قدرت سخت - قدرت نرم

تا اواخر قرن بیستم ، سایه امریکا بر تمام شوون اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی بخش اعظمی از دنیا سنگینی می کرد.
کد خبر: ۳۳۸۸۰
اما وضعیت امروز چگونه است؛ آیا قدرت امریکا پاسخگوی شرایط جدید جهانی است تا بتواند همچنان نبض اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی فعالیت های جهانی باشد؛ در تحلیل این پرسش و پاسخ ، دو رویکرد مهم وجود دارد. انحطاطگرایان : این گروه امریکا را در سراشیبی سقوطی می داند که از دهه 60میلادی علایم آن شروع و امروز وارد شرایط بحرانی شده و فرصتهای بسیاری را برای اصلاح خود از دست داده است . بنابراین توصیه آنها، ایجاد تغییرات اساسی در سیاست های مختلف داخلی و خارجی است . از این رو هر گونه مداخله در سایر کشورها و گسترش فعالیت های نظامی و شیوه امپریالیستی جدید و قدیم را موجب تسریع این انحطاط می دانند. رابرت بورک ، گلدنر و تا حدی رمزی کلارک از این گروه هستند. پیروزمداران : معتقدان به این رویکرد امریکا را بعد از فروپاشی شوروی در اوج قدرت می دانند. لذا بر این باورند از فرصت پیش آمده باید حداکثر بهره را برد و با کنترل کامل هسته اصلی اقتصاد جهانی در قرن جدید، یعنی کنترل مراکز تولید و توزیع نفت به نهادینه کردن هژمونی امریکا پرداخت. فوکویاما و هانتینگتون را از سرآمدان این رویکرد باید بدانیم و گروه حاکم بر کاخ سفید تحت تاثیر همین نحله است. اما دیدگاه سومی نیز وجود دارد که بقا و ماندگاری سلطه و هژمونی امریکا را در استفاده بیشتر از قدرت نرم می داند و نه قدرت سخت ؛ این دیدگاه پیشنهاد می کند که باید بیشتر از ارزشها و برتری های فرهنگی به جای ابزار نظامی استفاده شود. ژوزف نای ، دستیار وزیر دفاع دولت کلینتون به طور جدی به استفاده از «قدرت نرم» در کنار «قدرت سخت» اعتقاد دارد. این رویکرد بخصوص بعد از شکست امریکا در کنترل نظامی افغانستان و عراق که به طور کامل از «قدرت سخت» استفاده کرده بود گسترش بیشتری یافت . حتی برخی مسوولان امریکایی ، از جمله پاول درباره بعضی کشورها اقرار کردند استفاده از قدرت نظامی ما را به هدف هایمان نخواهد رساند، و تاکید او هم بر استفاده از «قدرت نرم» برای تسلط بر این کشورها از جمله ایران بود. امریکاییان به دلایل مختلفی ، دیگر قادر به استفاده از «قدرت سخت» نیستند و از آن فقط به عنوان یک اهرم تهدید استفاده خواهند کرد ؛ اما آیا می توانند «قدرت نرم» را برای کنترل دنیا به کار گیرند؛ بی شک هنوز امریکا از نظر علم و فناوری و تولیدات گوناگون فرهنگی و قدرت اقتصادی از ظرفیت های بالایی برخوردار است اما وجاهت و پرستیژ بین المللی اش آنچنان آسیب دیده که امروزه در میان نخبگان جوامع مخالفت با ارزشهای امریکایی نشانه روشنفکری تلقی می شود، این در حالی است که تا اواخر قرن گذشته حتی در میان لایه هایی از آنان گرایش به ارزشهای امریکایی یک امتیاز محسوب می شد . دولت امریکا با رفتارهای توهین آمیز خود در سالهای اخیر نه تنها در میان دولتهای مختلف مخالفان جدی برای خود ساخته ، بلکه حتی متحدین استراتژیکش را نیز کاملا مایوس کرده است . از همه مهمتر نفرت عمومی در افکار جهانی موجب شده تا «قدرت نرم» امریکایی ها با چالش جدی رو به رو شود. اگر زمانی کمونیسم زدایی ارزش روشنفکری بود ، امروزه امریکازدایی یعنی مبارزه با «قدرت نرم» امریکا در حال تبدیل شدن به یک جریان عمومی جهانی است . از میان 2رویکرد اصلی انحطاطگرایان و پیروزمداران و اندیشه سوم استفاده از «قدرت نرم» برای بقای «قدرت سخت» ، انحطاط گرایان درک واقعی تری از وضعیت امریکا دارند. اما افسوس هنوز فرصت تصمیم گیری برای جامعه امریکا در دست تفکر پیروزمداران است و از این روست که پیش بینی می شود انحطاط امریکا سریع تر از آنجا گفته می شود ، به وقوع بپیوندد.

حسن خجسته
دکترای مدیریت استراتژیک

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها