گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

شرارت جدید تروریست‌ها

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «کابوهای وحشی!»،«احزاب و لزوم پذیرش دعوت به مناظره»،«شرارت جدید تروریست‌ها»،«شناخت حامیان ترور»،«وحدت مردم بیشتر خواهد شد»،«وصله ناجور بر لباس زیبای سیستان و بلوچستان»،«سپاه پاسداران خار چشم دشمنان اسلام»،«آمارهایی از جنس باد»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۴۰۲۶۲

کیهان:کابوهای وحشی!

«کابوهای وحشی!»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن می‌خوانید؛حادثه تروریستی مسجد جامع شهرستان زاهدان که پنج شنبه شب گذشته رخ داد و حمله ناجوانمردانه و بزدلانه به مردم بی گناه و بی سلاح، قبل از هر چیز نشانه عجز و ناتوانی آمریکا و متحدانش و خشم مشترک آنها از مردم و نظام جمهوری اسلامی است که بخصوص در هفده، هجده ماه گذشته هر چه نقشه کشیدند نقش بر آب شد و در تمامی بزنگاه ها علی رغم به صحنه آوردن همه پتانسیل خود و به کار بستن انواع دسیسه ها و لطایف الحیل ناکام مانده بودند.

بعد از این حادثه خونین که منجر به شهادت 27 تن و مجروح شدن بیش از 300 نفر از هموطنانمان شد گروهک تروریستی موسوم به جندالله - جندالشیطان- مسئولیت این حمله تروریستی را پذیرفت اما درباره علت این اقدام و پشت پرده آن گفتنی هایی هست که با واکاوی و رصد اتفاقات گذشته در ماه های پیش بهتر قابل درک خواهد بود.

1- گروهک تروریستی جندالشیطان از سال 82 جنایات متعددی را در کارنامه خود به ثبت رسانده است و بارها با اقدامات تروریستی و سبعانه مردم بی گناه و برخی از مسئولان نظام را به شهادت رسانده است اما اسفند ماه سال گذشته سرکرده این گروهک تروریستی - عبدالمالک ریگی- توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) در آسمان ایران شکار شد و این مسئله ضربه سهمگینی برای تروریست ها بود.
عبدالمالک ریگی در اسفند ماه سال 88 طی اعترافاتی حامیان اصلی و پشت پرده «تروریسم» را فاش نمود.

اگر خاطرتان باشد، ریگی در بخشی از اعترافات خود با اشاره به ملاقاتش با مقامات آمریکایی در دوبی خاطرنشان می کند که یکی از عوامل بلندپایه سیا -CIA- به وی گفته است حمله نظامی به ایران مشکل است و سیا روی عملیات تروریستی گروهک ریگی حساب باز کرده اند و آماده اند هر نوع کمکی به آنها بکنند!

سرکرده گروهک تروریستی جندالشیطان علاوه بر اعتراف به این که سیا حامی مالی این گروهک تروریستی بوده اضافه می کند که سیا آموزش های نظامی و امنیتی از جمله آموزش شنود تلفنی، رایانه و روش های چگونگی به کارگیری ابزار و فن آوری لازم در سطوح وسیع را به گروهک جندالله تعلیم می داده است.

از سوی دیگر؛ پس از اعدام عبدالمالک ریگی در ماه گذشته که 79 اقدام جنایتکارانه او احراز گشت یک آرامش تاریخی در منطقه شرق کشور ایجاد شد و موجی از خرسندی و شادی در میان مردم سیستان و بلوچستان بوجود آمد.

بنابراین توان اطلاعاتی نظام جمهوری اسلامی در دستگیری عبدالمالک ریگی، اعترافات بی پرده، مستند و غیرقابل انکار وی درباره حامیان اصلی اقدامات تروریستی در منطقه و همچنین نقش مستقیم واشنگتن در ساماندهی فعالیت های گروهک جندالله(!) بیانگر این مطلب است که هر چند ته مانده های گروهک از هم پاشیده شده ریگی حادثه تروریستی اخیر را پذیرفته اند اما مسببان و عوامل اصلی این حادثه اربابان آمریکایی آنها هستند.

طرح این مسئله که علت این حادثه تروریستی انتقام از جمهوری اسلامی ایران بخاطر به دارآویختن عبدالمالک ریگی بوده است تنها می تواند بیان یکی از علت ها باشد اما علت العلل اصلی را باید در ناکامی ائتلاف دشمنان نشان دار نظام دانست که در فتنه سال گذشته از مردم سیلی و تودهنی محکمی دریافت کردند.

جالب اینجاست که تلویزیون بی بی سی که نقش فعالی در فتنه پس از انتخابات در سال گذشته داشت این بار مأموریت یافته بود تا خبر انفجارهای تروریستی زاهدان را بصورتی ویژه درصدر اخبار خود بازتاب دهد و به مخاطب اینگونه القاء نماید که این اقدام تنها بخاطر اعدام ریگی بوده است.

2- البته علت دیگری که باعث شده تا آمریکایی ها و دشمنان تابلودار نظام از طریق ته مانده های گروهک تروریستی ریگی این اقدام ددمنشانه را ساماندهی کنند شکاف در اتحاد و همبستگی مردم مسلمان کشورمان است چرا که در تمامی ماه های گذشته آنچه که بیش از همه گزینه ها مورد توجه دشمنان بود رخنه در وحدت و همدلی آحاد ملت ایران بود.

بنابراین از 22 خرداد 88 به انواع شگردها و شیوه ها برای تضعیف ساختار نظام و شکستن وحدت مردم روی آوردند اما نتیجه خروجی معکوس داشت و باعث شد که در 9 دی و 22 بهمن 88 مردم منسجم تر از گذشته و فارغ از هرگونه سلایق سیاسی اتحاد بی نظیر خودشان را در حمایت از نظام جمهوری اسلامی و رهبری آن به نمایش بگذارند و مدیریت بیرونی فتنه که امید زیادی به ائتلاف سلطنت طلب ها، سکولارها، بهایی ها، گروهکی ها، تروریست ها و... بسته بود از هیچیک از اقدامات خود طرفی نبست.

البته این که آمریکایی ها و معاندین نظام جمهوری اسلامی از گذشته درس عبرت نمی گیرند جای تعجب و شگفتی نیست، زیرا این عبرت نگرفتن ها در تمامی سه دهه قبل و بخصوص حوادث و وقایع سال پیش با خوی زیاده خواهی و افزون طلبی و طینت قلدرمآبانه آنها ارتباطی تنگاتنگ و درهم تنیده دارد و ترور و غارت و تخریب، خروجی طبیعی ماهیت استکباری آنهاست.

3- آمریکایی ها با ساماندهی این اقدام تروریستی نشان دادند که مشی آنها به مانند گذشته وادار کردن عوامل تروریست به عملیاتی است که علیه مردم عادی برنامه ریزی شده است.

این بدان معناست که آنها می خواهند به طور مستقیم از عموم مردم انتقام بگیرند آن هم با یک عملیات انتحاری و نه عملیات اطلاعاتی. هرچند آنها دریافته اند که قدرت اصلی جمهوری اسلامی ایران عقبه مردمی و حمایت همه جانبه افکار عمومی از نظام خودشان است و از همین روی مستقیما مردم بی گناه و بی سلاح را نشانه رفته اند اما به نظر می رسد نمی خواهند بفهمند که اینگونه اقدامات رذیلانه عزم مردم را در حمایت از حکومت شان جدی تر و مصمم تر می نماید.

نگاهی گذرا به 30 سال گذشته تاریخ انقلاب اسلامی گواهی است بر این که هر بار آمریکایی ها و جریان استکبار به اقدامات عجزآلود تروریستی روی آوردند ایمان و عزم آحاد ملت ایران در ادامه دادن راه خود چند برابر گشته است.

طرفه آن که پس از حادثه تروریستی اخیر در مسجد جامع زاهدان مقامات آمریکایی و از جمله هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه این کشور اقدام تروریست ها را محکوم کردند تا به خیال خودشان هرگونه تصوری در دخالت داشتن خودشان را پیشاپیش از میان برده باشند اما هر ذهن سیاسی که وقایع چند ماه گذشته را دنبال و پیگیری کرده باشد رد پای کابوها را آشکارا و به عیان می بیند. آمریکایی ها و یکی دو کشور غربی دیگر پس از انتخابات سال گذشته ایران سعی داشتند به جهت زیر سؤال بردن مشروعیت نظام، «حقیقت انتخابات» را ترور نمایند اما در نهایت چشمان حقیقت بین آحاد ملت پرسوتر از گذشته فریب سیمای بزک کرده آنها را نخورد و اکنون به ترور فیزیکی مردم حقیقت بین و بابصیرت روی آورده اند!

4- دشمنان نظام جمهوری اسلامی در ماه های گذشته چند بار طعم «شکست اطلاعاتی» را چشیدند که نمونه اخیر آن بازگشت شهرام امیری پژوهشگر دانشگاه مالک اشتر به ایران اسلامی است که 14 ماه پیش آمریکایی ها او را ربوده بودند ولی سرانجام پس از یک رسوایی اطلاعاتی نتوانستند از این ربایش بهره مند شوند و امروز آنچنان که رسانه های غربی تأکید دارند مسئله شهرام امیری به دردسر تازه ای برای سازمان جاسوسی و اطلاعاتی آمریکا تبدیل شده است.

5- بالاخره باید گفت آنچه مشخص است این است که آمریکایی ها و جریان استکبار در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران در کارزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی، هسته ای، فرهنگی، دیپلماسی و حقوق بشر مستأصل و سردرگم شده اند.

در ساحت سیاست توانمندی و اقتدار ایران بیش از گذشته افزایش یافته است تا جایی که منابع رسانه ای غربی و صهیونیستی به این مسئله اعتراف دارند و تصریح می کنند که ایران قدرت برتر در منطقه است.

از میان حجم انبوهی از کدها و نمونه ها در این باره، سخنان بنیامین نتانیاهو در شورای روابط خارجی آمریکا که در منابع مختلف بازنشر یافت قابل تأمل است. این مقام صهیونیستی با نگرانی از اینکه ایران در همه جا صاحب نفوذ است ایران را قدرت بزرگ منطقه یاد کرد.

یا در ساحت اقتصادی علیرغم صدور قطعنامه تحریمی 1929 و به دنبال آن اعمال تحریم های به اصطلاح شدید بر ضد ایران از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا، همین چهار روز پیش بود که روزنامه فایننشال تایمز طی مطلبی تحلیلی و براساس نمودارهای مختلف آماری تأکید کرد که تحریم ها هیچ صدمه ای به اقتصاد ایران نزده و نمی زند.

در عرصه دیپلماسی و هسته ای نیز آنچه که امروز ترجیع بند همه تحلیل های رسانه های غربی است اعتراف به این واقعیت است که طرح منزوی شدن ایران امکان ندارد. ضمن آنکه بیانیه سه جانبه تهران و حمایت 120 کشور غیر متعهد از برنامه هسته ای کشورمان باعث شده تا افکار عمومی دنیا ذره ای تردید نداشته باشد که پرونده سازی علیه فعالیت هسته ای ایران سیاسی است و مشکل فنی و حقوقی در این زمینه وجود ندارد. چرا که شورای امنیت در برابر تعامل ایران، گزینه تقابل را برگزید و بدون هیچ مبنای حقوقی قطعنامه 1929 را صادر کرد.

خلاصه آنکه این اقدام تروریستی آمریکایی ها تنها عجز و ناتوانی آنها را در برابر مردم ایران به اثبات رساند و این در حالی است که همانطور که رهبر بصیر و خبیر انقلاب هفته گذشته در دیدار فرماندهان سپاه تأکید داشتند، پختگی سیاسی و مجرب شدن مردم از واقعیات ایران است و در این حادثه هم دشمنان نمی توانند فتنه تفرقه مذهبی را شعله ور نمایند.

مردم سالاری:احزاب و لزوم پذیرش دعوت به مناظره

«احزاب و لزوم پذیرش دعوت به مناظره»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن می‌خوانید؛«حیرت آور» و«باور نکردنی» از جمله توصیفاتی است که می توان برای وضعیت امروز احزاب  سیاسی فعال در عرصه حیات سیاسی،  اجتماعی و فرهنگی کشورمان به کار برد.حیرت آور از آن جهت که گروه های داعیه دار احقاق حقوق سیاسی مردم و تامین کنندگان و تضمین کنندگان مشارکت و حضور عینی مردم به عنوان مهمترین و بزرگترین پشتوانه ایجاد، حفظ و نگهداری پایگاه مردمی انقلا ب  اسلا می ایران و حکومت بر خاسته از آن یعنی جمهوری اسلا می ایران با جایگاه برجسته  در اصلی ترین و مهمترین سند هویتی نظام یعنی قانون اساسی جمهوری اسلا می ایران از سوی بالا ترین مقام اجرایی کشور یعنی رئیس جمهور که وفق اصل 113 قانون اساسی مسوولیت اجرای قانون اساسی به او سپرده شده است مورد انکار قرار می گیرند و وجودشان به تعبیری زائد اعلا م می شود!!
به نظر نگارنده که بیشتر اگر صبغه ای دارد صبغه فرهنگی است تا سیاسی این رویداد و این اظهار نظر و اعلا م دیدگاه از سوی رئیس جمهور محترم را اگر نگویم  مهمترین رویداد   تاریخ انقلا ب است به جرات می توانم بگویم مهمترین رویداد انتخاب دهم ریاست جمهوری است.

چنانچه  عمل و اعمال حزبی مورد نقد و شکایت و تدقیق قرار گیرند و این بررسی ها با نقاط و قوتی همراه باشند نه تنها مشکلی نیست، بلکه زمینه رشد و ارتقای آنها را فراهم میآورد اما این که ذات پدیده حزبی در یک نظام مبتنی بر سیستم پارلمانی و متکی به آرای مردم نه تنها مورد هجوم که مورد انکار قرار گیرند آن هم نه در محافل غیرمسوول و در بین محفل نشینان حرفه ای، که توسط بالا ترین مقام مسوول اجرایی کشور که صرف نظر از افرادی که در این مقام قرار می گیرند، ذات این مقام یکی از بزرگترین، والا ترین و محوری ترین آرمان های یک ملت شجاع، با فرهنگ و با   تمدن و دستآوردی غرورآفرین و تاریخ ساز است، جای حیرت، آن هم حیرتی مبهوت کننده است.

تعجب که بازخورد برخی احزاب نسبت به چنین رویدادی، بازخوردی مناسب «خورد» نبود و آن نگرانی ای که باید برمی انگیخت! نینگیخت هرچند انصافا برخی احزاب هم، محترمانه ترین، اما مناسب ترین باز خورد را بروز دادند، از جمله دبیر کل حزب مردم سالا ری که رئیس جمهور محترم را به مناظره دعوت کرد. از سایر احزاب و شخصیت های دلسوز به نظام، انقلا ب، امام (ره) و رهبری انتظار است به تبیین عمیق و پیش بینی نتایج چنین نگرش هائی اهتمام ورزند، به قول حافظ

طبیب عشق، مسیحا دم است و، مشفق، لیک
چو «درد» در تو نبیند، که را «دوا» بکند؟!

یا به قول استاد ابوالقاسم حسینجانی در مجموعه «جرات تازگی»: هرجا که درد درخوری را نتوانیم در یافت کرد، درمان به درد رنجوری را هم هرگز نمی توانیم سراغ گرفت.
آه،ببخشید درد در من اوج گرفت و ابتدای سخنم از یاد رفت!

آغاز سخنم «حیرت آور» و «باورنکردنی» بود، اما چرا «باور نکردنی»؟
به این دلیل که در همین وضعیت «حیرت آور» نیز چنان حرکات مثبتی از احزاب شکل گرفته است که اثر وجودی و دست آوردهای مدنی آنرا به یک ماجرای باورنکردنی تبدیل کرده است.مردم، همانها که امام(ره) آنها را صاحب واقعی انقلا ب نامید، در پی نیاز به یافتن یک پایگاه مطمئن برای گرفتن ابتدائی ترین حقوق خود، در احزاب که گردهم میآیند و با سازماندهی مبتنی بر قانون، شوری می آفرینند که توطئه دشمنان انقلا ب را نقش بر آب می کند، حضور چهل میلیونی مردم در پای صندوق های رای در خرداد سال گذشته با تحلیل و تفسیر و تحقیق هر ناظر و محقق بی طرف، از جمله ثمره های وجود احزاب و یکی ازدست آورد های حضور همه جانبه و فراگیر احزاب بود.

ایجاد امید، نشاط و حضور آرمان گرایانه در صحنه های مختلف فرهنگی،اجتماعی، سیاسی نتیجه وجود احزاب بوده و هست. البته بسیاری از منکران احزاب خودشان هم حزبی عمل می کنند و بخشی از موفقیت های خویش را قطعا مرهون احزاب هستند لذا باورکردنی نیست که با چنین واقعیاتی بذر ناباوری نسبت به اصل بیست وششم قانون اساسی را کشت کنیم.

هیچکس مخالف ارزیابی نیست، هیچکس مخالف نقد عمل حزبی نیست و هیچکس مدعی بی عیب ونقص بودن حرکت احزاب نیست،همچنان که هیچکس نمی تواند مدعی بی عیب و نقص بودن حرکت سطوح مختلف مدیریت در کشور باشد، آنچه مهم است و مورد نظر، این که ذات وجود احزاب به عنوان مظهری از مظاهر متعدد قانون اساسی نه تنها پذیرفته شود، بلکه حمایت شود، تقویت شود و امور سیاسی کشور برای مصون ماندن از سلیقه ها به احزاب سپرده شود،که هم دستاوردی بشری است و هم با هیچ یک از مبانی و معتقدات ما مغایرت ندارد، نفی وجود آنها فردایی امید بخش را نوید نمی دهد، به قول استاد حسینجانی «هرچند که رخ و رخدادها-همه- رفتنی است;اما هیچ کس هم نیست که نداند دنباله ها و دستاوردهای آنها ماندنی است!»به هر حال امیدوارم مناظره پیشنهادی دبیر کل حزب مردم سالا ری پذیرفته شود تا حقایق بیشتری از استدلا ل ها روشن شود. به ویژه آن که قر ار بود پس از انتخابات خرداد 88 مناظره های جدی (و نه صوری) تداوم یابد.

رسالت:شرارت جدید تروریست‌ها

«شرارت جدید تروریست‌ها»عنوان سرمقاله‌ی‌ روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در ان می‌خوانید؛جنایت تروریستی بقایای گروهک ریگی در زاهدان که منجر به شهید و مجروح شدن306  نفر از هموطنانمان شد، ایران را یک پارچه عزادار کرد. قربانیان این حادثه دهشت انگیز که برای خواندن دعای کمیل در شب میلاد ابالفضل العباس(ع) به  مسجد جامع  شهر زاهدان رفته بودند هیچ یک نظامی نبودند و در بین آنان زنان و کودکان کم سن و سال نیز به چشم می خورد. این اقدام ددمنشانه بار دیگر نقاب از چهره سفاک تروریسم و محرکان و مسببان اصلی آن در آن سوی مرزها برداشت و قلب میلیون ها ایرانی را عزادار کرد. در بررسی صورت ظاهری و زیر پوستی این جنایت وحشیانه شایسته است نسبت به چند نکته امعان نظر نمود.

1 - در نقشه جغرافیای پراکندگی عملیات تروریستی در جهان، جمهوری اسلامی ایران در زمره یکی از اصلی ترین قربانیان تروریسم قرار دارد. در این نقشه پاکستان، افغانستان و عراق به عنوان کانون های مولد تروریسم در خاورمیانه بسیار پر رنگ تر از ایران مشخص شده اند.
موضوع اساسی در تروریسم “اعمال خشونت” آشکار است که با شیوه های غیرقانونی و برای دستیابی به هدفهای سیاسی صورت می گیرد. هدف از اعمال تروریستی ایجاد اغتشاش در نظم عمومی و تخریب ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. در واقع کشتار و اعمال خشونت بدون در نظر گرفتن تمایز افراد در حیطه تروریسم قرار می گیرد.
پدیده شوم تروریسم در منطقه خاورمیانه همزاد میلیتاریسم و لشگرکشی ایالات متحده آمریکا به عراق و افغانستان پس از حوادث یازدهم سپتامبر است. در گزارشی که جرج تنت رئیس اسبق سازمان سیا در24  فوریه 2004  به کمیسیون اطلاعات سنا ارائه کرد، نکات جالبی در همین زمینه به چشم می خورد.

الف- حمله آمریکا به افغانستان و بیرون کردن طالبان از آن کشور و به دنبال آن پراکنده شدن سازمان القاعده موجب شده است که گروه های بی شماری به شکل مستقل و خودکفا در سایر نقاط جهان و بخصوص در کشورهای اسلامی با رهبری معنوی القاعده به وجود آیند.

ب- تشکل های تازه تاسیس با انگیزه های بسیار قوی و به شکل بسیار انتقام جویانه به میدان آمده اند و کشورهای اشغال شده زمینه مناسبی را برای آنها بعد از حمله آمریکا فراهم آورده است.

ج- وارد ساختن ضربه به رهبری القاعده و مخصوصا بن لادن موجب شده رهبری های جدید در راس تشکلهای پراکنده به وجود آید و...
حادثه تروریستی پنج شنبه شب زاهدان که موجب تالم عمومی ملت ایران شد مصداق اقدامات سبعانه یکی از همین گروههایی است که بر اثر لشگرکشی آمریکایی ها به منطقه خاورمیانه وحمایت های  بی شائبه آنها به وجود آمده اند. در واقع هر چند هیلاری کلینتون بلافاصله انفجارهای زاهدان را محکوم کرد اما مسئولیت اصلی این دست حوادث تروریستی به طور مستقیم متوجه دولت آمریکاست و جمهوری اسلامی حق شکایت در مجامع بین المللی را برای خود محفوظ می داند. سازمان های جاسوسی در آمریکا و برخی از کشورهای منطقه طی چند سال اخیر هزینه زیادی برای تخمگذاری تروریسم و فتنه در بستر اختلافات فرقه ای و مذهبی با تحریک ایادی مزدور و سرسپرده صورت داده اند که مسلما تاوان این اشتباه خطرناک خود را باید بپردازند.

نکته قابل تامل اینکه این حادثه درست در زمانی رخ می دهد که دستگاه اطلاعاتی آمریکا در قضیه بازگشت شهرام امیری با یک افتضاح امنیتی و اطلاعاتی روبرو شده است و  سی آی ایبرای پوشاندن این واترگیت امنیتی و انحراف افکار عمومی دست به چنین اقدام وحشیانه ای می زند.

2 - دستگیری و اعدام عبدالمالک ریگی سردسته گروهک شرور “جندالله” (بخوانید جند الشیطان)  موجی از امنیت و ثبات را در منطقه سیستان و بلوچستان به همراه آورد و مایه آسودگی خاطر مردم شد. اما حادثه اخیر نشان داد که استکبار جهانی دست به بازتولید تروریسم در بقایای این گروهک تروریستی زده و در اقدامی انتقام جویانه عده ای از مردم بی گناه را به خاک و خون کشید.

واقعیت این است که چشم فتنه ریگی کور شده است اما ریشه آن هنوز در نیامده است. ریشه این تروریسم حضور چکمه داران آمریکایی در منطقه است. تا زمانی که انقلاب نفس می کشد دشمنی وجود دارد و تا زمانی که آمریکایی ها در منطقه خاورمیانه لنگر انداخته اند دست از بازتولید تروریسم به انحای مختلف بر نخواهند داشت. منابع درآمدی گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی بنا بر اعترافات خودش و برادرش و همچنین هزینه های سفرهای وی، سیستم های ماهواره ای، تجهیزات نظامی تامین مربی و استاد برای آموزش، ایجاد پایگاه و دفاتر در دبی، امارات، لندن و آمریکا، ماهواره های خبری و پوشش های ماهواره ای ، گوشی های ماهواره ای و شارژ آنها به دلار رایگان و سایر امکانات مستقیما از آمریکا تامین می شد. چگونه ممکن است آمریکا این مولود  نامشروع خود را که به تازگی یتیم شده است، به سادگی رها کند. بر این اساس شایسته است دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی کشور اهتمام مضاعفی در رصد این دست تحرکات دشمن داشته و تلاش کنند از وقوع حوادث مشابه جلوگیری شود.

3 - شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان قرن ها در کنار هم زندگی کردهاند و مسلما این حرکات مذبوحانه تاثیری در وحدت آنها نخواهد داشت. از زمان نادر شاه افشار تلاش دولت و ملت در ایران وحدت شیعه و سنی و پرهیز از اختلاف افکنی و تفرقه بوده است. پس از صفویه بدین سو هیچ جنگ مذهبی در ایران رخ نداده است و شیعیان و اهل تسنن قرن های متمادی در کنار هم و به شکل مسالمت آمیز زندگی کرده اند.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تلاش های گسترده ای توسط امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای برای اتحاد کلمه مسلمین اعم از شیعه و سنی صورت گرفته و  علی رغم محوریت تشیع در کشور از هر گونه عامل شائبه برانگیزی که جنبه تفرقه برانگیزی داشته باشد پرهیز شده است.

البته تا زمانی که شیعه و سنی وجود دارند نمی توان منکر دامنه ای از اختلاف نظر ها و مباحثات فکری و نظری بین آنها شد اما به لحاظ سیاسی و اجتماعی تجربه چند قرن اخیر نشان داده است شیعیان و اهل تسنن زندگی عاری از تفرقه و خشونتی می توانند با هم داشته باشند. این درست بر خلاف کاتولیک ها و پروتستان ها در دین مسیحیت است که سابقه جنگ های مذهبی در مقاطع مختلف تاریخی بایکدیگر را دارند.

محصول تنازعات مذهبی مسیحیان در طول تاریخ پاککردن صورت مسئله و حذف دین از عرصه اجتماع و سیاست بوده است. اما تجربه انقلاب اسلامی در ایران نشان داده است که اساسا نقش آفرینی دین در جامعه به خودی خود می تواند یکی از عوامل اصلی وحدت بین شیعیان و برادران اهل سنت باشد.                                               

تهران امروز:شناخت حامیان ترور

«شناخت حامیان ترور»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می‌خوانید؛در پی انفجار انتحاری در مسجد جامع زاهدان و در مراسم جشن میلاد حضرت سیدالشهدا(ع) و حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) ده‌ها نفر شهید و مجروح شدند. این جنایت هنگامی رخ می‌دهد که سرکرده گروهک جندالله، اعدام شده بود و بازماندگان این گروهک تهدید کرده بودند که در برابر اعدام سرکرده‌شان دست به مقابله‌به‌مثل خواهند زد.

در ریشه‌یابی گروهک‌های تروریستی افراطی همچون القاعده، طالبان، جندالله و... بررسی‌های بسیاری نشان می‌دهد که نطفه این گروهک‌های افراطی از سوی سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا (C.I.A) و سایر سازمان‌های اطلاعاتی نظامی ایالات‌متحده و کشورهای همپیمان آن در منطقه شکل گرفته است.

اکنون این موضوع واقعیتی غیرقابل انکار است که گروهک‌هایی همچون القاعده و طالبان افغانستان با پشتیبانی‌های مالی، تجهیزاتی، ارتباطی و آموزش‌های نیروها توسط کادرهایی قابل اطمینان که در پایگاه‌های سیا (C.I.A) آموزش دیده‌اند، شکل گرفته، گسترش یافته و فعالیت‌های خود را آغاز کرده‌اند.

در وابستگی گروهک جندالله (گروه عبدالمالک ریگی) به گروهک‌هایی همچون طالبان افغانستان و القاعده تردیدی نیست، اما فراتر از آن گروهک ریگی پیوندهای بسیار استواری با افسران اطلاعاتی C.I.A مستقر در افغانستان، پاکستان و برخی دیگر از کشورهای منطقه داشته‌اند.

آمریکا در جریان تقابل و تخاصم خود با ایران اسلامی از تمامی امکاناتی که می‌توانست و می‌تواند، بهره گرفته و می‌گیرد. در طرح‌های آمریکا ناامن‌سازی مرزها یکی از پارامترهای مهم و اساسی است، چرا که بخش عمده‌ای از توان و نیروهای ایران را صرف مقابله با تهدیدهای بالقوه یا بالفعل در مرزها می‌سازد.

توجه به شیوه رفتار تروریست‌ها، نکات مهمی را باز می‌نمایاند. ترور افراد غیرنظامی در جریان جشن میلاد حضرت سیدالشهدا(ع) بیانگر اراده معطوف به اختلاف و دشمنی میان شیعه و سنی نیز هست.

تمام طراحی‌های تروریستی صورت گرفته با هدف نوعی جنگ فرسایشی صورت می‌گیرد که بخش‌هایی از اتباع جمهوری اسلامی ایران را از بدنه ملت جدا می‌سازد.

در واقع اینگونه عملیات تروریستی معطوف به افزایش فشار بر ایران است و نتایج خاصی از آن انتظار می‌رود.

1 - تحت تاثیر قرار دادن ایران. بدین معنی که حمایت و پشتیبانی ایران از جنبش‌های آزادیخواه و استقلال‌طلب همچون «حماس» با هزینه‌هایی همچون تحرکات ایذایی گروهک‌های تروریستی وابسته به حامیان پرقدرت غربی‌شان، روبه‌رو خواهد شد.

2 - پیش بردن یک نبرد فرسایشی علیه ایران و نمایاندن این تصور که امنیت و آرامش – دستکم در مناطق مرزی کشور – وجود ندارد.

3 - بهره‌گیری تبلیغاتی و رسانه‌ای از ماجراجویی‌های تروریستی به نفع سناریوهایی که در آن ایده مرکزی این تبلیغات یعنی: «تقابل دولت و ملت» تقویت شود.

4 - ترورهایی از این دست، هزینه عملیات مستقیم را برای دشمنان ایران کاهش می‌دهد. در واقع گروهک‌های تروریستی نقش پیاده‌نظام و ستون پنجم را برای دشمنان کشور ایفا می‌کنند؛ همان‌گونه که گروهک منافقین چنین خدماتی را به رژیم صدام‌حسین ارائه می‌داد.

اما از سوی دیگر دولت و به‌ویژه سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی، تکاپویی سخت را در پیش‌رو دارند. به موازات شناسایی و دستگیری عوامل تروریست و چه بسا بسیار بیش از آن، باید ارتباط و روابط انسانی در منطقه‌های مورد تهدید میان مسئولان و مردم افزایش یابد. بر مفاهیم وطن، کشور، ملت، دین اسلام، وحدت برادری تاکید بیشتر ‌شود، همچنین سطح خدمات رفاهی و عمرانی باید افزایش یابد. تقویت عالمان دینی سنی که دیدگاه مطلوبی به جمهوری اسلامی ایران دارند، ضروری است و فتاوای آنها علیه گروهک‌های تروریستی می‌تواند تا حد مطلوبی کارساز باشد.

و سخن آخر اینکه: چنین حادثه‌ای از پیش قابل پیش‌بینی بود و به نظر می‌رسد عدم برخی سهل‌انگاری‌ها و کاستی‌ها در تدارک یک حفاظت مطلوب می‌توانست از چنین فاجعه‌ای جلوگیری کند. 

وطن امروز:وحدت مردم بیشتر خواهد شد

«وحدت مردم بیشتر خواهد شد»عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه‌ی وطن امروز به قلم پیمان فروزش است که در آن می‌خوانید؛ابعاد گروهک تروریستی ریگی با دستگیری وی و اعترافاتی که داشت مشخص شده است. هم‌اکنون به طور کاملا آشکار مردم می‌دانند که این گروهک بدون کمک و یاری سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای غربی نظیر آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی هیچ کاری نمی‌توانست انجام دهد. به همین دلیل باید گفت ، این اقدامات تروریستی همچنان از بیرون از کشور و توسط سرویس‌های اطلاعاتی غربی هدایت می‌شود.

گروهک تروریستی ریگی به دستور یاری‌دهندگان خارجی خود و مخالفان نظام جمهوری اسلامی با انجام عملیات‌های تروریستی علیه انسان‌های بیگناه منطقه سیستان و بلوچستان قصد دارد با ایجاد نقار و تفرقه میان مسلمانان و ناامن کردن استان،‌رابطه مردم با دولتمردان جمهوری اسلامی را دچار خدشه کند و به همین دلیل ما بار دیگر شاهد انجام یک عملیات تروریستی وحشیانه مثل تمام دفعات قبل بودیم و نوع تروری که انجام شده و زمان آن که همزمان با برگزاری جشن‌های شعبانیه در منطقه بوده است،‌ نشان می‌دهد هدف اصلی از این عملیات وحشیانه از بین بردن اعتماد و روابط خوب شیعه و سنی در منطقه بوده است.

با وجود اینکه تاکنون ما شاهد عملیات‌های گسترده‌ای برای اختلاف‌افکنی در منطقه بوده‌ایم،‌رشد آگاهی‌ها در مردم منطقه نسبت به این مسائل باعث شده که تروریست‌ها به اهداف خود در این زمینه دست پیدا نکنند و خوشبختانه مردم سیستان و بلوچستان نه تنها کوچک‌ترین دوری‌ای نسبت به دولت و نظام جمهوری‌اسلامی

ابعاد گروهک تروریستی ریگی با دستگیری وی و اعترافاتی که داشت مشخص شده است. هم‌اکنون به طور کاملا آشکار مردم می‌دانند که این گروهک بدون کمک و یاری سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای غربی نظیر آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی هیچ کاری نمی‌توانست انجام دهد. به همین دلیل باید گفت ، این اقدامات تروریستی همچنان از بیرون از کشور و توسط سرویس‌های اطلاعاتی غربی هدایت می‌شود.

گروهک تروریستی ریگی به دستور یاری‌دهندگان خارجی خود و مخالفان نظام جمهوری اسلامی با انجام عملیات‌های تروریستی علیه انسان‌های بیگناه منطقه سیستان و بلوچستان قصد دارد با ایجاد نقار و تفرقه میان مسلمانان و ناامن کردن استان،‌رابطه مردم با دولتمردان جمهوری اسلامی را دچار خدشه کند و به همین دلیل ما بار دیگر شاهد انجام یک عملیات تروریستی وحشیانه مثل تمام دفعات قبل بودیم و نوع تروری که انجام شده و زمان آن که همزمان با برگزاری جشن‌های شعبانیه در منطقه بوده است،‌ نشان می‌دهد هدف اصلی از این عملیات وحشیانه از بین بردن اعتماد و روابط خوب شیعه و سنی در منطقه بوده است.

با وجود اینکه تاکنون ما شاهد عملیات‌های گسترده‌ای برای اختلاف‌افکنی در منطقه بوده‌ایم،‌رشد آگاهی‌ها در مردم منطقه نسبت به این مسائل باعث شده که تروریست‌ها به اهداف خود در این زمینه دست پیدا نکنند و خوشبختانه مردم سیستان و بلوچستان نه تنها کوچک‌ترین دوری‌ای نسبت به دولت و نظام جمهوری‌اسلامی مشاهده نکرده‌اند، ‌بلکه بیش از پیش به فکر ایجاد وحدت در جهت استقرار امنیت در منطقه بوده‌اند و این وحدت و اعتماد نسبت به نظام جمهوری اسلامی به دلیل ریشه‌داربودن اعتقاداتشان در این‌باره است. مردم ما با شنیدن اعترافات عبدالمالک ریگی و دیدن فجایع انسانی‌ای که این تروریست و شرور منطقه سیستان و بلوچستان به وجود آورده بود، هیچگاه کمک و یاری سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف به این فرد و گروهک تروریستی را فراموش نخواهند کرد و هر روز در جهت استحکام روابط و وحدت تلاش خواهند کرد.

سرویس‌های اطلاعاتی غربی در چند ماه اخیر با عملیات‌های اطلاعاتی که توسط نیروهای ایرانی با موفقیت انجام می‌شود تحت فشارند و با توجه به دستگیری ریگی و اعدام او و همچنین آزادی شهرام امیری از دست نیروهای اطلاعاتی آمریکایی و اسرائیلی، این نیروها می‌خواهند به هر طریق ممکن و از هر بهانه‌ای استفاده کنند تا نشان دهند هنوز قدرت و نفوذ خود در میان تروریست‌های منطقه را حفظ کرده‌اند و به همین دلیل نیز ایران باید با هر گونه تروریستی که به امنیت و آرامش مردم لطمه می‌زند برخورد کرده و به این مساله توجه داشته باشد که دشمن ما واقعی است و اگر راه خود را برای ابراز دشمنی‌اش عوض کند، ‌به معنای پایان یافتن دشمنی‌اش نخواهد بود. به همین دلیل مردم و دولت ما باید با هوشیاری به شناخت این دشمن مشترک تمام قومیت‌ها و مذاهب پرداخته و دشمنی دولت‌هایی چون آمریکا و رژیم صهیونیستی را پایان یافته تلقی نکنند.

جمهوری اسلامی:تلاش مذبوحانه

«تلاش مذبوحانه»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛همزمان با سالروز میلاد با سعادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و روز پاسدار، دو انفجار در مقابل مسجد جامع زاهدان موجب شهادت ده‌ها نفر از هموطنان و زخمی شدن عده‌ای دیگر شد. خبرگزاری‌ها خبر دادند مسئولیت این انفجارها را عناصری به عهده گرفته‌اند که خود را پیروان شرور معدوم عبدالمالک ریگی میدانند.

درباره این انفجارها و مسائل حاشیه‌ای آن به چند نکته مهم باید توجه شود.
اول آنکه انتخاب سالروز میلاد مسعود حضرت امام حسین علیه السلام، که روز پاسدار نام گرفته، برای این اقدام جنایتکارانه، نشان می‌دهد طراحان این جنایت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دلیل اینکه در برابر شرارت‌ها و خیانت‌های آنان ایستاده و توطئه‌های آنها را خنثی می‌کند خشمگین هستند. پاسداران با این کار خود به راه امام حسین علیه السلام می‌روند و طراحان و عوامل انفجارها در خط یزید هستند. این، جنگ حق و باطل است که از ابتدای خلقت آدم شروع شده و تا ابد ادامه خواهد داشت، اما همواره در این میدان گسترده نبرد، پیروزی از آن حق است.

دوم آنکه دست و پا زدن‌های بی حاصل بقایای شرور معدوم عبدالمالک ریگی بعد از آنکه شریان حیاتی این جریان خائن و مزدور قطع شد، هر چند امری طبیعی است اما بسیار کوتاه و کم رمق خواهد بود. هنگامی که رگهای حیاتی یک حیوان بریده می‌شود، آن موجود ذبح شده در لحظات آخر عمر خود دست و پا می‌زند. این دست و پا زدن، نشانه پایان عمر اوست و نه تنها سودی به حال او ندارد بلکه به همه علامت می‌دهد که به نقطه پایان رسیده است. این دست و پا زدن‌ها "تلاش مذبوحانه" نام دارد، یعنی تقلای موجودی که عمرش به پایان رسیده و هرچه تلاش کند نتیجه‌ای نخواهد گرفت.

سوم آنکه شرور معدوم عبدالمالک ریگی در اعترافاتش بر این نکته بارها تأکید کرد که آمریکا او را تغذیه می‌کرد و او با دریافت دستور و کمک‌های مالی و تجهیزاتی از آمریکا اقدام به کشتن افراد بی گناه و ربودن آنها و انفجارها و سایر جنایات می‌کرد. بنابر این، کاملاً طبیعی است که سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) همچنان پی گیر اهداف شوم خود از طریق بقایای شرور معدوم باشد و شانس خود را با ادامه بودجه و امکانات آزمایش کند.

اما اینهم یک تلاش مذبوحانه است و آمریکا میداند که وقتی خود شرور عبدالمالک ریگی نتوانست کاری از پیش ببرد و گرفتار پنجه عدالت شد و در تور اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران گرفتار آمد و اعدام شد، از پس مانده‌های او هیچ کاری برنخواهد آمد. اینکه علیرغم روشن بودن این واقعیت، باز هم آمریکا به تلاش ناکام خود ادامه می‌دهد صرفاً یک نمایش است برای آنکه در عرصه تبلیغات بتواند به نوعی خودنمائی کند تا شاید بتواند به افراد و عناصر سرخورده‌ای که روی دستش مانده‌اند روحیه‌ای بدهد و یا خود را از شر آنها خلاص نماید.

چهارم آنکه برخلاف آنچه در این تلاش مذبوحانه ممکن است مورد نظر آمریکا باشد انفجارهای زاهدان عامل دیگری است برای انزوای بیشتر آمران و طراحان این جنایت و در رأس آنها خود آمریکا. اکنون خشم مردم و انزجار آنها از این واقعه جنایتکارانه، چه در خود زاهدان و استان سیستان و بلوچستان و چه در کل ایران، موج جدیدی به راه انداخته که آمریکا و مزدورانش را هرچه بیشتر منزوی می‌کند. بدین ترتیب، نه تنها این تلاش مذبوحانه به نفع آمریکا و مزدورانش نیست بلکه آنها را زمین گیر خواهد کرد.

پنجم آنکه هدف اصلی آمریکا از تأسیس گروهک تروریستی شرور عبدالمالک ریگی، ایجاد تفرقه میان شیعه و سنی و ناامنی در منطقه شرق کشور برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی بود. با دستگیری و اعدام سرکرده این گروهک، این هدف به محاق رفت و مردم بلوچ و اهل سنت شرق کشور، اعم از علما و اقشار مختلف مردم، از شکست این توطئه ابراز شادمانی کردند. جنایات بقایای این گروهک تروریستی هرقدر ادامه پیدا کند، تنفر مردم، اعم از شیعه و سنی، از این عناصر جنایتکار بیشتر و انسجام مردم و عزم و اراده آنها برای حمایت از نظام جمهوری اسلامی و مقابله با توطئه‌های آمریکا بیشتر خواهد شد. تصور اینکه چنین اقداماتی می‌تواند خللی در اراده مردم یا مسئولان نظام بوجود آورد، فقط یک توهم است و درست همین توهمات است که دشمنان ملت ایران را هر روز ضعیف‌تر مینماید و بر قوت و اقتدار نظام جمهوری اسلامی می‌افزاید.

و ششمین و آخرین نکته اینکه انفجارهای اخیر زاهدان قابل پیش بینی بود و نیروهای امنیتی قدرت و توان جلوگیری از چنین وقایعی را دارند، کما اینکه از ورود فردی که در پوشش زنانه قصد ورود به مسجد و اقدام جنایتکارانه داشت جلوگیری کردند. این هوشیاری باید بیش از آنچه خود را نمایانده جلوه گر شود تا بتواند توطئه‌ها را در نطفه خفه کند.

عملکرد نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در شرق کشور بی‌تردید قابل تحسین و تقدیر است، با اینحال در شرایط کنونی کشور باید ضریب دقت بالاتر باشد. درست است که با توجه به اقتداری که وجود دارد، دشمنان از رسیدن به اهداف شومشان قطعاً عاجز هستند و در همه صحنه‌ها ناکام خواهند ماند، لکن حتی مجال استفاده تبلیغاتی را هم باید از آنها گرفت. آمریکا و بوقهای تبلیغاتی همسو با آمریکا تلاش می‌کنند از وقایعی از قبیل انفجارهای اخیر زاهدان بهره برداری تبلیغاتی کنند و ما باید با هوشیاری و دقت و جلوگیری از چنین وقایعی حسرت چنین بهره برداری‌هائی را نیز بر دل آنان بگذاریم.
 
ابتکار:وصله ناجور بر لباس زیبای سیستان و بلوچستان

«وصله ناجور بر لباس زیبای سیستان و بلوچستان»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛تاریخ مردم سیستان وبلوچستان حکایت صلح و مدار است. مردمی که در دلیری نام رستم را بر تارک خود دارد صدها سال است شیعه و سنی در کنار هم به پای مشترکات خود ایستاده اند و اجازه صداهای تفرقه افکن را نداده اند . آنان همواره بر قرآن به عنوان کتاب واحد،کعبه قبله واحد، رسالت پیامبر واحد،اتکا کردند و هویت واحد را شکل داده اند و تاریخ مشترکی را رقم زدند به زبان واحد رسیدند و فرهنگ مشترک ایجاد کردند .

آنان زندگی خود را بر اساس محورهای مشترک مهندسی کردند .حکیمانه دریافتند که با اینهمه مشترکات نباید به اختلافات جزئی و سلایق متفاوت چنگ انداخت. چراکه در آن صورت دشمن مشترک با هزار خدئه و نیرنگ به میدان خواهد آمد و راحت تر از همیشه سر از تن این پیکر جدا می‌کند و سرمایه‌های مادی و معنوی را به یغما می‌برد و فقر و فلاکت را بر جای می‌گذارد.

تاریخ سیستان حکایت پیکر واحدی است مردمان این سرزمین به هر زبانی که سخن بگویند و در هر لباس که باشند، دلهاشان همراه است و نگاهشان به هم مهربان است. حوادث دلخراش گذشته و حال سیستان گویای این است که دشمنان مشترک اقوام ایرانی با نقشه‌ای سیستماتیک به دنبال جدایی اقوام و جنگ قومی و مذهبی می‌باشند .

فقر و توسعه نایافتگی و خشکسالی مزید بر علت شده است . بلوچستان با دارا بودن 1100 کیلومتر مرز خاکی از شرق با پاکستان و افغانستان و 300 کیلومتر مرز آبی از جنوب با دریای عمان و کشور‌های خلیج فارس را شامل می‌شود.این استان پهناور هنوز که هنوز است دارای ساختاری به شدت کهنه و عشیره‌ای است همه چیز در گرو قبایل و طوایف اصلی این منطقه است .

در چنین شرایطی است که پدیده گروه جند ا... سر بر می‌آورد و معجونی از رفتارهای القاعده، وهابیت وتعصبات عشیره‌ای و شعارهای جاه طلبانه سیاسی را به نمایش می‌گذرد
القاعده و طالبان که خود مولود دکترین نفاق مذهبی و قومی می‌باشند اکنون با استفاده از منطقه معروف به مثلث طلایی،بخشی از اهداف خود را به پیش می‌برند. مثلث طلایی ناحیه‌ای بیابانی است که دور از دسترس دولتهای ایران، پاکستان و افغانستان قرار دارد مثلث طلایی پس از سقوط طالبان در افغانستان به محل تجمع عرب افغان‌های القاعده تبدیل شده و پیوندهای مذهبی و قومی و عشایری قبایل این نواحی امکان احتفای آنان را افزایش داده است اعتراف عبد المالک ریگی سر کرده معدوم گروه جند ا...به بده بستان نیرو‌های ریگی و فرقان با ژنرال‌های پاکستانی، آمریکایی و انگلیسی حاکی از آن است که دشمنان خارجی با انواع امکانات مالی و نظامی به دنبال استفاده ابزاری از سیستان و بلوچستان برای فشار بر نظام جمهوری اسلامی هستند به گمان آنان سیستان و بلوچستان به پاشنه آشیل امنیتی ایران تبدیل شده است و هر گاه آنان در هر نقطه‌ای از مناطق رویارویی خود با جمهوری اسلامی به مشکل بر می‌خورند.

سعی می‌کنند آنرا در سیستان و بلوچستان جبران و تلافی نمایند. به هر حال حادثه مسجد جامع زاهدان که به کشته و زخمی شدن صدها نفر از هموطنان عزیز منجر شد زنگ خطر دیگری بود که نشان می‌دهد امنیت این منطقه مسئله پیچیده‌ای است و نباید با تحلیل‌های ساده و نسخه‌های ابتدایی از کنار آن گذشت .دستگیری و مجازات عبدالمالک و عبدالحمید ریگی گام مهمی بود و باعث خوشحالی مردم آن سرزمین گردید اما در همان زمان هم هشدارها داده شد که مسئله امنیتی سیستان با مجازات یک نفر به پایان نرسیده است مسایل این استان ریشه‌های عمیق اجتماعی،اقتصادی،مذهبی،عشیره‌ای و خارجی دارد تکیه بر تک نسخه ها، راهگشا نیست مجموعه‌ای از عوامل دقیق با مطالبات اجتماعی،سیاسی و اقتصادی می‌بایست به اجراء گذاشته شود تا اعتماد عمومی جلب گردد و زمینه وصله‌های نامیمون برچیده شود.

ترور و نا امنی به وصله ناجور لباس زیبای صداقت و سعه صدر و مدارای مردم آن خطه چسبیده است همه می‌بایست برای پاک کردن این وصله و نمایش لباس زیبایی وحدت و یکپارچگی تلاش کنند و البته مردم آن دیار از عهده این خواست برخواهند آمد.آنان بیش از دیگران هم کلام با فردوسی بزرگ سرود سر می‌دهند که :
دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود

سیاست روز:سپاه پاسداران خار چشم دشمنان اسلام

«سپاه پاسداران خار چشم دشمنان اسلام»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سیاست روز به قلم علی یوسف‌پور است که در آن می‌خوانید؛
1- انقلاب اسلامی در سال 57 بگونه‌ای به پیروزی رسید که تنها پشتوانی توده‌های عظیم مردم ایران را به همراه داشت و تشکیلات قوی سیاسی یا نظامی آن به معنی که دردیگر انقلابات وجود داشت . در متن و همراه آن نبود. از طرف دیگر فرماند‌هان ارشد ارتش شاهنشاهی وابستگی به غرب و رژیم گذشته داشتند که بعد از پیروزی انقلاب با وجود اینکه بدنه ارتش به انقلاب پیوسته بود اما به علت فرار فرماندهان و دستگیری آنان ارتش در یک حالت ضعف زیادی بود.

کمیته‌های مردمی بصورت خودجوش در سراسر کشور بوجود آمده‌اند بدون اینکه آموزش‌های لازم را دیده باشند یا افرادی مناسب برای کارهای امنیتی و انتظامی به نظام باشند درماههای اول انقلاب، سپاه پاسداران تشکیل گردید که همزمان شد با ناامنی شدیدی که در استانهای مرزی ودر شهرهای بزرگ توسط گروهک ها بوجود آمد و در شهریور 59 هم لشکر صدام به چهار استان ما با کمک قدرت‌های غربی حمله نمود. سپاهی که تازه تشکیل شده بود می بایستی درداخل کشور با بیش از هفتاد گروهک مبارزه می‌کرد و در جنگ هم خود را آماده مقابله با ارتش متجاوز عراق می‌نمود.

اگر چه سپاه آن زمان را جوانان عاشق و جان برکف تشکیل ‌دادند که فاقد آموزش‌های لازم و همچنین تشکیلات قدرتمند بودند، اما این سپاه دارای 3 نقطه قوت بود. یکی ایمان و عشق به اسلام، دوم پشتیبانی قوی مردمی و سوم رهبری بی‌بدیل حضرت امام خمینی. در یک دوره ده ساله اول انقلاب، سپاه پاسداران با دادن شهدای زیادی توانست در تمام میادینی که دشمن وارد شده بود به پیروزی برسد و بعد از پایان جنگ نیز به‌عنوان یک ارتش قدرتمند که دارای ابعاد اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، فنی و مهندسی بود در صحنه کشور باقی بماند.

2- طبق قانون اساسی که به نیروهای مسلح اجازه می‌دهد در زمان صلح از امکانات فنی و مهندسی خویش برای سازندگی کشور استفاده کنند، سپاه هم وارد عرصه سازندگی کشور گردید و با تشکیل قرارگاه خاتم‌الانبیا در مدت بیست سال گذشته در حوزه‌های مختلف، راه‌سازی، سدسازی، ایجاد خطوط نفت و گاز، سازه‌های دریایی و دیگر حوزه‌ها موفقیتهای بزرگی را کسب نمود و این در شرایطی بود که فضای پیمانکاری کشور در کارهای عمرانی دارای پیمانکاران قدرتمند و فراوانی نبود، عده‌ای از آنان متعهد و علاقمند به کار بودند، ولی عده‌ای دیگر با شیوه‌های ناسالم سعی داشتند که با طولانی نمودن زمان طرح‌ها، تنها از راه تعدیل‌ها به ثروت‌های کلان دست یابند، نه با انجام کار سالم، با سرعت و با کیفیت. ضمن اینکه در برخی از مناطق مانند کردستان یا بلوچستان یا در سازه‌های دریایی کمتر پیمانکاری حاضر به کار بود.

مسئله دیگر اینکه بدنه دولت هم با بروکراسی پیچیده و کندی که داشت، بر کندی پیشرفت طرح‌ها و پروژه‌های عمرانی می‌افزود.

3- در دولت اصلاحات که در حقیقت، حاکمیت در دولت با لیبرالها و سکولارها بود و در عمل با حکومت دینی و اساسی جمهوری اسلامی مخالف بودند و در حوزه‌های فرهنگی، انتظامی،سیاسی و اعتقادی درصدد کم‌رنگ کردن ارزش‌‌های اسلامی و سست نمودن پایه‌های جمهوری اسلامی بودند، در این برهه از زمان هم سپاه پاسداران با کمک بسیج مردمی توانستند در ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی وارد عمل شود و توطئه‌های گوناگونی که مهمترین آنها 18 تیر سال 1378 بود را خنثی نمایند.

آخرین توطئه دشمنان ما درسال 88 بعد از انتخابات ریاست جمهوری اتفاق افتاد که چندین ماه طول کشید و سران استکبار و عوامل داخلی آن در صدد تغییر ماهیت نظام اسلامی بودند که نقش سپاه پاسداران در ابعاد مختلف فرهنگی و امنیتی آن بسیار اساسی و کلیدی می‌باشد.

هم اکنون که دشمنان علاوه بر میدان‌های اقتصادی – نظامی در میدان‌های فرهنگی وارد جنگ نرم شده‌اند. توانایی سپاه پاسداران در تطبیق خویش در میدان جنگ نرم هم بسیار قابل تقدیر و ستایش می‌باشد.

نکته آخر اینکه طراحی جنگ نامتقارن بوسیله سپاه پاسداران باعث ایجاد هراس و ترس در دل دشمنان ما گردیده است که به خود اجازه کوچکترین تجاوزی را به خاک کشور ما نمی‌دهند و هنوز هم این گفته حضرت‌امام خمینی (ره) دارای حقیقتی همیشگی و پایدار است که «اگر سپاه نبود کشور هم نبود.» و علت غیض و دشمنی بیش از حد استکبار جهانی با سپاه پاسداران که در قطعنامه اخیر شورای امنیت هم متجلی است این است که در هر میدانی که آنها وارد شده‌اند سپاه پاسداران با پشتیبانی مردم وهدایت‌های مقام معظم رهبری پیروز میدان بوده است.

آفرینش:صدا و سیما،نگاهی به آینده

«صدا و سیما،نگاهی به آینده»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛امروزه کمتر کسی است که بر نقش اساسی و زیربنایی تلویزیون به عنوان مهمترین رسانه شکی روا داشته باشد.

نقشی که در واقع جدای از تاثیرات سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی و روانی هم می تواند پیامدهای مثبت و تاثیرگذاری در بستر یک کشور ،منطقه و یا افکار عمومی جهان بر عهده داشته باشد و یا اینکه حاوی پیامدهای منفی تاثیرگذار باشد.در این راستا این اهمیت استراتژیک تلویزیون است که امروزه باعث شده است کشورها و قدرت های پیشرفته و یا در حال رشد،تلاش های خود را با راه اندازی شبکه های تلویزیونی برای گسترده تر کردن تاثیر سیاسی ،فرهنگی خود بر مخاطبان مورد نظر استفاده کنند.

در این بین در کشور ما نیز صدا و سیما جدا از نگاه قانون اساسی به آن اینک در شرایط ویژه ای قرار گرفته است.شرایطی که اکنون به نظر  می رسد با گسترده تر شدن فضای رقابت در دنیای شبکه های فارسی زبان و ماهواره ای کار این رسانه داخلی را به مراتب سخت و سخت تر ساخته است  و به نگاه بسیاری عملا تهدیدی اصلی برای صدا و سیماست.

تا چند سال گذشته هرچند رسانه های ماهواره ای فارسی زبان جدا از اهداف آنان حضور فعالی در دنیای رسانه ای منطقه داشتند اما در دو سال گذشته با ورودBBC  فارسی و سپس افزایش کمی و کیفی شبکه های دیگری همانند فارسی وان و ... در کنار خبرهایی همچون راه اندازی شبکه فارسی زبان یورونیوز،شبکه فارسی ترکیه و مصر وافزایش شبکه های فارسی وان تا 6 واحد  در آینده و ...در واقع در آینده نه چندان دوری صدا و سیما با چالش های بیشتری روبرو است.

چالش هایی که در یک سال گذشته و فقط در رویکرد شبکه فارسی وان به مخاطبان ایرانی می تواند برای صدا و سیما نگران کننده باشد.در این راستا انتشار اخباری که حکایت از روند روز افزون استفاده از ماهواره و شبکه های تلویزیونی فارسی زبان خارجی در شهرهای بزرگ و حتی روستاهاست باید به عنوان امری هشدارگونه نگریست.امری که به نگاه بسیاری در پرتو افزایش رقابت در فضای آینده رسانه ای شبکه های فارسی زبان مسئولیت صدا و سیما را در قبال بالا بردن برنامه های کمی و کیفی خود افزون و افزون تر کرده است.در واقع هم اینک به نگاه بسیاری صدا و سیما با توجه به پتانسیل های گسترده تا وضع مطلوب و ایده آل در پخش برنامه ها فاصله ی بسیار زیادی دارد.

فاصله ای که در صورت نبود نگاهی آسیب شناسانه ممکن است عملا فضای رسانه ای را به دست رسانه های فارسی زبان خارج از کشور بسپارد.در این میان هر چند در چند سال گذشته مسئولان این سازمان از افزایش کمی و کیفی برنامه ها و افتتاح شبکه های جدیدی همانند مستند،فیلم و سریال،ورزش و ... خبر داده اند اما به نظر می رسد هنوز گشایش برخی شبکه های وعده داده شده به تعویق افتاده است.

جدا از آن نیز با توجه به افزایش رسانه ای مخاطبان ایرانی صدا و سیما باید با شناختی عمیق تر و با متنوع تر کردن برنامه های خود نظر مخاطبان ایرانی را به خود جلب کند.در این راستا جدا از ایرادات وارد شده بر برنامه های سریال ها و فیلم های صدا و سیما در واقع کاهش برنامه های متنوع،کاهش برنامه های طنز و شاد  و ... همواره از نکاتی بوده است که بر این سازمان وارد بوده است.
   
جهان صنعت:آمارهایی از جنس باد

«آمارهایی از جنس باد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت به قلم حمیدرضا طهماسبی‌پور است که در آن می‌خوانید؛ بی‌شک داشتن اطلاعات و آمار صحیح و دقیق لازمه توسعه پایدار در هر بخشی است چراکه اگر برنامه‌ریزی جامع و استراتژی پشتوانه تحلیل اطلاعاتی نداشته باشد راهی جز شکست را نمی‌پیماید.با این فرض به تحولات توسعه‌ای کشور بپردازیم.

چرا در ایران و خاصه در سال‌های اخیر یکی از مشکلات دایمی سیستم اداره کشور همین موضوع آمار و ارقام بوده و باعث شده حتی میان بخش‌های مختلف دولت هم درگیری‌های آماری را شاهد باشیم. نمونه اختلاف‌های آماری یک‌سال اخیر بسیار گویاست؛ اختلاف‌های آماری سه وزارتخانه  در بحث واردات و صادرات،  اختلاف آماری بانک مرکزی و وزارت نفت در درآمد فروش نفت و گاز و تناقض آماری وزارتخانه‌های بازرگانی و کشاورزی در بحث سرانه مصرف کالاهای اساسی تنها نمونه‌هایی است که جنجال‌های گسترده‌ای در کشور داشته تا بسیاری این سوال را مطرح کنند که چرا این‌گونه است؟ مگر متولی این بخش معلوم نیست که هر مجموعه‌ای خود را بی‌نیاز از تایید علمی بودن آمارها می‌داند؟در این شرایط باید پرسید حاصل این اختلاف‌ها جز این بوده که ناکارآمدی برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها در حوزه‌های مختلف بروز کرده و حتی دولت را برای اعلام رشد صنعتی کشور  با مانع مواجه ساخته است؟بخشی‌نگری وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها نتیجه‌ای جز بی‌قراری آماری و اختلاف‌نظر‌های سازمانی را در پی داشته که بتوان از شرایط کنونی عبور کرد؟تنها در یک نمونه از اختلاف آماری بخش بازرگانی و تولید در میزان سرانه مصرف مردم شاهد هستیم که افزایش واردات، تولید را به ورطه نابودی کشانده و سود هنگفتی به جیب واسطه‌ها ریخته است.انگار حکایت آمارها در ایران به قصه مساله معروف کتاب ریاضی دوران دبستان شبیه شده است که به جای حل مساله باید فروشنده پرتقال‌ها را در آن پیدا و تعداد پرتقال‌ها و سود فروشنده آن را به دلخواه خود تصور کرد!

پس تنها به این هشدار جدی کارشناسان بسنده کنیم؛ تا زمانی که مرکز آمار، بانک مرکزی، مرکز پژوهش‌های مجلس، وزارتخانه‌ها، دولتمردان و مسوولان نهاد‌ها آمارهای متفاوت و بخشی می‌دهند باید دانست که کشور روی ریل توسعه پایدار نیست.

چراکه توسعه و پیشرفت بر خط آمارهایی که تناقض دارند خطایی است بزرگ، زیرا تحلیل خودمحور از تحولات که به آمارهای دلخواه منتهی شود، چیزی جز بیراهه رفتن و سرانجامی جز اشتباه ندارد.مسوولان هم باور کنند که همه راست نمی‌گویند چون علم آمار یک عدد علمی برای هر بخش تعریف کرده و برخی تناقض‌های آماری ریشه در برداشت‌های غلط و آمارسازی‌هایی دارد که به چاله‌های گمراهی رهنمودمان می‌کند.

ای کاش این خطای بزرگ از ریشه درمان شده و یک‌بار برای همیشه سازمان مسوول و اصلی در بخش آماری کشور به روشنی معرفی شود و دیگر بخش‌ها موظف به کسب تاییدیه از این سازمان گردند تا توسعه پایدار کشور براساس آمار واحد و واقعی بنیان گذارده شود چراکه علم آمار دروغ نمی‌گوید اما آمارسازی یک دروغ بزرگ است!

دنیای اقتصاد:حمایت ویژه از تولید با حفظ فضای رقابت

«حمایت ویژه از تولید با حفظ فضای رقابت»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است که در آن می‌خوانید؛برخی از مسوولان بر این اعتقاد هستند که حمایت از تولید باید تا حد مشخصی صورت گیرد و تولیدکننده‌ای که مثلا با تعرفه واردات بیست درصد نمی‌تواند با محصولات مشابه خارجی رقابت کند، پس همان بهتر که اصلا تولید نکند. این استدلال در کشورهای صنعتی که محیط بسیار مناسب‌تری از ایران برای تولید دارند، کاملا صحیح است؛ اما در کشوری که در شرایط تورمی‌هست و مبتلا به بیماری هلندی می‌باشد و میزان قاچاق کالا در آن بالا است، نمی‌توان آن را با کشورهای صنعتی مقایسه نمود. یعنی تولید کننده ایرانی این استحقاق را دارد که در برابر واردات، از حمایت بیشتری برخوردار شود؛ البته در صورتی که این حمایت به صورت مساوی و عادلانه برای همه وجود داشته باشد. چندی پیش یکی از مدیران بانکی طی مصاحبه‌ای در خصوص یکی از بدهکاران بزرگ بانکی گفتند که (نقل به مضمون) «ایشان کارخانه‌ای دارد که چند هزار نفر در آن مشغول کار هستند و علاوه بر آن املاکی در شمال تهران دارد. من به ایشان گفتم شما با فروش املاک خود می‌توانید بدهی بانک را تسویه کنید پس چرا بدهی خود را نمی‌دهید؟»

منظور از ارائه بخشی از مصاحبه فوق در اینجا آن است که نباید از چنین تولیدکنندگانی که در واقع باج خواهی می‌کنند، این گونه حمایت کرد؛ به طوری که تولید‌کننده، تصور کند از کشورش طلبکار است؛ زیرا موجب گسترش خوی رانت‌جویی در جامعه می‌شود. بهترین حمایتی که می‌توان از تولیدکنندگان نمود آن است که با مهار تورم از کاهش مداوم نرخ ارز جلوگیری نمود که این کار موجب کاهش نرخ بهره نیز خواهد شد، لذا بهتر است با اعمال قانون، کارخانه شخص مزبور و موارد مشابه در بورس یا از طریق مزایده به فروش رسد تا بدهی بانکی آنها تسویه شود.

در خصوص نرخ تعرفه ایده‌آل برای واردات در کشور به نظر می‌رسد اگر نرخ تورم را با نرخ بهره پول در بازار غیر متشکل پولی جمع کرد، به عددی می‌رسیم که باید نرخ حداقل تعرفه (به جای نرخ حداقل 4 درصدی سازمان تجارت جهانی) برای واردات محسوب شود که در حال حاضر عدد آن بیشتر از 40 درصد خواهد بود.

در این صورت اگر مسئولان، علاقه‌مند به تعرفه 4 درصدی باشند چاره‌ای ندارند، جز آن که سیاست‌های پولی و مالی را به گونه‌ای تنظیم نمایند که نرخ تورم روی عدد صفر یا بین صفر و یک، تثبیت شده و با پرهیز دولت از ایجاد تقاضا در بازار پول، نرخ بهره به حداقل برسد. در این صورت طبق فرمول گفته شده، نرخ تعرفه 4 درصدی محقق خواهد شد. حسن چنین فرمولی آن است که در صورت پایدار بودن آن، یک رقابت عادلانه نیز بین محصولات ایرانی و خارجی در داخل کشور به‌ وجود می‌آید و نمی‌توان انگ انحصاری بودن بر بازار ایران ‌چسباند؛ زیرا تعرفه‌ها بر اساس سلیقه تعیین نخواهد شد.

اولین قدم برای حمایت از بانک مرکزی در مهار تورم، کاهش تقاضای پول یا به عبارت بهتر، کاهش درخواست وام از بانک‌ها است که برای این کار، اولویت‌بندی پروژه‌های عمرانی از اهمیت خاصی برخوردار است. برای مثال می‌توان به پل خلیج‌فارس اشاره نمود که اخیرا آگهی مناقصه آن منتشر شده‌است. به گزارش دنیای اقتصاد، (22/4/1389) علت آنکه قرار است این پل برای اتصال جزیره قشم به سواحل جنوبی کشور ساخته شود، این‌گونه بیان شد: «بنادر جنوبی ایران در حال حاضر تنها می‌توانند کشتی‌هایی با ظرفیت حداکثر 100 هزار تن را پذیرش کنند.

از این رو، کشتی‌های خارجی حمل‌کننده کالا به مقصد ایران، به جای پهلوگیری در بنادر جنوبی کشورمان، راهی اسکله‌های اماراتی می‌شوند تا محموله‌ها را از آنجا مجددا با کشتی‌های کوچک‌تر به ایران ارسال کنند.»
استدلال فوق به هیچ وجه قابل پذیرش نیست؛ زیرا مشکل مزبور تنها با احداث یک بندر بزرگ حل می‌شود و ربطی به احداث پل یا راه آهن ندارد.

طبیعی است که پس از احداث این بندر در قشم می‌توان بار کشتی‌های عظیم را تخلیه سپس به کشتی‌های کوچک‌تر منتقل نمود؛ یعنی همان کاری که در امارات انجام می‌شود. تازه اگر نگوییم این اسکله بزرگ را می‌توان در مجاورت اسکله‌های بندرعباس یا بوشهر یا ... ساخت.

به هر حال بانک‌های ما بیش از حد توانشان در معرض وام خواهی قرار دارند و نباید با این نوع طرح‌های عمرانی، اقتصاد کشور را در معرض فشار بیشتر قرار داد. ضمن آنکه توان کشور باید مصروف تسهیل صادرات باشد نه واردات؛ در صورتی که کشتی‌های عظیم مورد اشاره، عموما برای واردات، مورد استفاده ایران قرار می‌گیرند.

در شرایطی که به دلیل کمبود برق و ضعف خطوط انتقال، به مدت دو روز ادارات دولتی تعطیل می‌شود، به نظر می‌رسد در حال حاضر اولویت اول در کشور احداث نیروگاه باشد و پل مذکور در اولویت‌های بعدی حتی اولویت دهم هم قرار نمی‌گیرد، لذا بهتر است با اعطای مشوق‌هایی، یا با آزادسازی قیمت برق، بخش‌خصوصی را در عرصه تولید الکتریسیته درگیر نمود نه درگیر ساخت یک پل هزار میلیارد تومانی‌. به هر حال برای حمایت از تولید، اولویتی بالاتر از مهار تورم وجود ندارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها