در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این تشکل «اقدام توطئهآمیز برخی دولتهای اروپایی از جمله دولت فرانسه در خارج کردن نام سازمان منافقین از لیست سازمانهای تروریستی و آزادی عمل دادن به سران تروریست این سازمان را ـ که دستشان به خون صدها تن از فرزندان برومند ایران و شخصیتهای بزرگ ملی و مذهبی آغشته است و همچنین جاسوسی و همدستی چندین ساله آنها برای رژیم صدام در جنگ تحمیلی که منجر به شهادت هزاران هموطن بیگناه و تخریب و ویرانی وسیعی از شهرها و مراکز جمعیتی گردید و این اعمال در کارنامه سیاهشان ثبت است ـ محکوم کرد و این را نشان سوءنیت این دولتها و دروغین بودن دلسوزیهای ظاهری آنان به ملت ایران دانست.»
انتشار این خبر از یک سو جای خوشحالی دارد که این تشکل سیاسی هم مرزبندی خود با منافقین را آشکار کرده است و هم با دولتهای اروپایی حامی منافقین تروریست؛ اما از سوی دیگر پرسشهایی را در اذهان به وجود میآورد مانند:
1ـ مجمع روحانیون مبارز و آقای خاتمی ، نیک میدانند این اولین بار نیست که دولتهای غربی از منافقین حمایت میکنند و همچنین پیش از این، همین دولتهای غربی به اشکال دیگر از جمله دادن تجهیزات جنگی پیشرفته یا سلاح شیمیایی و امثال آن در کشتار ملت مظلوم اما سربلند ایران سهمبسزایی ایفا کردهاند.
به عبارت دیگر، دشمنی این دولتها با ملت و دولت ایران امر تازهای نبوده و نیست، پس چرا در مقاطع حساسی چون فتنه سال 88، حمایت این دولتها از جریانی که همین تشکل و همین آقای خاتمی در آن نقش آفرین بودند، حداقل موجب تأمل شما در نادرستی راهتان نشد؟ آیا خروج سازمان منافقین از فهرست سازمانهای تروریستی نشان دشمنی این دولتها قلمداد میشود اما ورود تشکل شما در فهرست مجموعههای مورد حمایت این دولتها نشان از دوستی با ملت ایران دارد؟
2ـ مجمع روحانیون مبارز و آقای خاتمی بدرستی سازمان منافقین را تروریست و عامل کشتار فرزندان برومند و شخصیتهای ملی و مذهبی ایران معرفی کردهاند و به واقع این سازمان را همدست صدام در کشتار و ویرانی دوران دفاع مقدس برشمردهاند ولی آیا همین سازمان در فتنه سال 88 حامی شما نبود و بصراحت از آقای موسوی و کروبی حمایت نکرد؟ آیا آن موقع هم شما مرزبندی خود را با این سازمان تروریست و دیگر دشمنان ملت شفاف ارائه کردید یا آن موقع این سوابق را فراموش کرده بودید؟ آیا عوامل همین سازمان همراه شما و هوادارانتان در برخی تجمعات و آشوبها نقشآفرین نبودند و از تجمعات مورد نظر شما حمایت نمیکردند؟ آیا یکبار هم برای شما این همراهی، حمایت و انطباق کامل مواضع سوالایجاد نکرد که چرا؟
3ـ دولتهای اروپایی حامی منافقین که مجمع روحانیون مبارز به ریاست آقای خاتمی اقدام آنها را بدرستی توطئهآمیز خوانده و آن را نشان سوء نیت آنها و دروغین بودن دلسوزیهای ظاهری آنان دانسته است، همان دولتهایی هستند که برخی دوستان نزدیک شما با حمایت همین دولتها در رسانههایشان هر روز علیه منافع نظام جمهوری اسلامی در حال فعالیت هستند. آیا شما از این حمایتها و از این همکاریها هم اعلام برائت کردهاید؟ آیا آقای خاتمی از فهرست بلند همکاران گذشته خود از سطح وزیر گرفته تا معاون وزیر و کارشناس و... که هماکنون در پناه همین دولتها و دشمن بزرگتر مردم ایران یعنی آمریکا در حال فعالیت هستند، اطلاع دارند؟ آیا تاکنون مرز خود را با آنها شفاف کردهاند؟
مجمع روحانیون مبارز و دبیر آن همگی چهرههای روحانی و علیالقاعده آشنا با اسلام و آموزههای آن هستند. مقوله دشمن و دشمنشناسی و اعلام برائت از دشمنان و مرزبندی با آنان جزو آموزههای مهم دینی ماست که عقلانیت مجرد از دین هم بر آن صحّه میگذارد.
در فرمایش پیشوایان دینی آمده است: اَعقَلُالنّاس مَن عَرَفَ رَبَّه فَاطَاعَه و من عَرَفَ عَدُوَّه فَعَصاه (عاقلترین مردم کسی است که پروردگارش را بشناسد و او را اطاعت کند و دشمنش را بشناسد و به او عصیان ورزد) آیا مجمع روحانیون مبارز، این عقلانیت را همواره محترم شمرده است؟
رفتارهای متناقض مجمع روحانیون مبارز یعنی گاهی همسو با منافقین و دولتهای حامی آنان و گاهی معارض با آنها را اگر حمل بر بیصداقتی با مردم نکنیم، حداقل باید نشان از سردرگمی این تشکل بدانیم که در هر دو حال،
صلاحیت این تشکل را زیر سوال میبرد.
مدتی است ایده بازگشت به نظام و مردم در بخشهایی از جریان موسوم به اصلاحطلب قوت گرفته است. این راه مسدود نیست اما بدون مقدمه هم نمیتوان با صلواتی این کار را به انجام رساند. این جریان باید اشتباهاتش را بپذیرد و به الزاماتبازگشت به نظام و مردم و نه بازگشت به قدرت! پایبند باشد.
مهدی فضائلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: