لطفا‌ این‌ سنت‌ها ‌را فراموش‌ کنید

کد خبر: ۳۳۹۹۲۴

ازدواج به ترتیب

اسمش میمنت است. 38 ساله و صاحب یک دختر 2 ساله، او می‌گوید: «دوره عالی آرایشگری را به خاطر استعداد بالایی که در این زمینه دارم 2 ساله طی کردم، حتی مدرک بین‌المللی در این زمینه دارم. متولد 1350 هستم و دو خواهر 27 و 30 ساله دارم که هر دو دانشجو هستند. با کلی التماس و امتحان 3 سال پیش توانستم در یک سالن زیبایی مشغول به کار شوم. کارم را خیلی دوست داشتم و به قول صاحب سالن تا چند سال دیگر می‌توانستم خودم مدیریت یک سالن مجهز را به عهده بگیرم. اما همه این روزهای خوش فقط 11 ماه ادامه داشت. وقتی فهمیدم خاله و مادرم زمزمه می‌کنند که سد ‌راه خوشبختی دو خواهر کوچکم هستم، تمام بدبختی‌ها بر سرم هوار شد. آنقدر غرق کار بودم که نفهمیدم خواهرهایم قصد ازدواج دارند، اما پدر و مادرم با این بهانه که تا خواهر بزرگ‌ترتان ازدواج نکند، حق ندارید خواستگار به این خانه دعوت کنید، آنها را بلاتکلیف گذاشته بودند. هر شب که به خانه می‌رفتم،‌ گوشه و کنایه یک خواهرم و چشم غره‌های آن یکی دیوانه‌ام می‌کرد، هر شب دعوایمان می‌شد، پدر و مادرم هم آخر شب‌ها نصیحتم می‌کردند که: «دخترجان هر کسی به سن و سال تو باید سه چهار تا بچه داشته باشد، چرا به یکی از این خواستگارها جواب مثبت نمی‌دهی؟» 6 ماه تمام مقاومت کردم، نمی‌توانستم تصور کنم با کسی که دوستش ندارم زیر یک سقف بروم، ولی نگاه‌های شماتت‌آمیز خواهرانم دیگر قابل تحمل نبود.

سرانجام به خاطر آنها به احمد آقایی که 17 سال از من بزرگ‌تر،‌ اما صاحب ملک و املاک بود جواب مثبت دادم. او 2 دختر از همسر سابقش داشت و حالا احساس می‌کنم در این 2 سال مثل خود احمدآقا پیر شده‌ام.»

این روزها هرچند شاهد کاهش حساسیت پدر و مادرها برای ازدواج فرزندانشان به ترتیب سن هستیم، اما متاسفانه چنین مشکلی هنوز در بسیاری از خانواده‌ها وجود دارد و بسیاری از مراجعین به دفاتر مشاوره خانواده کسانی هستند که به دنبال راه‌حل برای حذف چنین سنت‌هایی از زندگی خانوادگی خود می‌گردند. «ازدواج به ترتیب سن» از جمله سنت‌هایی است که ریشه دینی و عرفی ندارد و ناشی از تعصبات و باورهای غلطی است که متاسفانه تاکنون قربانیان زیادی گرفته است.

از جمله این قربانیان معصومه 65 ساله است که از 40 سال پیش چنین می‌گوید: «من و خواهرم طلعت فقط یک‌سال اختلاف سن داشتیم. او یک‌سال بزرگ‌تر از من بود. طلعت لاغر و سبزه‌رو و من سفید و چاق بودم. هر مهمانی که می‌رفتیم،‌ حاج خانم‌های دوست و فامیل مرا از مادرم خواستگاری می‌کردند، از کارخانه‌دار و بازاری تا معلم و کفاش و نانوا همه جور خواستگاری داشتم، اما خواهرم این‌گونه نبود و بالاخره اصرار مادر خدابیامرزم به این که تا طلعت ازدواج نکند، معصومه باید در خانه بماند، باعث شد طلعت به زور زن راننده‌ای شود که زندگی‌شان با 3 تا بچه فقط 5 سال ادامه داشت و من هم با از دست دادن خواستگارهایم، تن به ازدواج با مردی دادم که دوستش نداشتم و تا لحظه مرگ او، هنوز به خواستگارهای دوران جوانی‌ام فکر می‌کردم‌.»

بدری‌السادات بهرامی، روان‌شناس و مشاور خانواده در این باره می‌گوید: «در غلط بودن این سنت اگر هم واقعا سنتی قدیمی باشد، همان بس که صدها قربانی داشته است. چه دخترهایی که به دلیل تمایل نداشتن خواهر بزرگشان به ازدواج، سن ازدواج خود را از دست داده‌اند یا موردهای خوب زندگی‌شان را از دست داده‌اند و چه پسرها و دخترهایی که برای این باور غلط و بی‌پایه اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند. اگر سری به مراکز مشاوره بزنید، متاسفانه نمونه‌هایی از آنها را می‌بینید که قربانی جو غلط حاکم بر خانواده‌هایشان هستند.»

وی خطاب به پدر و مادرهایی که چنین سنت‌هایی را ضروری می‌دانند، می‌گوید: «اگر شما تصور می‌کنید که این باورها اشکالی ندارد و آدم‌ها باید در خانواده براساس تاریخ تولدشان ازدواج کنند یا هر مرحله از زندگی‌شان را بگذرانند، چرا فقط در مورد ازدواج این حساسیت را دارید و در برابر پیشرفت‌های بیشتر فرزندان کوچک‌تر مثل قبولی در دانشگاه یا جذب بازار کار و... سکوت می‌کنید؟

حتما دختر بزرگ‌تر ایرادی دارد...

«اگر تو ازدواج کنی، مردم می‌گویند که خواهرت ایرادی دارد که تو زودتر ازدواج کرده‌‌ای!» این جمله را سعید 24 ساله می‌گوید و اضافه می‌کند: «خواهرم 28 ساله است، مادرم اصرار دارد که من حق ازدواج ندارم تا خواهرم شوهر کند.» بهرامی روان‌شناس در این باره توضیح می‌دهد: «از آنجا که دخترخانم‌ها معمولا آغازگر ازدواج نیستند و باید منتظر بمانند تا مورد دلخواهشان را پیدا کنند، این مشکل جدی‌تر است و این‌گونه سنت‌ها آسیب شدیدتری به آنها وارد می‌کند.»

او توصیه می‌کند: «به فرزندانتان بگویید برای زندگی‌ شخصی خود برنامه‌ریزی کنند، هر آدمی برنامه خودش را دارد که متناسب با توانایی و علاقه به خود اوست. اگر دیگران در مورد ازدواج فرزندان شما خارج از ترتیب تولد اظهار نظر می‌کنند، ابتدا از آنها تشکر کنید و به آنها بگویید که فرزندانم هریک برنامه خاص خود را دارند و هر کس آمادگی ازدواج دارد، باید اقدام کند.

عروس بزرگ‌تر از داماد!

«هر روز در خانه ما بحث و دعواست،‌ وقتی صبح ساعت 7 از خانه بیرون می‌زنم دوست ندارم به خانه برگردم، 12 ساعت در اداره می‌مانم، چون می‌دانم به خانه که برسم آزارها وکنایه‌ها شروع می‌شود.» این جملات را زهره 32 ساله می‌گوید، او فوق‌لیسانس و کارمند یک سازمان دولتی است که قصد ازدواج با پسری را دارد که دیپلمه و 27 ساله است. اختلاف سن 5 ساله او با همسر دلخواهش،‌ برای والدین و دیگر اعضای خانواده‌اش آنقدر عذاب‌آور شده که دوست و ریش‌سفید و روحانی مسجد و کسبه محل نتوانسته‌‌اند پدر و مادرش را به این ازدواج راضی کنند، اما زهره در این انتخاب مصر است و می‌گوید: «من 4 سال است که این پسر را می‌شناسم و آدم درستکار و سالمی است. مرا هم خیلی دوست دارد، کی گفته حتما باید مرد بزرگ‌تر و میزان سوادش بیشتر باشد، مگر من می‌خواهم با مدرک او زندگی کنم؟!»

براساس آمارهای رسمی سازمان ثبت احوال از سال 86 تاکنون، میزان ازدواج‌های ثبت شده که در آن، زن و شوهرها همسن یا زن بزرگ‌تر بوده است،‌ هر سال از یک تا دو درصد افزایش نشان می‌دهد. این در حالی است که همین آمارها گواهی می‌دهد تاکنون اختلاف سنی زن و شوهر‌ها در سن بیشتر زن تا همسن بودن آنان نتوانسته به عنوان علت طلاق اعلام شود و به عبارتی بزرگی سن زنان دلیلی برای طلاق و اختلافات زناشویی نیست.

البته برخی جامعه شناسان تاکید می‌کنند که زنان نباید با مردانی ازدواج کنند که هنوز به لحاظ سنی خام و کم‌تجربه هستند، چرا که براساس باورهای عرفی و قدیمی، مرد رئیس خانواده است و رئیس خانواده الزاما باید بزرگ‌تر از همه اعضا باشد، از سوی دیگر بسیاری از مردان تن به حضور یک شریک همسن در زندگی نمی‌دهند و به لحاظ تربیت خانواده، خواستار استیلا بر اعضای خانواده هستند، در این صورت،‌ سن بیشتر زن می‌تواند مشکل‌ساز شود. به هر حال جامعه‌شناسان ازدواج، نسبت به انتخاب همسر به صورت همسن یا کوچک‌تر بودن مرد از زن هشدار می‌دهند که آمادگی و پذیرش تساوی حقوق زوجین در این‌گونه ازدواج‌ها شرط موفقیت در تشکیل یک خانواده متعادل است.

شیربها

«چند سالی است که با خانم مهندسی در یک شرکت نرم‌افزار رایانه مشغول به کارم. بعد از 3 سال احساس کردم این خانم از یک خانواده اصیل و مومن است و برای خواستگاری پاپیش گذاشتم. روز خواستگاری همه چیز به خیر و خوشی پیش می‌رفت که بحث مهریه و بعد از آن شیربها پیش آمد مادر خانم مهندس از من 3 میلیون تومان شیربها خواست که یکه خوردم. باورم نمی‌شد هنوز چنین سنت‌هایی در خانواده‌ها، آن هم در یک خانواده اصیل و مذهبی وجود داشته باشد. پیش خودم گفتم مگر قرار است که دخترشان را خریداری کنم، چرا خانم مهندس خودش‌ درباره شیربها با خانواده‌اش صحبت نکرده است؟»

هنوز در بعضی شهرها و قومیت‌ها، هنگام مقرر کردن میزان مهریه، وجهی به عنوان شیربها تعیین می‌شود. شیربها را معمولا قبل از عروسی و به صورت نقد به خانواده عروس می‌پردازند که جوان‌ترها دریافت و پرداخت آن را اهانت به عروس می‌دانند و بعضی‌ها در برابر آن ایستادگی می‌کنند.

آیت‌الله ابراهیم امینی، نویسنده کتاب انتخاب همسر، شیربها را امری غیرمشروع می‌داند که متاسفانه هنوز در بین بسیاری از مردم مناطق مختلف ایران به رسمیت شناخته می‌شود. وی به نقل از امام رضا(ع)‌ در کتابش می‌گوید: «اگر مردی با زنی ازدواج کند و مهر او را 20 هزار دینار قرار دهد و شرط کند که 10 هزار دینار هم به پدر عروس بدهد، مهر جایز است اما آنچه را برای پدر دختر قرار داده فاسد است.» البته اگر مرد با طیب خاطر به والدین همسرش پولی بدهد اشکالی ندارد. بنابراین شیربها به عنوان سنتی تحمیلی، امروز به امری آزاردهنده و دست و پاگیر تبدیل شده و نمی‌توان برایش ریشه‌های دینی یافت.

احترام به صاحب عزا

«دو سال پیش با یکی از دخترهای نجیب همکلاسی‌ام عقد کردیم. در این مدت هم من و هم همسر آینده‌ام درس خواندیم و لیسانس گرفتیم و در اداره‌ای مشغول به کار شدیم، بعد از یک سال و 6 ماه تصمیم به ازدواج گرفتیم که مادربزرگ همسرم فوت کرد و ما به خاطر احترام به صاحبان عزا 6 ماه منتظر ماندیم. بعد از 6 ماه، عمه پدرم فوت کرد، بعد از 3 ماه پدربزرگ همسرم فوت کرد، خلاصه ماه‌ها می‌گذرد و ما در اداره و محل کارمان، انگشت‌نمای خاص و عام شده‌ایم و...»

یکی از رسم‌های قدیمی در فرهنگ ما این است که وقتی از اقوام و بستگان فردی فوت می‌کند، برای حفظ احترام به خانواده متوفی، جشن و عروسی به تعویق می‌افتد. هرچند که در مراسم هفتم و گاهی چهلم درگذشتگان، صاحب عزا از بستگان و اقوام می‌خواهد که برای شادی مرحوم یا مرحومه لباس مشکی را دربیاورند، ولی برگزاری جشن عروسی تابو محسوب می‌شود و در این میان زوج‌های جوانی هستند که ماه‌ها و گاهی سال‌ها محکومند تا ازدواج‌ها را به تاخیر بیندازند تا از نیش و کنایه بستگان و فامیل در امان باشند.

رسول م. کارشناس مسائل اجتماعی می‌گوید: «این که مشاهده می‌کنید مدت‌ها عروسی‌ها به تعویق می‌افتد و برگزاری مراسم عقد و عروسی بی‌احترامی محسوب می‌شود، جز به سنت‌های ساختگی توسط خود ما به هیچ چیز دیگر ارتباطی ندارد.» در یکی از وبلاگ‌ها با رد این که چنین سنت‌هایی حتی ریشه دینی هم ندارند‌، آمده است: اگر چنین رفتاری ناپسند بود، محدثان بزرگ مانند شیخ طوسی و علامه مجلسی ذکر نمی‌کردند که حضرت زهرا(س)‌ تنها 16 روز پس از فوت خواهرش رقیه که بزرگسال و متاهل بود، ازدواج کرد و حتی جشن مختصری برای آنان گرفته شد.

ازدواج با زن مطلقه

«اون زن اگر وفا داشت با شوهر اولش می‌ساخت» این جمله خانم 70 ساله‌ای است که حاضر نیست پسر مجردش با زنی ازدواج کند که یک‌بار عقد کرده و جدا شده و حالا صاحب یک فرزند یک‌ساله است.

مرجان اهورا که دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره است می‌‌گوید: «متاسفانه زنان پس از طلاق با مشکلات بیشتری برای ازدواج روبه‌رو هستند، مردان فقط چند ساعت بعد از طلاق می‌توانند با زن دیگری ازدواج کنند، اما زنان چنانچه فرصتی برای ازدواج مجدد داشته باشند، بدون آن که درباره همسر سابقشان قضاوت شود، طرد و منزوی می‌شوند. در بسیاری از خانواده‌ها ازدواج پسر با زن مطلقه ناپسند است و این امر فقط ریشه در یک عادت فکری اشتباه دارد که در هیچ کتاب روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، دینی و ... تایید نمی‌شود.»

کی برای بله‌برون خدمت برسیم؟

«من گفته بودم که پدرم فوت شده و من و مادرم در یک آپارتمان 45 متری زندگی می‌کنیم، روز خواستگاری هم پدر و مادر خواستگارم، وضعیت خانه و زندگی‌مان را حسابی ورانداز کردند، اما روز بله‌برون 30 نفر را با خودشان آورده بودند، از خواهر و برادر و همسران و بچه‌هایشان تا پدربزرگ و مادربزرگ و خاله و عمه و دایی و عمو و همسرانشان و چند نفر از عموهای مادرشان و ... که دیگر جا برای نشستن نبود و من و مادرم از خجالت آب شدیم، جواب داماد هم این بود: با همه رودربایستی داریم، نمی‌توانستیم بعضی‌ها را دعوت کنیم و بعضی را دعوت نکنیم.»

خانم سارا 28 ساله است و از روز بله‌برونش چنین می‌گوید:« ما حتی استکان و فنجان چای به اندازه کافی نداشتیم، چون قبلا نمی‌دانستم قرار است 30 نفر مهمان با خودشان بیاورند. چند سری چای دادم، اصلا تمام وقت من به توزیع چای گذشت، عرق از سر و رویم می‌بارید، تمام آرایشم پاک شده بود، بیچاره مادرم خیلی حرص خورد‌ تمام اعضای خانواده طوری از سر تا پا نگاهم می‌کردند که انگار پشت ویترین یک مغازه ایستاده‌اند و هر کسی زیر گوش آن یکی چیزی می‌گفت، دست آخر هم آنقدر عصبانی شدم که همان جا گفتم‌ با اجازه مادرم، من قصد ازدواج ندارم و بدون خداحافظی به اتاق دیگری رفتم.»

بله‌برون از جمله رسم‌های‌ خاطره‌انگیز قبل از جشن عروسی است. در گذشته خانواده‌ها و بزرگ‌ترهای فامیل یک‌جا جمع می‌شدند و به خانه عروس می‌رفتند، خانه عروس هم که معمولا حیاط و پنج‌دری و هشتی و حوض و ... داشت می‌توانست یک گردان مهمان را در خود جای بدهد. اما الان که متوسط متراژ آپارتمان‌‌ها 70 ـ 60 متر است، بله‌برون هم شکل و شیوه‌ای پیدا کرده که باید به آن توجه شود. چراکه رودربایستی با بزرگ‌ترهای فامیل می‌تواند اصل و اساس بله برون را زیر سوال ببرد.

به هر حال هر ازدواجی در هر فرهنگی تابع سنت‌ها و رسم‌ها و آدابی است که رعایت آن ازدواج را شیرین‌تر و خاطره‌انگیزتر می‌کند، اما این روزها برخی سنت‌ها که تنها از گذشته آمده و ریشه در هیچ جایی ندارند،‌ فقط دست و پا گیرند و با توجه به تغییر شرایط اجتماعی، اقتصادی و خرده‌فرهنگ‌های جامعه برای ازدواج و پیوند بین جوانان، مزاحمت ایجاد می‌کنند.

کتایون مصری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها