در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
انیمیشن کوتاه را معمولا برای جشنوارهها میسازند. همین خیلیها را به این باور متمایل ساخته که این گروه از آثار پویانمایی ارتباطی با مخاطب خردسال ندارند. اگر چنین باشد اولین ایرادی که میتوان به این انیمیشنها گرفت قالب آنهاست و این سوال که چه لزومی داشته فیلمساز برای بیان مقصود خود از پویانمایی استفاده کند و از تصاویر واقعی فاصله بگیرد؟
در ابتدا باید گفت اساسا چنین نیست که همه انیمیشنهای کوتاه حتی نمونههای جشنوارهای ارتباطی با مخاطب خردسال نداشته باشند و مسیرشان کاملا متفاوت از مسیر برنامهسازان کودک باشد. خیلی از کارگردانهای انیمیشن کوتاه مضامین عمیق مورد نظرشان را در قالبی چنان ساده ارائه میکنند که کاملا همخوان با نیاز مخاطب کودک است و نیز همخوان با قالب کودکانه آثارشان. ازجمله کارگردان مشهور ایتالیایی «برونو بوزتو» (Bruno Bozzetto) که مجموعه قابل توجهی از انیمیشنهای کوتاه خود را با نرمافزار «فلاش» ساخته و با این حال همین پویانماییهای ساده و تخت، از جذابترین انیمیشنهای کوتاه جهان هستند و به شکل تحسینبرانگیزی، هم برای کودکان مناسبند و هم برای بزرگسالان.
اما درخصوص آن دسته از کارگردانهای انیمیشن که محتوای آثارشان به ظاهر تناسبی با قالب کارشان ندارد باید به طور مجزا بحث کرد. تردیدی نیست که انیمیشنهای خشن کارگردانی همچون «رمی» (Remi) از حیث مضمون به هیچ وجه کودکانه نیستند حال آن که قالبشان حتی خیلی بیشتر از کارهای بوزتو نزدیک به انیمیشنهای کارتونی کودکان است. آیا میتوانیم بگوییم این ضدیت قالب با محتوا، نقص آثار رمی است؟ خیر. چراکه اصلا خشونت و خونریزی موجود در پویانماییهای کوتاه رمی تنها زمانی معنا و مفهوم قابل توجه دارند که با همین فرم کودکانه و کارتونی ارائه شوند. به عبارت دیگر باید گفت همه لطف و تازگی فیلمهای رمی و همه ایده بکر آنها در همین ناهمخوان بودن فرم و محتوای آنهاست چراکه اصلیترین عنصر زیباییشناسانه این آثار عنصر تضاد است. ویژگی متمایز کار رمی در مقایسه با دیگر انیمیشنسازانی که برای مخاطب بزرگسال فیلم میسازند در این است که آثار او برای استفاده از قالب کارتونی منطقی قابل دفاع دارند و این طور نیست که مثل بسیاری از نمونههای دیگر، بدون دلیل موجه از ساختار پویانمایی بهره برده باشند.
یکی از اصلیترین دلایلی که میتوان برای روی آوردن فیلمسازان فیلم کوتاه، به ساختار پویانمایی ذکر کرد، امکانات بیشتر انیمیشن برای به تصویر کشیدن ذهنیات و تخیلات فیلمساز است، اما این مساله به تنهایی نمیتواند توجیهکننده استفاده از ساختار کودکانه برای محتوای بزرگسالانه باشد. عدم توجه به این مهم موجب شده بسیاری از آثار کوتاه انیمیشن دچار بحران هویت باشند و معلوم نباشد برای چه کسی تولید شدهاند، برای چه با این شکل و شمایلی که اختصاص به مخاطب خردسال دارد ارائه شدهاند و اصلا چرا ساخته شدهاند. در مقابل، شمار قابل توجهی از آثار انیمیشن هم هستند که سازندگان آنها با توجه خاص به این مسئله قابل تأمل، دست به طراحی نوعی فرم تازه زدهاند و تکنیکهایی را برای ساختار انیمیشنی اثر خود به کار گرفتهاند که با حافظه تصویری مخاطب خردسال فاصله دارد و اگرچه نقاشی متحرک است، اما کودکانه نیست. به این صورت که پایه پویانمایی مورد نظر خود را نقاشیهایی قرار دادهاند که نقاشیهایی بزرگسالانه است مثل آثار تیره و تار اکسپرسیونیستها یا آثار تغزلی و پرتلألو امپرسیونیستهایی نظیر کلود مونه و آگوست رنوار یا از آن بالاتر آثار متعلق به جنبشهای هنری قرن بیستم که یا کاملا آبستره و بدون فرم هستند یا فرمهای بشدت اغراق شده و نامعمول دارند.
انیمیشن کوتاه به دلیل محدودیت زمانیاش، در مقایسه با دیگر انواع پویانمایی، گزینه مناسبتری برای انسان پرمشغله و کمحوصله مدرن است. چنان که برای اغلب مخاطبان امروز ادبیات، داستان مینیمال هم در مقایسه با رمان، جذابیت بیشتری دارد. کارگردان انیمیشن کوتاه، فرصت چندانی برای داستان تعریف کردن برای مخاطبش ندارد. او ناچار است تکیه کند به داشتههای ذهنی مخاطب و براساس همین داشتههای قبلی، داده مورد نظر خودش را ارائه کند. از این گذشته ناچار است گزیدهگو باشد و از اطناب و تفصیل بیمورد پرهیز کند. میداند که وقت زیادی برای تاثیرگذاری بر مخاطبش ندارد و فرصت اندکی را که در اختیارش است باید غنیمت بشمارد. میداند که اگر تاثیرگذار نباشد نمیگویند عذرش موجه است چون فرصتش کم بوده، بلکه میگویند نابلد بوده. پس در مرحله انتخاب ایده بیشتر فکر میکند و در هنگام پرداخت ایده، خلاقیت بیشتری به خرج میدهد و موقع اجرا هم بیشتر به نیاز مخاطب فکر میکند تا ذهنیات شخصی خودش. در نتیجه کارش در عین استقلال هنری، بیاعتنا به مخاطب نیست و در عین کوتاه بودن، ابتر و بیثمر نخواهد بود.
اما مختصری هم درباره انیمیشنهای کوتاه روشنفکرانه یا بهتر است بگوییم روشنفکرمآبانه یا به قول بعضیها انیمیشن کوتاه فلسفی! متاسفانه در میان انیمیشنهای کوتاه کم نیستند انیمیشنهایی که نه فقط ساده و قابل فهم نیستند و بشدت پیچیده یا پیچیدهنما هستند، بلکه اساسا فکر و ایده اولیه مهمی هم ندارند، اما چون در زبان بیانی خود فاقد صداقت هستند این فقر ایده را با ادعای روشنفکری میپوشانند و به اصطلاح فیلم شخصی، مستقل و هنری نامیده میشوند. این پدیده در فیلمهای کوتاه غیرانیمیشن هم رایج است، اما اگر در آنجا مساله خیلی مهمی نباشد
ـ که هست ـ در اینجا یعنی در ساختار انیمیشنی قطعا مهم و شایان توجه و البته بسیار شگفتآور است.
مهم و قابل توجه است چون اصولا مقوله انیمیشن حتی نمونههای غیرکودکانهاش، شدیدا نیازمند سادگی و شفافیت در بیان است و مخاطب انیمیشن هم چنین انتظاری از یک فیلم پویانمایی دارد و شگفتآور است چون وقتی آنهمه تمهید لازم است تا بتوانیم از ساختار نقاشی متحرک برای بیان مضمون غیرکودکانه استفاده کنیم چطور گمان برده میشود که میتوان از این ساختار برای بیان مضمونی استفاده کرد که نه فقط کودکانه نیست بلکه بزرگسالان هم از درک آن عاجزند و جز سازنده یا معدودی افراد نظیر خودش کسی قادر به فهم آن نیست؟
انیمیشن کوتاه یکی از بهترین و جذابترین قالبهای فیلمسازی امروز دنیاست. چنان که بسیاری از فیلمسازان فیلم واقعی را هم برای ساخت و تولید، وسوسه میکند یا لااقل آنها را در صف مخاطبان علاقهمند و پیگیر آثار کوتاه انیمیشن قرار میدهد. از این گذشته این قالب پرکاربرد انیمیشن یکی از پولسازترین و سودآورترین قالبهای فیلمسازی دنیای امروز نیز هست چراکه از مهمترین، گستردهترین و تاثیرگذارترین ابزارهای تبلیغاتی کنونی است.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: