نامه وارده

دزد بد شانس!

با سلام به دست‌اندرکاران تپش: نامه‌ای را که برایتان می‌نویسم از سرشوق است؛ چون ماجرایی برای دایی‌ام رخ داد که لازم دیدم آن را برایتان بنویسم تا خواننده‌های تپش هم از آن درس گرفته و بیشتر مراقب اموال خود باشند.
کد خبر: ۳۳۹۰۳۵

پارسال تابستان بود که از شهرستان به قصد تهران برای دیدار دایی‌ام عازم شدم. حدود ظهر بود که رسیدم تهران. یکراست از ترمینال آمدم خانه‌ دایی. زنگ در را که به صدا درآوردم دیدم زن‌دایی‌ام با ناراحتی و چشمان اشک‌آلود آمد در را باز کرد. از دیدن من زیاد خوشحال نشد به هر ترتیب وارد خانه که شدم دیدم دایی و بچه‌ها زانوی غم در آغوش گرفته و ناراحت هستند.

پرسیدم اتفاقی افتاده؟

گفتند چند ساعت پیش پیکان دایی را جلوی منزل دزدیدند. به‌خودم گفتم عجب روز بدی آمدم تهران. دایی‌ام تازه بازنشسته شده. کارگری بود که در یک کارخانه کاشی‌سازی 30 سال کار کرد. سنواتش را که پرداخت کردند با پول آن این پیکان را خرید تا با‌ آن کار کند و مخارجش را در بیاورد.خیلی اعصابم خرد شد. ماجرا را که پرسیدم معلوم شد ظهر که دایی‌ام برای ناهار به خانه می‌آید ماشینش را در کوچه جلوی منزل پارک می‌کند و می‌رود داخل خانه. اما یادش می‌رود که خوب درها را قفل کند یا قفل کرده ولی آقا دزده با مهارت خود در ماشین را باز می‌کند و آن را در 3 سوت می‌دزدد. یک پیکان مدل پایین که هنوز سندش هم به نام دایی‌ام نشده بود. به هر حال همه را دلداری دادم و گفتم امیدتان را برای پیدا شدنش از دست ندهید. ظاهرا به کلانتری هم اطلاع داده بودند.

تا فردای آن روز همه اعضای خانواده دایی‌ام به دنبال ماشین بودند. همه جا سرمی‌زدند. منم برای دیدن چند تا از دوستان زدم بیرون از خانه و شب برنگشتم. صبح روز بعد تلفن زدم خانه دایی تا ببینم اوضاع احوال چطور است. دیدم دایی با خوشحالی اصرار می‌کند که باید برگردم خانه‌شان. پرسیدم چی شده؟ گفت ماشینم پیدا شده و رضا رفته آن را از کلانتری تحویل بگیرد. پرسیدم چطور پیدا شد؟

گفت آقا دزده با ماشین من زده به ماشین یکی دیگر و در واقع تصادف کرده و تا مامور بیاید زده به چاک و فرار کرده. آنقدر خوشحال بود که سر از پا نمی‌شناخت. شانس آوردم که ماشین قبل از خروج از شهر پیدا شد و الا معلوم نبود الان در گوشه‌ای اسقاط شده افتاده یا نه.

به هر حال این درسی است که همیشه در هر لحظه مراقب باشیم. سارقان همیشه در کمین هستند تا سر به بزنگاه دست به سرقت بزنند.

جعفر ـ د ـ از بروجرد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها