در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نقش مدرس در کارگاههای داستاننویسی
اولین نکتهای که در بررسی وضعیت کارگاههای داستاننویسی به ذهن میآید نقشی است که یک مدرس باید ایفا کند. این نقش آنقدر مهم است که بدون بررسی آن نمیشود سراغ نکات دیگر رفت.
جمال میرصادقی که یکی از پیشکسوتان عرصه ادبیات داستانی معاصر (چه در حوزه نگارش و چه در حوزه تعلیم) به شمار میرود دراین باره میگوید: «نقش مدرس را نمیتوان در این کلاسها نادیده گرفت. در واقع، این درایت اوست که میتواند به عنوان یک هدایتگر در ارتقای سطح نوشتاری و فکری هنرجو تاثیر بگذارد.»
فیروز زنوزی جلالی نیز در این باره میگوید: «اساسا نظریاتی که درباره کارگاههای داستان اعمال میشود، متفاوت است. من به شخصه نظرم این است که مدرس نباید هنرجو را برای خواندن آثار ترجمه تشویق کند. دلیلش هم این است که در حال حاضر اغلب ترجمههای ما از کیفیت مناسبی برخوردار نیستند. نکته مهم این است که استاد در این کلاسها خودش کیست، از چه وجههای در حیطه ادبیات داستانی برخوردار است و اصلا چه میخواهد بگوید.» نویسنده رمان «مخلوق» اضافه میکند: «متاسفانه بعضی از استادانی که در وضعیت فعلی به آموزش داستاننویسی میپردازند، خود احتیاج به آموزش دارند و در اغلب مواقع، مایهای از نویسندگی در خود آنها نیز به چشم نمیخورد. بعضیها هم انگار به این کارگاهها میآیند تا اسامی قلمبه سلمبه چند نویسنده خارجی را برای هنرجو بلغور کنند. هنرجو هم فکر میکند به چه کلاس خوبی آمده است. در صورتی که این کار اشتباه است. استاد موظف است در این کلاسها متناسب با سطح دانش و معلومات هنرجو پیش رود و ریزهکاریهای نوشتن را به او بیاموزد.»
علیرضا سیفالدینی، مترجم و داستاننویس نیز در این باره معتقد است: «استاد در کارگاههای آموزشی داستان باید پیش از پرداختن به مباحث مورد نظر، سطح هنرجویان را مورد سنجش قرار دهد. همین مساله موجب بالا رفتن بازدهی و کیفیت کارگاهها میشود.»
راضیه تجار، نویسنده هم که سالهاست کارگاههای داستاننویسی برپا میکند، میگوید: «کسی که مسوولیت تدریس و آموزش در این کلاسها و کارگاهها را برعهده میگیرد، باید دارای فن بیان و قدرت جذب باشد. از این رهگذر است که میتواند به کشف استعدادهای هنرجویان بپردازد. هنرجو نیز با رخ در رخ شدن با چنین مدرسی است که میتواند مراحل مقدماتی و اصول و مبانی نوشتن را فرا گیرد.»
احمد بیگدلی نیز در این باره به موارد قابل تاملی اشاره میکند: «متاسفانه در مواقعی مشاهده میشود کسانی که به اداره کارگاههای داستان میپردازند، تجربیات و مشاهدات خود را به غلط به هنرجو منتقل میسازند که غالب این برداشتها حاصل کجفهمیهای آنهاست. به نظر میرسد در حال حاضر مهمترین معضل در جریان برپایی کارگاههای داستاننویسی همین امر باشد. حتی در مواقعی میبینیم خود مدرس در این کارگاهها نیازمند آموزش است. او میافزاید: «بعضی از کسانی که به تدریس در این کلاسها و کارگاهها مشغول هستند، نمیدانند با انتقال برداشتهای غلط چقدر میتوانند در کجخوانی و کجاندیشی هنرجو نقش داشته باشند. آنها گاه به تدریس کتابهایی میپردازند که اصلا برای هنرجو مناسب نیست. به عنوان مثال، طبیعی است که آثار ادبی کلاسیک و سنگین یا کتابهایی نظیر «مونتسکیو» برای تدریس در این کارگاهها با ذهن هنرجو همخوانی ندارد. من حتی به عینه در مواقعی دیدهام که مدرس با معرفی چنین منابعی بیشتر قصد عرضه کردن خود را دارد تا این که به هنرجو آموزش دهد. این غفلت در حالی صورت میگیرد که بنای تدریس در این کارگاهها باید براساس کتابهای ساده و روان باشد.»
اسدالله امرایی با وجود این که تخصص اصلیاش بیشتر بر ترجمه متمرکز است و خود هرگز کلاس داستاننویسی برگزار نکرده، معتقد است: «داستاننویسانی که در این کارگاهها وظیفه آموزش را برعهده میگیرند، در واقع نویسنده تربیت نمیکنند، نویسنده پرورش میدهند تا هنرجو از این طریق بتواند آثار بهتری بنویسد. در واقع، مهمترین نقش مدرس در این کارگاهها جهتدهی صحیح به هنرجوست.»
استعداد یا آموزش؟! مساله این است
آنچه از برآیند صحبتهای این نویسندگان به نظر میرسد این است که هنرجویانی که به کلاسها و کارگاههای آموزشی میآیند 2 دسته هستند. نخست آنهایی که سمپات این کلاسها میشوند و دیگر گروهی که دوام نمیآورند و آن را رها میکنند. به طور کلی میتوان به این نتیجه رسید که از هر 10 هنرجو که سودای نویسنده شدن را در سر میپرورانند، یک یا 2 نفر موفق میشوند به انتشار کتاب بپردازند. هرچند برای رسیدن به درجه نویسندگی، عوامل مختلفی دخیل است، اما تمام نویسندگانی که خود تدریس مبانی داستاننویسی را در این کارگاهها و کلاسها برعهده دارند، بر این باورند که وجود استعداد ذاتی نوشتن در خمیرمایه افراد، نقشی به مراتب سازندهتر را ایفا میکند و حرف اول را میزند.
ایدهآلترین روش برای پرورش نویسنده
«بیشتر هنرجویانی که به این کلاسها میآیند تصور میکنند نویسندگی امری آسان است.» این را راضیه تجار میگوید و اضافه میکند: «اما بتدریج متوجه میشوند که این طور نیست. واقعیت هم این است که این کلاسها حالت سهل و ممتنع دارند. مهم این است کسی که به عنوان هنرجو به این کلاسها میآید، شناخت کافی نسبت به آن ندارد. آنچه ضروریتر از سایر امور در این باره به نظر میرسد این است که مدرس، آثاری که توسط خود هنرجویان نوشته میشود را در کلاس بخواند و مورد نقد و بررسی و تحلیل قرار دهد.»
احمد بیگدلی هم با اشاره به این که تدریس اساسا مقولهای دشوار است، میگوید: «من به شخصه 38 سال است که در حیطه رمان و داستان کار کردهام و در این مسیر آثاری هم به رشته تحریر درآوردهام. از همین تجربیات نیز در کلاسهایم استفاده میکنم. از تکتک کسانی که به این کلاسها میآیند، درباره میزان تحصیلات و دلیل گرایششان به داستاننویسی میپرسم و بعد از این که فضای کلی کلاس دستگیرم شد به آموزش مبانی داستانی میپردازم؛ بدون تکلف و پیچیدگی. از حاصل این کلاسها هم جزوهای تهیه کردهام و سالهاست همین جزوه را تدریس میکنم.»
زنوزی، نویسنده رمان «قاعده بازی» از دیگرسوی معتقد است: «من هیچ وقت در کلاسهایم به هنرجو نمیگویم مثلا فلان اثر سارتر را بخواند، زیرا اصولا خواندن خود همین کتابها نیازمند گذراندن کلاس دیگری است و نیاز به آموزش دارد. بیشتر سعی کردهام در این کلاسها داستانهایی که خود هنرجویان مینویسند را تحلیل کنم. بیشتر آنهایی که وارد این کلاسها میشوند، داستانهایی که پیش از آشنایی با کلاس نوشتهاند را به من نشان میدهند. من آنها را مطالعه میکنم و بعد از چند جلسه میگویم داستان دیگری بنویسند و آن را با داستان قبلی خود مقایسه کنند.»
علیرضا سیفالدینی که بیشتر او را به عنوان مترجم آثار نویسندگان ترک مانند یاشارکمال میشناسیم نیز میگوید: «تاکید من در این کلاسها بیشتر روی مطالعه هنرجو است. در واقع، نوشتن و خواندن بهترین الگو برای کسانی است که میخواهند نویسنده شوند.»
زمانی برای حمایت و اطلاعرسانی
در سالهای گذشته، تعداد نویسندگانی که به آموزش داستاننویسی میپرداختند بیشتر از حال بود. اما امروز دیگر نویسندگان معاصر کمتر تن به برگزاری کلاس میدهند و اگر هنوز کسانی در این عرصه باقی ماندهاند، تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمیکند. پای صحبت هریک از آنها که حتی تا یک سال پیش کلاس داشتهاند و امروز دیگر ندارند مینشینی، میگویند مشکل برگزاری نداریم. مشکل، نبود فضای مناسب برای تدریس است. اغلب نویسندگان نیازمند مکانی مطلوب برای آموزش هستند و چون از حمایتهای لازم برخوردار نمیشوند، ادامه برپایی این کلاسها را به بعد موکول میکنند؛ بعدی که شاید دیگر هیچ وقت میسر نشود.
آزاده صالحی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: