در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سهم کم موسیقی نواحی از رسانه
هر هنری تا تبلیغات و جایی برای معرفی خود نداشته باشد، نمیتواند به مردم معرفی شود، سرپرست گروه موسیقی لیان نیز با تایید این مطلب میگوید: «ارائه موسیقی نواحی فقط منوط به جشنواره موسیقی فجر شده که البته این مساله نیز طی سالهای گذشته ضعیف شده است.»
شریفیان میگوید: ما رسانه و تبلیغات نداریم و تنها جایی که میتوانیم کارمان را معرفی کنیم، جشنواره فجر است، این جشنواره هم اگر نخواهد به ما بها دهد موسیقی نواحی فراموش و روز به روز برای مردم غریبهتر میشود.
بیتوجهی مسوولان به موسیقی نواحی
شریفیان در ادامه صحبتهای خود به بیتوجهی مسوولان فرهنگی در خصوص موسیقی نواحی اشاره میکند و میگوید: علیرغم شعارهایی که داده شده، ما کماکان شاهد بیتوجهی مسوولان هستیم. مهمترین مشکل ما با مسوولان این است که شناختی نسبت به موسیقی بومی ایران ندارند، چرا که وقتی بحث موسیقی نواحی به میان میآید باید مدنظر داشته باشیم که این بخش از موسیقی، موسیقی صرف نیست یعنی یک بخشی از آن آیین مردم یک منطقه و نواحی ایران است که در قالب موسیقی معرفی میشود. یک بخش فرهنگ، تاریخ و زبان آن مردم است که ما فقط در موسیقیهای نواحی میتوانیم آنها را ببینیم.
وی ادامه میدهد: ما اگر به موسیقی با این دید نگاه کنیم، بیشتر متوجه اهمیت موسیقی نواحی میشویم. من معتقدم ما هم از جامعه فاصله گرفتیم و هم مخاطب را درک نمیکنیم.
این پژوهشگر موسیقی با اشاره به جشنواره موسیقی نواحی و کاربردی بودن آن در معرفی این ژانر از موسیقی میگوید: در طول تاریخ جشنوارهها، یکی از تخصصیترین جشنوارههایی که به موسیقی نواحی پرداخت، جشنواره موسیقی نواحی ایران بود که از ابتکارات استاد محمدرضا درویشی بود که با 6 دوره برگزاری به سمت کاربردی شدن پیش میرفت و در راه رسیدن به این نتیجه بود که متاسفانه لغو شد. به عقیده من حذف این قبیل جشنوارهها و حتی شبهای موسیقی ایران به ضرر موسیقی نواحی است که امیدوارم این بخش مهم موسیقی ما جایگاه خودش را بهدست آورد.
مخاطب نقش مهمی در حیات اثر هنری دارد. چون اوست که با انواع هنرها مواجه میشود و بسته به فضای موجود جذب آنها میشود، اما چیزی که شاید در موسیقی نواحی نادیده گرفته شده همین مخاطبان هستند. این گیرندگان هنر اصیل ایرانی به دلیل آشنا نبودن با انواع مختلف موسیقی بومی تمایل چندانی به شنیدن آن (البته در مقایسه با دیگر انواع موسیقی) ندارند. فواد توحیدی، پژوهشگر موسیقی کرمان در این زمینه میگوید: باید مردم را به واسطه برگزاری جشنوارهها با موسیقی نواحی آشتیدهیم.
خالق مجموعه «کویرانه» مسیر موسیقی نواحی را رو به زوال میداند و میگوید: من مطمئن هستم با این روند 20 سال دیگر موسیقی خراسان یا بوشهر را باید در موزهها جستجو کنیم، چرا که در شرایط کنونی همه به سمت موسیقی پاپ و جاز میروند که البته این گرایش در روستاها نیز دیده میشود.
وی ادامه میدهد: این شرایط به خاطر اختلاف در آمد نوازندههای محلی و پاپ به وجود آمده به طوری که یک نوازنده کیبورد با اجرایش400 هزار تومان دستمزد میگیرد و یک نوازنده سرنا 80 هزار تومان. با این روند آن سرنا نواز سازش را کنار میگذارد و میرود سراغ سازهای اینچنینی که درآمد بیشتری داشته باشد.
گمنامی راویان موسیقی نواحی
در نقاط دور و نزدیک هنرمندانی هستند که در کنج خانههای روستایی خود با دمیدن یا زخمه زدن بر سازهای خود، بخشی از فرهنگ بومی خود را در قالب موسیقی روایت میکنند، ولی خیلیها آنها را نمیشناسند؛ آنها که راویان هنر گذشتگان خود هستند.
هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی معتقد است: این بزرگان و پیشکسوتان موسیقی نواحی بدون اینکه بدرستی به جامعه شناخته شوند از دنیا میروند و تمام گنجینههای هنری و نغمات گذشته را که در سینه دارند با خود دفن میکنند، این هنرمندان نه تنها گمنام و ناشناخته میمانند، بلکه حتی بزرگداشتی نیز برایشان گرفته نمیشود.
وی ادامه میدهد: در طول این سالها صدمات فراوانی به موسیقی نواحی و مناطق خورده است که از آن جمله میتوان به اجرای گروهی بخشیهای ترکمن اشاره کرد. ما در موسیقی ترکمنها و ترکهای خراسان آدمهایی به نام بخشی داشتیم که انتقالدهنده تمام معانی معنوی یک فرهنگ بودند و باید تکنفره برنامه اجرا میکردند تا محفوظات معنویشان از جمله تعصب، حماسه، غیرت و پایداری (که برگرفته از یک فرهنگ غنی بود) را به مردم ارائه میکردند، اما متاسفانه بدعتی گذاشته شده که آنها به صورت گروهی برنامه اجرا کنند و این خود تبدیل به معضل بزرگی شده؛ چرا که با این طرح و با ایجاد گروههای متعدد نوازندگانی که تنها قادر به ساز زدن هستند و نمیتوانند راوی این فرهنگ اصیل باشند، به روی صحنه میآیند.
جشنوارهها و مشکل موسیقی نواحی
یکی از اشکالات اساسی در زمینه موسیقی نواحی راهاندازی مقطعی جشنوارههای مختلف از جمله ذکر و ذاکرین، مقاومت، نواحی و... است که به واسطه برگزاری آنها گروههای متعددی شکل گرفتند تا بتوانند برنامه خود را صحنهای کنند، اما به یکدفعه تمامی این جشنوارهها تعطیل و این همه گروه بلاتکلیف شدند.
جاوید در این خصوص میگوید: این گروهها در حال حاضر برای خود معضلی شدهاند؛ چرا که اینها دیگر جایی برای ارائه هنر و امرار معاش از این طریق ندارند. تمامی جشنوارهها حذف شدهاند و این در حالی است که گروههای موسیقی نواحی بهامید آنها کار میکنند و بر تعداد گروههای خود میافزایند.
این پژوهشگر معتقد است: باید در این زمینه برنامهریزی دقیقی صورت گیرد. برنامهریزی مدیریتی که تا به حال وجود خارجی نداشته است.
وی یکی از صدمات وارده به موسیقی را توجه به موسیقی غرب و ارکسترال میداند و میگوید: من وجود موسیقی ارکسترال و ارکستر سمفونیکها را رد نمیکنم، ولی موسیقی مناطق، نواحی و اصیل ایرانی میراث ماست که ما میتوانیم با آن ارتباط قویتر برقرار کنیم. اگر ما قصد داریم به سمت استقلال هنری در زمینه موسیقی برویم، باید به موسیقی و نواحی خودمان توجه کنیم وگرنه توجه به هر نوع موسیقی دیگری یک جور جفا به هنر و هنرمند است. هرچند در این بین باید نیاز جامعه نیز در نظر گرفته شود.
نوای موسیقی بومی با سازهای الکترونیک
یکی دیگر از معضلاتی که موسیقی بومی و مقامی ما با آن روبهروست گرایش هنرمندان روستایی به سازهای الکترونیک است که به گفته جاوید این تنها معضل نیست، بلکه معضل بزرگتر اجرای آثار گذشتگان موسیقی نواحی با این سازهاست که این خود برنامهریزی فرهنگی را برای مسوولان مشخص میکند، این مساله بخوبی نشان میدهد این جوان هنرمند در ذات خود پیرو فرهنگ خودش است، ولی به دلیل کمکاری مسوولان و عدم برنامهریزی دقیق به جای اینکه به ساز پدرش روی بیاورد، به ساز فرهنگی دیگر روی آورده است.
امیرسعید بورنگ / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: