در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها محله قدیمی «کن» علاوه بر پذیرایی از شهروندان تهرانی، میزبان یک گروه بزرگ از هنرمندان تلویزیونی هم هست.
عوامل ساخت سریال «نابرده رنج» در حال حاضر در یکی از خانههای قدیمی محله «کن» مستقر هستند و بخشهایی از این سریال را جلوی دوربین میبرند.
داستان سریال «نابرده رنج» در سال 1367 اتفاق میافتد. یعنی زمانی که ایران درگیر جنگ تحمیلی با عراق است.
کامبیز دیرباز، سیاوش طهمورث، سام درخشانی، ثریا قاسمی، مینا جعفرزاده و سحر دولتشاهی از جمله بازیگران این سریال هستند. کامبیز دیرباز نقش اول این سریال یعنی اسد را بازی میکند.
اسد 26 ساله دستفروش، به این نتیجه میرسد که اگر سرمایه بیشتری داشته باشد بهترین درآمد را دارد. او پدر خود را گول میزند و منزلش را میفروشد. کلاهبرداران کلاه اسد را برمیدارند و او بدهکار و فراری میشود. اسد به یاد گنجی میافتد که نسخه آن را پدرش به او داده است. طلبکاران اسد را میگیرند و اسد زندانی میشود. او که از زندان میگریزد و به روستا میرود متوجه میشود منطقه گنج در تصرف عراق است.
بازسازی تصویری فضای خاطرهانگیز دهه 60
در وسط حیاط خانه حوض دایرهای شکل آبی رنگی ساخته شده. کامبیز دیرباز و سیاوش طهمورث و مینا جعفرزاده دور حوض نشسته و مشغول صحبت هستند.
وارد فضای داخلی خانه که میشوم، دیوار پیشساختهای را میبینم که فضای یکی از اتاقها را تنگ و محدود کرده است. داخل اتاق میروم. آنطور که میگویند اینجا اتاق اسد (کامبیز دیرباز) است. دیوارهای رنگ و رو رفتهای دارد. روی دیوارها پوسترهای مجلات قدیمی به چشم میخورد که رویش علی پروین و دیگر فوتبالیستهای آن زمان با لباس ورزشی ژست گرفتهاند.
به سراغ علیرضا بذرافشان میروم که در حیاط خانه پشت دوربینش نشسته است.
علیرضا بذرافشان پیش از این نویسندگی مجموعههای موفق تلویزیونی زیرزمین، تب سرد، خط قرمز و کارگردانی تلهفیلمهایی چون تنگنا، انتقال و لرزش زندگی را به عهده داشته است.
او صحبتهایش را این گونه آغاز میکند: سعی من بر این بوده که به لحاظ داستانی، چند مساله را رعایت کنم. با مراجعه به فضای خاطرهانگیز دهه 60 آن دوران را بازسازی تصویری کردهام. نوجوانی ما در دهه 60 گذشته است. آن دوره با تمام کمبودها و بحرانهایش برای ما خاطرهانگیز است. من سعی کردم آن وضعیت را در قصه لحاظ کنم.
او میگوید: علاوه بر آن در بخش جنگی سعی کردم روایت شخصی خودم را از آدمهای آن دوره داشته باشم. یعنی آدمهایی را که میشناختم تعریف کردهام.
از او میپرسم «این بازسازی در انتخاب دیالوگها و طراحی صحنه» چطور اتفاق افتاده است؟ بذرافشان پاسخ میدهد: ما به لحاظ گفتاری دو تا کار انجام دادیم. یکی این که سعی کردیم از اصطلاحات متداول استفاده نشود. همچنین به لحاظ ساختار ادبی و جملهپردازی سعی کردم جنس خاصی از گفتگو را طراحی کنم که به زمان حال شباهت نداشته باشد. علی حاتمی به شکل شعرگونه دیالوگ مینوشت که دستنیافتنی است. داوود میرباقری هم در سریال امام علی دیالوگهای مناسبی داشت. نمیخواهم خودم را با آنها مقایسه کنم.
کمدی سهل و ممتنع است
بذرافشان میافزاید: در مجموع کار طنز انجام دادن سخت است. چون خیلی پیچیده و سهل و ممتنع است. بیشتر هم ممتنع است تا این که سهل باشد. این که بخواهیم این ژانر را با مفاهیم والای دفاع مقدس تلفیق کنیم خیلی سختتر میشود.
این کارگردان با بیان این مطلب که به لحاظ «طراحی صحنه» خیلی سختی کشیدیم، میگوید: طراحی صحنه اینجور سریالها کار ویرانگری است. چون ما مثل هالیوود شهرک سینمایی نداریم. نمیتوانیم برویم چنین جایی و دکور بزنیم. باید به کوچه و پسکوچههای شهر برویم و فضا را بازسازی کنیم. ما برای ضبط یک پلان ساده عبوری 3 ساعت وقت میگذاریم. باید چیزهای اضافه را حذف کنیم و یک چیزهایی را اضافه کنیم.
اصل اول، قصهگویی و روایت است
بذرافشان در این سریال هم مسوولیت فیلمنامهنویسی را بهعهده داشته و هم کارگردانی. او در این رابطه توضیح میدهد: این فیلمنامه را به صورت گروهی نوشتهایم. هر کسی دوست دارد فیلمنامه آماده برای کار کردن داشته باشد. برای من فرقی نمیکند که خودم نوشته باشم یا بقیه. من دوست دارم روی یک فیلمنامه خوب کار کنم. الان کل فیلمنامه را در اختیار دارم و راحتم. در کارهای من اصل اولی که رعایت میشود، قصهگویی و روایت است. به نظر من شکل درستش همین است. بهترین فیلمهای دنیا هم این شکلی ساخته شدهاند. مفاهیم خود به خود خودشان پر و بال پیدا میکنند. من دوست دارم همیشه پایان اپیزودهایم با تعلیق تمام شود.
این کارگردان درباره «گروه بازیگرانش» میگوید: در انتخاب برخی از بازیگرها به انتخابهای ایدهآلم رسیدهام. برای نقش اسد از اول دوست داشتم کامبیز دیرباز بازی کند و برای نقش منوچهر هم سیاوش طهمورث را انتخاب کرده بودم.
حکم تخلیه در دست سیاوش طهمورث
سیاوش طهمورث همچون همیشه حاضر به مصاحبه نمیشود. اینجور که پیداست او همچون همیشه! قرار است نقش یک آدم منفی و عصبی و فرصتطلب به نام منوچهر را بازی کند. او و دیگر بازیگران مشغول تمرین سکانسی هستند که منوچهر میخواهد اعضای خانواده اسد را از خانه بیرون کند. منوچهر (سیاوش طهمورث) حکم تخلیه خانه را آورده است. اسد قبلا خانه را به منوچهر فروخته، اما با خانوادهاش هماهنگ نکرده است. بازیگران دارند دیالوگهایشان را تمرین میکنند.
خانم جان (مینا جعفرزاده): پس منوچهری که فضلعلی خدا بیامرز عمری ازش مینالید تویی؟
منوچهر: شما هم بخواین عین اون مرحوم باهام تا کنی باقی عمرترو باید عذاب بکشی.
خانم جان: خیال میکنی چند سال دیگه عمرت به دنیاست پیرمرد؟ این طمعی که داری پس کی قراره بخوابه؟
محمدزاده، تصویربردار سریال مدام به آسمان نگاه میکند. او نگران است که آفتاب نصف و نیمه بالای سرش محو شود و لکههای ابر جایش را بگیرند. او به گروه میگوید که برای ضبط این سکانس وقت زیادی ندارند. پس از چند بار تمرین دیالوگها با فرمان صدا، دوربین، حرکت بذرافشان تصویربرداری آغاز میشود.
سینما وضعیت جالبی ندارد
از کامبیز دیرباز به تازگی سریال «در چشم باد» پخش شد. برایم جالب است که بدانم او چگونه بار دیگر بازی در یک سریال تلویزیونی را پذیرفته است.
دیرباز توضیح میدهد: برای من مخاطب تلویزیونی، مخاطب بسیار محترمی است و به من انرژی زیادی میدهد. یک مخاطب 60 میلیونی است که اصلا قابل مقایسه با تعداد مخاطبان سینما نیست. وقتی در تلویزیون بازی میکنم بازخوردهای خوبی میبینم. در حال حاضر سینمای ما وضعیت جالبی ندارد. من ترجیح میدهم بین یک سریال خوب و یک فیلم متوسط، آن سریال را انتخاب کنم.
از دیرباز درباره جذابیتهای نقشش میپرسم. او پاسخ میدهد: من شبیه این نقش را تا به حال بازی نکردهام. بیننده تلویزیونی انتظار ندارد این جنس بازی را از من ببیند. من نقش اسد را بازی میکنم. اسد یک آدم بزن بهادر و قلدر نیست. یک آدم توسریخور است که هر کاری میکند بدشانسی میآورد. او همیشه خرابکاری میکند. متن و شخصیت برای من خیلی مهم است. وقتی دیدم در این سریال عوامل گروه حرفهای هستند و همه چیز درست چیده شده با کمال میل حضور در این مجموعه تلویزیونی را پذیرفتم.
او درباره شیوه پیوستنش به گروه توضیح میدهد: من با علیرضا بذرافشان سابقه همکاری را در سریال موفق «تب سرد» داشتم. قلمش را خیلی دوست دارم. قرار بود در چند تلهفیلم با او همکاری کنم. اما چون با کارهای دیگرم همزمان شد این فرصت را پیدا نکردم.
من و بذرافشان حرف همدیگر را خوب میفهمیم. احساسم این است که این سریال هم مثل «تب سرد» در جذب مخاطب موفق میشود.
حرکت به سمت جنگ
این بازیگر درباره ارتباط این سریال با موضوع دفاع مقدس میگوید: دو سه تا از کاراکترهای اصلی ما به طرف جنگ حرکت میکنند. این که میگویم به سمت جنگ میروند به این خاطر است که اینها هیچ ربطی به فضای جنگ ندارند. یعنی اینها نیتشان چیز دیگری است. این آدمها در برابر رزمندگانی قرار میگیرند که نیت و هدف مشخصی دارند.
دیرباز با اشاره به این که حدود 10 ماه درگیر تصویربرداری این پروژه است و نمیتواند کار دیگری را قبول کند، میگوید: خیلی وقت بود این مدلی کار نکرده بودم. یک سال زمان زیادی است، اما خیلی زود میگذرد. چشم به هم بزنی تمام میشود. گروه که حرفهای باشد بازیگر از کار کردن لذت میبرد.
با کامبیز دیرباز خداحافظی میکنم. او با یک اسلحه در دست، بالای پشتبام یکی از همسایهها میرود و سکانس بعدی را تمرین میکند. این سکانس مربوط به زمانی میشود که اسد خلافکار از زندان فرار کرده و میخواهد به صورت پنهانی از خانه خودشان چیزی را بردارد.
بچههایمان باید بفهمند این کشور چطور حفظ شده است
مینا جعفرزاده را با لهجه شیرین آذریاش در فیلمها و سریالهای مختلف به یاد میآوریم. او تا به حال در چند فیلم و سریال دفاع مقدس مثل «اخراجیها» و «شوق پرواز» بازی کرده است.
جعفرزاده درباره نقش خود (مادر اسد) میگوید: خانم جان مادری است که عاشقانه پسرش را دوست دارد. او میداند که پسرش شلوغ و شیطان است و کارهای خلاف میکند، ولی حس مادرانه دارد. او گاهی اوقات عصبانی میشود. اما بیشتر از آن که از دست پسرش عصبانی بشود او را دوست دارد.
او درباره دلیل انتخابش برای این سریال که یک کار دفاع مقدس است، میگوید: قسمت و تقدیر این بود که من انتخاب شوم. کشورهای دیگر هم راجع به جنگهایشان فیلم و سریال میسازند تا نسل جوان این دلاوریها را فراموش نکنند. ما هم وظیفه داریم هر کدام به سهم خودمان این ارزشها را به بچههایمان یادآوری کنیم. آنها باید بفهمند این کشور چطور حفظ شده است.
برای مینا جعفرزاده کار در سینما یا تلویزیون خیلی فرقی نمیکند، اما در مجموع تلویزیون را بیشتر دوست دارد.
او درباره معیارهای پذیرفتن پیشنهادهایش توضیح میدهد: شرایط زندگی به آدم اجازه نمیدهد صددرصد نقش دلخواهش را انتخاب کنم. شرایط اقتصادی زندگی تعیینکننده است. من به جز بازیگری درآمد دیگری ندارم، اما حاضر نیستم به خاطر مسائل مالی در هر کاری بازی کنم. سعی میکنم حداقل یک ذره بااحتیاطتر انتخاب کنم. دوست دارم در کاری بازی کنم که آبرومندانه و پیامی داشته باشد.
طراح صحنه به زندان رفته است!
زمانی که وارد لوکیشن میشوم از تهیهکننده کار میخواهم حتما من را به طراح صحنه کار معرفی کند.
معمولا در سریالهایی که زمان حال را روایت نمیکنند، طراح صحنهها زحمات زیادی را متقبل میشوند. رضایی میگوید: طراح صحنهمان رفته است زندان اوین. بعد میخندد و جملهاش را تکمیل میکند: نگران نباش! زندانی نشده. رفته آنجا دکور بزند. تا ظهر برمیگردد.
حسین مجد طراح صحنه و لباس سریال «نابرده رنج» حوالی ظهر به جمع گروه لوکیشن «کن» میپیوندد.
پس از احوالپرسی از او میپرسم: «چه خبر از زندان؟»
مجد میگوید: در این سریال چند تا لوکیشن مربوط به زندان داریم. چون چند تا از شخصیتها زندانی میشوند و بعد از زندان فرار میکنند. در اطراف زندان ساخت و ساز داریم و چند تا دکور زدهایم. البته این دکورها خراب میشوند. چون داستان ما در ایام جنگ میگذرد و شاهد حمله هوایی دشمن در آن منطقه هستیم. در یکی از سکانسها قرار است دکورهای ساخته شده را منفجر کنیم.
این طراح صحنه چند دیوار گچی را به من نشان میدهد که با رابیتس و گچ در اطراف حیاط خانه بنا شدهاند. نمای این دیوارها آجری است و به فضای خانه حال و هوایی سنتی بخشیدهاند. البته این دیوارها تا بیرون از خانه ادامه پیدا کردهاند تا فضای کوچه هم با حال و هوای داخل خانه تناسب داشته باشد.
مجد تاکید میکند: باید همه چیز را قدیمی کنیم. در نماهای خیابان باید روی لولههای گاز را بپوشانیم. 50 تا ماشین قدیمی مثل پیکان و ژیان و فولکس برای نماهای خیابان آماده کردهایم. چند تا گاری هندوانه و نفت و نمکی هم داریم که در کوچهها تردد میکنند.
او درباره پوشش مردم دهه 60 میگوید: آن زمان خیلیها شلوارهای خمرهای میپوشیدهاند. پیراهنهای چارخونهای رایج بوده است. رنگ لباسهای آن زمان خیلی هارمونی نداشته است.
دیالوگها نباید به روز باشند
میلاد کیمرام در این سریال نقش یک افسر آگاهی به نام جابر را بازی کند. از نظر خودش این افسر با بقیه پلیسهایی که در سریالها دیده میشود متفاوت است. او میگوید: پلیسهای سریالهای ما یا بشدت عصبی هستند یا میخواهند خودشان را خونسرد جلوه دهند. یعنی یا از این طرف بام میافتند یا از آن طرف. در حالی که من میخواستم نقش یک پلیس متفاوت را بازی کنم.
این بازیگر به گفته خودش نقش پلیسی را بازی میکند که 14 سال از سنش بزرگتر است. چون کیمرام 24 سال سن دارد و جابر 38 سال.
کیمرام پس از اندکی فکر یک جمله طلایی هم بیان میکند: روزی که یک بازیگر تماشاگرش را غافلگیر نکند روز پایان بازیش است.
او درباره دشواریهای این سریال صحبت میکند و توضیح میدهد: آقای بذرافشان سر دیالوگها سخت میگیرد. چون خودش آنها را نوشته است، میخواهد دیالوگها مربوط به همان زمان باشد. ما داریم در یک کار تاریخی بازی میکنیم و نباید دیالوگهایش به روز باشد.
از او درباره نقش جابر میپرسم. کیمرام میگوید: این پلیس به «جابر 48 ساعت» معروف است. یعنی اعتماد به نفس زیادی دارد و تمام مجرمها را ظرف 48 ساعت دستگیر میکند. او به شخصیتی به نام اسد برخورد میکند و او را روانه زندان میکند، اما اسد از زندان فرار میکند. در این کشمکش اسد درگیر یک ماجرای عاشقانه هم میشود.
دشواریهای تصویربرداری
در این پروژه خیلیها درباره دشواریهای حضور در سریالی با حال و هوای قدیمی صحبت میکنند. همه تلاش میکنند تا این بازسازی تصویری به درستی صورت گیرد. بدون شک بخش زیادی از این مسوولیت بر دوش علی محمدزاده تصویربردار این سریال است.
او توضیح میدهد: در قابهایی که میبندیم باید زائدات را حذف کنیم. به عنوان مثال در نمایی که امروز ضبط میکردیم یک ساختمان با سنگ گرانیت در پشتسر دیده میشد. ما قابمان را بستهتر گرفتیم. البته در این سریال پلانهای با قاب باز هم زیاد داریم.
او که تاکنون در سریالهای دیگری چون «روز حسرت» نیز تصویربرداری کرده، میگوید: من و آقای بذرافشان بر سر رنگ خاصی به توافق رسیدهایم. برای این که کهنگی دهه 60 را نشان بدهیم در تصویربرداری این رنگ خاص را در نماها اعمال کردهایم.
احتمالا تصویربرداری تا آذرماه ادامه دارد
محمود رضایی، تهیهکننده سریال «نابرده رنج» هم در پشت دوربین فعال است و هم در جلوی دوربین. او خودش یکی از نقشهای سریال را هم بازی میکند. یعنی نقش پیرمرد بنگاهداری که آدم خیرخواهی است و با پدر اسد سابقه رفاقتی دیرینه داشته است. این بنگاهدار پس از مرگ فضلعلی (پدر اسد) سعی میکند به خانواده آنها سر بزند و کمکشان کند.
رضایی تاکنون تهیهکنندگی چندین سریال و چندین تلهفیلم از جمله «حرفهایها»، «مرگ یک شاعر» و «جداافتاده» را بهعهده داشته است.
او درباره جزییات ساخت «نابرده رنج» میگوید: میخواهم کار درجه یکی از آب دربیاید. به کار فاخر فکر میکنم، به سود فکر نمیکنم.
رضایی از شهرک دفاع مقدس، استانهای جنوبی و غربی و زندان اوین به عنوان لوکیشنهایی نام میبرد که قرار است تصویربرداریشان در ماههای آینده انجام شود.
او اشاره میکند که پروژه از اسفندماه سال گذشته کلید خورده و پیشبینی میکند کار تصویربرداری تا آذرماه به پایان برسد. تدوین کار هم به صورت همزمان انجام میشود تا این سریال هر چه سریعتر به آنتن برسد.
این تهیهکننده درباره جزییات پخش هیچ اطلاعی ندارد، اما ترجیح میدهد با توجه به 30 قسمته بودن سریال، این کار در ایام مناسبتی ماه رمضان پخش شود. او میگوید: اگر بتوانیم این سریال را تا پایان سال تحویل دهیم ممکن است در ایام عید پخش شود. به هر حال نظر شبکه 3 سیما در این رابطه مهم است.
مدیریت تولید این مجموعه پر لوکیشن را عبدالله شهباززاده برعهده دارد.
سایر عوامل اصلی «نابرده رنج» عبارتند از:
طرح سریال: حسین ترابنژاد، طراح اپیزودها: سارا خسروآبادی، مدیر تصویربرداری: علی محمدزاده، صدابردار: امیر پرتوزاده، طراح گریم: محمد قومی، طراح صحنه و لباس: حسین مجد، دستیار اول کارگردان: مانی حقجو، برنامهریز: علیرضا صالحی، دستیار کارگردان: رضا شریفی، مدیر تدارکات: علیرضا حقشناس، منشی صحنه: غزل رشیدی، عکاس: پیمانه آباقی، مشاور رسانهای: حسین باقریان، دستیار گریم: شیرین زواری، دستیار یک تصویر: اسماعیل واشقانی، دستیار دو تصویر: محمد عسگری، دستیاران تصویر: احسان خدارحمی، فرزاد درودگر، یعقوب داودی، دستیار لباس: حدیث خانبیگی، مدیرصحنه: وحید حیدری، دستیار یک صحنه: علی اسماعیلی، دستیار صحنه: صادق اسفندیاری، دستیار لباس: مریم پدمه، دستیار صدا: امیر رحمانی، دستیار گریم: حجتالله بابایی، سعید باقری، شیرین زواری، تدارکات: سیدقربان صادقی، سیدرسول حسینی، حمیدرضا سرپیران، خدمات: مجید طعمیرینژاد، مهدی احمدی، اصرافیل مقدم، حمل و نقل: وحید شیرازی، ایرج جهانگیری، ابوالفضل خانمقدم، وحید شیرازی، یوسف قاسمی، کوثری.
در «نابرده رنج» بازیگرانی چون کامبیز دیرباز، سیاوش طهمورث، سام درخشانی، ثریا قاسمی، مینا جعفرزاده، سحر دولتشاهی، میلاد کیمرام، صدرالدین حجازی، طوفان مهردادیان، محمود رضایی، افشین سنگچاپ، فرشید زارعیفرد، مصطفی اعلایی، سیما مطلبی، رضا کریمی و... به ایفای نقش میپردازند.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: