احمد افضل، پژوهشگر پاکستانی(2) دود را دوست نداری؛ نفس نکش!

قسمت دوم و پایانی مقاله احمد افضل ، پژوهشگر پاکستانی پیش روی شماست.
کد خبر: ۳۳۸۴۷

نویسنده در مقدمه این مقاله می گوید: در حالی که بسیاری از روشنفکران سکولار و لیبرال ، در انتظارند انقلاب جنسی دهه 1960 امریکا در جامعه ما (پاکستان) رخ دهد ، امریکاییان ، خود بیش از پیش بر اهمیت ارزشهای خانوادگی و منع و حصر روابط پیش از ازدواج وقوف می یابند.
نسل تازه از نویسندگان و کارگزاران فرهنگی امریکا و اروپا با همه توان در پی آنند که بازگشت به نظام خانواده سنتی را شیوه مطلوب زیستن معرفی کنند.
احمد افضل در قسمت دوم این مقاله به عوامل زمینه ساز افزایش جرم و جنایت در جوامع غربی می پردازد و نسبت به شکل گیری چنین زمینه هایی در جوامع جهان سومی هشدار می دهد.

احمد افضل، پژوهشگر پاکستانی(1) ما میمون های پیشرفته نیستیم در میان روشنفکران به اصطلاح لیبرال ، سوء تفاهمی جدی رایج است . این سوء تفاهم ، برآمده از تمایل آنهاست به آمیختن و مغالطه ارزشهای بسیار پسندیده تساوی و آزادی ، با آنچه می توان آن را پلیدی و عوام زدگی نامید.
آزادی بیان ، بی تردید ایده آلی اخلاقی و دمکراتیک است ، ولی هرگز مطلق و محض نیست. جامعه ای که برای ماندگاری خود و نیز رعایت اصول اخلاقی ، ارزش و احترام قائل است ، هرگز اجازه نمی دهد، شماری از شهروندانش ، چیزهایی را اظهار کرده ، به نمایش بگذارند که بنیاد اجتماعی را تخریب و عناصر اخلاقی آن را تهدید می کند.
آرمان دمکراتیک آزادی از سانسور، عمدتا در پی آن است که حق اظهار نظر مغایر و مخالف با حکومت را پاس دارد و زمینه نقد سیاست های دولت را فراهم آورد و هرگز به معنای انتشار گسترده مسائل خلاف اخلاق ، شهوترانی و هرزگی نیست.
گاهی ، برخی در دفاع از حق خویش برای دستیابی به تصاویر ناشایست و توجیه تماشای آنها، چنین استدلال می کنند که روابط جنسی ، کنشی طبیعی است.
از این روی ، اعمال هرگونه محدودیت در برابر آن ، نادرست و غیرطبیعی است. نکته ای که در استدلال این افراد، بدان بی توجهی می شود، این واقعیت است که ، روابط جنسی موضوعی کاملا خصوصی است و نمایش و عرضه آن در برابر دیگران ، نه تنها مورد پسند سرشت پاک انسان نیست ، که به معنای به یغما بردن وجوه شخصی ، اخلاقی ، اجتماعی و زیباشناسی آدمی و توجه صرف به وجه شهوانی وجود اوست.
در میان جانداران ، تنها یک جاندار را می شناسیم که به داشتن حریم خصوصی - هنگام تهدید مرزهای خصوصی و محرمانه - قائل است و آن ، انسان است.
حتی در قبایل بدوی نیز، زنان و مردان ، قسمتهای محرمانه اندام خود را می پوشاندند و هرگز در حضور دیگران به رفتار جنسی دست نمی یازیدند.
کنش جنسی ، در اساس ، کنشی حیوانی است که در انسان نیز وجود دارد و عواطف و احساسات و آرمان های انسانی را تحت تاثیر قرار می دهد؛ اما هنگامی که کنش جنسی ، در منظر دیگران بروز یابد، تماشاگران دیگر شاهد پدیده ای انسانی نخواهند بود، بلکه جفتگیری حیوانی را خواهند دید و تجربه مختص انسان به ارتباطی صرفا حیوانی تنزل می یابد.

چرا این فیلم ها کثیف هستند؛

تصاویر مستهجن ، از طریق به نمایش گذاردن عمومی روابط خصوصی افراد، هم زنان و هم مردان را به مرتبه ای فروتر از انسان تنزل می دهد.
به این علت است که نشریات دارنده تصاویر مستهجن و فیلمهایی از این دست را کثیف می نامیم ، نه از آن رو که کنش جنسی با لذات کثیف و پلید است ، بلکه از آن روی که نمایش عمومی آن و عرضه آن در برابر دیگران ، سبب فروکاستن و تنزل احساسات عمیق انسانی می شود و آن را حیوانی و توهین آمیز می سازد.تصاویر مستهجن ، نقش مهمی در گسترش خشونت جنسی دارند.
تجاوز و کودک آزاری جنسی ، در سراسر دنیا رو به افزایش است ، ولی ما هنوز می کوشیم عامل اصلی پدیدآورنده چنین رفتارهای نفرت آمیز و بزهکارانه را، که چیزی نیست جز جنون جنسی ، نادیده انگاریم.
بررسی ها نشان داده اند مشاهده مکرر تصاویر مستهجن ، اغلب به رفتارهای کنترل ناشده و غیرمتعارف و در بسیاری موارد به خشونت و بزهکاری جنسی می انجامد.
دکتر ویکتور کلاین ، روان شناس امریکایی ، مطالعات گسترده ای درباره پیامدهای تماشای تصاویر مستهجن انجام داده است. او تقریبا در همه بیماران خود، سندرمی را با 4مرحله بازشناخته است. نخستین مرحله عادت است. افراد پس از تماشای تصاویر مستهجن ، بدان وابسته می شوند.
آنها مکررا به تماشای آن می نشینند. تماشای تصاویر مستهجن ، تحریک جنسی شدیدی را در فرد موجب می شود و او را با توانی تقویت شده به سوی تصورات هیجانی می راند که این تصورات در پی دیدن های چندباره به تخیل (فانتزی) جنسی فرد بدل می شود.
مرحله دوم ، مرحله رشد است. در گذر زمان ، عادت به تماشای تصاویر مستهجن افزایش می یابد و در پی سازگاری درونی ، دستیابی به تحریکی معین مستلزم تماشای بیشتر این تصاویر خواهد بود.
در این مرحله ، فرد، تماشا کردن و لذت جستن از تماشا را به روابط متعارف و معمولی جنسی ترجیح می دهد و اغلب حتی همسر و خانواده خود را نیز فرو می گذارد.
سومین مرحله عادی شدن است. عادت به تماشای تصاویر مستهجن به حدی می رسد که آنچه تا امروز تحریک کننده و شوک دهنده تلقی می شد، معمولی و عادی به شمار می آید.
در این مرحله ، فرد، به موجه و مشروع جلوه دادن آنچه می بیند، می پردازد و دامنه توجیه او به خود کنش جنسی نیز می رسد.
او می گوید همه ، این کارها را می کنند، پس درست و موجه است . مرحله چهارم اقدام است. این مرحله ، با تمایل فزاینده فرد برای دست یازیدن به تجربه جنسی ، شبیه آنچه تماشاگر آن بوده است ، شکل می گیرد.
در این مرحله ، رفتارهایی چون ارتباطجویی با چند تن ، نمایشگری ، کودک آزاری ، تجاوز و دیگر خویش آزاری (سادومازوخیسم) بروز می یابد. شواهد نشان می دهد، انحرافات جنسی بر پایه یادگیری رفتاری حاصل می شود و موروثی نیست.
مدلهای مرجع ، برای چنین یادگیری هایی ، عمدتا از مجلات و ویدئوهای حاوی تصاویر مستهجن فراهم می آید.

واقعا چه کسی مقصر است؛

با این همه ، آنچه جای آن در همه سخنرانی ها، همایش ها، مقالات و تبلیغات خالی است ، نقشی است که گسست اخلاقی ، تعاملات آزاد زنان و مردان جوان و دستیابی آسان به منابع تصویر ناشایست ایفا می کند.
در جایی که ما بدرستی تجاوز را محکوم می کنیم ، شایسته است به عواملی که موجب این رفتار ناپسند می شود و آن را تقویت می کند، بپردازیم.
متاسفانه ، هرگاه سخن از زنانی به میان می آید که با پوشش نامناسب و رفتارهای تحریک آمیز خود، مردان بالقوه تجاوزپیشه را به رفتاری نامناسب و نکوهیده وامی دارند، همه ، به گونه ای غیرمنطقی ، به دفاع از زنان برمی خیزند و تجاوزکار را ملامت می کنند.
این کاملا پذیرفتنی است که هیچ مردی تحت هیچ شرایطی ، حق ندارد به هیچ زنی تعدی کند، ولی آیا این بدان معناست که زنان ، آگاهانه ، خویش را در معرض خطر و ابتلا قرار دهند؛ چرا تجاوز، حتی در جوامعی که رفتار جنسی در آنها، بیرون از چارچوب رسمی ازدواج مجاز و ممکن است ، نیز تا این اندازه نکوهیده و مساله برانگیز است؛ این تا حدود زیادی به ناآگاهی زنان درباره سازوکار رفتار جنسی مردان بازمی گردد.
زنان ، اغلب از یاد می برند رفتار جنسی در مردان ، عمیقا با خشونت و پرخاشگری گره خورده است. رهبران نهضت های فمینیستی و جنبش های آزادی زنان در غرب ، خواهران خود را با القای این عقیده که زنان و مردان کاملا همانندند و هرگز نگران عواقب ناخوشایند نباشند گمراه کردند.
این رهبران ، به اخلاقیات متعارف و رایج نیز حمله برده اند و زنان را از لذت حمایت پدران و برادرانشان نیز محروم ساخته اند.
عواقب این سوء تدبیر و تلاش های مذبوحانه ای که برای تغییر طبیعت اصیل انسانی به کار گرفته شد، کمتر از فاجعه نبود. افزون بر این ، فمینیست ها می کوشند، به ما بگویند، تجاوز جرمی شهوانی نیست ، بلکه جرمی از نوع جرایم قهرآمیز است که به واسطه آن مردان زنان را تهدید می کنند، می ترسانند و به انقیاد خود درمی آورند.
بر پایه قضاوتی سطحی و گمراه کننده ، که معتقد است مردان همگی ظالم و زنان همگی مظلوم و قربانی اند (که خود نفرتی فراگیر از مردان را در پی می آورد)، نظریه تجاوز، به عنوان نشانه ای بر زن ستیزی مردان ، کاملا سفسطه آمیز و نادرست است.

هیچ کس نمی تواند در خلاء زندگی کند

توضیحی بهتر در تبیین افزایش رویداد تجاوز چنین است: زنان ، در کتابها و فیلم هایی که به نمایش روابط جنسی اختصاص دارد، همواره آماده و مشتاق تجربه جنسی اند و اغلب چنین نمایانده می شود که از تجاوز، شکنجه جنسی و تحقیر لذت می برند.
در نتیجه ، تماشاگران و خوانندگان چنین منابع تصویری ، بتدریج ، خشونت و اجبار را، معمولی و متعارف در مناسبات جنسی ، تلقی می کنند.
همه این عوامل ، وقتی با پرخاشگری طبیعی مردان و آسان جویی زنان ترکیب شود، به رخداد تاسفبار تجاوز می انجامد. به هر روی ، برای کنترل همه گیری و شیوع این جرم ، چیزی بیش از حمله صرف به مردان و انتقاد از ایشان ضرورت دارد.
هر جا، شهروندان ، خواستار بازسازی سیاست های رسانه ای برای مقابله با روند فروپاشی اخلاقی شوند، این پاسخ ظاهرا متقاعدکننده را دریافت می کنند که چیزی را که دوست ندارید، نبینید یا نخرید.
هر کسی از شنیدن چنین راه حل های ساده اندیشانه و کودکانه ، برای مسائل حساس اخلاقی و اجتماعی شگفت زده و مبهوت می شود. این که کسی مطالب یا تصاویر مستهجن و نامناسب را دوست دارد یا نه ، مهم نیست.
مساله مهم این است که مواد ویرانگر اخلاقی و اجتماعی چاپ و از خارج به کشور وارد می شود و با آزادی در بازار به فروش می رسد. این روند باید متوقف شود.
همه آنقدر رشد یافته نیستند که زیان این مطالب و مواد را دریابند، آنان نیز که از چنین رشدی برخوردارند، بندرت توانایی محافظت از خود و خانواده شان را در برابر زیانهای بالقوه دارند.
هیچ کس نمی تواند در خلاء زندگی کند و خود را از جامعه دور دارد. چه دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم ، همه ما از حوادث امروز محیط تاثیر می پذیریم.
آن گاه که فضای حیاتی ما آلوده شود، تنها ابله ها خواهند گفت: اگر دود را دوست نداری ، نفس نکش.

احمد افضل
مترجم: محمود خوشنویس

احمد افضل، پژوهشگر پاکستانی(1)
ما میمون های پیشرفته نیستیم
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها