

جنای آقای هاشمی! یک سوال شاید غیرمتعارف ، واقعا وقتی شنیدید صدام بازداشت شد، چه احساسی داشتید؛
احساس دو گانه ای داشتم که البته در نماز جمعه گفتم.
از یک طرف خوشحال بودم ؛ چون صدام ، آدم شروری است و به منطقه بد کرد.

hashemi2

خوشحال شدم که دستش بسته شد و دیگر شرارت نمی کند. از طرف دیگر، نمی خواستیم امریکایی ها او را اسیر کنند؛ چون خود امریکایی ها او را ساختند.
حتی اگر از اول نساختند، بعدا در حفاظتش موثر بودند. او را بزرگ کردند.
حالا اینها آمدند صدام را گرفتند و به عنوان یک افتخار در تاریخ مطرح کردند. به نظر من این تلخ است که کشور بیگانه ای بیاید و رئیس جمهور کشوری را اسیر و آن گونه تحقیر کند.
منظره ای که پزشک امریکایی یا انگلیسی داشت صدام را معاینه می کرد، برای هیچ کس خوشایند نبود، مگر این که طرفش صدام باشد.

بحث عراق با دستگیری صدام وارد فاز جدیدی شد و دو موضوع را مبهم کرد: یکی ادامه مشروعیت حضور امریکا و دیگری مطالبات ما از عراق است که در محاکمه صدام مطرح می شود.
مطمئنا محاکمه صدام خواست مردم عراق ، خواست جمهوری اسلامی ایران و کشورهای صدمه دیده از صدام است. امروز مطرح می شود که محاکمه صدام ، داخلی یا بین المللی باشد، بویژه این که امریکا تلاش خواهد کرد این محاکمه در حیطه اداره امریکا قرار بگیرد تا منافعش زیر سوال نرود.
در همین ارتباط بحث همکاری های گذشته امریکا با صدام مطرح است که اسنادی هم منتشر شده است.
بحث غرامت جنگ هم مهم است که چند کشور دیگر هم مطرح کردند و رئیس شورای حکومتی عراق هم گفت دریافت غرامت حق ایران است.
آیا ایران در این مقطع بحث غرامت را فعال خواهد کرد؛

اصل محاکمه صدام قطعی است؛ چون کسی که همه داخلی ها و خارجی ها او را مجرم می دانند، نمی تواند بدون محاکمه باشد.
بدترین شکلش این است که میان صدام و امریکا معامله ای صورت گیرد و محاکمه ای ساختگی ترتیب دهند تا حرفهایی را که امریکا قبول دارد، مطرح شود.

تا چه حدی پیش بینی می شود؛
قابل پیش بینی است ، چون صدام در گذشته معامله کرد و امریکا هم معمولا از این کارها می کند در این موضوع هم قابل فرض است ؛ البته دنیا هم می فهمد که محاکمه نمایشی است و به آسانی از این محاکمه نمی گذرد.
صدام در عراق و همسایگان عراق و دیگران مدعیان زیادی دارد، بنابراین فکر می کنم کار دشواری است ؛ ولی از امریکا، این نوع کارهای دشوار فضاحتی ، ساخته است که انجام دهد.
این بدترین حالت است. دو شکل دیگر هم می تواند داشته باشد، یعنی در داخل یا خارج عراق محاکمه درستی انجام شود و صدام وکیل بگیرد و مدعیان خواسته ها و شکایات خود را مطرح کنند که این ، کار بسیار خوبی است ؛ البته اگر انجام شود، تاریخ منطقه و دنیا یک بار دیگر به صورت مستند مرور می شود.
بسیاری از مسائل در این محاکمه فاش می شود. البته هر چیزی را که بخواهند به پای صدام بنویسند و براساس آن بازجویی و قضاوت کنند، امریکایی ها و همکارانشان در جرم صدام شریک هستند.
یعنی این اتهام به آنها برمی گردد، مثلا کشتار مردم عراق که مهمترین مساله است. آخرین کشتار موقعی بود که در جنگ سابق صدام شکست خورد و مردم قیام کردند و انتفاضه ای به راه افتاد که خیلی وسیع بود.
بوش (پدر همین آقای دبلیو بوش) آن موقع رئیس جمهور بود و نمی خواست مردم عراق حاکم شوند، بنابراین فشارش را برداشت و چراغ سبز نشان داد و گفت هر گونه که می توانی مردم را سرکوب کن.
پیش از آن صدام نمی توانست هلیکوپترهای خود را پرواز دهد که امریکا با اجازه خود فضا را برای صدام امن کرد و هلیکوپترها پرواز کردند و انسان های زیادی را کشتند.
اصلا از هوا و زمین و با توپخانه و با توسل به منافقین ، ارتش بعثی و پلیس به جان مردم افتادند و قتل عام کردند.
این گورهای دستجمعی عمدتا متعلق به همان سالهاست. به طور قطع امریکا باید پاسخ بدهد، در حالی که فضای عراق در دستش بود، چرا به صدام اجازه داد؛
چرا حملات امریکا به صدام متوقف شد و این اتفاق افتاد؛
البته دلیلش روشن است و همه فهمیدند امریکا می خواهد مردم عراق پیروز نشوند یا اگر مسائل جنگ عراق با ما مطرح شود، الان اسناد به اندازه کافی هست که امریکا سلاحهای شیمیایی در اختیار صدام گذاشت و رسما به او اطلاع داد که شاید به ظاهر مخالفت کنیم ، ولی در باطن حرفی نداریم.
دیدید که پای آقای رامسفلد در مسائل باز شده است. اگر زدن مراکز غیرنظامی ایران در زمان جنگ مطرح شود که همه از جنایات جنگی است ، یا زدن کشتی ها، سکوها، هواپیماهای مسافربری و بمباران شهرها مطرح شود، دست امریکا به نحوی در این مسائل رو می شود که یا اطلاعات و امکانات داد و یا در تبلیغات به نفع عراق کار کرد و یا دست رقیبش را بسته است.
از جرمهای قابل محاکمه صدام ، کمتر جرمی است که به نحوی به حامیانش برنگردد؛ بنابراین دادگاه محاکمه صدام یک دادگاه تاریخی خواهد شد و از دادگاههایی است که بعدها CDها، فیلمها، کتابها و اخبارش مستمعان زیادی دارد.
گفتم بدترین فرض این است که یک محاکمه فرمایشی و ساختگی باشد و دو نوع دیگر آن خیلی مفید است. این که در عراق یا خارج از عراق باشد، زیاد فرق نمی کند، البته امریکایی ها تا زمانی که داخل عراق گرفتار باشند، این محاکمه هم برایشان مشکل است.
شاید در مسائل داخلی به نفع آنها باشد. به هرحال فکر می کنم مشکلات امریکا با رفتن صدام حل نشده است که تصور کنند براحتی می توانند این محاکمه را انجام دهند.
ممکن است رفتن صدام ، کسانی را که به امید برگشت صدام می جنگیدند، ضعیف کند؛ اما عده ای هستند که به خاطر نگرانی از برگشت صدام نمی جنگیدند و مبارزه آنها جدی نبود و بعد از این جدی می شود.
عده ای هم نگران بودند که به عنوان حمایت از صدام آبرویشان برود که الان نگران نیستند.
مساله ، صدام نیست ، مساله ، خود عراق است. مساله ، استقلال عراق است که سربازان زیادی دارد.
مطمئنا راه مقاومت آسان تر شد؛ البته می توان از دریچه ای دیگر گفت کمی سخت تر شد.

hashemi4

اگر اخبار این روزها را شنیده باشید، فرماندهان امریکایی گفتند معدل حملات به آنان پیش از گرفتن صدام 35 حمله در هر روز بود که پس از گرفتن صدام به 20 حمله در روز رسیده بود که دوباره سیر صعودی پیدا کرد و الان به حدود 25 حمله در روز رسید و کم نشد.
تازه ، این اول کار است و مطمئنا در حال سازماندهی جدید هستند. پس مشکلات امریکایی ها در عراق به قوت خودش باقی است و این دادگاه هم بالاخره جهتدار خواهد بود.
درباره غرامت ، فکر می کنم الان وقت مناسبی نیست که این مساله را مطرح کنیم ، چون ممکن است داخل عراق و جاهای دیگر سوء استفاده شود.
خوشبختانه خود عراقی ها مطرح کردند و باید وقت مناسبش را پیدا کنیم.

درباره اعدام صدام هم نظرات متفاوتی مطرح شده است. بعضی کشورها ازجمله انگلیس مخالفت کردند.
آسان ترین مجازات برای صدام ، اعدام است که مشکلات ظاهری آن زود تمام می شود.
لابد دادگاه ها تصمیم می گیرند، چرا ما از پیش حرف بزنیم؛ خیلی هم منطقی نیست. کسانی که در دادگاه ها هستند، جرمها را می بینند و نظر می دهند. جنایات صدام خیلی جدی تر از یک اعدام است.

آیا زمانی که مسوول اداره جنگ بودید، چنین سرنوشتی را برای صدام پیش بینی می کردید؛
در آن مقطع فکر می کردیم خودمان در عراق آنقدر پیش می رویم و آن چنان ضربه ای به دولت عراق می زنیم که صدام نمی تواند ادامه دهد.
البته فکر نمی کردیم اسیر ما شود، ولی فکر می کردیم وقتی برای همه روشن شود که چقدر به کشورش خیانت کرده کارش مشکل می شود.
می دانستیم چقدر مقروض و گرفتار است. وقتی شکستش قطعی و حمایت های خارجی کمتر می شد، مردم عراق بیشتر می فهمیدند چه بر سرشان آمده است.
از نظر کلی و براساس فلسفه اسلامی تاریخ ، به طور قطع معتقد بودم سرنوشت صدام در دنیا بسیار شوم خواهد بود و آخرتش هم که خیلی خراب است.
از لحاظ مبانی دینی چنین چیزی برایم روشن بود. فقط می خواستیم به دست امریکایی ها نباشد.

اگر اجازه بفرمایید، وارد بحثهای داخلی شویم. روز جمعه ، 28 آذر آخرین روز ثبت نام نامزدهای نمایندگی مجلس بود.
بحمدالله استقبال هم به نسبت زیاد بود. چهره های فعال سیاسی هم شرکت کردند.
ممکن است به دلایلی از پیش بینی ابا داشته باشید، ولی خواهش می کنیم نظر خود را درخصوص میزان مشارکت مردم و آرایش نیروها بفرمایید.

همان طور که گفتید، پیش بینی آسان نیست.

البته تا به حال پیش بینی های شما دقیق بود.
الان شما به عنوان یک رسانه ، بیشتر در جریان اطلاعات و جزییات هستید.
چون مسوولیت شما این است ؛ ولی مجموعا این گونه به نظر می رسد که جریان هایی که تا به حال غالب می شدند، الان در آرای مردم اکثریت واقعی ندارند.
ضمنا با سرخوردن مردم از دو گروه افراطی در این بیست و چند سال و به خاطر ناکامی دو جریان ، توجه مردم بیش از افراد سیاسی به طرف نیروهای مستقل و کاردان رفت.
نمی دانم چقدر، ولی احساس می کنم چنین حالتی در مردم هست. ترکیب داوطلبان را هنوز {یکشنبه 30آذر} نمی دانم.
فقط چند نفر را می شناسم. باید به ترکیب نامزدها مخصوصا در شهرستان ها نگاه کنیم.
نامزدهای تهران که در مجلس زیاد نیستند. از 300 نفر شاید 40 یا 50 نفر از شهرهای بزرگ باشند که بیشتر آنها را می شناسیم.
الان آرای شهرهای کوچک در مجلس سرنوشت ساز است. اگر به صورت کلی حساب کنیم ، فکر می کنم مجلس مرکب از نیروهای مستقل و دو جریان موجود باشد.
احتمالا مجلس خوبی باشد. چون مردم دیگر کمتر به امواج و شعار رای می دهند. شاید در محیط خود افراد را واقعا انتخاب کنند.
وجدان مردم هم اگر به حال خودشان باشد، خوب و انتخابشان سالم است.

چقدر رای پیش بینی می کنید؛
نمی توان معین کرد؛ ولی فکر می کنم از استاندارد دنیا بهتر خواهد بود. الان نصاب دنیا بیش از 50 درصد انسان های دارای حق رای است.
اگر در ایران هم چنین باشد، نصاب خوبی است. فکر می کنم از این کمتر نباشد. اگر همین گونه که الان است پیش برود، خوب است.
مگر این که یک شوک مثبت یا منفی پیش بیاید که مردم نیایند. فکر می کنم درصد رایج دنیا را خواهیم داشت.

ولی تا به حال در هر انتخاباتی که در جمهوری اسلامی انجام شده (به دلیل ساخت اجتماعی و یا به هردلیل دیگری که با تعابیر معمول در جامعه شناسی سیاسی درباره ساختارهاو مدلهای هر کشور می توان گفت) مشارکت در انتخابات ما نسبت به استانداردهای بین المللی خیلی بهتر بوده.
به همین دلیل باید با سابقه خودمان مقایسه کنیم. مگر این که قبول کرده باشیم مدل جامعه ما عوض شده است.
بتدریج عوض می شود. ببینید در آخرین انتخاباتی که در دولت گذشته برای مجلس و ریاست جمهوری انجام دادم که 7-8سال می گذرد، تعداد آرا از این نصاب بالاتر نرفته و پایین تر آمده است.
جمعیت ما، زیاد، اما تعداد آرا کمتر شده. این مساله نشان می دهد که حالات سالهای اول انقلاب کم شده است ؛ ولی هنوز از سطح دنیا بالاتریم.
امیدواریم این دفعه با گذشته زیاد تفاوت نکنیم.

پس برای هیچ یک از جناحها اکثریت پیش بینی نمی کنید؛
در حال حاضر این گونه می بینیم. شاید اتفاق دیگری بیفتد.

ممکن است در عمل ، ائتلافی بین نیروهای کاری هر دو جناح به وجود آید؛ یعنی شاید حتی پس از انتخابات ، همدیگر را پیدا کنند و همکاری هایی داشته باشند.
ممکن است در مجلس آینده این اتفاق بیفتد. دور از تحقق نیست ، ولی نمی توان به صورت محکم گفت.

به نظر شما، مشارکت مردم در این انتخابات متاثر از وضعیت حزبی خواهد بود؛
احزاب بی تاثیر نیستند، اما درصد خواست مردمی قوی تر است. به هرحال ، ترکیبی از دو طرف خواهد بود.

شما مرجع بسیاری از رایزنی ها هستید. آیا احزاب مطرح کشور راجع به انتخابات با شما رایزنی داشته اند؛
یکی دو مورد هست که خودم هم عضو هستم ؛ مثلا در جامعه روحانیت عضو هستم که گاهگاهی در جلساتشان شرکت می کنم.
دیگران هم به خاطر ارتباطات شخصی ، از هر دو جریان می آیند و با هم حرف می زنیم و گاهی مشورت می کنند و گاهی اطلاع می دهند و گاهی برعکس ، من به آنها کمک می کنم.
با شورای نگهبان ، با نمایندگان مجلس و با وزارت کشور صبحت می کنیم ، ولی الان بیشتر وقت صرف می کنم تا آثار منفی مشاجرات را کم کنم ، که انتخابات سالم برگزار شود.

شخصیت شما همیشه فراجناحی بوده و هر جریانی از اندیشه های شما استفاده کرده ، بعدا خودش سود برده است.
آیا هنوز هم نمی توانید بگویید کدام حزب یا گروه به شما نزدیکتر است؛

به صورت رسمی عضو جامعه روحانیت مبارز هستم.

احزاب سیاسی چطور؛ مثلا مدلی مثل کارگزاران سازندگی که قبلا مشهور بود.
بیشتر افرادی که با من مشورت می کنند، معتدل و مستقل هستند. چند گروه هستند که مایلند مستقل باشند و خود را به عنوان نیروهای کاری مطرح کنند که کارهایشان با ذائقه من سازگارتر است ، ولی هر دو جریان از دوستان قدیم و حتی پیش از مبارزه هستند.
نمی توانیم از اینها منقطع باشیم. آنها هم نمی توانند.

جناب آقای هاشمی ، علت سکوت نسبی شما پس از انصراف از نمایندگی مجلس ششم چیست؛
بجز نقش پدرانه در پشت صحنه ، رسما در مسائل داخلی حضور نداشتید.
در افکار عمومی این سوال مطرح است که چرا آقای هاشمی سکوت اختیار کردند؛

دو سه دلیل دارد؛ یکی این که بعد از ریاست جمهوری ، از لحاظ نظری به اینجا رسیده بودم که میدان را قدری خالی کنیم تا نیروهای جوان با افکار جدید وارد صحنه شوند.
ذاتا قبول ندارم که افرادی مثل من کارگردان باشند، مگر این که مجبور باشیم.
در انتخابات گذشته مجلس ، تقریبا مرا مجبور کردند که وارد شدم. البته امیدوار بودم وقتی آمدم ، محوری برای جلوگیری از مشاجرات جدی باشم.
وقتی وارد شدم ، دیدم جبهه سومی باز می شود. چون حاضر نبودم یکی از دو جریان را به صورت مطلق برگزینم ، قطعا جناح سوم می شدم.
الان هم هر حرفی که زده می شود، پرونده جدیدی برایش باز می شود. این مساله مهم است و به خاطر آن در مسائل حساس ، خیلی صریح حرف نمی زنم ، چون مشاجراتی که در کشور است ، زهر بسیار بدی است.
خارجی ها هم به این مشاجرات خیلی امید بسته اند. البته اشتباه می کنند، ولی در عین حال فکر می کنند دریچه خوبی برای ورود اینها شده است.
هرچه بتوانیم مشاجرات را کم کنیم ، به کشور خدمت کرده ایم ، مطمئنم اگر بخواهم در این مسائل به صورت صریح اظهارنظر کنم ، جبهه جدیدی باز می شود.
منطقا مایل نیستم جبهه ها را در مشاجرات داخلی بیشتر کنم. باید سعی کنیم بیشتر از اتحاد باطنی ، در ظاهر، خود را متحد نشان دهیم.
گرچه اختلاف همیشه بوده و خواهد بود و عیبی هم ندارد. به هرحال ، برای پرهیز از این که من هم به التهاب جامعه کمک کنم ، در مسائلی حرف نمی زنم.

ادامه دارد
 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها