اما درسهایی که برنامهریزان اقتصاد کشور میتوانند از این ماجرا بگیرند، در خور تامل است. روشن است تجربه یک هفته پیش تجربه بزرگی برای تمام طرفهای ذینفع بود و آنان باید با نگاهی به رفتارو گفتمان و روش خود و با حس مسوولیتپذیری کاری کنند که سهم و نقش آنها در ایجاد وقایع ناخوشایند یک هفته اخیر دیگر در آینده وجود نداشته باشد.
این یک واقعیت است که تمام طرفهای درگیر، در ایجاد چالش مالیاتی اصناف دخیل و سهیم بودهاند و رفتارهای بعضا شتابزده و ناسنجیدهای که بروز دادهاند، در مجموع باعث بروز اعتراضات و حاشیههای آن شده است.
از یکسو اصناف باید بپذیرند که قانونمند باشند اعتصاب و اعتراض و تولید هیجانات کاذب و غیرمنطقی نه تنها کمکی به حل مشکل آنان نمیکند بلکه ماجرا را پیچیده و بغرنج کرده و زمینه سوءاستفادههای سیاسی را نیز فراهم میکند.
کما این که در ماجرای اخیر هم پارهای سوءاستفادهها از سوی معاندین نظام برای ناامن نشان دادن فضای کشور از این رهگذر صورت گرفت.
صدالبته روشن است اصناف حتما نخواستند و نمیخواهند رفتارهای صنفی آنها این گونه مورد سوءاستفاده قرار گیرد اما باید بپذیرند که با رفتارشان در این مساله سهیم بوده ولذا از سالهای بعد و هنگام بروز چالشهای احتمالی در آینده، بسیار آرامتر و منطقیتر بیندیشند و عمل کنند. اما در سوی دیگر سازمان امور مالیاتی کشور قرار دارد. تصمیمات غیرعملیاتی این سازمان نیز نقش عمدهای در بروز این چالش داشت.
این سازمان هنوز به این سوال که مبنا و علت تصمیماش برای رشد 70 درصدی مالیات اصناف در طول یک سال چه بوده، پاسخی نداده است. این سازمان همچنین نگفته که چرا به یکباره حاضر شده 55 درصد از کل مالیات اصناف کاسته و آن را به 15 درصد کاهش دهد.
یکی از معانی که از آن افزایش و این کاهش قابل استنتاج است، این که شاید تصمیم اولیه سازمان امور مالیاتی سنجیده و قابل اجرا نبوده و بدون اخذ مشورتهای لازم، گرفته و اعلام شده است. لذا به نظر میرسد باید با اخذ تصمیمات کارشناسی و منطقیتر در آینده، از بروز مشکلاتی این چنین برای دولت و کل اقتصاد کشور اجتناب شود.
سید علی دوستی موسوی
گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم