گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

آلوده های مجاز

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «اگر گسل خاورمیانه فعال شود...»،«آمریکا؛ بدعت بین المللی»،«تشدید تحریم‌های ضد ایرانی گزینه‌های پیش‌رو»،«آلوده های مجاز»،«نکات پیرامونی قطعنامه 1929»،«آلودگی برنج‌ها جدی گرفته نشد»،«روزگار غافلگیری‌»و... که برخی از انها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۳۸۴۶۰

رسالت:اگر گسل خاورمیانه فعال شود...

«اگر گسل خاورمیانه فعال شود...»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم دکتر حشمت الله فلاحت پیشه است که در آن می‌خوانید؛خاورمیانه به دلیل وضعیت ترانزیتی خود همواره محل توجه بوده است. از حدود یکصد سال پیش موضوع «انرژی» این اهمیت را دو چندان ساخته است. البته به عوامل تاریخی فوق باید، عامل امروزین «جنگ تمدن ها» را نیز افزود. در قالب این تئوری اولین جنگ بزرگ غرب بعد از جنگ سرد، جنگ در مرزهای فراملی اسلامی است. جنگی که در آیین «آرماگدون» (آخر زمان) جرج بوش (دوم) جنبه مقدس به خود گرفت و مزایای مالی آن باعث شد که سرمایه اندوزان آمریکایی و غربی مانع خاموش شدن شعله های آن شوند.

بنابراین ما در وضعیت خطیری به سر می بریم. محاسبات عقلی و منطقی می گوید که نباید موضوع «ایران» را وارد فضای بحران کرد. اما بر اساس تجربیات تاریخی اغلب بحران سازی های غرب حاصل محاسبات اشتباه بوده است و یا اینکه مردم و سیاستمداران آن کشورها به طور معمول در راستای منافع اقتصادی کسان دیگر بسیج شده اند، بدون آنکه خود از شرایط پشت پرده آگاهی داشته باشند. زمانی که در نیمه اول دهه میلادی گذشته دولت آمریکا بزرگترین قرارداد نظامی خود در تولید نسل جدید  بمب افکن ها را با رقم200  میلیارد دلار منعقد ساخت و اوباما همزمان با دریافت «جایزه صلح نوبل» افزایش سنواتی بودجه نظامی را در دستور کار قرار دارد، واقع گرایان به این نتیجه رسیدند که دنیای امروز را سخنرانی ها مدیریت نمی کند.

قطعنامه1929  شورای امنیت سازمان ملل متحد در چنین فضایی صادر شد. آمریکایی ها که از اواسطه دهه1990  میلادی برای فرامرزی کردن قوانین تحریم ضد ایرانی «داماتو» و «هلمز برتون» با مقاومت اروپایی ها مواجه بودند، تحت پوشش قطعنامه های اخیر به آن هدف خود نزدیک می شوند. در آن ایام که قوانین آمریکایی تحریم ایران با چهل خودنویس اعطایی شرکت های آمریکایی به کلینتون (رئیس جمهور وقت) امضا گردید، بلافاصله یکصد شرکت نفتی اروپایی در تهران گردهم آمدند و برای شرکت در مناقصه های نفتی جمهوری اسلامی اعلام آمادگی کردند. اکنون اوباما در تلاش است تا با همراه کردن شرکت های اروپایی در تحریم ایران به انتقادات شرکت های آمریکایی در این رابطه پایان دهد. شرایط فوق در یک روند کاذب شکل گرفته است. اول اینکه؛ تحریم ها، تحریم هوشمند ادعایی آمریکا و همراهانش نیست. هدف از تحریم های هوشمند، ضربه زدن به برنامه های هسته ای، نظامی و موشکی یک کشور است. اما این تحریم ها، توسعه کل کشور ایران را نشانه گرفته و با نشانه گرفتن فرصت های اقتصادی و تجاری ایران، آشکارا مقابله با ملت ایران را در دستور کار قرار می دهد.

موضوع دوم اینکه نام بردن از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شرکت های مهندسی مرتبط، با هدف نظامی جلوه دادن برنامه های هسته ای ایران صورت می گیرد.
بعد از جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، صدام حسین تنها با تعریف ماموریت های نظامی جدید در کویت، داخل عراق و سپس جنگ با ناتو، مانع تغییر شرایط به سودسازندگی کشور شد. اما در جمهوری اسلامی همه ظرفیت های مهندسی نظامی در خدمت سازندگی کشور قرار گرفت و کارهای عظیمی که تحت تحریم شرکت های غربی، قابل انجام نبود، با استفاده از ظرفیت های به دست آمده در جنگ صورت گرفت و سرانجام اینکه برخی کشورهای منطقه جهت پیوستن به تحریم ایران تحریک می شوند.

هدف مخالفان ایران از تحریک کشورهای فوق، ضربه زدن به توان تحریم ناپذیری ایران در چهارده مرز آبی و خاکی خود است.

شرایط کنونی پیش از آنکه نیازمند تقابل باشد، نیازمند تدبیر است. ائتلاف ناصادق برخی از قدرت ها علیه ایران به کسب اجماع بین المللی علیه جمهوری اسلامی امیدوار نیست.
به عنوان نمونه در مورد کره شمالی که حتی بمب هسته ای را آزمایش کرده است،111  کشور به تحریم های مربوط به آن نپیوستند. این در حالی است که برنامه ایران مسالمت آمیز بوده و به رغم شعارهای سیاسی - تبلیغاتی علیه آن، سندی مربوط به تخطی از اساسنامه آژانس و «ان.پی.تی» وجود ندارد. لذا افکار عمومی منصف دنیا می دانند که موضوع هسته ای، بهانه تازه غرب برای بحران سازی در خاورمیانه است.

درآینده5+1  تلاش خواهد کرد که مسیر مذاکره را تنها از محل تبادل سوخت (اجرای ناقص بیانیه تهران) احیا کند. در حالی که بدون اجرای دو بند دیگر بیانیه تهران یعنی تضمین حق ایران در رسیدن به فناوری صنعتی سوخت هسته ای و پرهیز از راهکارهای تقابلی، مبادله سوخت اشتباه است. بویژه آنکه قطعنامه1929  هر گونه مبادله هسته ای با ایران را ممنوع کرده است و با این وجود خارج ساختن سوخت هسته ای از کشور در این رابطه معنایی جز خود تحریمی ایران ندارد.

احتمال فعال شدن خطوط گسل اصلی خاورمیانه واقعیت دیگری است که دلسوزانه باید نسبت به آن هشدار داد. جمهوری اسلامی ایران را به عنوان رهبر دادخواهی های اسلامی سه دهه اخیر در خاورمیانه نمی توان با عراق یا افغانستان مقایسه کرد. آمریکا و ناتو حتی توان مدیریت جنگ در دو کشور محصور عراق و افغانستان را نداشتند. درگیری با ایران به معنای افتادن در یک جنگ منطقه ای است که ما معتقدیم قطعنامه1929  پیش از آنکه نقش پیشگیرانه داشته باشد، به عامل شتابزای آن تبدیل شده است. بر اساس تجربه تحولات عراق، ایران به جای افتادن در سراشیبی قطعنامه های شورای امنیت، سیاست پیشدستانه ای را در پیش می گیرد که طبق آن اگر قرار است ترانزیت و تجارت در شرایط امن صورت گیرد، این امنیت نباید استثنا داشته باشد. جمهوری اسلامی دارای150  میلیارد دلار مبادله خارجی است و طبعا اجازه نخواهد داد در فضای سیاسی شکل گرفته، دیگران فرصت های توسعه را از آن بربایند. ضمن آنکه طبق مصوبه مجلس دولت از این حق برخوردار است که در قبال دولت هایی که علیه کشتی ها و هواپیماهای ایران اقدام ایذایی انجام دهند، مقابله به مثل نماید.

ایرانیان می دانند که همه اقدامات تحریمی، تهدیدی، تحدیدی فوق در راستای جنگ تمدن ها صورت می گیرد. آنها از آرامش و توسعه ایران ناراضی اند. ده ها تدبیر منطقه ای، مانور مشترک و هزینه های نظامی گزاف نتوانسته است امنیت دلخواه آمریکا را در میان همپیمانان آن تامین نماید. در حالی که مردم ایران با تکیه بر وحدت و خود اتکایی درونی به این مهم دست یافته اند.

تجربه عراق و افغانستان کافی است که مردم ایران با اتحاد داخلی به خنثی سازی روند اقدامات ایذایی آمریکا و همپیمانان آن ادامه دهند. در این دو کشور هر خانواده ای داغ از دست دادن عزیزان خود را به دست اشغالگران یا عوامل داخلی تطویل بحران به دل دارد و اکنون آینده توسعه آنها به شدت مبهم و نومید کننده است.

توطئه گران بیرونی در طول31  سال گذشته برای ضربه زدن به امنیت و منافع ملی ایران، خطوط گسل خاورمیانه را فعال ساخته اند، اما هر شقاقی زمانی که به مرز ایران رسیده با وحدت و انسجام داخلی ایرانیان بی ثمر مانده است، اما اگر این توطئه علیه سرزمین محوری ایران زمین شکل گیرد، خطوط واقعی گسل در منطقه   به گونه ای فعال خواهد شد که مدیریت آن برای شروع کنندگان بحران غیر ممکن می گردد. به طور طبیعی هر بازیگری که در اقدامات ضد ایرانی شریک شود، هدف اقدام مقابله به مثل ایران قرار خواهد گرفت.

و سرانجام روی سخن با آن دسته از کشورهای منطقه است که در معرض خودسوزی رژیم صهیونیستی قرار دارند. سران این رژیم نومیدی نسبت به آینده حیات مسالمت آمیز خود در منطقه را پنهان نمی کنند و با رشد آگاهی تاریخی مسلمانان منطقه نومیدی آنها بیشتر خواهد شد. لذا انتظار می رود، کشورهای خاورمیانه به جای افتادن در دام راهبردهای ویرانساز صهیونیست ها در «تل آویو» و «واشنگتن» در راستای راهبرد منطقه ای جمهوری اسلامی، به ساختاری بیندیشند که در آن هیچ گونه عامل بیرونی تفرقه، تجاوز و بحران جایگاهی ندارد.

جمهوری اسلامی:آمریکا؛ بدعت بین المللی

«آمریکا؛ بدعت بین المللی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛دیروز خبر خودداری چند کشور اروپائی و جنوب خلیج فارس از تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی در فرودگاه‌های این کشورها توسط مسئولان خود آن کشورها تکذیب شد. مسئولان ایرانی نیز اعلام کردند هواپیماهای ایرانی مشکل سوخت ندارند و می‌توانند طبق برنامه عادی گذشته به فعالیت‌های مسافربری خود ادامه دهند.

این تکذیب‌ها و توضیحات در پی انتشار اخباری صورت گرفت که براساس آنها آلمان، انگلیس، کویت و امارات از تحویل سوخت به هواپیماهای مسافری ایران در فرودگاه‌های خود، خودداری کرده و این اقدام را در چارچوب عمل به آنچه دولت آمریکا آنرا قانون تحریم ایران نامیده و پس از تصویب مجلسین خود به امضاء اوباما رئیس‌جمهور آن کشور نیز رسانده توجیه کرده بودند.

علاوه بر این، دیروز کمیته اجرائی کمیسیون اروپا با انتشار بیانیه‌ای محدودیت‌های جدیدی را برای پرواز هواپیماهای جمهوری اسلامی ایران وضع و اعلام کرد. این محدودیت‌ها هر چند به کیفیت هواپیماها مربوط می‌شود ولی نوعی تبعیت از قانون خودساخته آمریکاست.

با قطع نظر از اصل خبرها و تکذیب آنها، نکته مهمی که در این میان وجود دارد و باید به آن توجه شود اینست که چنین تصمیمی علیه هواپیماهای مسافربری با مقررات بین‌المللی مغایر و با ضوابط سازمان بین‌المللی هواپیمائی (ایکائو) در تضاد است. به همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران باید برای مقابله با اقدامات خلاف مقررات بین‌المللی که توسط آمریکا علیه ایران صورت میگیرد برنامه‌ریزی کند و بگونه‌ای عمل نماید که دولت‌ها تمایلی به تن دادن به اجرای قوانین خود ساخته آمریکا نشان ندهند.

جمهوری اسلامی ایران از یکطرف باید با افشای این اقدام خصمانه علیه ناوگان هوائی کشور، مانع استمرار این رفتارهای کودکانه شود و از سوی دیگر با طرح موضوع نزد مجامع بین‌المللی از اعمال مقررات فرامرزی از جانب آمریکا ممانعت بعمل آورد. موضوع مهمتر اینست که احتمال اعمال سیاستهای تلافی جویانه نیز می‌تواند مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.

ایران و آمریکا اکنون چندین دهه است که مراودات و مناسبات هوائی ندارند و در نتیجه قانونگذاران آمریکائی به خوبی می‌دانسته‌اند که مصوبات آنها در قلمرو آمریکا موضوعیت ندارد و قابل اجرا نیست. چرا که اساساً پروازی از جانب ایران عازم آمریکا نمی‌شود و یا از آمریکا عازم ایران نمی‌شود، اما در واقع آمریکا با این نوع قانونگذاری، برای دیگر کشورها در صحنه تنظیم مناسبات آنها با ایران، تصرف نموده و بجای آنها سیاستگذاری و تصمیم گیری کرده است. این پدیده بسیار شرم آور است که حق رای، حق تصمیم گیری و بالاتر از آن، استقلال رأی و استقلال عمل کشورها تحت الشعاع قوانین فرامرزی آمریکا قرار گیرد و مشتی عناصر کینه توز با اتخاذ سیاستهای ضد ایرانی، برای دنیا تعیین تکلیف نمایند.

این پدیده، زنگ خطر بزرگی را در جهان معاصر به صدا در آورده که عده‌ای در واشنگتن می‌خواهند بجای دنیا و برای دنیا "تصمیم سازی" و تصمیم گیری کنند و اهداف و برنامه‌ها و امیال خود را بر دیگران تحمیل نمایند. نکته مهم اینست که مطابق قوانین بین المللی، مصوبات و عملکرد کشورها در خارج از مرزهای جغرافیائی آنها نباید و نمی‌تواند مخل و مغایر قوانین بین‌المللی باشد و محدودیت‌ها و موانعی برای اجرای قوانین بین‌المللی ایجاد و تحمیل نماید.

دنیای معاصر تصور نکند که این پدیده فقط علیه ایران است و فقط به همین مورد محدود خواهد ماند بلکه این درواقع بدعتی است که سرآغاز نابودی و اضمحلال قوانین و رفتارهای بین‌المللی خواهد بود. اگر امروز آمریکا با دست زدن به چنین سیاستی برای سایر کشورها بتواند تعیین تکلیف نماید و برخی کشورهای اقمار آمریکا برای خوش خدمتی به واشنگتن در راه تحقق این رفتارهای هنجارشکن وسوسه شوند و به خوش رقصی بپردازند، هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا سایر کشورها برای الگوبرداری از همین روشهای فرامرزی، دست روی دست نگذارند و با تکرار این هنجارشکنی ها، اصول روابط بین الملل را دچار چالش نکنند.

انتظار می‌رود کشورهای مستقل و نهادهای بین‌المللی در برابر این اقدامات غیراصولی و در عین حال خصمانه ایستادگی کنند و با حداکثر توان و ظرفیت خود مانع شکل گیری یک بدعت بین‌المللی در این مقوله شوند. جا افتادن این رفتارها و هنجارشکنی‌ها می‌تواند بنیان مناسبات سالم در قلمرو بین‌المللی را لرزان و بی ثبات کند، پدیده‌ای که دود آن به چشم همگان خواهد رفت و طبعاً هیچکس نباید از آن استقبال کند.

تهران امروز:تشدید تحریم‌های ضد ایرانی گزینه‌های پیش‌رو

«تشدید تحریم‌های ضد ایرانی گزینه‌های پیش‌رو»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم دکتر محمدمهدی مظاهری است که در آن می‌خوانید؛پس از رد توافق سه‌جانبه تهران، ترکیه و برزیل به‌رغم اقدامات اعتمادساز کشورمان در عرصه بین‌المللی برای برون رفت از مشکلات با گروه 1 + 5 دولتمردان کاخ‌سفید همراه با اتحادیه اروپا با حربه تشدید تحریم‌های اقتصادی و مالی و نیز مطرح کردن گزینه نظامی در تلاشند که ایران را وادار به پذیرش خواسته‌های غیرمنطقی و خلاف موازین و پادمان‌های بین‌المللی نمایند، در بررسی دقیق دلایل، پیامدها و رویکرد ایران نسبت به این تحریم می‌توان به مسائل ذیل اشاره کرد.

1 - معیار صلح‌آمیز یا غیرصلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای کشورها و مرجع پذیرفته شده بین‌المللی تشخیص هرگونه تخلف احتمالی معاهده NPT است و نظارت برای حصول به این هدف و تایید فعالیت‌ها در این عرصه برعهده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. ایران به عنوان عضو متعهد پیمان NPT پایبندی خویش را طبق مستندات آژانس نسبت به رعایت مقررات مفاد مصرح NPT نشان داده است.

تاکنون در طول 39 سال حیات خود، معاهده NPT حتی یکبار اعلام نکرده است که فعالیت‌های هسته‌ای ایران غیرصلح‌آمیز بوده و برخلاف موازین پذیرفته شده بین‌المللی است و این مرجع به‌رغم تبلیغات رسانه‌ای ضدایرانی رژیم صهیونیستی و غرب به کرات از ایران به جهت رعایت مقررات معاهده NPT قدردانی نیز کرده است. بنابراین حق استفاده صلح‌آمیز فعالیت هسته‌ای طبق بند 4 معاهده NPT جزو اصول و حق لاینفک کشورهاست.

در وضعیت فعلی به نظر می‌رسد که ایران برای پاسخگویی مستدل و قانونی به اتهام‌زنی غرب از طریق دیپلماسی این موضوع را در محافل بین‌المللی از جمله آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مطرح سازد تا از شایعه‌پراکنی جلوگیری و بی‌اساس بودن ادعای اخیر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا اثبات گردد. بی‌تردید پیگیری این موضوع از مجاری قانونی ضمن شناسایی دولت شایعه‌افکن، دولت متاثر از شایعه نیز مستحقق جبران خسارت مادی و حقوقی خواهد شد.

2 - اقدامات هماهنگ و یکصدای غرب و همراهی مسکو و پکن با تشدید تحریم‌های بین‌المللی در قالب قطعنامه 1929 علیه ایران، در راستای نجات رژیم صهیونیستی از فشار افکار عمومی در حمله به کاروان آزادی و تداوم حصر نوار غزه صورت می‌گیرد. براین اساس، دستگاه‌های اطلاعاتی غرب همسو با رژیم صهیونیستی در اقدامی مشترک براساس اطلاعات غلط تلاش می‌کنند که ضمن تعیین وقت برای دستیابی ایران به بمب اتمی، افکار عمومی دنیا را نسبت به این موضوع تحریک کنند، در این راستا طرح «ایران‌هراسی» در منطقه به شدت از سوی رسانه‌های غرب تبلیغ می‌شود. این امر برای حفظ آپارتاید هسته‌ای در خاورمیانه صورت می‌گیرد و هرگونه توانمندی ایران اقدامی در جهت برهم زدن توازن قوا در منطقه ارزیابی می‌شود.

درقبال حرکت ایذایی و تبلیغات منفی رسانه‌ای غرب، دستگاه دیپلماسی ایران باید ضمن گسترش تعاملات منطقه‌ای و پیگیری «خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای» بحث لزوم پیوستن رژیم صهیونیستی NPT و امحای سلاح‌های کشتار جمعی این رژیم را در محافل بین‌المللی به‌ویژه سازمان کنفرانس اسلامی در دستور کار اصلی خویش قرار دهد.

3 - اقدامات آمریکا علیه ایران معطوف به از هم‌گسستن حلقه ارتباطی و مراودات سیاسی کشورمان با پکن و مسکو شده است. غرب بر این امر واقف است که شکل‌گیری روابط مستقل ایران با روسیه و چین از طریق ایجاد اتحاد و ائتلاف جدید منطقه‌ای و پیگیری سیاست نگاه به شرق در قالب پیمان شانگهای می‌تواند تهدید جدی برای منافع سیاسی و اقتصادی غرب به شمار آید لذا غرب با دادن امتیازات متعدد به روسیه و چین سعی کرده که اجماع لازم را برای اعمال فشار بین‌المللی علیه ایران به‌وجود آورد. در این مسیر پکن و مسکو تحت تاثیر اقدامات آمریکا روند تقابل و همراهی با قطعنامه‌های ضدایرانی پیش گرفته‌اند، در این مسیر ایران باید با محدود‌سازی روابط استراتژیک و تجاری گسترده با مسکو و پکن با گسترش دیپلماسی منطقه‌ای و بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود در میان کشورهای غیرمتعهد و نیز کشورهای اسلامی از منافع ملی خویش دفاع کند.

4 - رفتار جدید اتحادیه اروپا در قالب همراهی با قطعنامه ضدایرانی 1929 و نیز تصویب تحریم‌های مستقل دیگر نشان می‌دهد که این اتحادیه با عبور از گفت‌وگوهای انتقادی و رویه‌های دیپلماتیک برای حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران و نیز رد الگوی رفتاری مصالحه‌گرایانه، روند تقابل و ائتلاف کامل با آمریکا را در پیش گرفته است. ضروری است دستگاه دیپلماسی کشور با رصد تحولات اخیر موضع‌گیری قاطعی نسبت به اقدامات ضدایرانی اتحادیه اروپا در پیش گیرد.

5 - گرچه به‌رغم ادعای رسانه‌ای غرب و رژیم صهیونیستی احتمال اقدام نظامی علیه مراکز نظامی و هسته‌ای ایران بعید به نظر می‌رسد. با این وجود، گسترش پدافند دفاعی و تقویت وحدت ملی در جامعه از بدیهیات روز به شمار می‌رود. شرایط منطقه‌ای و نظام بین‌المللی به دلیل بحران دامنگیر افغانستان و عراق و نیز تداوم مشکلات اقتصادی غرب اجازه ماجراجویی نظامی و سیاسی جدید را علیه ایران نخواهد داد. چرا که ایران به عنوان یکی از قدرت‌های اصلی منطقه توانایی پاسخگویی و دفع هرگونه تهدید احتمالی را دارد.

مردم سالاری:آلوده های مجاز

«آلوده های مجاز»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌‌ی مردم سالاری به قلم کورش شرفشاهی است که در آن می‌خوانید؛بالا خره پس از مدتها تایید و تکذیب، گزارش وضعیت آلودگی برنج های وارداتی که به وسیله کمیته ای متخصص تهیه شده بود در  صحن علنی مجلس خوانده شد تا  شاید دیگر هیچ کس جرات نکند این گزارش تخصصی را انکار کند; هرچند  که البته زیاد هم به این مهم امید نداریم!

اما نکته مهمتر آن است که چرا تابدین حد در بحث واردات اهمال صورت می گیرد و چرا برخی مسوولا ن زیان های واردات بی رویه را در حوزه های گوناگون نمی پذیرند؟ تاکنون واردات تنها به ریشه های اقتصادی صدمه می زد و باعث تعطیلی کارخانجات،بیکاری کارگران، ورشکستگی اقتصادی، فرار سرمایه و خوشحالی کشورهایی می شد که بارها علیه ایران موضع گرفته بودند اما امروزه پارا فراتر گذاشته و سلا مت انسانها را هدف گرفته اند تا علا وه بر اقتصاد، سلا مت ایرانی  نیز قربانی سیاست های غلط واردات شود. البته مشخص نیست چرا جلوی این واردات را نمی گیرند؟

چرا هنگامی که برنجکار ایرانی نتوانسته برنج های سال گذشته اش را بفروشد هنوز هم با حجم گسترده واردات برنج های خارجی روبه رو  هستیم؟ و اما در بحث دوم که همانا هدف گرفتن سلا مت شهروندانی است که به مدیریت مدیران و مسوولا ن ایمان آورده اند، به راستی جای سوال دارد که چرا با وجود تایید پزشکان و متخصصان همچنان واردات برنج های آلوده صورت می گیرد؟ البته  این تنها به برنج منحصر نیست بلکه با گذری به گذشته و یادآوری گوشت های آلوده وارداتی، پی می بریم که این رشته سر دراز دارد و گویا قرار است جان انسانها بر سر میزهای سیاست  به بازی گرفته شود که به برکت ذهن فراموشکار انسان، هرگز متخصصان و مسببان این موارد شناسایی، معرفی و محاکمه نمی شوند.

البته به نظر می رسد که کم کاری در بخش های نظارتی  و به علت فقدان یک سیستم  غیروابسته در حوزه سلا مت باشد زیرا نه تنها معضل در موادغذایی وارداتی بلکه در محصولا ت و تولیدات داخلی نیز وجود دارد. تهیه سوسیس و کالباس با آشغال گوشت، بامیه و زولبیا با روغن موتور ماشین و صدها موارد دیگر که در حوصله این بحث نمی گنجد.  اما  اکنون بحث بر سر برنج های آلوده وارداتی است و عقل سلیم می طلبد که به جای انکار واقعیت ها، در مورد واردات بی رویه تجدید نظر کنیم تا علا وه بر شالی کاران، کارخانجات برنج کوبی و خانواده هایی که از تولید برنج ارتزاق می کنند، 70 میلیون جمعیت ایرانی به خاطر آن که در فکر سلا متشان بوده اید شاکر  شما باشند.

کیهان:نکات پیرامونی قطعنامه 1929

«نکات پیرامونی قطعنامه 1929»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید«آمریکا درگیر یک رقابت تمام عیار با دیگر ملت ها به خاطر پرستیژ فرهنگی مبتنی بر ملی گرایی خود است اما با این حال آنچه آمریکا در خارج از مرزها دارد، «قدرت» است و آنچه در داخل و خارج ندارد وجهه فرهنگی است.»

این بخشی از قضاوت یک جامعه شناس برجسته و کهنسال آمریکایی درباره عملیات سیاسی آمریکا در خارج از مرزها و اهداف این عملیات می باشد. «چارلز رایت میلز» که اینک 94 سال دارد و تالیفات متعددی در حوزه جامعه شناسی آمریکا ارائه کرده که بطور خاص می توان به کتاب های «نقدی بر جامعه شناسی آمریکایی»، «مردان جدید قدرت» و «یقه سفیدها» اشاره کرد، در ادامه تبیین خود می گوید اینک شیوه زندگی آمریکایی- در حوزه های موسیقی، ادبیات، هنر و...- مورد استقبال نیست و از این رو دولت آمریکا تلاش می کند تا با ادبیات جنگ سخت با دنیا سخن بگوید.

یکی دیگر از جامعه شناسان آمریکایی می گوید: آمریکا زمانی با «مک دونالد»- بزرگترین تولیدکننده فست فودها-، ماکروسافت- بزرگترین شرکت جهانی تولید و توزیع نرم افزار، - هاروارد- بزرگترین و کهن ترین دانشگاه در دنیا- و هالیوود بزرگترین کمپانی جهانی تولید فیلم شناخته می شد و همه باور کرده بودند که با این همه ابزار منحصر به فرد، آینده دنیا در دست های آمریکاست. این گمان بیش از همه در حوزه فرهنگ وجود داشت.

مواجهه با ایران، یک کارزار جهانی است به عبارت دیگر درگیری نیمه سخت جاری آمریکا- ایران بیش از آنکه سرنوشت ایران را رقم بزند، سرنوشت آمریکا را رقم خواهد زد چرا که در این کارزار سؤال اصلی این است که آیا ایالات متحده صلاحیت- به معنای کارایی- اخلاقی و فرهنگی دارد یا ندارد چون فرض همه بر این استوار است که در آینده قدرت ها به میزانی که کارایی اخلاقی و فرهنگی دارند می توانند اثرگذار باشند. همانگونه که رایت میلز گفت در خارج از مرزها، آمریکا اشغالگر دیده می شود و حال آنکه باید اخلاقی دیده شود.

آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی به صدور قطعنامه متوسل گردیده و به زحمت توانسته اکثر کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل را وادار به تایید آن نماید. این در حالی است که آنان30 سال پیاپی به تحریم ایران دست زده اند و علی الدوام ایران را زیر ضربات تبلیغات سیاسی و تهاجم دیپلماتیک قرار داده اند. این در واقع اعتراف به قدرت ایران و همزمان اذعان به ناتوانی در مواجهه با جمهوری اسلامی می باشد. در عین حال در خصوص، صدور قطعنامه 1929و زمینه ها و نتایج آن نکات دیگری هم وجود دارد.

1- شروع دور جدیدی از تبلیغات و اقدامات دولت آمریکا علیه جمهوری اسلامی، نشان از غلبه دیدگاه اسرائیلی بر نگرش حاکم بر کاخ سفید دارد. پیش از این مقامات کاخ سفید در مواجهه با مقامات رژیم صهیونیستی بر این نکته پافشاری می کردند که ایران از ظرفیت فلسطین برای عبور از مشکلات منطقه ای و بسط نفوذ خود استفاده می کند و از این رو مهار ایران مستلزم حل و فصل مسئله فلسطین است. در همان حال اسرائیلی ها بر این ایده پای می فشردند که حل مسئله فلسطین بدون جدا کردن ایران -و بلوک مقاومت- از فلسطین امکانپذیر نیست. تبلیغات و تحرکات سنگین آمریکا طی هفته های اخیر نشان از سیطره دیدگاه اسرائیلی بر کاخ سفید دارد.

2- آمریکایی ها با اشاره به پیشرفت اقتصادی جامعه ایران و مثبت شدن بسیاری از شاخص های اقتصادی و اجتماعی معتقدند می توان روی جامعه متوسط ایران کار کرد. آمریکایی ها معتقدند جامعه متوسط شهری اگرچه از وضع اقتصادی بهتری- به نسبت طبقات پایین- برخوردارند اما تحمل آنان در برابر فشار کم است و لذا وقتی در یک عملیات روانی- با استفاده از ابزار قطعنامه و...- به ایران فشار جدیدی وارد شود، این طبقه در مقابل نظام جمهوری اسلامی می ایستند و این در حالی است که تشدید فشار، طبقات پایین جامعه ایران- که اصلی ترین حامیان نظام می باشند- را به حاشیه می راند.

به عبارت دیگر از نظر آمریکایی ها، تشدید فشارها زبان طبقه متوسط را باز می کند و دست طبقات پایین را می بندد. اما این تحلیل از مبنای درستی برخوردار نیست چرا که نتایج انتخاباتی سال گذشته نشان داد که نظام جمهوری اسلامی و اندیشه اسلام گرایی از محبوبیت فراوانی در بین همه اقشار برخوردار است. این نکته در اظهارات فرید زکریا و ری تکیه دو سیاستمدار وابسته به دستگاه سیاسی آمریکا هم آمده بود.

3- آمریکایی ها معتقدند، فشار جدید، طبقه متوسط را جرات می دهد که به میدان بیایند و بار دیگر دور نیروهای مرتبط با آمریکا- اصلاح طلبان- را بگیرند. از نظر مقامات کاخ سفید، چون این حضور در غیاب طبقات پایین اتفاق می افتد می تواند موجی از اعتراض جامعه ایران را بگیرد. بر این اساس می توان گفت سیاست آمریکا در صدور قطعنامه جدید بر اساس یک استراتژی میان مدت- یعنی بازگرداندن نیروهای هوادار خود به عرصه حکومت- صورت می گیرد. این در حالی است که به دلیل همان چیزی که «میلز» گفت این سیاست نه تنها وضع جریان دلبسته به آمریکا در ایران را بهبود نمی بخشد بلکه وضع آنان را وخیم تر
هم می کند.

4- آمریکایی ها معتقدند تشدید تحریم ایران مهمترین علامتی است که می تواند مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی را نسبت به «عزم آمریکا در مواجهه با ایران» مطمئن و دلگرم نماید و علیرغم شکست های پیاپی، آنان را سرپا نگه دارد و در انتظار بهبود اوضاع قرار دهد. تصویب قطعنامه در روز 20 خرداد- دو روز مانده به سالگرد آغاز فتنه سنگین علیه نظام- بر این اساس ارزیابی گردیده است.

اما واقعیت این است که این قطعنامه هر چند با استقبال محافل مخالف نظام- از پادشاه عربستان تا عناصر داخلی مرتبط با آمریکا- مواجه گردیده ولی در عمل ظرفیت آن را ندارد تا برای مدتی انگیزه مقاومت را در نیروهای مخالف به وجود آورد. چرا که آنان قاعدتاً در یک تجربه 30 ساله دریافته اند، جنگ نیمه سخت - تحریم و آشوب- هم نمی تواند راه ایرانی ها را از کعبه به کاخ سفید کج نماید.

5- آمریکایی ها معتقدند نتیجه بخش شدن تشدید تحریم ها به شکاف داخلی در ایران نیاز دارد. آنان گمان -واهی- کرده اند که این شکاف الان وجود دارد اما نگاه آنان به شکاف میان جریان آشکارا وابسته -اصلاح طلبان- با حاکمیت نیست چرا که این شکاف را به ضرر خود و در جهت طرد همیشگی عناصر وابسته به محافل جاسوسی و سیاسی آمریکا از حاکمیت ایران ارزیابی می کنند.

آنان در این میدان به کسانی در داخل حاکمیت چشم دوخته اند که بر طبل اختلاف میان قوا می کوبند و تلاش می کنند تا هر درز کوچک را به دره ای عمیق تبدیل نمایند. آنان معتقدند چنین کسانی در درون حاکمیت ایران وجود دارند که به جای گوش سپردن به نغمه وحدت گرایانه رهبری نظام گوش به محافلی سپرده اند که این اختلافات را مفید ارزیابی می نمایند.

آمریکایی ها طبعاً می دانند که گروهی در درون حاکمیت با دور زدن نهادهای رسمی و مسئول- نظیر وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات و شورای عالی امنیت ملی - به رایزنی با محافل مشکوک خارجی مشغولند و تلاش می کنند تا دور از چشم نهادهای مسئول نظام به تکمیل زد و بندهای سیاسی با محافل مشکوک خارجی بپردازند.

طی ماههای اخیر ما شاهد انجام سفرهای متعدد این گروه به خارج از کشور و برگزاری سمینارهای پرهزینه ای در داخل کشور- به اسم جذب نخبگان و...- بودیم و خبرهای جسته و گریخته این مراسم همه بیانگر آن است که به عمد تلاش می شود تا دست نهادهای امنیتی و سیاسی مسئول از نظارت بر این برنامه ها کوتاه باشد.

این روند در واقع می تواند هم از نقش این رفتارها و رویه ها در متقاعد شدن غرب برای صدور قطعنامه ها و تشدید تحریم ها حکایت کند و هم هدف اصلی این فشارها که تشدید رفتارهای گریز از مرکز محافل خاص است را نشان بدهد.

6- در نهایت می توان گفت که از نظر آمریکایی ها زمانی که قطعنامه های شورای امنیت با تحریم های مکمل همراه شود و با بعضی از روندهای داخلی اثرگذار هم گره بخورد، می تواند یک اتفاق جدید- و نه تکرار روند 31 ساله- تلقی شود. البته این مثلث، مطلب جدیدی نیست و اضلاع آن جدا جدا تجربه شده اند ولی به هر حال آمریکایی ها همزمانی این اقدامات را تجربه جدید به حساب می آورند البته عیب مهم این تجربه این است که از نشاط جوانی آمریکایی ها چیز چندانی باقی نمانده است.

آفرینش:چالش های صنعت و آینده

«چالش های صنعت و آینده»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه‌ی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن می‌خوانید؛اهمیت صنعت در هر کشوری بدان گونه اساسی و مهم است که بسیاری آن را موتور محرکه اقتصاد هر کشور می دانند بطوریکه در واقع در صورت نگاه واقع بینانه علمی و مدیریت صحیح تمام بخش های آن رشد و دسترسی به اهداف بلند مدت و کوتاه مدت هر اقتصادی را به دنبال دارد و در مقابل در صورت وجود چالش ها و مشکلات بسیار در راه آن رشد و توسعه این بخش در اقتصادی جدا از آنکه خنثی می گردد عملا می تواند روندی قهقرایی  به خود بگیرد و بر تمام شاخص های اقتصادی نیز تاثیری منفی بر جا بگذارد.

در این راستا در کشور ما ایران نیز بخش صنعت از آنجا که نقش اساسی در تولید ناخالص  ملی و درآمد سرانه دارد باید همواره با نگاهی استراتژیک بدان نگریست در این حال وقوع هر گونه مشکل و بحرانی در این بخش عملا برتمام اقتصاد کشور تاثیر می گذارد و تداوم و ناتوانی در حل چالش های فراروی آن عملا اقتصاد هر کشوری از جمله اقتصاد کشور ما را به شرایط رکود نزدیک می سازد.

    ناگفته پیداست که در چند سال گذشته بخش صنعت در کشور  ما با چالش ها،مشکلات و بحرانهای بسیاری دست به گریبان بوده است بحران هایی که هرچند بسیاری از کارشناسان بر آن اذعان دارند اما همچنان به نظر می رسد بخش زیادی از مقامات اقتصادی نگاهی چندان جدی به آن نداشته و یا عملا در راستای حل آن گام هایی اساسی برنداشته اند در این بین اینک کشور ما با توجه به شرایط داخلی و بین المللی در وضعیت ویژه ای قرار گرفته است.وضعیتی که از یک سو بحران ها و چالش های موجود بخش صنعت از جمله واردات گسترده و بی رویه در بخش های مختلف صنعتی،دخالت گسترده دولت در این بخش و ناموفق بودن نسبی خصوصی سازی صنایع،کمبود نقدینگی،نوع سود بانکی،تورم فزاینده،ضعف دستگاه دیپلماسی اقتصادی کشور،مشکلات خرید تکنولوژی از خارج و دهها مشکل کوچک و بزرگ دیگر در زیر مجموعه های بخش صنعت کشور مشهود و عینی است مشکلاتی که امروزه به نگاه کارشناسان عملا زیر مجموعه های بسیاری از صنایع کشور را با بحران هایی نظیر تولید با 10 درصد یا یک سوم ظرفیت و یا حتی ورشکستگی روبرو کرده است در این بین بطور مثال در حالی که بسیاری از صنایع نساجی و کارخانجات کشور با چالش های عدیده همراه هستند واردات قاچاق بی رویه که گاه تا 90 درصد بازار کشور را در بر گرفته عملا باعث رقابت ناپذیری بخش صنعت نساجی در مقابل محصولات خارجی شده است.

از سوی دیگر به نگاه بسیاری با توجه به وضعیت فعلی صنعت کشور اینک باید از یک طرف سناریوهایی را برای آینده بخش صنعت کشور در پس هدفمند کردن یارانه ها متصور شده و از سوی دیگر نگاهی جدی تر به تحریم های جدید اعمالی در یک ماه گذشته بر ضد کشور داشت چه اینکه فارغ از برخی نگاه ها،خواسته یا نا خواسته تحریم ها بر بخش های بسیاری از صنعت کشور تاثیر می گذارد در این مقال این مدیریت بحران است که می تواند کشتی صنعت کشور را از گزند چالش ها رهایی بخشد.
   
آرمان:آلودگی برنج‌ها جدی گرفته نشد

«آلودگی برنج‌ها جدی گرفته نشد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آرمان به قلم دکتر انوشیروان محسنی بندپی است که در آن می‌خوانید؛آلودگی‌های برنج‌های وارداتی که بیش از 8 ماه پیش بر کمیسیون اثبات شده بود هنوز هم بعد از این همه پی گیری حساسیتهای اعضای کمیسیون بهداشت را به دنبال دارد. اما اینکه چرا نمی‌توانیم با تجهیزات کامل آلودگی برنجها

را در ابتدا تشخیص دهیم نیز باید بگویم این در دستور کار کمیسیون است و کمیسیون مسائل را به صورت علمی و کارشناسی بررسی می‌کند. در حال حاضر متخصصان تغذیه، سم شناسان بیوشیمی، آزمایشگاه‌ها و دستگاه‌های اجرایی ذیربط و سازمان بازرسی همگی در صدد هستند تا معضل برنجهای آلوده را حل نمایند.

برنجهای وارداتی آزمایش شدند . اما متاسفانه درآن موقع آرسنیک جزو آنالیزآنها نبود و در این رابطه هم اظهار نظر نمی‌شد . اما برآن شدیم تا فعلا بر اساس روش‌های استاندارد ،نمونه‌ها از گمرک کشورهای وارد کننده جمع آوری شود  و در آزمایشگاه‌ها مورد تایید قرار گیرد .به طور کلی باید بگویم که ما متاسفانه روی ایمنی و سلامت غذا هیچ اقدام کافی و اصولی انجام نداده ایم . نه سیاستگذاری کردیم و نه برنامه ریزی  در برنامه چهارم، قانون‌گذار،  شورای عالی سلامت و امنیت را پیش بینی کرد اما تشکیل نشد . این شورا وظیفه اش همین بود که امنیت مواد غذایی را از هر زاویه که به مواد غذایی مربوط است پی گیری کند .

قرار بر این بود تا مواد غذایی به لحاظ ایمنی ،کیفیت و امنیت ازنظر این شورا بگذرند . اما دستگاه‌های اجرایی کلا این قضیه را جدی نگرفتند . در حال حاضرهم کاستی‌ها را در بیشتر موارد از دستگاه‌های اجرایی ملاحظه می‌کنیم . اینکه اداره استاندارد ،آزمایشگاه‌های تخصصی غذا و داروی وزارت بهداشت و وزارت کشاورزی و بازرگانی در این راستا کوتاهی کرده اند و کمیسیون بهداشت هم دراین ایام دغدغه‌های بسیاری برای این موضوع داشت . نتیجه می‌گیریم که دستگاه‌های اجرایی باید نظارت می‌کردند که نکردند .

همه سعی مان برآن است تا این برنجها را از بازار حذف کنیم و از توزیع آن جلوگیری به عمل آید و یا آنکه به فروشنده باز گرداند ه شود . مجلس شورای اسلامی با نگرانی بر سلامت مردم همه توان خود را به کار گرفت تا از مصرف این برنجها جلوگیری به عمل آید . چرا که بیشترین مواد غذایی که در ایران مصرف می‌شود برنج است . حتی در این راستا کمیته ای تشکیل داد چرا که گزارشاتی ضد و نقیض فرستاده بودند .

مجموعه این اسناد نمایندگان مجلس را قانع نکرد .این در حالی است که آنها تمام سعی خود را به کار گرفته بودند تا نمایندگان مجلس را قانع کنندهر دستگاهی گزارشی متفاوت ارائه داد که این نشان می‌دهد که هماهنگی بین دستگاه‌ها وجود ندارد و اینکه باید درباره این موضوع هم به توافق برسند . بهتر است مجریان در رابطه با این موضوع فعال تر شوند اگر مشکلی در جامعه بروز می‌کند باید به سرعت آن را حل کرد و این تنها توافق دستگاه‌های اجرایی را می‌طلبد . مجلس با درایت و با تشکیل این کمیته ویژه حتما به این غائله هم پایان می‌دهد چون در این جا مساله سلامتی مردم مطرح است.

جهان صنعت:روزگار غافلگیری

«روزگار غافلگیری‌»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جهان صنعت به قلم زهرا علی اکبری است که در آن می‌خوانید؛دیروز فقط هوا گرم نبود. قطعی مکرر برق کارکنان بسیاری از شرکت‌ها را بلاتکلیف گذاشته و کارها را مختل کرده بود. قطعی مکرر برق در مرکز شهر سبب شده بسیاری از شرکت‌ها و ادارات مجبور شوند بسیاری از کارهای خود را به وصل برق موکول کنند کمااینکه رخ دادن این اتفاق در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها از جمله روزنامه جهان‌صنعت سبب‌ساز مشکلات فراوانی شد.

این همه ماجرا نبود، قطع و وصل اینترنت در بسیاری از مراکز از سوی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به قطع و وصل برق ربط داده شد و از سوی دیگر مردمی که می‌خواستند از کارت‌های بانکی‌شان پول دریافت کنند، بلاتکلیف در شعب ادارات می‌شنیدند که قطع برق در بانک مرکزی سبب شده است شبکه شتاب مختل شود. اینها تنها بخشی از ماجراست.

قطع و وصل برق بدون تردید هزینه‌های فراوانی را به ادارات و سازمان‌ها و مردمی که کارهای عادی‌شان مختل می‌شود تحمیل خواهدکرد و همه اینها در حالی رخ داده که وزیر نیرو روز دوشنبه در جمع نمایندگان رسانه‌های گروهی اعلام کرده است که این وزارتخانه خاموشی برنامه‌ریزی شده ندارد و با تمام توان درصدد تامین برق مورد نیاز در اوج گرمای زودرس تابستان است.

شاید تا هفته گذشته می‌شد این گفته را از مقامات وزارت نیرو پذیرفت که گرمای زودرس در خردادماه مسوولان و سیاست‌گذاران این حوزه را غافلگیر کرده است اما تداوم گرما و ورود به فصل تابستان دیگر جایی برای این توجیهات باقی نمی‌گذارد.

تابستان‌های همیشه گرم سال‌هاست مقامات وزارت نیرو را غافلگیر می‌کند و زمستان‌های همیشه سرد سال‌هاست که مقامات وزارت نفت را غافلگیر می‌کند. این غافلگیری‌ها تنها وقتی رخ نمی‌دهد که زمستان بهاری باشد و تابستان بویی از تابستان نبرده باشد در غیر این صورت باید در تابستان تن به قطع برق داد و زمستان تن به قطع گاز.

این قطعی‌ها در ساختار برنامه‌ریزی‌های اینچنینی آنقدر عجیب نیست و شاید عجیب این باشد که در زمستان بهاری سال گذشته گاز در کشور قطع نشد.آیا می‌توان به بهانه غافلگیری، کارهای روزمره و روزانه مردم، شرکت‌ها، سازمان‌ها و ادارات را معطل گذاشت. یک ماهی است گرمای بی‌امان از راه رسیده است.

از قبل معلوم بود که تابستان داغ خواهد بود و دلیل این مدعا داغی تابستان‌های گذشته است. برای فرار از این غافلگیری‌ها می‌توان چاره‌ای اندیشید یا باید در گذر همین قطع و وصل‌های مکرر برق، کارت‌های شتاب، شبکه اینترنت و... روزها را سپری کرد؟

دنیای اقتصاد:استدلال‌های جذاب اما نادرست علیه اقتصاد رقابتی

«استدلال‌های جذاب اما نادرست علیه اقتصاد رقابتی»عنوان سرمقاله‌ِ روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم علی سرزعیم است که در آن می‌خوانید؛آنچه که به نظر می‌رسد این است که مناقشات حول قضیه دانشگاه آزاد پایان یافته، اما نکته جالبی که در این مناقشات دیده شد این بود که هیچ‌کس فلسفه وجودی دانشگاه آزاد، یعنی عرضه خصوصی آموزش عالی را زیرسوال نبرد.

گویی برای همه مسلم شده که وجود یک بازار خصوصی برای آموزش عالی امر درست و ضروری است. این مساله را باید قدر شناخت و یک گام مثبت قلمداد کرد؛ چرا که شاید بیست سال قبل فضای حاکم دقیقا معکوس بود، به این معنی که دفاع از وجود نهادهای آموزش عالی خصوصی کار دشواری به نظر می‌رسید و مقاومت‌های سیاسی و اجتماعی شدیدی در برابر آن وجود داشت.

وقتی وجود دانشگاه خصوصی مطرح می‌شد کسانی با داعیه عدالت به اعتراض لب به سخن می‌گشودند که قرار است ثروتمندان جامعه تحصیلات عالی را نیز خریداری کنند. در آن زمان کسانی به تمسخر می‌گفتند که با خصوصی بودن آموزش عالی فقرا به این خدمات دسترسی نخواهند داشت (اگر به دانشگاه دولتی نروند)، ولی ثروتمندان در این کار موفق خواهند بود.

استدلالی که در آن زمان مطرح می‌شد به بیان دیگر این بود که چون ثروتمندان از تمکن مالی بالاتری برخوردارند، وجود دانشگاه خصوصی در واقع نوعی سرویس‌دهی به اقشار غنی خواهد بود و اقشار غنی این بار با بهره‌مندی از تحصیلات بهتر درآمد بیشتری کسب خواهند کرد و این امر در بلندمدت نابرابری را در جامعه تشدید خواهد نمود. وقتی به ظاهر این استدلال نگاه می‌کنیم بسیار زیبا، دلچسب و مطلوب به نظر می‌رسد، اما تجربه موجود نشان می‌دهد که این استدلال زیبا درست نیست. وجود دانشگاه خصوصی نظیر دانشگاه آزاد توانست خدمات خود را به گستره وسیعی از مردم ارائه دهد و منحصر به اقشار غنی نماند، گرچه اقشار غنی در پرداخت شهریه آن توانمندتر بودند.

هدف از طرح این مساله، نبش قبر مجادلات گذشته و به رخ کشیدن خطاهای دیگران نیست، بلکه هدف این است که یادآور شویم این استدلال به ظاهر زیبا و عدالت نما امروز در موضوعات دیگر روز به انحای مختلف مجددا مطرح می‌شود. به بیان دیگر، اگر گذشت زمان و عملکرد نظام بازار توانست مخالفت‌ها را با عرضه خصوصی آموزش عالی کنار زند، اما اصل مخالفت به مکانیزم بازار آزاد به قوت خود باقی است و در عرصه‌های دیگری که مجال بروز می‌یابد، فعال است. بنابراین بازخوانی این رویکرد به مسائل اجتماعی و اقتصادی و نقد استدلال‌های به ظاهر جذاب و زیبا از اولویت‌های روشنفکران و دانشگاهیان و روزنامه‌نگاران است. امروز برای همه روشن شده که جامعه متشکل از دو بخش ثروتمند و فقیر نیست و یک نهاد آموزش عالی خصوصی صرفا در اختیار قشر غنی نخواهد بود و عرضه خصوصی خدمات آموزشی نابرابری را به شکل ناگواری افزایش نخواهد داد.

امروز همه می‌بینند که بخش بزرگ جامعه، طبقه متوسط هستند و این طبقه متوسط است که تلاش می‌کند در زمره مشتریان این خدمت خصوصی باشد و هزینه این قبیل خدمات را می‌پردازد. در مسائل دیگری نظیر آزادسازی قیمت‌ها مجددا همان استدلال‌های به ظاهر قشنگ و زیبا سر بر می‌آورد که نباید نرخ بلیت هواپیما، قطار، بنزین، برق، گاز و امثالهم افزایش یابد؛ چراکه فشار صرفا بر اقشار فقیر است و اقشار غنی مشکلی نخواهند داشت.

وقتی گفته می‌شود که خدمت سربازی می‌تواند همانند دوره کوتاه‌مدت اواخر دهه 70 با دریافت هزینه خدمات مربوطه مبادله شود به سرعت این حرف ضد عدالت قلمداد می‌شود و الزام به شرکت همه افراد جامعه فارغ از هزینه فرصت آنها برابری و عدالت عنوان می‌شود.غرض آنکه باید مثال‌های متعددی از گذشته را مجددا مطرح کرد و نشان داد که استدلال‌های به ظاهر عدالت گرایانه، اما در واقع مخالف اقتصاد بازار تا چه اندازه نادرست است و در عمل نادرست از آب درآمده است. متاسفانه مکانیزم اقتصاد بازار مکانیزمی است که در وهله اول غیرجذاب و غیرشهودی و حتی غیرعملی می‌نماید.

اینکه گفته شود که اقتصاد خود کار می‌کند و مداخلات و تنظیم‌گری‌ها اصولا کارآیی آن را خراب می‌کند (مگر در شرایط خاصی) حرف عجیبی به نظر می‌رسد، زیرا در ذهنیت ما همه امور کوچک با مدیریت و نظارت مستمر رتق و فتق می‌شود، حال چطور است که یک مجموعه بزرگ چون اقتصاد را باید به دست نامریی و نادیده بازار سپرد؟ اما جای خوشحالی است که وقتی اقتصاد بازار مجال تجربه می‌یابد چنان عملکردی از خود برجای می‌گذارد که افراد دیگر در کارآیی و درستی مکانیزم‌های آن تردید نمی‌کنند.

اگر این حرف درست باشد آیا نمی‌توان گفت که مدیران اقتصادی برای گذار اقتصاد به سمت نظام بازار باید قدری جسارت به کار گیرند و فارغ از هیاهوها و استدلالات قشنگ مکانیزم‌های بازار را فعال کنند؟ در تجربه پس از جنگ تحمیلی اگر پای ورزی مسوولان کشور نبود آیا فضای سوسیالیستی حاکم بر اذهان نخبگان سیاسی و توده مردم مانع نمی‌شد که ایران در همین اندازه فعلی نیز به سمت اقتصاد بازار حرکت نکند؟ اینها سوالاتی است که باید در عرصه اقتصاد سیاسی آنها را مطرح کرد و در این حوزه به دنبال پاسخ مناسب برای آن گشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها