در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اتفاق ناگواری که افتاد هیچ ارتباطی به من نداشت و در همه سایتهای ساختمانسازی ممکن است حوادثی از این قبیل رخ بدهد؛ حوادثی ناخوشایند که آسیبهای زیاد مالی و جانی میرساند.»
ویلیام راپتی، پیمانکاری است که از چند ماه قبل بهخاطر حادثه دلخراش سقوط یک جرثقیل چند تنی در دادگاه حاضر شده است.
شاکیان بسیاری برای پرونده آقای راپتی در دادگاه حضور یافتهاند که همگی تنها او را مقصر حادثه دلخراشی که کشته شدن 7 نفر و زخمی شدن دستکم 30 نفر را در پی داشته میدانند؛ حادثهای که گرچه خسارات مالی و خرابیهای بسیاری به بار آورد، اما از دست رفتن جان چند کارگر مهمترین قضیه در آن بود.
«من سالهاست به عنوان پیمانکار شرکتهای ساختمانی در نیویورک مشغول به کار هستم. تجربه کاری من آنقدر زیاد بوده که بتوانم ادعا کنم یکی از بهترینها در رشته خودم هستم.
حادثهای که در سایت محل کار من رخ داد، اتفاق عجیبی نبود و سالانه دستکم بین 60 تا 80 نفر بر اثر سقوط جرثقیلهای بزرگ در حال کار در آمریکا جانشان را از دست میدهند، اما در هیچکدام از این سوانح کسی از پیمانکاری که در حال انجام کارش بوده انتظاری ندارد.
من جرثقیل چند تنی را برای انجام دادن وظیفهام اجاره کرده بودم و اگر به خاطر خرابیای که دچارش بوده سقوط و دستکم 4 طبقه از یک ساختمان را تخریب کرده است، مقصرش من نبودهام و مقصر کسی است که این دستگاه را به من اجاره داده و خطر را برای دیگران به وجود آورده است.
من گناهکار نیستم و امیدوارم به کمک وکیلم بتوانم ثابت کنم که این سانحه تنها یک بدشانسی بوده است.» در حالی که ویلیام راپتی سعی دارد خودش را در این اتفاق کاملا بیگناه جلوه دهد، خانواده مقتولان همگی از او شکایت دارند.
یکی از مهمترین افرادی که به هر قیمتی که شده میکوشد راپتی را به اتهام قتل دادگاهی کند، خانم دنیس بلیندر است.
این خانم یکی از کسانی است که همسرش را بر اثر این واقعه از دست داده و اکنون به شاکی این پرونده تبدیل شده است. خانم دنیس مدعی است شوهرش وین بلیندر که راننده و هدایتگر این جرثقیل بوده و جانش را در محل از دست داده قربانی بیتوجهی و عدم رعایت اصول ایمنی توسط صاحبکارش یعنی راپتی شده است.
خانم بلیندر که به هیچ عنوان حاضر نیست از شکایتش صرفنظر کند با جمع کردن نظرات خانوادههای تمامی مقتولان خودش را به عنوان نماینده همه آنها معرفی کرده و قسم خورده تا زمانی که این پیمانکار سهلانگار را به اتهام قتل روانه زندان نکند، آرام ننشیند، چون تنها در این صورت است که میتواند انتقام مرگ شوهرش و چند همکار دیگر او را بگیرد.
«من میدانم که به عنوان صاحبکار، مسوولیت دارم اما این تقصیرها شدت و ضعفی دارد که شاکیان باید به آن توجه کنند.
واقعیت این است که من هم نمیدانستم ممکن است چنین اتفاق ناگواری صبح زود در سایت پیمانکاری محل کارم به وقوع بپیوندد.
من هم مثل هر یک از کارگران در محل حاضر شده بودم تا شاهد کار این جرثقیل باشم. ما قرار بود در طبقه 18 این ساختمان کار کنیم که بسیار مرحله سختی بود.
من از نقطهای دورتر مشغول تماشای کار این دستگاه بودم و علتش هم این بود که با یکی از مهندسان مشاور در حال صحبت بودم.
در یک لحظه متوجه صدای بسیار مهیبی شدم که انگار شکسته شدن قطعهای از این دستگاه بود. وقتی سرم را بالا آوردم تکانهای شدید این وسیله را دیدم که انگار خیال افتادن داشت.
بلافاصله شروع به فریاد زدن کردم تا همه کارگرها از محل دور شوند. به سرعت میدویدم و حتی جرات نداشتم به عقب نگاه کنم.
چند ثانیه بعد صدای بسیار مهیبی بلند شد که فهمیدم این جرثقیل چندین تنی روی زمین افتاده است. همه جا خاک بود و چیزی نمیدیدم. میدانستم واقعهای که رخ داده خسارتهایی را برایم به جا خواهد گذاشت، اما هرگز فکر نمیکردم کسی جانش ار از دست داده باشد.
بخصوص راننده آن وین بلیندر که از دوستان نزدیک من بود و به کارش ایمان داشتم، اما ساعاتی بعد بود که فهمیدم او هم بر اثر شدت جراحات وارده در همان محل حادثه جانش را از دست داده و نامش در میان کشتهشدگان این حادثه تلخ ثبت شده است.» در حالی که وکیل راپتی میکوشد او را در این ماجرا تبرئه کند، دنیس بلیندر که 4 فرزندش یتیم شدهاند، زیر بار هیچیک از توضیحات متهم نمیرود.
به گفته این زن، راپتی به جای آن که شجاعانه مسوولیت کارش و اتفاقی که افتاده را بپذیرد سعی دارد از آن شانه خالی کند و بدتر از همه جریان را به گردن شوهر او بیندازد که زنده نیست و نمیتواند از خودش دفاع کند.
راپتی مدعی شده که احتمال دارد اشتباه راننده جرثقیل سبب این حادثه دلخراش شده باشد و اوست که باید به عنوان مقصر اصلی شناسایی شود. «من میدانم خیلی سخت است که عزیزی را از دست بدهی و دادگاه او را مقصر بشناسد اما در این مورد هیچ کاری از دستم برنمیآید.
من مطمئنم که میتوانم به کمک وکیلم ثابت کنم اگر کسی در این سانحه تقصیر داشته باشد آن وین بلیندر است که در آن روز وظیفه هدایت این جرثقیل را به عهده داشته است.
ماجرا یک داستان کاملا ساده دارد که هر کسی هم آن را متوجه میشود. اگر آن روز وین به درستی کارش را انجام میداد، مطمئنا هرگز این اتفاق نمیافتاد و حتی خودش هم قربانی آن نمیشد و 4 فرزندش بدون پدر نمیشدند.
چیزی که من به آن تکیه دارم آن است که در پرونده قطوری که برایم تشکیل شده دو موضوع کاملا از قلم افتاده است؛ یکی شکایت از کارخانه سازنده این وسیله است، در حالی که مسائل ایمنی در آن رعایت نشده با اجاره بسیار بالا آن را به شرکت پیمانکاری من برای کار در اختیار قرار دادهاند و دیگری نقش راننده و هدایتگر آن است که میتوانسته از این اتفاق جلوگیری کند.
من میدانم که به عنوان رئیس شرکت پیمانکاری که روی ساخت این ساختمان نظارت داشتهام مسوول شناخته میشوم اما حد و مرزی برای آن قائل هستم که شاکیانی همچون خانم سوزان که از مرگ شوهرش بشدت ناراحت است آن را درک نمیکنند.
به نظر من عاقلانهتر آن است که موضوع را نه از جنبه عاطفی بلکه واقعیات را در آن در نظر بگیریم.
من به عنوان مسوول کار تا حدی مقصر هستم اما مقصر واقعی مرگ 7 کارگری که جانشان را از دست دادهاند، من نیستم و به هیچ عنوان هم زیر بار این اتهام سنگین نمیروم.
خدا را شکر میکنم که توانستم از این سانحه جان سالم به در ببرم و از خودم دفاع کنم و به همین خاطر هم تا جایی که امکان داشته باشد برای اثبات بیگناهیام تلاشم را خواهم کرد.
من از مرگ وین، راننده جرثقیل و همه کارگرانی که جانشان را از دست دادند متاسفم و حتی از افرادی که بشدت مجروح شدهاند عذرخواهی میکنم اما اعلام میکنم که من مقصر اصلی نبودهام و زیر بار آن هم نخواهم رفت.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: