در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هفته نامه نیوزویک در گزارشی در مورد سالگرد نسل کشی در سربرنیتسا نوشت:«نسل کشی در سربرنیتسا اخیرا اغلب در صدر خبرها قرار داشت، چون وابستگان قربانیان اکنون از دادستانان در لاهه خواستهاند تا صلح بانان هلندی را به جرایم جنگی متهم کنند. برای آمریکاییها نیز سالگرد نسل کشی در سربرنیتسا تقریبا توجه کسی را جلب نکرد.
حوادث هولناک ژوئیه سال 1995 در سربرنیتسا به این موضوع که چرا آمریکاییها اکنون در عراق هستند، مربوط میشود.البته در زمان حوادث سربرنیتسا، توجه اندکی به کشور عراق بود. نیروهای هلندی در "منطقه امن" اعلام شده از سوی سازمان ملل در حالی که صربها آنجا را تصرف کرده بودند، مستقر بودند. صربها طی این حادثه هولناک 8000 مسلمان مرد و زن را با جوخههای آتش کشتند. این حادثه بدترین جنایت از زمان جنگ جهانی دوم بود و جالب آن که این حادثه در حالی رخ داد که جامعه جهانی در حال مشاهده آن بود و هیچ واکنشی از خود نشان نداد.
در کنار این نسل کشی، مشاهده اینکه صلح بانانی نیز به عنوان نظارهگر این حادثه هولناک بودند، خود میتواند یک عامل نسل کشی باشد. 600 سرباز سازمان ملل که از استفاده از اهرم زور منع شده بودند، به هواپیماهای ناتو برای این که به آنها پوشش بدهند، متکی بودند، اما این سربازان برای انجام هر گونه اقدام نظامی باید ابتدا از ناتو اجازه میگرفتند و صربها نیز که میدانستند جامعه جهانی از اهرم زور استفاده نمیکند، از کنار صلح بانان گذشتند و در سربرنیتسا زنان و مردان را از هم جدا کردند و آنها را کشتند.
اندکی پس از آنکه صربها، سربرنیتسا را تصرف کردند، ژنرال صربی که مسئول این نسل کشی بود تاکید کرد که فرمانده نیروهای صلح بان سازمان ملل در کنار وی نشست و به سلامتی یکدیگر الکل نوشیدند. بله او این کار را انجام داد. به نظر میرسد که این صحنه، دورنگی و ریاکاری سازمان ملل و اقدامات چند جانبه در سربرنیتسا را نشان میدهد.
در این حادثه انگشت اتهام فقط به سوی سازمان ملل نبود، بلکه آمریکا نیز با امتناع از پذیرش رهبری ناتو، در حمله به صربها متهم است. این در حالی است که ساکنان سربرنیتسا از آنها درخواست کرده بودند که در مقابل حمله صربها از آنها حفاظت کنند.
بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا، در مورد استفاده از ابزار زور شک و تردید داشت و با استفاده از نیروهای آمریکایی در این منطقه مخالفت کرده بود.
بیل کلینتون در آن زمان در اظهارنظری گفت: به این نتیجه رسیدهایم که در سربرنیتسا نیروی آمریکایی اعزام نکنیم، چون معتقدیم این در راستای منافع آمریکا نیست. تصاویر و روایتهای هولناکی که از حادثه سربرنیتسا منتشر شد، افسانه اقدامات چند جانبه مصمم و قاطع در قبال یک مناقشه در جهان را نابود کرد. دموکراتها نیز اعتمادشان را به دولت آمریکا از دست دادند. لیبرالها نیز درسی از این حادثه گرفتند. خطر واقعی این نیست که بیدلیل وارد عمل شد بلکه این است که دیر اقدام شود.
اگر لیبرالها از سازمان ملل مایوس میشدند، محافظهکاران متعجب نمیشدند. از نظر جمهوری خواهان ساکنان سربرنیتسا این موضوع را که قبلا به آن اعتقاد داشتند، تایید کردند؛ اینکه اقدامات چندجانبه نه تنها بدتر از بیفایده بودن است بلکه نتیجه عکس میدهد. بنابراین زمانی که عراق به روی صفحه رادار آمریکا در سال 2002 و 2003 قرار گرفت، سازمان ملل دیگر در چشمان آمریکا بدنام و بیاعتبار شده بود.
چارلز کرائوتامر در مقالهای نوشت: با توجه به اینکه بیکفایتی نیروهای سازمان ملل در بحران بالکان اثبات شد، سازمان ملل بار دیگر به عنوان یک نهاد خنثی و نامربوط به بحرانها معرفی شد و از آنجایی که صدام، دیکتاتور سابق عراق، حتی بدتر از اسلوبودان میلوسوویچ بود، حمله علیه عراق به نظر میرسید که یک امر مربوط به امور انسانی باشد. اکثر دموکراتها پس از ناکامی آمریکا در سربرنیتسا از جرج بوش در حمله به عراق حمایت کردند.
البته که عراق سربرنیتسا نیست و عراقیها مردم بوسنی نیستند. آنچه دردناک است، این است که هفت سال پس از جنگ عراق، 4000 نیروی آمریکایی در عراق کشته شدهاند و آمریکا هنوز هم در راستای ایجاد یک دولت هماهنگ و منسجم در عراق تلاش میکند. آمریکاییها میدانند که تکرار اشتباهات سربرنیتسا در عراق میتواند پیامدهای جدی به بار بیاورد. روح سربرنیتسا همچنان آمریکا را آزار میدهد.»
ایسنا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: