حاشیه خبر

صنایع دستی تهرانی نیست

اولین برگ از طرح انتقال دستگاه‌ها و وزارتخانه‌های دولتی از پایتخت به شهر‌های دیگر ایران هفته آینده با انتقال معاونت صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از تهران به اصفهان ورق می‌خورد تا این سازمان به عنوان طلایه دار این طرح، بخشی از سهم خود را در این زمینه ادا کرده باشد. در ادامه این انتقال که پیرو مصوبه دولت در این زمینه صورت می‌گیرد قرار است معاونت حفظ و احیای آثار فرهنگی و پژوهشی این سازمان نیز در آینده‌ای نزدیک به یکی از سه استان اصفهان، قزوین و یا فارس منتقل شود.
کد خبر: ۳۳۷۸۷۰

انتقال معاونت صنایع دستی به اصفهان با توجه به آن‌که این شهر همیشه به عنوان یکی از قطب‌های صنایع دستی کشورمان مورد توجه بوده است از نگاهی می‌تواند موجب رشد و شکوفایی صنایع دستی کشورمان شود.

صنایع دستی ایران سال‌هاست که به واسطه دور بودن مدیریت اجرایی و متولی دولتی آن از مبدا تولید ضربه‌هایی می‌خورد که شاید واضح ترین آنها شناخته نشدن بازار هدف و البته مغفول ماندن مشکلات ریشه‌ای هنرمندان این حوزه به واسطه دوری از پایتخت باشد.

از هم اکنون منتقدان این مصوبه موارد بسیاری را به‌عنوان دست انداز! اجرایی شدن این رویداد پشت سر هم می‌شمارند. اما شاید کمی تامل و صبر در این زمینه باعث خواهد شد که این طرح در توجیه پذیرترین شکل خود در کام منتقدان نیز شیرین جلوه کند. تجربه ثابت کرده است که تمرکز زدایی فعالیت‌های حوزه فرهنگ و هنر از پایتخت باعث شکوفایی این حوزه شده است.

جدا از آن‌که بخش اقتصادی نیز به سهم خود می‌تواند از این امر سود برد، شاید مثالی کوتاه در این بخش تمام حرف را یکجا بزند. این روزها هنرمند و غیرهنرمند معتقدند که ایده تمرکز زدایی از فعالیت‌های هنری از پایتخت که از دو سال پیش در مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد پیگیری شد به‌طور عملی باعث رونق این بخش شده است. بر اساس این طرح که می‌تواند نمونه‌ای کوچک برای این مصوبه بزرگ دولت نیز به شمار رود، قرار بر آن شد تا دوسالانه‌های هنری در شهرهایی غیر از تهران برگزار شود.

از آن زمان اندکی نگذشت که دوسالانه‌های هنری یکی پس از دیگری در شهرهایی مانند سمنان، گلستان و یزد برگزار شدند. هرچند این طرح نیز در آغاز با مخالفت بسیاری از هنرمندان و غیرهنرمندان! روبه‌رو شد، اما در پایان خوش‌بین ترین منتقدان نیز باور نمی‌کردند که این طرح بتواند به رشد و توسعه هنر در کل کشور بینجامد.

به عنوان مثال شهرهایی که تا قبل از برگزاری این رویداد‌ها هنوز سالنی برای برپایی یک رویداد نداشتند در دومین سال میزبانی به تکاپو افتادند تا سالن‌های مجهزی برای میزبانی هرچه بهتر در این زمینه بسازند.

شغل‌های جدید برای بیکاران قدیم! ایجاد شد و اقتصاد هنری آنچنان پویا شد که به عنوان مثال حتی کارگاه بوم‌سازی کوچکی که سال‌ها در گوشه‌ای در یکی از این شهرها خاموش مانده بود به فکر کسب در آمد بیشتر افتاد و حتی اندیشه مهاجرت به پایتخت را نیز فراموش کرد. مطمئنا انتقال دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی از پایتخت تبعات بسیاری به همراه خواهد داشت؛ مشکلات کوچک و بزرگی که تهرانی! بودن این دستگاه ها باعث آن شده است و منتقدان این طرح به درست و نادرست روی آن انگشت خواهند گذاشت. اما گویا وقت آن رسیده که دگردیسی تازه‌ای در این زمینه رخ دهد. هرچند اکنون بسیاری با عینک تیره به این طرح نگاه می‌کنند، اما باید باور کرد که نیمه پر تر لیوان آنقدر شفاف است که آن‌سوی ماجرا را بتوان روشن‌تر‌ از گذشته دید.

اما در این میان از این نکته نیز نباید غافل شد که بسیاری از خانواده‌های کارکنان صنایع دستی به دلایل مختلف از جمله اشتغال یا تحصیل فرزندان و اعضای خانواده خود در پایتخت با خروج از تهران موافق نیستند و برای موفقیت این طرح باید رضایت این افراد از جمله از طریق اعطای تسهیلات و امتیازات مناسب تامین شود.

مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها