گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

مولای پاسداران

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌ های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله: «مولای پاسداران» ، «حفظ انقلاب و دفاع از خط رهبری» ، «ضرورت افزایش‌ آمادگی‌ها در برابر تهدیدها» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۳۹۸۷۱

کیهان: «مولای پاسداران»

مولای پاسداران یادداشت روز کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می خوانید:

1- سال چهارم هجری است. چند روزی بیشتر به سوم شعبان نمانده. این روزها و شب ها مدینه فرشته باران است. عطر یک بشارت بزرگ در شهر پیچیده است؛ بشارتی سبز و سرخ!

ام ایمن این شبها خواب و خوراک ندارد. گریه، امان از کف اش ربوده است. ثانیه ها و دقیقه ها برای او سنگین و سخت می گذرند. دلهره و تردید تمام وجودش را گرفته؛ خدایا! این چه خوابی است که من دیده ام؟!... او در عالم رویا «پاره های تن پیامبر» را در خانه خود یافته است؛ خدایا اعضای تن پیامبر خدا(ص) در خانه من چه می کنند؟!

ام ایمن وحشت زده است. آشفتگی و پریشان حالی او، همسایه ها را به سراغ پیامبر(ص) می فرستد؛ ام ایمن تمام دیشب را نخوابیده و لحظه ای گریه اش بند نیامده است...

رسول خدا (ص) ماجرا را که می شنود، پاره ای درنگ می کند و لبخندی که به چشمه رحمت الهی متصل است، بر لب می نشاند. پیامبر این روزها منتظر است. چشم به راه طاووس اهل بهشت، کشتی نجات و امان اهل زمین. پیامبر خواب او را اینگونه تعبیر می کند؛ «ای ام ایمن! به زودی دخترم فاطمه فرزندی به دنیا خواهد آورد که تو دایه او می شوی.

بدین سان پاره تن من در خانه تو خواهد بود». ام ایمن آرام می گیرد. با لبخند پیامبر خدا، می خندد. خوشه های تردید و اضطراب در دل ام ایمن، شکوفه بشارت تولد فرزند رسول الله(ص) می دهد.

کار نزدیک است. جبرییل امین از خدا فرمان می گیرد؛ همراه با ملکوتیان نزد محمد(ص) شو و تهنیتش بگو. جبرییل و فرشتگان، صف در صف رو به حضرت رسول می آورند. در وقت فرود به «صلصائل» می رسند، فرشته ای که حق تعالی بر او خشم گرفته و از صف فرشتگان رانده شده بود.

صلصائل چون جبرییل را در آن حال می بیند که همراه با ملائکه مقرب تسبیح گو و تهلیل کنان می روند و وقتی از ماجرای تولد فرزند رسول خدا با خبر می شود، می گوید؛ ای جبرییل! محمد (ص) را سلام برسان و از وی بخواه مرا شفاعت کند تا حق تعالی از تقصیر من درگذرد.

جبرییل به حرکت می آید. سر راه «فطرس» را می بیند که پر و بالش سوخته و در جزیره ای افتاده و 70 سال است به امید آنکه خدا را خشنود کند، سر به سجده دارد و عبادت می کند. ماجرا را می شنود و به امید شفاعت «رحمه للعالمین» همراه جبرییل و فرشتگان می شود و نزد پیامبر(ص) می آید.

... وقت سحر است. زمین شانه های خود را برای قدوم فرزند آفتاب آماده کرده است. فرشتگان دور فاطمه حلقه زده اند. زمین تندتند نفس می زند. حالا خانه علی، مرکز عالم شده. معجزه الهی است که آن خانه کوچک، خیل فرشتگان را در خود جای داده! ضربان قلب عالم تندتر می شود. پاهای زمین می لرزد. احساس تشنگی دارد دریا را می کشد. هلهله فرشتگان هر لحظه بیشتر و بیشتر می شود. لحظه حلول نزدیک است...

صدای «یا علی» فاطمه با «الله اکبر» اذان درهم می آمیزد. «خورشید» متولد می شود. حالا دیگر نور «حسین» که سالها پیش از خلقت آدم در افلاک غوطه می خورد، در قاب جسم خویش حلول می کند.

عطر «حسین» در ایوان ملائک می پیچد. ملائک، تبریک گوی پروردگار می شوند. ذرات جهان به سجده درمی آیند و ذکر «یاحسین» می گیرند. خدا از رعد گریه های شبانه علی(ع)، باران رحمت خود را بر عالمیان می باراند.

اما، هیچ کس نمی داند چرا بغض و لبخند فرشته ها درهم آمیخته؟! اسماء، فرزند علی و فاطمه را در پارچه ای سفید می پیچد و در آغوش پیامبر می گذارد. رسول خدا، اذان و اقامه در گوش «جان عالم» می خواند. دردانه فاطمه را می بوید و می گرید و در جواب تعجب اسماء و هنگامه فلق شعبان المبارک، خبر از محرم الحرام می دهد، خبر از یک روز؛
روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
بر خشک چوب نیزه ها گل کرد خورشید
شید و شفق را چون صدف در آب دیدم
خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم
فریادهای خسته سر بر اوج می زد
وادی به وادی خون پاکان موج می زد...

از همان روز که حسین(ع) آمد، شمشیرهای حقد و فرومایگی با چرب و شیرین دنیای مفلوک، آخته و زهرآگین شدند. لب ها برای تشنگی آبدیده شده و کافران کوردل دست به کار تیز کردن تیغ کینه کهنه خود گشتند. مولود عشق امروز در آغوش پیامبر، مهیای فردای مجاهده و «هل من ناصر» خویش است. حقیقت تلخی است اما؛ زمین رسم مهمان نوازی آسمانیان را نمی داند.

2- امروز، روز پاسدار است. دیروز رهبر معظم انقلاب در آستانه سالروز ولادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و روز پاسدار در جمع صمیمی فرماندهان و پرسنل این نهاد انقلابی با اشاره به چگونگی شکل گیری سپاه پاسداران ، سپاه را نهادی جوشیده از دل مساجد، مدارس، دانشگاهها و برآمده از خانه ها و دل های مومن مردم برشمردند و فرمودند: «کسی سپاه را خلق نکرد، بلکه این نهاد به اقتضای نیاز زمان شکل گرفت و هرجا و هر عرصه ای که لازم بود به پاسخگویی به نیازهای انقلاب و کشور پرداخت.»

بی تردید یکی از کلیدی ترین عناصر شکل گیری و حیات نهاد انقلابی سپاه، وجهه و خاستگاه مردمی آن است. سپاه جمعی خستگی ناپذیر و خلاق است که با تکیه بر مبانی اعتقادی و ارزشی به اقتضای پاسداشت انقلاب و آرمانهای امام و رهبری، در هر عرصه ای که لازم بوده وارد شده و ویژگی خط شکنی خود را همواره حفظ کرده است.

پس از دفاع مقدس و نقش محوری سپاه در اداره جنگ، این نهاد توانست امکانات و شرایط خود را با اقتضائات پس از جنگ منطبق کرده و با اقتدار وارد عرصه تولید و سازندگی - خصوصا در مناطق محروم - شود. صدها پروژه بزرگ راه سازی، پل سازی، ساخت تونل، آب رسانی، سدسازی و ... حاصل تلاش خالصانه فرزندان انقلاب است.

فرماندهی کل قوا با اشاره به درخواست مسئولان دولت وقت پس از جنگ برای ورود سپاه به عرصه سازندگی می فرمایند: «در این عرصه نیز سپاه هر جا حضور یافت بهترین اقدامات سازندگی را انجام داد و این واقعیات نشان می دهد که این نهاد مردمی در پرتو وفاداری به شاکله معنوی خود، از سازمانی منعطف برخوردار است که براساس نیازهای زمان، روز به روز متحول و متکامل نیز شده است.»

شاید سپاه به اقتضای شرایط جنگ، وجهه نظامی اش غلبه پیدا کرد وگرنه شاکله اصلی آن آمیزه ای از دلاوری در جنگ، دلدادگی به مردم، بصیرت در فتنه، تیزبینی در کارزار نرم، کارآمدی در سازندگی و... است که نمی توان آن را با هیچیک از سازمانهای نظامی جهان مقایسه کرد.

بسیاری از فعالیت های سپاه در عرصه های علمی، تکنولوژیک، ارتباطات، امور فرهنگی و اجتماعی صورت گرفته و می گیرد و در این میان نخبه های زیادی که وفادار به انقلاب هستند را تقدیم نظام کرده است.

سپاه روزگاری برای مهار تروریسم و جنگ های داخلی، در شرایط بحرانی اوایل دهه 60 وارد عرصه امنیت داخلی کشور می شود و روزی در کارزار سازندگی و توسعه کشور قدم به مناطق محروم و روستاها می گذارد. روزی هم در کنار پذیرش مسئولیت و مدیریت شهری به ویژه در مناطق مرزی و جنگی، مجلات فرهنگی و جزوات تحلیل سیاسی منتشر می کند.

نگاه حق بین سپاه و بصیرت پاسداران انقلاب باعث شد تا در فضای غبارآلود و پرابهام وقایع فتنه انگیزی چون 18تیر و فتنه 88 واقعیات و مصالح نظام و کشور را به درستی تشخیص دهد و در عمل به وظایف خود سربلند و استوار بیرون آید.

فرمانده معظم کل قوا با اشاره بر لزوم حفظ هویت نهادی سپاه، این نهاد را شجره طیبه ای خواندند که به فرموده قرآن کریم در هر دوره، ثمره خاصی بروز می دهد و تاکید فرمودند که این عملکرد و ویژگی تحسین برانگیز باید ادامه یابد.

3- شاید اگر بال های فطرس ملک در آتش قهر الهی نمی سوخت، هیچگاه لطافت دست های حسین(ع) را پیدا نمی کرد. شاید اگر در آن جزیره دورافتاده و در پس تاریکی ها، هفتاد سال خدا را صدا نمی زد، هیچ وقت توفیق حضور در ساحت قدسی آن حضرت را نمی یافت؛ فطرسی که با بالهای شکسته و چشمان اشک آلود بر شانه های فرشتگان نشست و به امید شفاعت به پابوس فرزند رسول خدا آمد و قنداقه حسین مرهم بالهای شکسته و پرهای سوخته اش شد.

یا اباعبدالله! بیا و چشم های زیبا و مهربانت را به روی ما بگشا!
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت وگوی تو خیزم به جست وجوی تو باشم

سلام ما بر تو، روزی که متولد شدی و روزی که از دنیا رخت بر بستی و روزی که دوباره زنده و مبعوث می شوی.

جمهوری اسلامی: «تحلیل سیاسی هفته»

تحلیل سیاسی هفته عنوان سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
ماه پرفضیلت رجب سپری شد و حسرت این ایام سراسر معنویت بر دل‌ها ماند ولی حلول ماه منسوب به پیامبر اکرم(ص)، شعبان المعظم و موالید شریف و مائده‌های آسمانی آن، غم را از دل‌ها می‌زداید.

فضای خلقت در این هفته غرق در شادی و سرور است. عرشیان و فرشیان و انسانهای طالب کمال که به دنبال کسب خیرات و برکات و بهره‌گیری از لحظات معنوی و قرب الی الله هستند، فرصت ماه شعبان را که در آستانه رمضان قرار دارد، مغتنم می‌شمارند.

خالق بی همتا و رب غفور در این ماه، امت پیامبر اکرم(ص) را به سوی مغفرت خویش فرا می‌خواند و او را به بهره‌مندی از ثواب و اعمال خیر دعوت می‌کند. کمک به محرومان، رفع حوائج مستمندان و باز کردن گره از مشکلات مردم برای ارتقاء عملی مومنان بسیار سفارش شده است. مناجات شعبانیه نیز از موارد توصیه شده‌ای است که خلوص معنوی و نزدیکی به رب العالمین را موجب می‌شود.

این ماه، ایام بسیار خجسته و اعیاد شعف انگیزی نیز دارد که میلاد بهترین و برگزیده‌ترین مخلوقات خدا از جمله آن است. روز سوم شعبان که در آن قرار داریم، سالروز میلاد مبارک سرور آزادگان جهان حضرت امام حسین بن علی علیه السلام و روز پاسدار، فردا نیز میلاد با سعادت سمبل مقاومت و فداکاری حضرت اباالفضل العباس علیه السلام و روز جانباز و طلیعه هفته آینده هم ولادت مسعود سرور عارفان و زینت عابدان حضرت امام زین العابدین علیه السلام است.

در نیمه این ماه نیز میلاد فرخنده دوازدهمین پیشوای معصوم، حضرت حجت بن الحسن المهدی امام زمان(عج) و گلشن دل افروز گیتی و مصلح الهی قرار دارد که جهانیان به ظهور او دلبسته و فرج او را آرزو می‌کنند.

امروز میلاد پربرکت احیاگر شریعت محمدی(ص) حضرت سیدالشهدا امام حسین علیه السلام است که با زندگانی درس آموز خود، مکتب ایثار و شهادت را متجلی ساخت و برای همیشه در تاریخ جاودان ماند. امروز نیز شجره شجاعت و فداکاری باگذشت اعصار به یاد آن سرو آزادگی و ولایت زنده است و از آن آب حیات و مکتب انسان ساز سیراب می‌شود.

به همین مناسبت امروز روز پاسدار نامگذاری شده تا در ا ین روز ملت ایران به پاسداران جان برکفی که از روزهای نخست پیروزی انقلاب با دست شستن از «نام» و «نان» ، سینه خود را آماج تیرهای دشمن کرده و برای آبیاری نهال انقلاب حاضر به جانفشانی شدند، افتخار کند.

واقعیت اینست که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نقش تعیین کننده‌ای در خنثی کردن توطئه‌های ضدانقلاب در روزهای پیروزی انقلاب و دفاع از موجودیت نظام در هشت سال جنگ تحمیلی داشته و این نقش پاسداری از آرمانهای انقلاب و دفاع از حیثیت نظام، کارکردی است که با نام سپاه پاسداران عجین گشته و استمرار آن از این نهاد انقلابی انتظار می‌رود.

قطعاً قداست سپاه نیز به ایفای همین رسالت است و هیچ گروه و شخصی نمی‌تواند به خود اجازه دهد حیثیت این نهاد مقدس که خونهای بسیاری برای آبیاری و بالندگی آن صرف شده وجه المصالحه اهداف شخصی و گروهی قرار گیرد.

طبعاً بالندگی و توانمندی سپاه پاسداران منوط به ادامه حراست از کیان انقلاب است و با این کارکرد مستقیم است که این نهاد مردمی می‌تواند همچنان استوار و مردمی بماند. به همین مناسبت دیروز جمعی از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با فرماندهی معظم کل قوا ملاقات کردند.

در این دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تقدیر از نقش سپاه در پاسداری از انقلاب بر مراقبت درونی از این نهاد مقدس و احساس مسئولیت نیروها و پیروی از حرکت مردمی انقلاب رهنمودهایی ارائه نمودند.

این هفته در صحنه بین‌المللی نیز شاهد تحولات تازه‌ای بودیم. در عراق، افزایش مداخلات آمریکا در بحبوحه رایزنی‌ها و مذاکرات برای تشکیل دولت جدید، بحران این کشور را پیچیده‌تر ساخته و بی ثبات‌تر شدن فضای سیاسی را سبب شده است.

کریستوفر هیل سفیر آمریکا در بغداد، این هفته از سفر قریب الوقوع بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا و شمار دیگری از مقامات ارشد واشنگتن به بغداد خبر داد. این درحالی است که از سفر اخیر بایدن به بغداد تنها 10 روز می‌گذرد.

هر چند سفیر آمریکا در بغداد مدعی شد که واشنگتن در مسائل داخلی عراق از جمله تعیین دولت جدید مداخله نمی‌کند و موضع بی طرفی نسبت به دولت آینده دارد ولی گروه‌ها و سیاستمداران عراقی با رد این ادعا، آمریکا را به دخالت‌های گسترده در امور عراق از جمله در مسئله تشکیل دولت متهم کرده و نسبت به ادامه این سیاست غیرقانونی و توسعه طلبانه معترض بوده‌اند.

در این باره گروه صدر به سفرهای پی در پی مقامات آمریکایی به ویژه جو بایدن، معاون اوباما به عراق اعتراض کرده و نسبت به تبعات آن هشدار داد. «محمود عثمان» سیاستمدار کرد عراقی نیز تاکیدکرد بایدن به منظور به قدرت رساندن «ایاد علاوی» رئیس فهرست العراقیه و رقیب اصلی جناح شیعه، به عراق رفت و آمد می‌کند.

تشکیل دولت جدید عراق پنج ماه است در بن بست قرار دارد و گفتگوهای طولانی و متعدد گروههای سیاسی نیز تاکنون ثمری نداشته است. اختلاف اصلی میان گروه العراقیه به ریاست ایاد علاوی نخست‌وزیر سکولار اسبق عراق از یکسو و دو تشکل ائتلاف ملی و دولت قانون وابسته به شیعیان، از سوی دیگر می‌باشد.

العراقیه که طیفی از شیعیان سکولار، گروههای سنی و همچنین عناصر وابسته به رژیم سابق عراق را در خود جای داده است با اصرار بر دو کرسی اضافه‌ترش در ا نتخابات مجلس،‌ مدعی است که حق تشکیل دولت در انحصار این تشکل است و نخست‌وزیر را باید این گروه انتخاب کند.

العراقیه، البته در موضع گیری‌هایش از حمایت‌های آشکار و پنهان آمریکا و عربستان نیز برخوردار است.در مقابل، جناح شیعه قرار دارد که پس از تشکیل ائتلاف اخیر 159 کرسی پارلمان یعنی نزدیک به نیمی از کل کرسی‌ها را در اختیار گرفته است و به عنوان قدرتمندترین فراکسیون، تشکیل دولت را حق خود می‌داند.

در تازه‌ترین تحول، درحالی که گروه‌های سیاسی نتوانستند تا موعد اعلام شده یعنی 23 تیرماه برای تشکیل جلسه مجلس به منظور تعیین دولت به توافق برسند مقرر شد دو هفته دیگر این امر به تعویق بیفتد.

بسیاری از ناظران تشکیل دولت طی دو هفته آینده را نیز بعید می‌دانند چرا که اختلافات اساسی همچنان پابرجاست و ریشه اصلی این اختلافات را اعمال نفوذ خارجی به ویژه از سوی کاخ سفید عنوان می‌کنند.

این هفته، افغانستان نیز شاهد اوجگیری حملات علیه نیروهای غربی بود و شماری دیگر از نیروهای ناتو کشته شدند. تشدید عملیات شورشیان علیه اهداف اشغالگران غربی و افزایش بی سابقه تلفات غربی‌ها موجی از نگرانی و وحشت را در میان کشورهای عضو ناتو برانگیخته است و زمزمه خارج کردن نیروها از افغانستان در میان مردم کشورهای عضو ناتو اکنون از هر زمان دیگری قوی‌تر به گوش می‌رسد.

محافل سیاسی و مطبوعاتی غرب اکنون متحدالقول به بیهوده بودن جنگ افغانستان تاکید می‌کنند و پیروزی در این جنگ را برای ناتو دور از دسترس قلمداد می‌کنند. این هفته حامد کرزای از سازمان ملل درخواست کرد که اسامی دست کم 50 مسئول گروه طالبان را از لیست سیاه خود حذف کند.

در واکنش به این درخواست سازمان ملل اعلام کرد فعلاً خارج ساختن اسامی 10 نفر از افراد مذکور را از فهرست سیاه دردست بررسی دارد. در همین رابطه، یک مقام ارشد نظامی آمریکا نیز تاکید کرد واشنگتن از سیاست کابل در مصالحه با طالبان حمایت می‌کند.

تغییر رویکرد واشنگتن در قبال طالبان، که تا چندی پیش، این گروه را در کنار القاعده رأس همه گروههای تروریستی می‌دانست و مدعی بود به چیزی کمتر از مرگ و یا دستگیری سرکردگان آن رضایت نخواهد داد، با هر توجیهی که صورت گرفته باشد بیانگر باج دهی آشکار آمریکا به این گروه است و با توجه به ماهیت و عملکرد طالبان، سیاست جدید آمریکا می‌تواند تبعات خطرناکی را برای افغانستان و کل منطقه ایجاد نماید.

اکنون بارخدادهای تازه، یکبار دیگر مسجل شد که آمریکا خود در بوجود آمدن و بقای این گروه‌های تروریستی دست دارد و ادعاهای آنها مبنی مبارزه با تروریسم و غیره، دروغی بیش نیست و هر زمان که منافع آنها اقتضا نماید حاضر هستند بر کلیه شعارها و ادعاهای خود پا بگذارند و با تروریست ها از در مصالحه و مذاکره برآیند.

پذیرش علنی سازش با طالبان یک نکته دیگر را نیز در بردارد و آن شکست کامل سیاستهای آمریکا و ناتو در مقابله با بحران افغانستان می‌باشد.

دولت باراک اوباما که با شعار تغییر در سیاستهای دولت قبلی آمریکا بر سر کار آمد و وعده داد در سریع‌ترین زمان سربازان آمریکا را از افغانستان خارج خواهد ساخت اکنون نه تنها نتوانسته است به این وعده عمل کند بلکه به دلیل تشدید بحران و عمیق‌تر شدن باتلاق افغانستان دهها هزار نیروی جدید نیز به این کشور گسیل کرده است. با اینحال این تمهیدات نیز نتوانسته است گشایشی در گره کور بحران افغانستان ایجاد نماید.

این هفته در موضوع بحران فلسطین نیز شاهد تحرکات تازه‌ای بودیم. اوایل هفته در فلسطین اشغالی و مصر اعلام شد که نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی و محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان روز دوشنبه به قاهره می‌روند تا با تلاشی دوباره، شاید بتوانند به پیکر نیمه جان سازش رمق دوباره‌ای بدهند و به نحوی مذاکرات سازش را احیا کنند که با وخیم‌تر شدن حال مبارک، این سفر پا نگرفت و ظاهراً تا زمان روشن شدن وضعیت جسمی مبارک این ماموریت به تعویق افتاده است.

مبارک که چند ماه قبل نیز به دلیل بیماری مدتی را در آلمان بستری بود اکنون نیز برای مداوا به آن کشور می‌رود. هرچند تاکنون گزارش روشنی از وضعیت مبارک اعلام نشده است ولی برخی منابع خبری حال وی را نامساعد خوانده‌اند.

مبارک از ستون‌های اصلی سیاست آمریکا در خاورمیانه می‌باشد و قطعاً هرگونه غیبت وی از صحنه سیاسی خاورمیانه ضربه سنگینی به استراتژی خاورمیانه‌ای واشنگتن و همچنین تل آویو وارد خواهد ساخت. به همین دلیل بیشتر از آنکه مردم مصر نسبت به بیماری مبارک حساس باشند این آمریکایی ها و صهیونیست ها هستند که خواستار بهبودی وی و بازگشت او به صحنه هستند.

رسالت: «حفظ انقلاب و دفاع از خط رهبری»

حفظ انقلاب و دفاع از خط رهبری عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می خوانید:

بر اساس اصل یکصد و پنجاهم قانون اساسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می ماند.ماموریت پاسداری از انقلاب که به واسطه قانون اساسی بر دوش سپاه گذاشته شده است در برهه های مختلف زمانی و مکانی اقتضائات خاص خود را می طلبد.

با تشکیل سپاه پس از انقلاب اسلامی بیشتر جوانان پر شور انقلابی با عضویت در این نهاد تازه تاسیس، بدنه مردمی آن را تشکیل دادند. در واقع اکثر خانواده های ایرانی به نحوی از انحاء با این نهاد انقلابی مرتبط بودند و یا به طور مستقیم یکی از عزیزانشان در سپاه مشغول خدمت به مردم و نظام اسلامی شد. با آغاز جنگ تحمیلی در1359  رویش های مردمی سپاه افزایش یافت.

بسیج عملا فضایی بود تا پاسخگوی استقبال بی نظیر مردم از نهاد انقلابی سپاه باشد . رشادت و جانبازی پاسداران در کنار برادران ارتشی که منجر به موفقیت های بی نظیر جبهه حق علیه باطل در 8 سال جنگ تحمیلی گشت ، بیش از پیش پایگاه اجتماعی و محبوبیت مردمی سپاه را تقویت کرد. با پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598  سپاه پاسداران ضمن حفظ، تداوم و تقویت بنیه نظامی خود وارد فاز سازندگی کشور شد و توانست خدمات شایان توجهی را در عرصه های اقتصای و اجتماعی به ملت ایران ارائه دهد. اجرای پروژه های بزرگ اقتصادی وزیر بنایی همچون سدها، پالایشگاه ها، راه ها و ... تنها بخش کوچکی از زحمات و خدمات پاسداران انقلاب است.

همراه با موج دوم و سوم انقلاب اسلامی در سالهای آغازین هزاره سوم و گسترش نفوذ مادی و معنوی جمهوری اسلامی در میان ملت های مسلمان و غیر مسلمان طبیعتا وظایف سپاه پاسداران نیز گسترش یافت.

از آنجا که سپاه صرف نظر از بعد نظامی از یک بنیه قوی فرهنگی و فرهنگساز برخوردار بود بخشی از مسئولیت حرکت معنوی جمهوری اسلامی به پاسداران انقلاب واگذار شد. امروز هم سپاه در جبهه مواجهه با نبرد نرم دشمن حضور دارد.

در واقع در راستای ماموریت پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن در مقطعی سپاه اسلحه به دوش گرفت و در برابر تهاجم دشمن خارجی ایستاد، در دوره ای این ماموریت خطیر در سازندگی کشور متبلور شد، در حال حاضر هم همان رسالت سابق اما به شکل پیچیده تری در مواجهه با نبرد نرم همه جانبه دشمن تجلی یافته است اما صرف نظر از شکل این ماموریت مهم این است در31  سال گذشته سپاه پاسداران به خوبی توانسته است نقش خود را در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن ایفا نماید.

سپاه پاسداران جزء آن دسته از سازمان های مردم نهادی است که پس از گذشت بیش از سه دهه ضمن حفظ هویت و شاکله اصلی خود عملکردی متناسب با نیازهای زمان داشته است و کمتر کسی می تواند مدعی شود که سپاه به یک سازمان پیر و یا ملول تبدیل شده است.

سپاه پاسداران ضمن انعطاف پذیری خارق العاده در31  سال گذشته روز به روز متکامل تر شده است و در شرایط کنونی به عنوان بازوی پر توان انقلاب که از متن مردم جوشیده است پاسدار ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران ، حفظ هویت و شاکله اصلی و عمل براساس نیاز زمان را ویژگی بارز سپاه خواندند و خاطرنشان کردند:«سپاه در سالهای اولیه انقلاب ، در مقابله با ضدانقلاب در خیابانهای تهران - در مسائل استان های مرزی - 8 سال دفاع مقدس و دیگر عرصه های متفاوت و مختلف، هویت خود را حفظ کرد اما با انعطاف لازم، شکل خود را براساس نیاز زمان، تنظیم کرد تا بتواند به وظایفش عمل کند».

در حوادث سال گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مقتدرانه از جمهوریت نظام و آرای مردم که یکی از دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی است دفاع کرد و اجازه نداد که اراده مردم برای اداره کشور پای منافع متمکنین و قدرتمندان ذبح شود.

از چند ماه قبل از انتخابات22  خرداد حمله به نهادهای انقلابی بخصوص بسیج، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان ترفندی نخ نما برای زیر سئوال بردن نقاط استقرار و حیاتی نظام اسلامی در ایران به منظور بحران سازی و زیست سیاسی بحرانی شروع شد.

در این انتخابات به موازات تخطئه سلامت انتخابات پروژه سیاست زدایی از سپاه و بسیج در دستور کار دشمنان انقلاب قرار گرفت که البته از ماهها پیش با هدایت های خارجی این موضوع کلید خورده بود.

هر چند هنوز چندین ماه تا انتخابات ریاست جمهوری زمان باقی بود اما ماشین هایی هر چند با چراغ خاموش استارت زده بودند تا شاخ و برگ سیاسی این شجره طیبه را قطع کنند.

این توطئه با هوشیاری فرماندهان بصیر سپاه ناکام ماند و تیر دشمن به سنگ خورد. چرا که به تعبیر سردار محمدعلی جعفری سپاه نباید صرفا با اسلحه از انقلاب دفاع کند بلکه سپاه قبل از نظامی بودن یک سازمان امنیتی سیاسی است و فلسفه وجودی آن، دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن است و باید بر اساس تهدیدات روز خود را آماده کند.

سپاه بدون سیاست یعنی بسیج سکولار، یعنی بریدن از آرمانها و شعارهای انقلاب، یعنی پشت پا به منطق حضرت امام(ره) در اداره حکومت اسلامی  و ... این تعریف انحرافی با  گفتمان انقلاب اسلامی جور در نمی آید.

سپاه همزاد انقلاب اسلامی و از جنس انقلاب است. سپاه پاسداران بنابر تعریف قانون اساسی یکی از مواضع Stablishment   یا نقطه استقرار نظام سیاسی در ایران  می باشد.

در واقع اطلاق «پاسداران انقلاب اسلامی» با مسمایی کاملا قانونی و برنامه ریزی شده برای آتیه نظام اسلامی، عرفی شده است اما امروز پیکان حملات ناموجه دشمن به سوی این نقطه کانونی و موضع صیانت از ارزشهای نظام نشانه رفته است البته تهاجمات سخت و نرم دشمن علیه سپاه پاسداران از ابتدای پیروزی انقلاب تداوم داشته است اما نقطه تمایز حملات اخیر علیه سپاه اطلاع و آگاهی دشمنان انقلاب از نقش آفرینی موثر سپاه در دفاع از جهتگیری های اصلی انقلاب اسلامی است که سال گذشته نمونه عینیآن را جهانیان به چشم دیدند. سپاه نشان داد که در دفاع از خط رهبری و حفظ انقلاب حاضر به هیچ معامله و مجامله ای نیست.

امروز در آستانه چهارمین دهه از عمر پر برکت نظام اسلامی فضای کشور مهیای تحرک بیش از پیش پاسداران انقلاب اسلامی برای اثرگذاری مثبت بر حیات سیاسی و اجتماعی جامعه است لذا شایسته است سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با درک واقعیات کشور نظیر پختگی سیاسی مردم، برنامه ریزی پیچیده دشمن در نبرد نرم علیه جمهوری اسلامی، گسترش تفکر انقلاب اسلامی در جهان، شتاب پیشرفت در کشور، ثبات انقلاب و... مبتنی بر هویت استعلایی خود متناسب با نیازهای زمان الگوهای مطلوب عملکردی و رفتاری را در بزرگترین سازمان مردم نهاد کشور طراحی و عملیاتی نماید.

تهران امروز: «ضرورت افزایش‌ آمادگی‌ها در برابر تهدیدها»

ضرورت افزایش‌ آمادگی‌ها در برابر تهدیدها عنوان یادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم حسام‌الدین کاوه است که در آن می خوانید:

گزینه اقدام نظامی هنوز روی میز هست و این گزینه هرگز حذف نشده است. این جمله یا جمله‌هایی مشابه آن را مدت‌هاست که از زبان دشمنان ایران به ویژه دولت ایالات‌متحده می‌شنویم یا می‌خوانیم. مدت‌هاست که در صدر خبرهای شبکه‌های خبری جهان از آمادگی یورش نظامی آمریکا یا رژیم صهیونیستی به ایران سخن گفته می‌شود و گاه چنین ادعا می‌کنند که ممکن است رژیم صهیونیستی خودسرانه اقدام به حمله نظامی به ایران کند.

گزینه نظامی توهم یا واقعیت، بلوف سیاسی یا تهدیدهای جدی، تفاوتی در نوع نگاه و رویکرد نظام اسلامی به واقعیت‌های جهان امروز نخواهد داشت. ریشه روش و رویکرد نظام جمهوری اسلامی، امت و رهبری در واقعیت «اعتقادی» و «ایمان نهادینه» شده‌ای نهفته است که از اسلام ستم‌ستیز و سلطه‌ناپذیر سرچشمه می‌گیرد.

حقیقت آن است که انسان جز در برابر خداوند قادر متعال نباید سر بر آستان هیچ قدرت مادی و ظاهری بگذارد. قدرت از آن خداست و پیروزی از آن مومنانی است که خداوند را یاری کرده‌اند: «ان تنصرالله، ینصرکم و یثبت اقدا‌مکم.»

ریشه قدرت و توان نظام جمهوری اسلامی در همین خداباوری و «غیر»‌گریزی است؛ «غیر» هر قدرتی است که به قصد سلطه و بهره‌کشی از جوامع دیگر، استکبار می‌ورزد، حیله‌گری می‌کند و از راه‌های گوناگون درصدد ارعاب جوامع و دولت‌های دیگر است.

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که نظام نابرابری، استثمار، استکبار و در یک کلمه «طاغوت» سایه خود را بر بخش‌ های بزرگی از کره خاک گسترده است اما این نظام زیاده‌خواه درست به علت آنکه زیاده‌خواه است، سرانجامی جز سرنگونی و شکست نخواهد داشت.
 
اما واقعا ایران اسلامی در برابر این نظام به ظاهر قدرتمند اما ناتوان، چه خواهد کرد و چه باید بکند؟ ملت ایران، دولت ایران، سپاه، بسیج و نیروهای نظامی، همگی وظیفه‌ای مشترک دارند، حفظ آمادگی در برابر تهدیدات نرم و سخت متنوع و گوناگون دشمن و نیز افزایش سطح آمادگی‌ها.

بی‌گمان مفهوم «جنگ نامتقارن»، ایستادگی و مقاومت غیرکلاسیک و غیرمتعارف در درون مرزهای ایران اسلامی در برابر دشمن نیست.

گرچه ممکن است تنوع روش‌های مقاومت در مرزهای ایران اسلامی، دشمن را دچار شگفت‌زدگی کند اما بعید است که «جنگ نامتقارن» تنها مرزهای کشور را در بر بگیرد. «جنگ نامتقارن» می‌تواند بهره‌گیری از تمام امکانات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری با تنوع گسترده‌ای از ابزارها و راهکارها در هر جایی که بتوان به منافع و نیروهای دشمن ضربه وارد کرد، باشد.

دشمن انتظار نداشته باشد که در صورت واقعیت بخشیدن به تهدیدهای بی‌اثر خود، ملت سلحشور و شهیدپرور ایران، تنها در مرزها از کشور، استقلال میهن و نظام اسلامی‌اش دفاع خواهد کرد. فرزندان غیور ایران اسلامی، دشمن را حتی در دورترین نقاطی که تصورش هم بعید است، رصد می‌کنند و زیر نظر دارند و آماده‌اند تا در صورتی که «گزینه نظامی» معروف بر اثر خبط سیاستمداران دولت و دشمن، عملی شود، آنگاه آنان نیز ضرب شست خود را به خصمی که دور تا دور ما اردو زده است،‌ نشان دهند.

رهبر فرزانه انقلاب و فرمانده معظم کل قوا در جمع هزاران نفر از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، فرموده‌اند: «چه تهدیدها پوشالی باشد و چه واقعی؛ بدون شک برای حفاظت از انقلاب اسلامی، ملت عزیز ایران و کشور پرافتخار ایران باید برای هرگونه شرایطی آماده باشیم.»

فرمایش رهبر معظم انقلاب در جمع سپاهیان غیور، معنایی جز این ندارد که اکنون و از این پس، وظیفه هر ایرانی مسلمان پایبندی به انقلاب اسلامی است که در افزایش آمادگی‌های خویش بکوشد. افزایش آمادگی‌ها در دو سطح باید محقق شود ؛ نخست در سطح اعتقادی و باورهای دینی و انقلابی، نیروهای مسلح، جوانان و در مفهوم گسترده آن تمام ملت شریف ایران، باید در زمینه افزایش سطح اعتقادی و باورهای دینی و انقلابی بکوشند. دوم در سطح سخت‌افزاری نیز ‌باید از هر گونه امکان و ابزاری که بتواند به کار دفاع پویا و فعال بیاید، بهره گرفت.

افزایش سطح توان سخت‌افزاری نیز باید در دستور کار نیروهای پژوهشی و تحقیقاتی در دانشگاه‌ها، مراکز پژوهش و تحقیقاتی، بسیج، سپاه و... قرار گیرد.

امروزه ایران اسلامی،‌ همچون کشتی نجاتی می‌ماند که از میان توفان‌ها و تندبادها، گردبادها و ورطه‌ها راه به ساحل آرامش می‌کشد اما برای رسیدن به کرانه‌های آسودگی و آرامش، نیاز است تا همه سرنشینان کشتی همدل و یک زبان، همراه و متحد با هم، اولا فرمان‌های کشتی‌بان و ناخدا را به گوش دل بسپارند و اجرا کنند و ثانیا مانع از تفرقه نیروها یا ایجاد رخنه در کشتی و رسوخ عوامل مزاحمی که تاثیرات منفی بر کارکرد کشتی می‌گذارند، شوند.

ابتکار: «اتمام دوران بردگی مدرن»

اتمام دوران بردگی مدرن عنوان نگاه ویژه روزنامه ابتکار به قلم علیرضا فرقانی است که در آن می خوانید:
بحث نشت نفت در خلیج مکزیک مدتی است که گریبان گیر ملت و دولت آمریکا شده است. البته با وجود گذشت چندین هفته از این فاجعه در خوشبینانه ترین حالت، زمان جلوگیری از نشت نفت و ادامه فاجعه را به دو ماه دیگر موکول می‌کنند.

این در حالی است که بنا به اذعان اکثر مهندسین آمریکایی، این پیش بینی مقامات دولتی چیزی جز بلف نیست وامکان حل این معضل در کمتر از 6 ماه دیگر امکان پذیر نخواهد بود.

تبعات گسترده این فاجعه ایجاب می‌کند که علاوه بر بررسی دلیل این ناتوانی تکنیکی و عجز تکنیسین‌های آمریکایی و مقیم آمریکا، زوایای مختلف دیگری من جمله بازتاب روانی قضیه مورد بحث و بررسی قرار بگیرد.

دیپلماسی(فن مذاکره یا ایجاد ارتباط) دو بعد دارد؛ یکی دیپلماسی خصوصی و دیگری دیپلماسی عمومی. دیپلماسی عمومی در واقع آن روی دیگر سکه دیپلماسی خصوصی است که درعرض هم هستند و ضمانت اجرایی تصمیمات اخذ شده در محافل خصوصی را بیشتر می‌کند.

در واقع هدف از دیپلماسی عمومی تاثیرگذاری بر روی قلب‌ها و مغزها با استفاده از اقناع، ارضا، تهدید، تحکیم، تشویق و... افکار عمومی در حمایت و بهتر اجرایی کردن دیپلماسی خصوصی می‌باشد.

از این جهت است که در دهه‌های اخیر، دیپلماسی عمومی اهمیتی در سطح معاونت دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده پیدا کرده و به یکی از محوری ترین دستگاه‌ها در پیشبرد اهداف داخلی و خارجی آمریکا تبدیل شده است.

40 شبکه تلویزیونی و اجرای برنامه‌های رادیویی به 70 زبان تحت نظارت معاونت دیپلماسی عمومی، خود گویای گستردگی دامنه وعمق کاری و میزان اهمیت این معاونت می‌باشد. این حجم از ابزارها برای تاثیرگذاری، منهای هالیوود است که متاثر از سیاستگذاری‌های این معاونت، میلیونها دلار برای ساخت فیلمهایی با بازار مصرف داخلی و خارجی هزینه می‌کند.

در نهایت، وظیفه دیده بانی، محاسبه، تصمیم، اجرا و فرماندهی جنگ نرم به عهده این معاونت گذاشته شده است. یکی از مهمترین اهدافی که دیپلماسی عمومی دنبال می‌کند «تحریص» نخبگان سراسر جهان به نسبت داشته‌ها و نداشته‌های آمریکا است. مبنای طرح ریزی استراتژی‌ها برای رسیدن به هدف مذکور، دکترین «توهم قدرت» می‌باشد.

بر اساس این دکترین، داشته ها، صد چندان و نداشته‌های سراب در قالب فیلم، کارتون و بازی‌های رایانه‌ای به نحوی به نمایش درمی آیند که گویی سرزمین حاوی آن محتویات، سرزمین آرزوها و غایت هر تشنه علم و عالمی است که در آنجا می‌تواند یا به کسب علم در نهایت آن بپردازد یا فرصت و امکان عملی کردن علم خود را در اعلاترین حالت خودداشته باشد.

در این بین ابرمردهای موهومی همچون سوپرمن، بت من، ابرقطره و... و از طرفی قهرمانان اسطوره‌ای چون مردآهنی، جک بائر و... ضریب بسیار بالایی در اقناع و تشویق نخبگان (که از دوران نوجوانی تحت تاثیر روانی آنها هستند) و راسخ کردن عزم آنان که به دنبال محیطی مساعد برای به منصه رساندن تخصص خود هستند، دارند.

این بهشت تکنوکرات‌ها (فن سالار) که در حدود 300 سال پیش بنا به شهادت تاریخ توسط عده‌ای گاوچران به طمع پیدا کردن طلا به ضرب زور به تسخیر درآمد، امکان نداشت بدون تشبث به چنین راهکاری به محل تجمع نخبگان سراسر جهان تبدیل گردد.

اما موضوعی که جدیدا مسئله ساز شده این است که چرا ایالات متحده با وجود تمام سرمایه گذاری‌ها (که از غارت نفت عراق و مواد مخدر افغانستان و... بدست می‌آورد) در جذب و اغوای نخبگان غافل سراسر جهان، نمی‌تواند مسئله‌ای همچون خلاء تکنیکی در بحران خلیج مکزیک را حل کند؟ این در حالتی است که برخی کشورها آمادگی خود را برای حل این مشکل در قبال هزینه‌های گزاف اعلام کرده اند.

گویی این هیمنه، شکسته شده و دیگر، نخبگان هوشیار تمام علقه‌های خود را برای ملت و دولتی که در دوران بردگی مدرن به ازای بهره کشی از آنان، امکاناتی را در جهت رفاه برایشان فراهم میکنند، صرف نمی‌کنند.

این هوشیاری به حول و قوه الهی، تنها به یک دلیل اتفاق افتاده و آن علنی شدن عدم توانایی آمریکا در مدیریت بحران و شکست‌های آمریکا در سطوح تکنیکی (عدم مهار نشت نفت و...) و تاکتیکی (شکست در برابر طالبان و...) و استراتژیکی (بحران اقتصادی و...) می‌باشد.

آرمان: «برکناری مک کریستال و افول نظامی‌گری در افغانستان»

برکناری مک کریستال و افول نظامی‌گری در افغانستان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمدرضا بهرامی سفیر سابق ایران در افغانستان است که در آن می خوانید:

در مورد تحولات اخیر استراتژی ایالات متحده در افغانستان چند نکته را باید در نظر داشت. اول این که از سال 2001 که آمریکا اقدام به اعزام نیروی نظامی‌به افغانستان کرد پرونده افغانستان در اختیار وزارت دفاع ایالات متحده بود و سایر دستگاه‌ها نقش کلیدی و تعیین کننده‌ای در مورد سیاست‌های آمریکا

در قبال افغانستان نداشتند. نکته دیگر این که به نظر می‌رسد انتقال تمرکز مبارزه با تروریسم توسط رئیس جمهور جدید ایالات متحده از عراق به افغانستان با هدف مبارزه با تروریسم در ظاهر خودش شاید توجه بیشتر به ملاحظات وزارت دفاع افغانستان محسوب شود اما من تصور می‌کنم در این تصمیم ورود به حوزه‌ای است که بیشتر پنتاگون در آن موثر بود.

در واقع این تصمیم به این مفهوم بود که تسلط پنتاگون بر این پروژه استمرار پیدا نکند. تحولات دیگری هم که رخ داد موید همین نکته است و نشان می‌دهد که از ابتدا آگاهانه این تصمیم گرفته شده است.

یکی از این تحولات برکناری مک کریستال است. درست است که این برکناری در واقع به دلیل استفاده از ادبیات نامناسب درمورد مقام‌های سیاسی آمریکا بود اما من تصور می‌کنم برکناری مک کریستال نشانه‌ای از اختلاف بین سیاسی‌ها و نظامی‌ها در حوزه افغانستان است و آن را نقطه شروعی برای تسلط بیشتر سیاسی‌ها بر موضوع افغانستان می‌دانم.

دلیلی هم که برای این موضوع می‌توان ذکر کرد این است که اگر به ادبیاتی که گفته می‌شود مک کریستال در مورد سیاسی‌ها استفاده کرده توجه شود این نکته قابل درک است که اصولا نگاه مقامات سیاسی در سطحی که مک کریستال با آنها ارتباط داشته نزد فرماندهان ارشد نظامی ‌در موضوع افغانستان چندان قابل توجه نبوده است. نکته دیگر این که دو راهبردی که اوباما اعلام کرد مبین همین نکته است.

می‌توان گفت که افزایش نیروهای نظامی‌ در افغانستان تامین کننده توقعات نظامیان در حوزه افغانستان بود اما دلایلی که باعث شد این تحول رخ دهد را می‌توان در سه نکته خلاصه کرد. اول این که مقامات سیاسی در آمریکا ادامه سیاست فعلی را به مفهوم شکست کامل در صحنه افغانستان برای خود ارزیابی می‌کنند.

یعنی به نوعی تحولات نظامی ‌در حوزه افغانستان با نوعی بن بست مواجه شده و این بن‌بست نظامی ‌مسیر را به سمت یک شکست کامل هدایت می‌کند بنابراین تلاش سیاسیون آمریکا بر این است که صحنه بازی را در افغانستان عوض کنند.

تغییر صحنه بازی در افغانستان به این معنی است که در قدم اول از اشراف و تسلط کاملی که پنتاگون در افغانستان داشت و تاکیدی که بر نظامی‌گری در این حوزه می‌شد کاسته شود.

دلیل دوم این که عملا سیاست آمریکا که تلاش می‌کرد پاکستان و افغانستان را دریک مجموعه قرار دهد و در هر دو راهبرد اعلامی ‌از سوی اوباما بر آن تاکید شده بود، سیاست موفق و کارآمدی نبوده است. این درحالی است که آمریکایی‌ها در ابتدا می‌خواستند هند را هم در همین معادله قرار دهند.


یعنی نماینده ویژه‌ای را که تعیین می‌کنند برای افغانستان، پاکستان و هندوستان باشد. ولی به دلیل مخالفت جدی که هند با این موضوع نشان داد هند از این مجموعه خارج شد اما افغانستان و پاکستان در یک مجموعه دیده شد. این موضوع از ابتدا اسباب نارضایتی پاکستان را فراهم کرد و از این موضوع بسیار ناراحت بودند.

نتایج اقداماتی که در یک سال گذشته توسط آمریکایی‌ها صورت گرفته نشان می‌دهد که اهداف اولیه‌ای که برای قرار دادن پاکستان و افغانستان در یک مجموعه تعریف شده بود، چندان اهداف موفقیت آمیزی نبوده و به همین دلیل ما شاهد یک نوع رفتار سینوسی در نوع برخورد مقامات آمریکایی در برخورد با پاکستان در مورد افغانستان بوده‌ایم. این برخورد حتی در راهبردهای اعلامی‌اوباما نیز وجود دارد.

برخورد اول با طرف پاکستانی برخورد نسبتا تندی بود. عبارت ندادن چک سفید امضاء در مورد پاکستان به کار برده شد. اما به فاصله کوتاهی بعد از اعلام این راهبرد نتایجی که در صحنه عملی به دست آمد باعث شد که آمریکا در راهبرد دوم خود که در اواخر سال گذشته میلادی توسط اوباما اعلام شد عملا موضوع را تغییر دهند و نوع رفتار و برخورد با پاکستان درمتن راهبرد به کلی با راهبرد اول متفاوت بود.

نوع ادبیاتی که به کار بردند به کلی متفاوت بود و مهم تر از همه این که در این حد فاصل بخش قابل توجهی از کمک 7.5 میلیارد دلاری که آمریکایی ها برای پاکستان در نظر گرفته بودند اجراشد بنابراین چون این سیاست بر اساس چارچوبی که در ابتدا برای آن در نظرگرفته شده بود موفقیت آمیز نبود انگیزه‌ای بود که سیاسیون آمریکا به سمت تغییر صحنه در افغانستان حرکت کنند.

ملاحظه سومی ‌که به نظر می‌رسد در نوع نگاه سیاسیون آمریکایی موثر بوده این است که ادامه تحرک گروه‌های شورشی یا اصطلاحا ادامه شورش‌گری درصورتی که آمریکایی‌ها سیاست و استراتژی خود در افغانستان را تغییر ندهند می‌تواند منجر به تغییر شکل شورش از شورش‌گری به مقاومت بشود.

این تهدیدی بود که چند ماه پیش کرزای هم به صراحت اعلام کرد و گفت اگر خارجی‌ها در نوع رفتار خود تغییری ایجاد نکنند شورش می‌تواند به مقاومت تبدیل شود. من فکر می‌کنم که این اتفاقی است که استمرار سیاست‌ های فعلی آمریکا می‌تواند موجب تسریع در تحقق آن شود. به نظر من این از جمله مسائلی است که مد نظر مقامات سیاسی آمریکا بوده است.

در نهایت باید گفت برکناری ژنرال مک کریستال تا حد زیادی نشانه‌ای از اوج گرفتن اختلافات مقامات سیاسی و نظامی‌آمریکا در موضوع افغانستان بوده و به معنای دیگر شروع افول تدریجی نظامی‌گری در افغانستان محسوب می‌شود.

با وجود این که ژنرال پترائوس و ژنرال مک کریستال درعراق در یک صف محسوب می‌شدند ولی به اعتقاد من این تحولات نشان داد که در آمریکا این جمع بندی قوت بیشتری گرفته که ادامه نظامی‌گری نمی‌تواند تامین کننده اهدافی باشد که آنها برای خود تعیین کرده‌اند و تغییر ژنرال مک کریستال را در واقع نقطه آغاز گرایش بیشتر به سمت تحولات و تحرکات سیاسی می‌دانم.

دنیای اقتصاد: «ساختار مالیاتی مطلوب»

ساختار مالیاتی مطلوب عنوان سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد به قلم محمدصادق جنان‌صفت است که در آن می خوانید:

شهروندان هر جامعه‌ای نیاز به امنیت در درون مرزهای ملی و امنیت در مرزهای کشورشان دارند که از وظایف و تکالیف اصلی دولت‌ها به حساب می‌آید.

علاوه بر این، تامین بخشی از هزینه‌های بهداشت و درمان و آموزش عمومی نیز که در ردیف کالاهای عمومی قرار دارند، از وظایف دولت‌ها است. بعضی از دولت‌ها به دلایل گوناگون تعهد و وظیفه دارند برای افزایش قدرت خرید گروه‌های کم‌درآمد، یارانه‌های مستقیم یا غیرمستقیم بپردازند.

اجرای این وظایف خرج دارد و در مقابل این خرج دولت باید درآمدی داشته باشد. محل این درآمدها در بیشتر جامعه‌ هایی که دولت‌ها درآمدی از مالکیت منابع طبیعی ندارند از محل مالیات، عوارض یا استقراض است. مالیات‌ها و عوارض، در واقع برداشت دولت از منابع بخش خصوصی است؛ بدون اینکه تعهدی از ناحیه دولت نسبت به پرداخت کننده ایجاد شود.

وابستگی دولت‌ها به درآمدهای اخذ شده از مالیات دریافتی از شهروندان که در حقیقت حاصل دستاورد آنها است، موجب شده است که این موضوع در جامعه‌های دارای اقتصاد رقابتی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار باشد.

به این معنی که شهروندان بابت هر واحد مالیاتی که پرداخت می‌کنند، از دولت‌ها بخواهند که به صورت شفاف اعلام کنند ، این مالیات در کجا هزینه می‌شود و مبنای دریافت آن چیست؟ این حساسیت شهروندان بابت پولی که می‌پردازند دولت‌ها را ناگزیر کرده است که تاسیس و اداره «ساختار مالیاتی» خوب و کارآمد را یک مساله بسیار مهم اداره کشور تلقی کنند و در این باره به شهروندان گزارش دهند.

برخی کارشناسان شش ویژگی برای ساختار مطلوب مالیاتی در نظر می‌گیرند که عبارتند از:

1 - توزیع بار مالیاتی باید عادلانه باشد و هرکس به نوبه خود «سهم عادلانه» را بپردازد.
2 - مالیات‌ها به گونه‌ای تعیین شوند که حداقل مزاحمت را برای تصمیم‌های اقتصادی ایجاد کنند تا سبب تحمیل بار اضافی نشوند.
3 - سیاست مالیاتی باید انگیزه سرمایه‌گذاری را کاهش ندهد.
4 - ساختار مالیاتی باید راه رشد و توسعه اقتصادی را هموار کند.
5 - نظام مالیاتی باید مدیریت منصفانه داشته و از مدیریت دلبخواهی که پرداخت مالیات را برای مودیان غیرقابل درک می‌کند، دور باشد.
6 - هزینه تمکین باید در حداقل ممکن و با سایر اهداف سازگار باشد.

با وجود اینکه دولت‌ها با استفاده از کارآمدترین و ورزیده‌ترین کارشناسان مالیاتی تلاش می‌کنند ساختار مالیاتی کارآمد را طراحی، اجرا و نوسازی ‌کنند، اما اختلاف میان دولت‌ها و پرداخت‌کنندگان وجود دارد و این چیزی است که مبنای منازعه شده و می‌شود.

دولت‌های ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیست و همواره در اخذ مالیات از شهروندان به ویژه اصناف با مشکل مواجه می‌شود. این اختلاف میان دولت و اصناف در دو سال اخیر تشدید و آشکارتر شده است.

رویدادهای چند روز اخیر از همین دست است و البته چیزی نیست که منحصر به ایران باشد. تردیدی نیست که این اختلاف به نحوی حل خواهد شد و اصناف و دولت در نهایت به توافق می‌رسند. برای اینکه این وضعیت تداوم پیدا نکند و به نقطه‌ای مناسب برسد، دولت به عنوان نیازمند درآمد و وابسته به درآمد اصناف باید بتواند مالیات‌دهندگان را نسبت به آنچه تمایل دارد، متقاعد کند.

سخن اصناف این است که کسب‌وکار در سال 1388 در حالت رکود بوده- که البته آمارهای کلان غیررسمی که رشد اقتصاد ایران را در سال 88 حداکثر 2 درصد برآورد می‌کند، این حرف اصناف را تایید می‌کند- و به همین دلیل، انتظار دولت برای دریافت مالیات بیشتر انتظار درستی نیست.

از آن سو ، مقامات سازمان مالیاتی هم در استدلالی قابل تامل تاکید دارند که سهم بازار در تامین مالیات بسیار پایین و حتی از طیف حقوق بگیر هم کمتر است که اصلاح آن گریزناپذیر است.

این دو استدلال باید در فضایی منطقی به بررسی کارشناسانه گذاشته شود و بدترین حالت ممکن آن است که این مباحث کارشناسی به منازعه‌ای سیاسی تنزل یابد. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها